Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about بر بال کلمات:How many episodes does بر بال کلمات have?The podcast currently has 53 episodes available.
January 23, 2021کتاب آنیش - فصل 23رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more17minPlay
January 22, 2021کتاب آنیش - فصل 22رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more17minPlay
January 21, 2021کتاب آنیش - فصل 21رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more15minPlay
January 20, 2021کتاب آنیش - فصل 20رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more16minPlay
January 19, 2021کتاب آنیش - فصل 19رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more14minPlay
January 18, 2021کتاب آنیش - فصل 18رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more16minPlay
January 17, 2021کتاب آنیش - فصل 17رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more15minPlay
January 16, 2021کتاب آنیش - فصل 16رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more16minPlay
January 15, 2021کتاب آنیش - فصل 15رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more17minPlay
January 14, 2021کتاب آنیش - فصل 14رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابدآنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارددر بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند...more15minPlay
FAQs about بر بال کلمات:How many episodes does بر بال کلمات have?The podcast currently has 53 episodes available.