دو آدم کلیدی در دستگاه کیوک خان مسیحی بودند: قداق و جینقای. چون خود کیوک «طبع ملول» داشت و چندان در امور کشورداری دخالت نمیکرد همه کارها دست این دو نفر بود و «کار نصاری در عهد دولت او بالا گرفت و هیچ مسلمان را یارای آن نبود که با آن جمع سخنی بلندتر گوید» اما از بدبیاری مسیحیان کیوک یک سالی بیشتر زنده نبود و در اولین سفر به سوی بیشبالیغ در نزدیکی سمرقند مریض شد و مرد. بعد از مرگش هم سوگلیاش اغولغایمش و پسرانش خواجه و ناقو بیعرضگی کردند و کلا خانی از خانواده کیوک خارج شد و در نهایت به منکوقاآن رسید که از یک خانواده دیگر است.