
Sign up to save your podcasts
Or


ایران تو با عشق زنده ای و عشق را نمی توان کشت ی نامت را صدا میزنمچیزی در من زنده میشود…ایراناز خاکی که بوی انسان میدهدنه بوی جنگ و نه سایهی ترساز ردّ نور روی تنِ سنگاز عهدی قدیمیتر از هر نفساز کوچههای خیس اصفهاناز پلهایی که به رؤیا رسیداز مردم گرم و سادهی توکه حتی در سختی… لبخند دیدما از تبار عشقیمنه از صدای گلولهناممان کنار انسان استنه در مرز و فاصلهایران…تو را از شعر صدا میزنماز حافظ… از نفس عاشقانهایران…تو را از دل صدا میزنماز مولانا… از جنون عارفانهایران…تو با عشق زندهایو عشق را نمیشود کشتاز لیلی و مجنون، از آن بیقراریاز شیرین و فرهاد، از کوه و صدااز دستهایی که عشق را بافتنددر تار و پود این خاک آشنااز زعفران، از عطر نان تازهاز سفرهای که دلها را جمع کرداز شهری که در نقش جهانش هنوززمان… کمی آهستهتر گذر کرداگر هزار بارنامت را پاک کنند…تو باز در دل منیتو فقط خاک نیستیتو یک احساسی…که ریشه داردایران… ایران…تو با عشق زندهای، نمیمیریحتی اگر دنیا علیه تو باشدایران… ایران…تو در صدای منی، در نفس منیتا عشق هست…تو هم هستی
#نسترن_ادیب_راد_PhD_زوج_درمانگر
By Nastaran Adibrad, Ph.D. RPایران تو با عشق زنده ای و عشق را نمی توان کشت ی نامت را صدا میزنمچیزی در من زنده میشود…ایراناز خاکی که بوی انسان میدهدنه بوی جنگ و نه سایهی ترساز ردّ نور روی تنِ سنگاز عهدی قدیمیتر از هر نفساز کوچههای خیس اصفهاناز پلهایی که به رؤیا رسیداز مردم گرم و سادهی توکه حتی در سختی… لبخند دیدما از تبار عشقیمنه از صدای گلولهناممان کنار انسان استنه در مرز و فاصلهایران…تو را از شعر صدا میزنماز حافظ… از نفس عاشقانهایران…تو را از دل صدا میزنماز مولانا… از جنون عارفانهایران…تو با عشق زندهایو عشق را نمیشود کشتاز لیلی و مجنون، از آن بیقراریاز شیرین و فرهاد، از کوه و صدااز دستهایی که عشق را بافتنددر تار و پود این خاک آشنااز زعفران، از عطر نان تازهاز سفرهای که دلها را جمع کرداز شهری که در نقش جهانش هنوززمان… کمی آهستهتر گذر کرداگر هزار بارنامت را پاک کنند…تو باز در دل منیتو فقط خاک نیستیتو یک احساسی…که ریشه داردایران… ایران…تو با عشق زندهای، نمیمیریحتی اگر دنیا علیه تو باشدایران… ایران…تو در صدای منی، در نفس منیتا عشق هست…تو هم هستی
#نسترن_ادیب_راد_PhD_زوج_درمانگر