
Sign up to save your podcasts
Or


نخودی در گردونکی زندگی می کرد که خوردن یک بار آش و بزرگ شدن شکم کسی مانند او همه قانون های این گردونک را به هم می ریخت، زیرا جا برای خوابیدن کم می آمد. شاه گردونک هندوانه برای این سرکشی ، دستور داد نخودی را به ناکجا آباد بفرستند. و البته از شانس خوش نخودی این ناکجا آباد زمین شد.
https://ketabak.org/me2qh
حقیقت اینجاست که گاهی ما فکر میکنیم نویسندهها موجودات عجیبوغریب، کمیاب و آنجهانی هستند و هرگز به گرد پایشان هم نخواهیم رسید، چرا که آنها ایدههای نابی دارند و ما هیچوقت چنین ایدههای بکر و شگفتانگیزی به ذهنمان نخواهد رسید. در صورتی که بسیاری از ایدهها از قانونهای ثابتی پیروی میکنند و با اندکی کلنجار و تلاش به آنها دست پیدا خواهیم کرد. یکی از این قانونها، قانون ترکیب است.
https://ketabak.org/gd72w
«فکر میکنم باید برای آلبرت یک حیوون خونگی بگیریم. اون یک سالش شده. نظر شما چیه؟» این پرسشی بود که خانم اپلباتم از شوهرش پرسید.
آقای اپلباتم گفت: «حیوون خونگی؟… ماهی قرمز چطوره؟»
https://ketabak.org/s65r3
خواندن اشعار کودکانه با کودکتان می تواند یک تجربه فوق العاده باشد. با خواندن یک شعر می توانید در چند لحظه کوتاه با دوچرخه از تپه ای به پایین سرازیر شوید، با یک حشره گفتگو کنید، با یک غول بخندید یا خنکی برف را روی صورت خود احساس کنید. برای شما، بلندخوانی شعر می تواند تغییر خوبی باشد و برای کودک شما، تجربه شگفت انگیزی از چگونگی ایجاد تصویرهای ذهنی قوی با استفاده از واژه هاست.
https://ketabak.org/ku0tx
نخودی در گردونکی زندگی می کرد که خوردن یک بار آش و بزرگ شدن شکم کسی مانند او همه قانون های این گردونک را به هم می ریخت، زیرا جا برای خوابیدن کم می آمد. شاه گردونک هندوانه برای این سرکشی ، دستور داد نخودی را به ناکجا آباد بفرستند. و البته از شانس خوش نخودی این ناکجا آباد زمین شد.
https://ketabak.org/me2qh
هنگامی که زمینلرزه رخ داد، من و دخترم روی نیمکت راحتی دراز کشیده بودیم و کتاب میخوانیدم. با آغاز لرزههای زمین، دخترم دستهایش را دور گردنم حلقه کرد، سپس خودش را از آغوشم رها کرد و در زیر میز پناه گرفت.
او همان روز در مدرسه، آمادگی برای زمینلرزه را تمرین کرده بود. آماده بود و میدانست چهکاری انجام دهد. امّا بسیار ترسیده بود. دستهایش آشکارا میلرزید.
https://amoozak.org/cc8i5
دونالد میخواست به ماهیگیری بره. از پدرش خواست تا باهاش بیاد، اما پدر خیلی کار داشت. از مادر خواست تا باهاش بیاد، ولی مادر ظرفها رو میشست و کارهای دیگهای هم داشت. برادر و خواهر هم که نداشت. با خودش گفت: «مثل این که باید خودم تنها برم.»
https://ketabak.org/k89a5
آموختن «بخشیدن یکدیگر» به کودکانتان باعث التیام دردهایشان و حفظ آرامش میشود و مهارت با ارزشی را به آنها یاد میدهد.
https://ketabak.org/o57jg
نخودی در گردونکی زندگی می کرد که خوردن یک بار آش و بزرگ شدن شکم کسی مانند او همه قانون های این گردونک را به هم می ریخت، زیرا جا برای خوابیدن کم می آمد. شاه گردونک هندوانه برای این سرکشی ، دستور داد نخودی را به ناکجا آباد بفرستند. و البته از شانس خوش نخودی این ناکجا آباد زمین شد.
https://ketabak.org/me2qh
همهی ما این جمله را شنیدهایم که بعضیها میگویند: «من اگر سرم را بگذارم زمین و بمیرم، حسرت چیزی را نمیخورم. برای مرگ آمادهام.»
معنای «برای مرگ آماده بودن» یعنی چه؟ کدامیک از ما انسانها برای مرگ آمادهایم؟
https://ketabak.org/js7em
From the publisher's feed