
Sign up to save your podcasts
Or


گاهی مرز بین واقعیت و چیزی که ذهنمون میسازه،خیلی هم روشن نیست.
شاید هر باور و تصوری قرار نیست با برچسب «درست» و «غلط» کنار قرار بگیره
مهم اینهکه بدونیم کدوم تصویرها به ما معنا و امید میده و کدوم آرومآروم ما را از واقعیت دور میکنه.
گاهی ذهن، چیزی رو لازم داره که فقط کمی با واقعیت فاصله داشته باشه…
هوش هیجانی فقط این نیست که احساسات خودت رو بشناسی
مهمتر از اون،اینه که وقتی احساسات سراغت میان،چطور باهاشون برخورد میکنی.
اما از کجا بفهمیم هوش هیجانی بالایی داریم یا نه؟
۴ مدل وجود داره که برای تشخیصش بهت کمک میکنه...
خیلیها از سخنرانی جلوی جمع میترسن! 😰🎤
جالبه که وقتی آمار ترسهای مختلف رو بررسی میکنیم، ترس از سخنرانی بین ترسهای رایج آدمها آمار قابلتوجهی داره.
حتی برای بعضیها، فکر کردن به اینکه باید جلوی چند نفر صحبت کنن، کافیه تا استرس بگیرن، صداشون بلرزه یا حتی حرفهاشون رو فراموش کنن!
اما واقعاً چرا صحبت کردن جلوی بقیه برای خیلیها سخته؟
آیا مشکل از کمبود اعتمادبهنفسه یا دلایل دیگهای پشت این ترس وجود داره؟
تورم فقط قیمتها را بالا نمیبرد؛
آرامآرام کیفیت زندگی، احساس امنیت و حتی نگاه ما به آینده را هم تغییر میدهد.
وقتی ارزش پول دائماً کاهش پیدا میکند، تصمیمهای ساده زندگی سختتر میشوند، برنامهریزی برای آینده دشوارتر میشود و فشار مالی میتواند به اضطراب، نگرانی و فرسودگی ذهنی تبدیل شود.
شاید آسیب تورم فقط چیزی نباشد که در حساب بانکیمان میبینیم؛
بخشی از آن در ذهن ما اتفاق میافتد.
صمیمیت توی هر رابطهای یک شکل نداره.
آدمها با شخصیتهای متفاوت، ممکنه نیازهای متفاوتی برای نزدیک شدن، احساس امنیت و دیدهشدن داشته باشن.
گاهی چیزی که برای تو نشونهی صمیمیته، برای شریک عاطفیت اصلاً همون معنا رو نداره؛ و همین تفاوت میتونه کمکم بین دو نفر فاصله ایجاد کنه.
رابطه فقط درباره دوست داشتن نیست
گاهی درباره قدرت، نقشها، نیاز دیدهشدن و ترسهاییست که هیچوقت بلند دربارهشان حرف نمیزنیم.
با تغییر نقش زن و مرد در دنیای امروز، خیلی از تعریفهای قدیمی رابطه هم تغییر کردهاند. اما آیا ما واقعاً یاد گرفتهایم چطور با این تغییرات کنار بیاییم؟
استقلال،امنیت،مسئولیتپذیری،نیاز به یکدیگر و حتی مسائل مالی،همه میتوانند در یک رابطه به نقطهای حساس تبدیل شوند؛مخصوصاً وقتی هر دو نفر احساس کنند جایگاهشان آنطور که باید دیده نمیشود.
شاید مسئله این نباشد که چه کسی قویتر است یا چه کسی به دیگری نیاز دارد
شاید مسئله این باشد که چطور میشود در کنار هم، هم مستقل بود و هم احساس ارزشمند بودن کرد.
یه زمانی برای گرفتن وقت از مشتری، فقط کافی بود تماس بگیری و خودت رو معرفی کنی؛
اما امروز خیلی وقتها حتی جواب تماس رو هم نمیدن.
واقعیت اینه که مشتری خیلی زودتر از چیزی که فکر میکنیم دربارهمون تصمیم میگیره؛
در همون چند ثانیهی اول، قبل از اینکه حتی وارد اصل صحبت بشیم.
پس مسئله فقط این نیست که «چی بگیم»؛
مهمتر اینه که چطور مکالمه رو شروع کنیم تا مشتری احساس نکنه با یک فروشندهی دیگه طرفه و واقعاً دلش بخواد به ادامهی صحبت گوش بده.
فروش از لحظهای شروع نمیشه که محصولت رو معرفی میکنی؛
از همون اولین جملهای شروع میشه که مشتری باهات ارتباط میگیره.
بعضی وقتها برای بهتر شدن توی فروش، لازم نیست فقط تکنیکهای فروش رو تمرین کنیم؛ باید خودمون رو برای موقعیتهای واقعی هم آماده کنیم.
یکی از همین موقعیتها، وقتیـه که مشتری درخواست تخفیف میکنه.
اگر قبلاً این شرایط رو تمرین نکرده باشیم، ممکنه همون لحظه دستپاچه بشیم یا واکنش اشتباهی نشون بدیم.
گاهی برای قویتر شدن توی فروش، باید قبل از اینکه موقعیت واقعی سراغمون بیاد، خودمون رو به چالش بکشیم.
خیلی وقتا مشتری خودش دقیق نمیگه چی میخواد،اما توی حرفهاش کلی سرنخ وجود داره.
اگه بتونی نیاز واقعی مشتری رو درست تشخیص بدی،پیشنهاد دادن محصول خیلی راحتتر میشه و احتمال خرید هم بالاتر میره.
پس قبل از اینکه بخوای محصولتو بفروشی،
یه سؤال مهم از خودت بپرس:
«من واقعاً فهمیدم مشتری چی میخواد؟»
گاهی مشکل ما کمبود انگیزه نیست
خاموش کردن بخشی از وجودمونه که میخواد رشد کنه.
وقتی خودشکوفایی درون ما سرکوب بشه، ممکنه خودش رو با رفتارهایی نشون میده
ریشهی رشد، همیشه ازیه درد شروع میشه
اما اگه این درد از ظرفیت ما بزرگتر بشه، به جای ساختن ما، میتونه ما رو غرق کنه.
شاید یکی از عمیقترین انگیزههای ما برای خودشکوفایی این باشه:
اینکه دیگه مجبور نباشیم همون دردهای قدیمی رو بارها تجربه کنیم.
From the publisher's feed

7,900 Listeners

1,470 Listeners

1,066 Listeners

1,658 Listeners

1,162 Listeners

145 Listeners

2,997 Listeners

49 Listeners

407 Listeners

2,133 Listeners

71 Listeners