بعضی زمستونها تقویم ندارن.
آدم بیدار میشه، میخنده، کار میکنه، قرار میذاره، ولی یهجای دلش هنوز سرده.
«زندگی بیبهار» روایتیه از روزایی که نه کاملاً ناامیدیم، نه واقعاً آروم.
از خستگیِ جمعی، از آدمایی که هنوز دارن ادامه میدن، از بهاری که انگار یه مدت طولانیه راه خونه رو گم کرده.
توی این اپیزود، از جنگهای قدیم، از افسانهی پرسفونه، از آدمهایی که وسطِ مه زندگی کردن، و از ما حرف میزنیم.
از نسلی که هنوز خاموش نشده، فقط خستهست
________________________
ما رو میتونید درشبکه های اجتماعی و یوتیوب دنبال کنید.