دشوودها در مسیر بازگشت به بارتن به ملک شارلوت و توماس پالمر، دختر و داماد خانم جنینگز میروند. ماریان که مدتی است به لحاظ جسمانی، عاطفی و روانی بسیار ضعیف شده است در خطر جدیتری قرار میگیرد.
جان در لندن به دیدن خواهراناش میرود. سپس به همسرش فنی پیشنهاد میکند دشوودها را به خانهشان دعوت کنند. فنی تصمیمی میگیرد که بعدا از آن پشیمان میشود.
النور تلاش میکند تا به ماریان در گذر از اندوه کمک کند. کلنل برندن که نگران حال ماریان است داستان تلخی را برای النور تعریف میکند و النور وحشتزده به او گوش میدهد.
النور میخواهد از لوسی جزئیات رابطهاش با ادوارد را جویا شود. خانم جنینگز النور و ماریان را دعوت میکند تا در سفر به لندن، او را همراهی کنند. ماریان از شوق دیدن ویلوبی در پوستاش نمیگنجد.
ویلوبی بارتن را به طور ناگهانی ترک کرد و دشوودها از دوری او غمگیناند تا آن که حضور یک دوست، به تغییر شرایط کمک میکند. سِر جان نیز مهمانی به بارتن دعوت میکند که النور را با حقیقت تلخی غافلگیر میکند.
ورود دراماتیک ویلوبی به زندگی دشوودها دقیقا همان چیزی است که ذهن شاعرانه ماریان، دختر دوم خانواده، منتظر آن بوده است. اما حضور او چالشهایی برایشان به همراه دارد.
آقای هنری دشوود، صاحب ملک اشرافی نورلند، از ازدواج اول، یک پسر و از ازدواج دوم، سه دختر دارد. پسرش جان، از مادر ثروت قابل توجهی به ارث برده است. اما سرنوشت دختران آقای دشوود با یک بحران، دستخوش تغییر میشود.
این قسمت، قسمت آخره و ما با داستان «کیمیاگر» خداحافظی میکنیم. فقط قبل از این وداع سوزناک، لازمه یه جمعبندی کلی از داستان داشته باشیم و نقش شخصیتهای داستان رو بررسی کنیم.
بعد از صحبت با کیمیاگر، بالاخره سانتیاگوی دلخسته قبول میکنه که به افسانه شخصیاش ادامه بده؛ این یعنی باید واحه و در نتیجه فاطمه رو ترک کنه؛ البته با امید این که عشق بینشون پایدار میمونه.
14 min
About Dastanhayi Baraye Nojavanan | پادکست داستانهایی برای نوجوانان
From the publisher's feed
تا الان خیلی شنیدیم: داستان، ادبیات، کوئیلو، تولستوی، آستن … ولی واقعاً چی میتونه توی یه قصه پیدا بشه که فکر ما رو ببره جاهای دیگه؟ شخصیتهای غیرواقعی، اتفاقهای تخیلی … اصلاً اینا چی دارن که بگن؟…
شاید تو بتونی بخشی از وجود خودت رو، بعضی از احساساتت رو، توی یکی از آدمای غیرواقعی داستان پیدا کنی؛ همون احساس، همون فکر، همون تجربهای که توی اتفاقای دنیای واقعی و آدماش تا حالا نتونستی پیدا کنی.