دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

By
Download on the App Store

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها episodes

  • تاکید مقام‌های ایران بر "فرصت تاریخی" در آستانه مذکرات ژنو
    در آستانه دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا مقام‌های جمهوری اسلامی از آمادگی برای "برداشتن هر گام لازم" سخن می‌گویند. آنها در عین حال حمله آمریکا را "یک قمار بزرگ" می‌دانند. آمریکا می‌گوید ترجیحش همچنان دیپلماسی است.روز پنجشنبه، ۲۶ فوریه (۷ اسفند)، دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو برگزار می‌شود. ضرب‌الاجل ۱۰ روزه دونالد ترامپ آخر فوریه به پایان می‌رسد و تمرکز و بسیج نظامی گسترده ایالات متحده در منطقه این دور مذاکرات را از نظر مقام‌های آمریکایی به "آخرین پنجره دیپلماسی" بدل کرده است.
    در چنین شرایطی مقام‌های جمهوری اسلامی‌ می‌کوشند مواضعی منعطف از خود نشان دهند و آنچه را که قرار است برای بررسی در ژنو روی میز بگذارند پیشنهادهایی بی‌سابقه از انعطاف و امتیاز معرفی کنند.
    در همین راستا معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه پنجم اسفند گفت که ایران آماده است برای دستیابی به توافق با ایالات متحده هر گامی که لازم باشد را بردارد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
    مجید تخت‌روانچی که با شبکهٔ "ان‌پی‌آر" آمریکا مصاحبه می‌کرد، گفت: هرگونه حملهٔ ایالات متحده به ایران "یک قمار واقعی" است و افزود که تهران آماده است هرچه سریع‌تر با واشنگتن به توافق برسد.
    او در مورد حمله احتمالی آمریکا، گفت که "ما طبق برنامه‌ریزی دفاعی خود پاسخ خواهیم داد" و "همه باید بدانند که شروع جنگ ممکن است، اما پایان دادن به آن آسان نیست".
    عراقچی: یک فرصت تاریخی در اختیار داریم
    تخت روانچی با بیان آن که "با صداقت کامل و حسن نیت وارد اتاق مذاکرات در ژنو خواهیم شد" ابراز امیدواری کرد که "این حسن نیت و رویکرد مثبت از سوی آمریکایی‌ها نیز متقابلاً پاسخ داده شود".
    ما آماده‌ایم هرچه سریع‌تر به توافق برسیم. هر کاری که لازم باشد انجام خواهیم داد تا این اتفاق رخ دهد.
    در همین ارتباط عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز شامگاه سه‌شنبه با انتشار پستی در شبکه ایکس، نوشت: «ایران بر مبنای تفاهم‌هایی که در دور پیشین شکل گرفت، با عزمی راسخ برای دستیابی به یک توافق عادلانه و منصفانه در کوتاه‌ترین زمان ممکن، گفت‌وگوها با ایالات متحده را در ژنو از سر خواهد گرفت.»
    او با تاکید بر این که "ایران تحت هیچ شرایطی هرگز به دنبال توسعه سلاح هسته‌ای نخواهد بود" این شعار را دوباره تکرار کرد که جمهوری اسلامی "از حق خود برای بهره‌مندی از منافع فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز برای مردم‌ایران" چشم‌پوشی نخواهد کرد.
    عراقچی در ادامه نوشت: «اکنون یک فرصت تاریخی در اختیار داریم تا به توافقی بی‌سابقه دست یابیم که نگرانی‌های متقابل را برطرف ساخته و منافع مشترک را تأمین کند.»
    تاکیدات دوباره مقام‌های جمهوری اسلامی بر بهره‌مندی از منافع "فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز" اگر بسان همه سال‌های گذشته بر حفظ امکان غنی‌سازی ناظر باشد معلوم نیست که چه ارتباطی با "فرصت تاریخی و انعطاف بی‌سابقه‌ای" دارد که در آستانه مذاکرات ژنو به شاه بیت اظهارات این مقام‌ها بدل شده است. پیش‌تر برخی رسانه‌‌های غربی از طرح‌هایی برای کاهش و محدودسازی غنی‌سازی به وضعیتی نمادین یا منحصر به تحقیات پزشکی خبر داده بودند که از واکنش مقام‌های جمهوری اسلامی به آن اطلاعی در دست نیست. آنچه که در این میان تایید شده است پیشنهادهای اقتصادی کلانی است که قرار است در طرح ایران برای بررسی در ژنو ارائه شود. این که این طرح به‌راستی حاوی حداقل خواست‌های دولت ترامپ از جمهوری اسامی باشد و راه را برای ممانعت از جنگ و رسیدن به یک توافق مسالمت‌آمیز باز کند ظاهرا سوالی است که تا روز پنجشنبه پاسخ آن مشخص نخواهد شد.
    "ترجیح آمریکا دیپلماسی است"
    در همین حال، سخنگوی کاخ سفید اعلام کرده است که گزینه نخست دونالد ترامپ در قبال تهران همواره دیپلماسی است، اما در صورت لزوم آمادگی استفاده از "نیروی مرگبار" را نیز دارد. این اظهارات روز سه‌شنبه و در آستانه ارائه گزارش وزیر خارجه آمریکا به رهبران ارشد کنگره درباره ایران مطرح شد.
    کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت: «اولین گزینه رئیس‌جمهور ترامپ همیشه دیپلماسی است. اما همان‌طور که نشان داده است، در صورت لزوم آماده است از نیروی مرگبار ارتش ایالات متحده استفاده کند. رئیس‌جمهور در اینجا همواره تصمیم‌گیرنده نهایی است.»
    مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، قرار است روز سه‌شنبه به وقت محلی در کاخ سفید به رهبران ارشد کنگره موسوم به "گروه هشت نفره" (Gang of Eight) گزارش دهد. بنا بر اعلام وزارت امور خارجه ایالات متحده، انتظار می‌رود محور این نشست موضوع ایران باشد. یک منبع آگاه نیز به خبرگزاری رویترز گفته است که روبیو نمایندگان را درباره ایران در جریان قرار خواهد داد.
    هشدار دولت آلمان به آلمانی‌های مقیم در اسرائیل و لبنان
    در پی احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران و پیامدهای احتمالی آن برای اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه، وزارت خارجه آلمان از شهروندان آلمانی حاضر در منطقه خواسته تدابیر امنیتی را جدی بگیرند.
    بر اساس اطلاعیه سفارت آلمان در تل‌آویو، شهروندان آلمانی در اسرائیل باید خود را برای این احتمال آماده کنند که در صورت بسته شدن حریم هوایی به دلیل حملات احتمالی ایران، ناچار شوند مدتی در محل اقامت خود بمانند. در این اطلاعیه آمده است که در صورت بسته شدن حریم هوایی، «امکانات حمایتی سفارت و وزارت خارجه به‌شدت محدود خواهد بود».
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    همچنین به آلمانی‌های مقیم اسرائیل توصیه شده یک اپلیکیشن هشداردهنده حملات موشکی روی تلفن همراه خود نصب کنند، ذخایر کافی از مواد غذایی و آب تهیه کنند و با محل پناهگاه‌ها و فضاهای امن در اطراف محل سکونت خود آشنا شوند.
    هشدار برای آلمانی‌ها در لبنان
    وزارت خارجه آلمان نسبت به تشدید احتمالی اوضاع امنیتی در لبنان نیز هشدار داده است. سفارت آلمان در بیروت اعلام کرد در صورت وخامت بیشتر شرایط، ممکن است هر زمان محدودیت‌های پروازی اعمال شود. به شهروندان آلمانی توصیه شده هشدارهای امنیتی و توصیه‌های سفر را به‌دقت دنبال کرده و مواد غذایی، آب و سوخت کافی ذخیره کنند.
    در این گزارش به نقش حزب‌الله لبنان به‌عنوان مهم‌ترین متحد منطقه‌ای ایران اشاره شده است. این گروه پیش‌تر در پاییز ۲۰۲۴ وارد جنگی آشکار با اسرائیل شد و گفته می‌شود تضعیف شده است، اما نگرانی‌هایی وجود دارد که در صورت حمله به ایران، درگیری‌ها را گسترش دهد.
    0 min
  • کنترل‌های مرزی بحث‌برانگیز آلمان؛ هزینه‌ چندصد میلیون یورویی
    کنترل‌های موقت در مرزهای داخلی آلمان، ظرف ۱۶ ماه از شروع اجرا، حدود ۱۴۰ میلیون یورو هزینه در پی داشته‌اند. برخی احزاب اپوزیسیون این کنترل را "نمایشی" و با "کارنامه‌ای فاجعه‌بار" توصیف کرده‌اند.کنترل‌های موقت در مرزهای داخلی آلمان که از سپتامبر ۲۰۲۴ اجرا شده‌اند، تا پایان دسامبر سال گذشته حدود ۱۴۰ میلیون یورو هزینه در پی داشته‌اند. این موضوع در پاسخ وزارت کشور آلمان به پرسش پارلمانی کلارا بونگر، نماینده حزب چپ در بوندستاگ، اعلام شده و در اختیار "شبکه تحریریه آلمان" (RND) قرار گرفته است.
    در بازه زمانی ۵ اوت تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵، در مجموع ۱۴ هزار و ۱۲۹ نفر در مرزهای زمینی آلمان بازگردانده شده‌اند که از این میان ۵۵۲ نفر متقاضی پناهندگی بوده‌اند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
    این مبالغ شامل "هزینه‌های اضافی عملیاتی" پلیس فدرال آلمان است؛ از جمله اضافه‌کاری مأموران، پرداخت فوق‌العاده‌ها، هزینه‌های راه‌اندازی و اداره ایست‌های بازرسی، تامین به کارگیری تجهیزات و اسکان و تغذیه نیروها است.
    طبق اعلام وزارت کشور، تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۸۰.۵ میلیون یورو هزینه ثبت شده و در نیمه دوم سال ۵۹.۵ میلیون یوروی دیگر به این مبلغ افزوده شده است. البته وزارتخانه تأکید کرده که بخشی از این رقم "محاسباتی" و روی کاغذ است و تنها در صورتی بار مالی واقعی خواهد داشت که اضافه‌کاری‌ها ظرف ۱۲ ماه با مرخصی جبران نشود. بدون احتساب این بخش، هزینه‌ها حدود ۷۸.۲ میلیون یورو برآورد شده است.
    انتقاد حزب چپ: "سیاست نمایشی و پرهزینه"
    کلارا بونگر، سخنگوی سیاست پناهندگی حزب چپ، این آمار را "کارنامه‌ای فاجعه‌بار" توصیف کرده و کنترل‌های مرزی را "غیرقانونی و کم‌اثر" دانسته است. به گفته او، این "سیاست نمادین بازدارندگی" هزینه‌بر است و منابع مالی باید به جای آن صرف دوره‌های ادغام مهاجران شود.
    او همچنین به تصمیم جدید وزارت کشور اشاره کرد که بر اساس آن، تنها افرادی می‌توانند به‌طور رایگان در دوره‌های ادغام شرکت کنند که از سوی مقامات ملزم به حضور شده باشند؛ این موضوع عمدتاً شامل پناهندگان پذیرفته‌شده می‌شود و متقاضیان پناهندگی و برخی پناهجویان اوکراینی را دربر نمی‌گیرد.
    تمدید کنترل‌ها تا سپتامبر
    الکساندر دوبرینت، وزیر کشور آلمان، اخیراً اعلام کرده کنترل‌های مرزی موقت که قرار بود ۱۵ مارس ۲۰۲۶ پایان یابد، برای شش ماه دیگر تمدید می‌شود. به گفته او، این اقدام بخشی از "سامان‌دهی جدید سیاست مهاجرتی آلمان" است.
    علاوه بر حزب چپ، حزب سبزها نیز این سیاست را "نمایشی" می‌داند. برخی کارشناسان حقوقی نیز نسبت به مشروعیت آن ابراز تردید کرده‌اند. از جمله کنستانتین هروشکا، حقوقدان حوزه حقوق اجتماعی، در گفت‌وگو با روزنامه "ولت" گفته با توجه به کاهش آمار پناهجویان، نمی‌توان از وضعیت اضطراری‌ای سخن گفت که کنترل‌های مرزی در چارچوب منطقه شنگن را توجیه کند.
    0 min
  • شمارش معکوس نظامی علیه تهران؛ توافق یا انفجار بزرگ؟
    در آستانه نشست سرنوشت‌ساز ژنو میان مقامات جمهوری اسلامی و واشنگتن، سایه جنگ بیش از هر زمان بر خاورمیانه سنگینی می‌کند. آیا اولتیماتوم ترامپ به توافق می‌انجامد یا جهان در آستانه یک درگیری ویرانگر قرار دارد.در حالی که تقویم به تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴ (۲۶ فوریه ۲۰۲۶) نزدیک می‌شود، جهان شاهد یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخ مدرن خاورمیانه است. فضای حاکم بر محافل سیاسی واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی، فراتر از یک تنش دیپلماتیک ساده، نشان‌دهنده یک "شمارش معکوس نظامی" است.
    بر اساس گزارش‌ تفصیلی وال استریت ژورنال، مقامات ارشد پنتاگون طرحی را با عنوان "پاسخ متناسب و قاطع" نهایی کرده‌اند که در آن نه تنها تأسیسات هسته‌ای، بلکه مراکز کلیدی فرماندهی و کنترل نیز هدف‌گذاری شده‌اند.
    گزارش‌ اخیر ان‌بی‌سی نیوز حاکی از آن است که دونالد ترامپ این بار برخلاف دوره اول ریاست جمهوری خود، با هماهنگی عملیاتی کامل با اسرائیل عمل می‌کند. این رسانه به نقل از منابع اطلاعاتی مدعی شد که "تغییر رژیم" از یک گزینه فرعی، به یک هدف استراتژیک بالقوه در اتاق‌های جنگ تبدیل شده است.
    دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در سخنرانی اخیر خود در باشگاه گلف مار-آ-لاگو که بازتاب وسیعی در نیویورک تایمز داشت، با لحنی که آمیخته‌ای از تهدید و تمایل به معامله بود، اعلام کرد: «ما ماه‌ها منتظر ماندیم. من به آن‌ها زمان دادم، اما زمان رو به اتمام است. یا غنی‌سازی صفر را می‌پذیرند و یا با واقعیتی مواجه می‌شوند که هیچ‌گاه تصورش را نمی‌کردند.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های میدانی از ورود تانکرهای سوخت‌رسان KC-46 آمریکایی به فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون خبر می‌دهند؛ اقدامی که از نظر کارشناسان نظامی فاکس نیوز، تنها یک معنا دارد: آماده‌سازی برای حملات دوربرد و سنگین که نیاز به پشتیبانی لجستیک هوایی در آسمان منطقه دارد.
    از سوی دیگر، گزارش‌های رویترز و آسوشیتدپرس نشان می‌دهد که کشورهای عرب منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات، در پیامی محرمانه به واشنگتن تأکید کرده‌اند که خواهان درگیری تمام‌عیار نیستند، اما همزمان نفوذ منطقه‌ای ایران را خطری وجودی می‌دانند. در این میان، نقش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائيل، در متقاعد کردن ترامپ غیرقابل‌انکار است. او در پارلمان اسرائیل صراحتا از «گوشمالی سخت» سخن گفته و گزارش‌های تایمز اسرائیل نشان می‌دهند که تل‌آویو اسناد جدیدی از پیشرفت‌های هسته‌ای ایران در سایت‌های زیرزمینی را به سیا ارائه داده است که نشان می‌دهد تهران تنها چند هفته با «نقطه گریز هسته‌ای» فاصله دارد. این مقدمه‌چینی‌های نظامی و رسانه‌ای، نشست روز پنجشنبه در ژنو را به «آخرین سنگر دیپلماسی» تبدیل کرده است؛ نشستی که فراتر از یک گفتگو، یک اولتیماتوم تاریخی به شمار می‌رود.
    در بررسی اهداف نهایی این تحرکات، چه به قصد تغییر رژيم در تهران و چه با هدف وادار کردن تهران به توافق پس از یک حمله نظامی محدود، در تحلیل کارشناسان تضادهای معناداری وجود دارد.
    بیشتر بخوانید: "پیشنهاد" گروسی به ایران و آمریکا؛ پاسخ عراقچی به ویتکاف
    ابهام در پیش‌بینی قطعی جنگ و اهداف آن، واقعیتی غیرقابل‌انکار
    منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه، مقیم اسرائیل در گفت‌وگو با دویچه‌ وله معتقد است که ابهام در پیش‌بینی قطعی جنگ و اهداف آن یک واقعیت غیرقابل انکار است. او در این باره تأکید می‌کند: «مسلم است که هیچ فرد، هیچ شخصیت سیاسی و هیچ نهادی نمی‌تواند به طور قاطعانه اظهار کند که آیا جنگ به وقوع خواهد پیوست یا خیر؛ و در صورت وقوع، این نبرد به چه صورتی اجرایی خواهد شد و چه اهداف مشخصی را دنبال خواهد کرد. شاید حتی شخص آقای ترامپ نیز در حال حاضر پاسخ قطعی این پرسش را نداند.»
    با این حال، منشه امیر با تکیه بر وضعیت موجود معتقد است که تصور براندازی رژیم ایران در حال قوت گرفتن است. او می‌گوید: «با این وجود، بر اساس مجموعه اطلاعاتی که در هفته‌های اخیر جمع‌آوری شده، اظهارات رسمی مقامات و مطالبی که در رسانه‌های معتبر منتشر می‌گردد، این تصور به شدت قوت می‌گیرد که ترامپ نیز به این نتیجه‌گیری نهایی رسیده است که بدون برانداختن حکومت کنونی در ایران، مشکل خاورمیانه حل‌وفصل نخواهد شد و کشورهای این منطقه روی آرامش و ثبات را به خود نخواهند دید.»
    ترجیح ترامپ رسیدن به توافق است
    از سوی دیگر، کامران متین، دانشیار روابط بین الملل در دانشکده مطالعات جهانی دانشگاه ساسکس، در گفتگو با دویچه‌ وله به اولویت‌های استراتژیک ترامپ و موانع خروج از بحران اشاره می‌کند: «علیرغم تحولات و بستر موجود، شواهد حاکی از آن است که ترجیح دونالد ترامپ، همان‌گونه که خود وی نیز تصریح کرده، دستیابی به یک توافق است. این رویکرد ریشه در چند عامل کلیدی دارد؛ نخست آنکه استراتژی خروج آسان از یک جنگ احتمالی متصور نیست و این موضوعی است که مشاوران رئیس‌جمهور، هم در گفتگوهای غیرعلنی و هم در اظهارات عمومی خود، به طور مداوم بر آن تأکید می‌ورزند.»
    بیشتر بخوانید: فیگارو: تلاش روحانی برای کنار زدن خامنه‌ای از قدرت شکست خورد
    متین به یک واقعیت میدانی مهم نیز اشاره می‌کند: «این واقعیت وجود دارد که یک حمله نظامی، لزوما محدود باقی نخواهد ماند؛ چرا که علیرغم نیت احتمالی ایالات متحده برای اعمال فشار محدود، جمهوری اسلامی صراحتا اعلام کرده است که هرگونه حمله‌ای را به مثابه یک جنگ تمام‌عیار تلقی خواهد کرد. اگرچه میزان جدیت تهران در این تهدید مشخص نیست و احتمالاً دولت آمریکا نیز از آن اطلاع دقیقی ندارد، اما این عاملی است که باید در محاسبات در نظر گرفته شود.»
    اسرائيل تمایل به براندازی رژیم دارد
    در خصوص نقش اسرائیل در حمله احتمالی به ایران، منشه امیر قائل به یک تاثیرگذاری ریشه‌ای است و می‌گوید: «دولت اسرائیل در رسیدن آقای ترامپ و مقامات عالی‌رتبه آمریکایی به این نتیجه‌گیری استراتژیک، نقشی اساسی و کلیدی ایفا کرده است. اسرائیل با ارائه اسناد و مدارک بسیار گسترده و مستدل، مقامات واشنگتن را متقاعد کرده است که جز با برانداختن رژیم، مسائل منطقه خاورمیانه به صورت ریشه‌ای حل نخواهد شد.»
    به گفته او: «در اظهارات روزهای اخیر ترامپ مشاهده می‌کنیم که او نه تنها از موضوع برنامه اتمی ایران سخن می‌گوید، بلکه علیه سرکوب مردم ایران در اعتراضات مردمی نیز موضع‌گیری می‌کند که این امر می‌تواند نشان‌دهنده یک تغییر اساسی در دکترین رئیس جمهور آمریکا باشد.»
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در مقابل، کامران متین بر دکترین امنیت ملی آمریکا و مسئله تغییر رژیم تمرکز کرده و یادآور می‌شود: «در خصوص مسئله تغییر رژیم، اظهارات رسمی دونالد ترامپ و رهبران ایالات متحده نشان می‌دهد که تمایلی برای ورود به این پروسه ندارند. مطابق با سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که در نوامبر منتشر شد، سیاست جدید واشنگتن بر این پایه استوار است که دوران "ملت‌سازی" یا "دولت‌سازی" به پایان رسیده و اولویت استراتژیک آمریکا از خاورمیانه به سمت تمرکز بر چین تغییر یافته است. همچنین، به دلیل عدم ارائه یک آلترناتیو مشخص، به نظر می‌رسد ترجیح نهایی ایالات متحده دستیابی به توافق باشد؛ هرچند این توافق نمی‌تواند مشابه یا معادل توافق دولت اوباما باشد.»
    احتمال واکنش سخت از سوی تهران در صورت حمله
    بحث ضرب‌الاجل‌ها نیز موضوع مهمی است. منشه امیر با اشاره به تغییر در ضرب‌الاجل‌ها و تحرکات نظامی می‌گوید: «ترامپ که در ابتدا هیچ‌گونه ضرب‌الاجل مشخصی تعیین نکرده بود، پس از ماه‌ها انتظار برای دریافت واکنش از سوی رژیم ایران، ابتدا اعلام کرد که یک ماه فرصت می‌دهند؛ اما متعاقباً این بازه زمانی را به ده روز و سپس پانزده روز تغییر داد.»
    بیشتر بخوانید: ترامپ: تصمیم نهایی درباره جنگ یا توافق با ایران با من است
    به گفته این کارشناس، خبر تکمیلی دیگر این است که نه تنها ایالات متحده نیروی نظامی بسیار قدرتمندی را به منطقه گسیل داشته، بلکه در ساعات اخیر افشا شده است که تعدادی از هواپیماهای جنگی آمریکایی به همراه هواپیماهای سوخت‌رسان ایالات متحده وارد فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون در اسرائیل شده‌اند.» او تأکید دارد که: «این شواهد همگی دال بر این است که قاطعیت ترامپ و تصمیم ایشان برای حمله نظامی قطعی به نظر می‌رسد و اسرائیل نیز در وضعیت آمادگی کامل قرار دارد.»
    این در حالیست که در سخنان اخیر نخست‌وزیر اسرائیل که در پارلمان این کشور شنیده شد، نتانیاهو با قاطعیت اعلام کرد که اگر رژیم ایران به اسرائیل حمله کند، با واکنش و گوشمالی بسیار سختی مواجه خواهد شد.
    اما کامران متین در تحلیلی متفاوت، اهداف احتمالی در صورت وقوع حمله نظامی را چنین ترسیم می‌کند: «در صورت اتخاذ تصمیم برای حمله نظامی، هدف اولیه می‌تواند معطوف به رهبری جمهوری اسلامی، شخص علی خامنه‌ای، مجتبی خامنه‌ای و دیگر سران نظام باشد. هدف از این اقدام، وادار ساختن رژیم به سازش یا ایجاد تحولات داخلی است تا عناصری که آمادگی بیشتری برای مصالحه دارند، قدرت را به دست گیرند. با این حال، احتمال واکنش ایران و گسترش وسیع‌تر دامنه حملات، کاملاً محتمل ارزیابی می‌شود.»
    پارادوکس میان تمایل به توافق و اجبار به جنگ
    در لایه زیرین این بحران، پارادوکس میان تمایل به توافق و اجبار به جنگ وجود دارد. منشه امیر می‌گوید: «باید توجه داشت که ترامپ به طور اصولی نه خواهان براندازی حکومت است، نه تغییر رژیم در ایران را دنبال می‌کند و نه لزوما تمایلی به راه انداختن جنگ علیه رژیم ایران دارد. آنچه مورد نظر ترامپ است، دستیابی به توافقی فراگیر است که در آن موضوعات اتمی، توان موشکی، فعالیت‌های نیابتی و همچنین سرکوب ملت ایران متوقف گردد. اما از آنجایی که رژیم ایران هیچ‌یک از این شرایط و خواسته‌ها را نخواهد پذیرفت، وقوع جنگ ظاهرا حتمی به نظر می‌رسد.»
    همزمان، کامران متین به بن‌بست هسته‌ای و میراث سیاسی رهبری ایران اشاره کرده و می‌افزاید: «در طرف مقابل، علی خامنه‌ای به دلیل پیوند زدن موضوع غنی‌سازی با حیات سیاسی خود، قادر یا مایل به پذیرش توافقی که غنی‌سازی در خاک ایران را منع کند، نیست؛ زیرا هرگونه عقب‌نشینی در این زمینه را شکست سیاسی بزرگی برای خود و نظام تلقی می‌کند.»
    بیشتر بخوانید: بقایی: واکنش ما به "حمله محدود" هم قاطع و شدید خواهد بود
    به گفته کامران متین، از سوی دیگر، آمریکا بر توقف کامل غنی‌سازی به عنوان حلقه اصلی تولید سلاح هسته‌ای اصرار دارد. این تضاد منافع در یک اصل اساسی، مانع اصلی توافق است. دستور به تعیین جانشین در چهار سطح مختلف برای رهبران نظام نیز نشان‌دهنده عزم آن‌ها برای عدم نمایش شکست یا سازش است. از سوی دیگر، ارزیابی تهران مبنی بر تمایل بیشتر ترامپ به توافق نسبت به جنگ، موجب سخت‌تر شدن مواضع آن‌ها شده که به شکلی متناقض، دو طرف را به جای توافق به سمت درگیری سوق می‌دهد.
    مذاکرات روز پنجشنبه ممکن است آخرین حد تحمل و صبر ایالات متحده پیش از اقدام نظامی باشد
    در نقد رویکرد دیپلماتیک و پیشنهادهای جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق، منشه امیر معتقد است: «این احتمال وجود دارد که رژیم ایران بخواهد با ایالات متحده کنار بیاید، اما این دقیقا مشابه همان توافق برجامی است که در زمان باراک اوباما منعقد شد و ترامپ از آن خارج گردید. بنابراین، ترامپ پیشنهادی را که پیش‌تر رد کرده، مجددا نخواهد پذیرفت.»
    در خصوص مذاکرات آتی در ژنو که قرار است روز پنجشنبه و روزهای پس از آن برگزار شود، این نشست‌ها از منظر احتمال وقوع حمله یا عدم حمله به عقیده این کارشناس بسیار سرنوشت‌ساز خواهند بود. همچنین احتمال زیادی وجود دارد که حکومت ایران مجددا با رشته‌ای از پیشنهادهای خیالی، به دنبال یک نرمش ظاهری باشد؛ برای مثال بگوید حاضر است غنی‌سازی را در سطح ۲۰ درصد محدود کند تا در صورت فشار آمریکا، آن را به ۳.۶۷ درصد برساند. همچنین ممکن است وعده‌های مالی در حوزه‌های نفت، گاز و بازسازی ایران ارائه دهند که هدف ریشه‌ای آن، ابطال تحریم‌های ایالات متحده است.
    به گفته منشه امیر، به عنوان مثال، موضوع خرید هواپیماهای بوئینگ مطرح می‌شود که چهل و شش سال است تقاضای آن را دارند اما به دلیل تحریم‌ها میسر نشده است. لذا دیپلماسی رژیم بسیار ضعیف، قدرت بازدارندگی آن بسیار کم و مذاکرات روز پنجشنبه ممکن است آخرین حد تحمل و صبر ایالات متحده پیش از اقدام نظامی باشد.
    کامران متین نیز به تناقضات در مواضع ترامپ و نقش کلیدی اسرائیل پرداخته و می‌گوید: «در حوزه فنی، ترامپ با این توجیه که ظرفیت بازسازی تأسیسات هسته‌ای ایران پس از حمله نیز وجود دارد، ممکن است حملات قبلی را ناکافی بداند. مشاوران وی نیز در خفا یادآور می‌شوند که حملات ممکن است تولید سلاح را به تأخیر بیندازد اما آن را کاملا از میان نمی‌برد. همچنین، تمرکز فعلی بر مسئله هسته‌ای تا حدی ناشی از عدم تحقق وعده‌های قبلی ترامپ مبنی بر حمایت از معترضان ایرانی است.»
    به گفته او، در این میان، نقش اسرائیل بسیار حیاتی است؛ چرا که کشورهای عرب منطقه تمایلی به در اختیار گذاشتن خاک یا فضای هوایی خود ندارند و ناوهای هواپیمابر به تنهایی فشار نظامی مدنظر آمریکا را تأمین نمی‌کنند. لذا استفاده از امکانات نظامی اسرائیل که کارایی آن در جنگ دوازده‌روزه اثبات شده، گریزناپذیر است.»
    خامنه‌ای حاضر است دست به خودکشی سیاسی بزند ولی تسلیم نشود
    در نهایت، در خصوص استراتژی بقای علی خامنه‌ای و بن‌بست نهایی، منشه امیر معتقد است: «این پرسش مطرح است که آیا رژیم ایران تمام تلاش خود را برای اقناع آمریکا و جلوگیری از جنگ به کار بسته است؟ مسلماً چنین است. اما واقعیت این است که علی خامنه‌ای حاضر به هیچ‌گونه گذشتی نیست؛ زیرا تصور می‌کند در شرایطی که خیزش مردم ایران ادامه دارد، نشان دادن هرگونه ضعفی در برابر ایالات متحده، سرآغاز فشارهای بیشتر و خیزش بزرگ‌تر ملت ایران خواهد بود که نهایتاً به سرنگونی رژیم منجر می‌شود. بر این اساس، استنباط می‌شود که علی خامنه‌ای حاضر است دست به "خودکشی سیاسی" و "ایران‌کشی" بزند اما تسلیم آمریکا نشود.»
    در پاسخ به این سوال که چرا با وجود این بن‌بست، دو طرف مذاکرات را ادامه می‌دهند، منشه امیر معتقد است که این صرفاً تلاشی بی‌نتیجه است تا شاید بتوانند آقای ترامپ را از تصمیم خود منحرف یا منصرف کنند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    اما کامران متین سناریوی توافق احتمالی و پیروزی‌های ادعایی طرفین را غیرممکن نمی‌داند: «دستیابی به فرمولی که هر دو طرف مدعی پیروزی در آن باشند، غیرممکن نیست. ایران ممکن است توقف چندساله غنی‌سازی، بازگشت نظارت‌های آژانس و حتی طرح "کنسرسیوم چندملیتی" (با حضور آمریکا در چرخه غنی‌سازی جهت اطمینان از مصارف غیرنظامی) را بپذیرد، مشروط بر اینکه اصل غنی‌سازی در خاک ایران به رسمیت شناخته شود. ترامپ نیز می‌تواند این سازوکار نظارتی دقیق را به عنوان پیروزی مطرح کند. با این حال، چنین توافقی به دلیل نپرداختن به مسائل موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای نیروهای نیابتی، ریسک‌های سیاسی داخلی بزرگی برای ترامپ به همراه خواهد داشت.»
    کامران متین همچنین اشاره می‌کند: «علیرغم تمامی موانع موجود بر سر راه جنگ، در حال حاضر احتمال درگیری نظامی بیش از دستیابی به توافق به نظر می‌رسد. هرچند در دنیای سیاست هیچ امری صد درصد قابل پیش‌بینی نیست، اما برداشت فعلی از اوضاع، غلبه سایه درگیری بر دیپلماسی است.»
    0 min
  • ایران: موج گسترده بازداشت‌های خودسرانه و ناپدیدسازی‌های قهری
    سازمان دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید که مقام‌های ایران پس از کشتارهای سراسری دی‌ماه کارزاری گسترده از بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و ناپدیدسازی‌های قهری را برای ایجاد رعب و جلوگیری از اعتراضات بیشتر به راه انداخته‌اند.دیده‌بان حقوق بشر در تازه‌ترین گزارش خود می‌گوید که بر اساس یافته‌های این سازمان، مقام‌های ارشد، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی از جمله پلیس (فراجا)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازمان اطلاعات آن، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و همچنین مقامات قضایی و دادستانی، در جریان اعتراضات گسترده دی‌ماه سرکوبی هماهنگ و گسترده پیش برده‌اند. این اقدامات شامل بازداشت‌های جمعی، نگهداری بازداشت‌شدگان در بی‌خبری مطلق (حتی در بازداشتگاه‌های غیررسمی)، پخش صدها "اعتراف اجباری" از جمله اعتراف کودکان، و ناپدیدسازی‌های قهری در ابعاد وسیع بوده است. همچنین در بسیاری از شهرها محدودیت‌های شدید شبیه حکومت نظامی اعمال شده است.
    هشدار درباره شکنجه و اعتراف‌گیری‌های اجباری
    به گفته بهار صبا، پژوهشگر ارشد ایران در دیده‌بان حقوق بشر، "در حالی که جامعه در شوک و اندوه به‌سر می‌برد و خانواده‌ها همچنان در جستجوی عزیزان خود هستند، مقامات به ایجاد رعب ادامه می‌دهند". او هشدار داد بازداشت‌شدگان با خطر شکنجه، اعترافات اجباری و حتی اعدام‌های مخفیانه و فوری روبه‌رو هستند و خواستار دسترسی بدون مانع ناظران بین‌المللی به همه بازداشتگاه‌ها شد.
    افراد هدف این بازداشت‌ها طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند: معترضان، وکلا، پزشکان، مدافعان حقوق بشر، دانشجویان، دانش‌آموزان، ورزشکاران، روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی، فعالان محیط‌ زیست و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی از جمله بهاییان.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در بیانیه دیده‌بان حقوق بشر با استناد به بیانیه ۲۶ ژانویه سازمان اطلاعات سپاه گفته می‌شود که دست‌کم ۱۱ هزار نفر تا آن تاریخ به نهادهای امنیتی احضار شده‌اند.
    از قول سخنگوی قوه قضاییه نیز نقل شده است که اعلام کرده ۱۰۵۳۸ نفر برای پیگرد قضایی معرفی شده‌اند و تا ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن)‌ برای ۸۸۴۳ نفر کیفرخواست صادر شده است. با این حال، گروه‌های حقوق بشری شمار بازداشت‌شدگان را ده‌ها هزار نفر برآورد می‌کنند. «کمیته داوطلبان پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان» نیز تا ۱۳ فوریه نام بیش از ۲۸۰۰ بازداشتی را منتشر کرده است.
    ممانعت از دسترسی بازداشت‌شدگان به وکیل
    گزارش‌ها حاکی است دادستان‌ها و مسئولان زندان‌ها به طور سیستماتیک مانع دسترسی بازداشت‌شدگان به خانواده و وکیل شده‌اند و از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری آنان خودداری می‌کنند؛ اقدامی که مصداق ناپدیدسازی قهری و از جرائم جدی در حقوق بین‌الملل است.
    این سازمان همچنین موارد متعددی از شکنجه و بدرفتاری را مستند کرده است؛ از جمله ضرب‌وشتم شدید، خشونت جنسی و جنسیتی، محرومیت از غذا، تهدید به اعدام، و جلوگیری از دسترسی به خدمات درمانی. به گفته این نهاد، موارد ثبت‌شده احتمالاً تنها بخشی از ابعاد واقعی نقض‌ حقوق بشر است، زیرا بسیاری همچنان در بی‌خبری در بازداشت به سر می‌برند.
    در برخی شهرها حضور سنگین نیروهای نظامی و امنیتی برقرار است؛ شاهدان از ایست‌های بازرسی گسترده، کنترل خودروها و بازرسی تلفن‌های همراه خبر داده‌اند. ویدیوهای راستی‌آزمایی‌شده نیز این وضعیت را تأیید می‌کند.
    خطر اعدام در کمین بازداشت‌شدگان
    در ۳ فوریه، دادگاهی در قم، صالح محمدی، کشتی‌گیر ۱۹ ساله، را به اتهام مشارکت در کشته شدن یکی از نیروهای امنیتی به اعدام محکوم کرد. گفته شده روند رسیدگی کمتر از یک ماه طول کشیده و بر "اعترافات اجباری" مبتنی بوده است. حکم اعدام او قرار است در ملأ عام اجرا شود.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    در همین حال علی شریف‌زاده اردکانی، حقوقدان و وکیل دادگستری روز دوشنبه در گفت‌وگویی با کانال امتداد، ضمن اشاره به وضعیت پرونده محمد عباسی و دخترش که در جریان اعتراضات دی‌ماه بازداشت و اکنون با حکم اعدام روبرو شده، اظهار داشت: «محمد عباسی که به همراه دخترش، فاطمه عباسی در پرونده قتل سرهنگ دوم شاهین دهقانی‌ کاکا‌وندی در ملارد بازداشت شده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است. این پرونده در حال حاضر فرجام‌خواهی به شعبه ۳۹ دیوان عالی کل کشور ارجاع شده است.»
    گزارشی که سازمان عفو بین‌الملل در ۱۹ فوریه منتشر کرد از وجود دست‌کم ۳۰ کودک در میان بازداشت‌شدگان خبر داد که با خطر مجازات اعدام مواجه‌اند.
    رسانه دولتی صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران نیز بخش‌هایی از دادگاه‌ها، از جمله محاکمه دو کودک، را پخش کرده است.
    دیده‌بان حقوق بشر تأکید کرده است که با توجه به خطرات جدی برای بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان، نظارت و فشار بین‌المللی فوری و مؤثر ضروری است.
    0 min
  • رقص در سوگ؛ وقتی گورستان به میدان اعتراض بدل می‌شود
    در مراسم چهلم جان‌باختگان دی ۱۴۰۴، کنار اشک و مرثیه، صحنه‌هایی از رقص و هم‌خوانی دیده شد. آیا این شکستن سنت سوگ است یا تلاشی برای تبدیل اندوه به زبان مقاومت و یادآوری جمعی؟ گفت‌وگو با دو کارشناس.در هفته‌های پس از کشته‌شدن بسیاری از معترضان در اعتراضات دی‌ ۱۴۰۴، تصاویری از مراسم سوگواری در شهرهای مختلف ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که برای بسیاری غیرمنتظره بود.
    در این ویدیوها، در کنار گریه و نوحه‌خوانی، صحنه‌هایی از هم‌خوانی، دست‌زدن و حتی رقص بر سر مزار جان‌باختگان دیده می‌شود.
    در میان این تصاویر، ویدئوهایی از خانواده نیما پارسا، امیرمحمد حاتمی، سامان عطایی، مانی صفرپور، عرفان آزرده و نیز پدر رها بهلولی‌پور دیده می‌شود که بر سر مزار فرزندانشان در حال رقص یا هم‌خوانی هستند. این ویدئوها در شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده توسط کاربران بازنشر شده‌اند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در یکی از این مراسم‌، مادر دختر جوانی برای یاد دختر جان‌باخته‌اش می‌رقصد. این تصاویر برای بسیاری پرسش‌برانگیز است که چرا در سوگ می‌رقصند؟
    "حد نهایی اندوه"
    مریم دهکردی، روزنامه‌نگار و عضو تحریریه ایران‌وایر، در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی این پدیده را در چارچوبی تاریخی و فرهنگی می‌بیند و می‌گوید: «نکته‌ای که خیلی دوست دارم به آن اشاره کنم، مسئله‌ رقص سوگ است و این پدیده‌ای که امسال در میان کشته‌شده‌ها، در مراسم‌ سوگواری‌شان، بسیار نمود علنی پیدا کرده است.»
    به گفته او، ایران سرزمینی با آیین‌های متنوع و کهن سوگواری است؛ آیین‌هایی که در دوره‌هایی کم‌رنگ‌تر بوده اما هرگز از میان نرفته است.
    دهکردی به نمونه‌هایی از میان اتنیک‌های مختلف اشاره می‌کند: «عرب‌ها در مراسم سوگ، به‌ویژه وقتی جوانی از دست رفته باشد، یزله می‌کنند و حتی تیراندازی می‌کنند. ترکمن‌ها دوتار می‌نوازند، یارسان‌ها تنبورنوازی می‌کنند، کردها چَمَری دارند.»
    او با بیان اینکه اگر به هر گروه اتنیکی نگاه کنیم، شکل خاص خود از سوگواری آیینی را می‌بینیم، می‌گوید، "رقص سوگ" تنها به آیین‌های اتنیکی محدود نیست و در ادبیات کلاسیک فارسی نیز ریشه دارد.
    دهکردی در ادامه صحبت‌های خود به منظومه خسرو و شیرین نظامی اشاره می‌کند که در آن شیرین در مواجهه با پیکر خسرو می‌رقصد و همچنین به سوگ سیاوش در شاهنامه که در آن مادر سیاوش سماع می‌کند.
    به گفته دهکردی، اینجا با "حد نهایی اندوه" روبه‌رو هستیم، جایی که اندوه به شیدایی بدل می‌شود و بدن پیش از عقل واکنش نشان می‌دهد.
    او برای توضیح این وضعیت، به خاطره‌ شخصی خود از یک خویشاوند نیز رجوع می‌کند که در دوران کودکی‌اش در زمان جنگ ایران و عراق کشته شده و پیکرش هرگز بازنگشته است: «برای مراسم هفتم او حنابندان برگزار کردند. با وجود این‌که جنگ بود و هر روز آدم‌های بسیاری کشته می‌شدند، برگزاری چنین مراسمی برایم غریب نبود.»
    به باور دهکردی، آنچه امروز در سوگ جان‌باختگان اعتراضات دیده می‌شود، ادامه همان سنت مواجهه با اندوهی است که از ظرفیت معمول فراتر می‌رود.
    سوگواری به‌ مثابه زبان مقاومت
    اورال حاتمی، جامعه‌شناس ایرانی مقیم آلمان، این پدیده را از زاویه‌ دیگری تحلیل می‌کند. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید، اگر این رفتارها را با معیارهای کلاسیک سوگواری بسنجیم، "نامتعارف" به نظر می‌رسد، اما از منظر جامعه‌شناسی، نشانه تغییر زبان بیان رنج است.
    به گفته او، آیین سوگواری در همه فرهنگ‌ها نهادی اجتماعی است که به بازسازی نظم ازهم‌گسیخته پس از مرگ کمک می‌کند: «در شرایط عادی، سوگواری کارکردی ترمیمی دارد. جامعه با برگزاری آیین‌ها، فقدان را می‌پذیرد و به زندگی روزمره بازمی‌گردد.»
    اما او معتقد است: «در شرایطی که مرگ معترضان به رویدادی جمعی و سیاسی تبدیل شده، تکرار همان الگوهای سنتی می‌تواند به معنای عادی‌سازی مرگ باشد.»
    حاتمی می‌گوید: «اگر جامعه همان قالب‌های سنتی را تکرار کند، مرگ را در نظم موجود هضم می‌کند. اما تغییر شکل سوگواری نشان می‌دهد که جامعه نمی‌خواهد این مرگ را بپذیرد و نه نظم تحمیلی را.»
    به باور او، آواز و رقص بر سر مزار نه نشانه شادی، بلکه "امتناع از عادی‌سازی وضعیت موجود" است.
    او از منظر جامعه‌شناسی بدن نیز به موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید:‌ «در فرهنگ رسمی، بدن عزادار باید خاموش و مطیع باشد، اما در این مراسم‌ بدن فعال و ریتمیک می‌شود و به صحنه بازمی‌گردد. در شرایطی که زبان رسمی محدود یا بی‌اثر شده، حرکت بدن به رسانه تبدیل می‌شود. دست‌زدن و هم‌خوانی، بدن‌های پراکنده را به بدن جمعی بدل می‌کند و نوعی همبستگی نمادین می‌سازد.»
    حاتمی در ادامه به نقش حافظه جمعی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «جوامع برای به یاد آوردن، فقط روایت نمی‌سازند، بلکه آیین می‌سازند. رقص و موسیقی بر سر مزار نشان می‌دهد که جامعه در حال تولید فرم جدیدی از یادآوری است. در این فرم، کشته‌شده صرفا موضوع ترحم نیست، بلکه به نماد تداوم زندگی بدل می‌شود.»
    او این فرایند را تبدیل تراژدی به "سرمایه نمادین" می‌نامد، یعنی رنج به منبعی برای کنش اجتماعی بدل می‌شود.
    آرزوهای نزیسته
    مریم دهکردی بار دیگر بر ویژگی‌های نسلی جان‌باختگان تاکید می‌کند.
    به گفته او، بسیاری از آن‌ها زیر سی سال بودند، فرزندانی که خانواده‌ها تمام توان خود را برای آینده‌شان گذاشته بودند. «اکنون برای خانواده‌ها این وضعیت حد نهایی اندوه است.»
    به گفته دهکردی، بازماندگان در مراسم‌ گاه آرزوهای نزیسته عزیزانشان را زندگی می‌کنند؛ ترانه‌هایی که همیشه در شادی‌ها خوانده می‌شد، لباس سفید، شاهنامه‌خوانی یا حتی رقص.
    از نظر او، این رفتارها نه انکار اندوه، بلکه شکل دیگری از مواجهه با آن است: «همه این‌ها تجلی آرزوهای نزیسته انسان‌هایی است که عزیزانشان به زور از آن‌ها گرفته شده‌اند. حالا بازماندگان، خودشان آن آرزوهای نزیسته را زندگی می‌کنند.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    اورال حاتمی نیز بر شکاف نسلی تاکید می‌کند. او می‌گوید: «نسل‌های جدید کمتر با الگوهای مبتنی بر سکوت و تسلیم ارتباط برقرار می‌کنند و بیشتر به بیان‌های مشارکتی و افقی گرایش دارند. موسیقی و هم‌خوانی برای این نسل ابزار هویت‌سازی است و همان فرهنگی است که پیش‌تر در خیابان و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته بود و اکنون به سطح سوگ منتقل شده است.»
    در بسیاری از این مراسم‌، گورستان که معمولا نماد پایان است، به فضایی برای بازتعریف زندگی اجتماعی بدل شده است.
    حاتمی این تغییر را جابه‌جایی از "فرهنگ ماتم" به "فرهنگ مقاومت" می‌داند. به گفته او، وقتی امکان کنش مستقیم محدود می‌شود، آیین‌ها به میدان کنش تبدیل می‌شوند.
    در ایران سوگ همیشه با سیاست گره خورده، اما امروز ماجرا طور دیگری روایت می‌شود؛ انگار مردم همان درد قدیمی را دارند، اما راه گفتنش را تغییر داده‌اند.
    0 min
  • تداوم اعتراضات ضدحکومتی دانشجویان در تهران و شهرهای دیگر
    برخی دانشگاه‌های کشور برای چهارمین روز متوالی شاهد برگزاری تجمعات اعتراضی بوده‌اند. در این میان، به رغم اصرار مسئولان دانشگاه‌ها و مقامات دولتی بر تداوم برگزاری حضوری کلاس‌ها، بخشی از این کلاس‌ها غیرحضوری شده‌اند.تصاویری که روز سه‌شنبه، ۶ اسفند، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند همگی از تداوم و گستردگی اعتراضات دانشجویی در تهران و مناطق دیگر کشور حکایت دارند. این تصاویر مربوط به تجمع‌های دانشجویان معترض در دانشگاه های تهران، علم و صنعت، هنر و معماری، بهشتی، خواجه نصیر، شریف و سوره شاهد هستند که در آنها شعارهای بعضا تند علیه حکومت داده شده است.
    همچنین تجمع‌های اعتراضی مشابهی در دانشگاه آزاد مشهد و دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شده است.
    تصویری نیز در شبکه‌ها منتشر شده که ظاهراَ از رصد پهپادی دانشجویان معترض در دانشگاه اصفهان و اقدام برای شناسایی آنها خبر می‌دهد.
    به رغم این اعتراضات که جرقه آنها چهار روز پیش و در ارتباط با چملمین روز کشته‌شدن هزاران نفر در جریان اعتراضات دی‌ماه زده شد، رئیس دانشگاه صنعتی شریف در پیامی خطاب به دانشجویان از آغاز منظم و حضوری کلاس‌ها ابراز خرسندی کرد. او نسبت به "بروز خشونت‌های کلامی و فیزیکی" در برخی تجمعات هشدار داد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    مسعود تجریشی، از دانشجویان خواست "از حضور در تجمعات غیرقانونی خودداری کرده و به حفظ امنیت دانشگاه کمک کنند."
    او در پایان بی‌ آنکه به علل اعتراضات دانشجویان اشاره و از نوع برخوردهای امنیتی با آنها عذرخواهی کند، "از مردم و خانواده شهدا بابت اتفاقات رخ‌داده در محیط دانشگاه عذرخواهی کرده" است.
    اطلاعیه تهدید‌آمیز دانشگاه امیرکبیر
    در همین حال، محمود کمره‌ای، معاون آموزشی دانشگاه تهران، در ارتباط با اخباری مبنی بر اختلال در برگزاری کلاس‌های درس این دانشگاه، این اخبار را تکذیب کرد و گفت: «تغییری در نحوه برگزاری کلاس‌ها ایجاد نشده است و کلاس‌های نیم‌سال دوم که از دوم اسفند آغاز شده، به‌صورت حضوری برگزار می‌شود.»
    روز ۵ اسفند، همزمان با روز مهندس در دانشکده برق پلی تکنیک تهران (امیرکبیر) این دانشگاه مراسم یادبودی برای زهرا محمودپور برگزار شد.
    زهرا محمدپور، کارشناس ارشد مهندسی برق از دانشگاه صنعتی امیرکبیر، قرار بود ۲۰ دی مراسم عقدش برگزار شود. دو روز پیش از آن اما در جریان اعتراضات مردم با شلیک مستقیم گلوله توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
    این تجمع به‌ صورت تحصن سکوت و بدون شعار گزارش شده است. همچنین گزارش‌هایی از ممنوع‌الورود شدن برخی دانشجویان و کنترل اسامی در ورودی دانشگاه منتشر شده است.
    همزمان با برگزاری این تجمع در دانشگاه صنعتی امیرکبیر اطلاعیه‌ای تهدیدآمیزی از سوی این دانشگاه منتشر شده است که از آغاز رسیدگی به پرونده‌های انضباطی دانشجویان خبر می‌دهد. در این اطلاعیه گفته می‌‌شود که در اسرع وقت به "پرونده دانشجویان خاطی از هر طیفی" رسیدگی خواهد شد. در این اطلاعیه همچنین آمده است که "هیچ‌گونه اغماضی" در این خصوص صورت نخواهد گرفت.
    از دانشگاه علم و صنعت نیز خبر می‌رسد که در جریان تجمع دانشجویان، شعارهایی اعتراضی سر داده شده و درگیری‌هایی میان برخی نیروهای بسیجی و دانشجویان روی داده است.
    موضع دولت
    سخنگوی دولت جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراضات در دانشگاه‌ها، اعتراضات را "حق دانشجویان" توصیف کرده، اما هشدار داده است که آنها باید "خط قرمزهای مربوط به مقدسات و پرچم" را رعایت کنند.
    فاطمه مهاجرانی بدون اشاره به این که تعریف و حیطه مقدسات چیست، گفت که دولت آمادگی "شنیدن مطالبات دانشجویان و گفت‌وگو با آنان" را دارد.
    او تایید کرد که "با وجود برگزاری اکثر کلاس‌ها، در برخی موارد محدود به دلیل عدم حضور دانشجویان، کلاس‌ها تشکیل نشده است".
    دانشگاه تهران نیز در محکومیت "هتک حرمت پرچم جمهوری اسلامی ایران" در دانشگاه بیانیه‌ای صادر کرد.
    در این بیانه با بیان این که "دانشگاه همواره خاستگاه اندیشه ورزی، تضارب آرا و افکار گفت‌وگوهای نقادانه و سازنده بوده است" و با ابراز تأسف از "حوادث اخیر کشور و از دست دادن جمعی از هم‌وطنان عزیز و همدردی با دانشجویان، دانشگاهیان و آحاد ملت ایران"، از آتش‌زدن پرچم جمهوری اسلامی انتقاد شده و توصیه می‌شود که "هیچ‌گاه نباید اعتراضات با توهین به نمادهای ملی و میهنی مورد خدشه قرار گیرد، چرا که احترام به پرچم، احترام به ملّیت و سرزمین و تاریخ و فرهنگ است و آن عمل ضدّ ملی، علاوه بر این امری غیرقانونی است."
    این در حالی است که از نظر دانشجویان معترض، پرچم رسمی ایران نمادی از اقتدار و حاکمیت جمهوری اسلامی است که ارتباطی با ملیت و تاریخ و فرهنگ کشور ندارد و آتش‌زدن آن را جنبه‌ای از مخالفت به حکومت تلقی می‌کنند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    همزمان روابط عمومی دانشگاه خوارزمی اعلام کرده است که کلیه کلاس‌ها در تمامی مقاطع تحصیلی در هر دو پردیس تهران و کرج تا پایان اسفند ۱۴۰۴ به صورت غیرحضوری و مجازی برگزاری خواهد شد، تصمیمی که بی‌ارتباط با گسترش اعتراضات دانشجویی تلقی نمی‌شود.
    در بیانیه این روابط عمومی گفته می‌شود که "برگزاری جلسات دفاع از پایان نامه‌ها و رساله‌ها با نظر دانشکده‌ها به صورت مجازی یا حضوری امکان‌پذیر است و آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های دانشگاه صرفاً برای استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی باز است و خدمات لازم را ارائه می دهند".
    0 min
  • شبکه اسرائیلی: ۳ فرمانده سپاه نیم میلیارد دلار خارج کرده‌اند
    بر اساس گزارش کانال ۱۴ اسرائیل، علی لاریجانی، علی شمخانی و علی کریمیان تنها طی یک ماه گذشته حدود ۵۰۰ میلیون دلار از ایران خارج کرده‌اند. بر اساس این گزارش این افراد عمدتا از ارزهای دیجیتال، پول نقد و طلا استفاده می‌کنند.کانال ۱۴ اسرائیل گزارش داده که سه تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و پسران آن‌ها تنها ظرف یک ماه گذشته حدود ۵۰۰ میلیون دلار از ایران خارج کرده‌اند. منابع این شبکه به آن گفته‌اند که فرزندان این سه مقام حکومتی، در خارج از کشور امپراتوری‌های مالی عظیمی را اداره می‌کنند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    بر اساس این گزارش، این افراد عموما از ارزهای دیجیتال، پول نقد و طلا استفاده می‌کنند. این گزارش همچنین اشاره می‌کند که بخشی از این مبالغ، به مسکو منتقل شده است و بخشی به سنگاپور، به یک شماره حساب متعلق به شرکتی با نام ILT Capital است.
    گزارش کانال ۱۴ اسرائیل با اشاره به این که علی لاریجانی، علی شمخانی و علی کریمیان در ماه گذشته حدود نیم میلیارد دلار از ایران خارج کرده‌اند با بررسی رد دقیق این منابع مالی می‌گوید که این وجوه، شخصا به‌وسیله محمد کریمیان، پسر علی کریمیان، جابه‌جا شده‌اند. بر اساس این گزارش، این وجوه به دبی منتقل شده و حسین شمخانی، پسر علی شمخانی، آن‌ها را دریافت کرده است.
    کانال ۱۴ اسرائیل پیش از این به نقل از منابع خود با اشاره به این که پنج بانک بزرگ در ایران از جمله بانک سپه مرتبط با سپاه پاسداران در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته‌اند، گزارش داده بود که تنها طی ۴۸ ساعت، حدود یک و نیم میلیارد دلار از ایران خارج شده است. این گزارش، اضافه کرده بود که مجتبی خامنه‌ای حدود ۳۲۸ میلیون دلار را نه از طریق شبکه بانکی، بلکه از مسیر رمزارز به همین مقصد در دبی انتقال داده است.
    وزیر خزانه‌داری آمریکا: رهبران ایران دیوانه‌وار پول را از کشور خارج می‌کنند
    در همین راستا اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در پاسخ به پرسش کیت بریت، سناتور جمهوری‌خواه در خصوص نقش وزارت خزانه‌داری در اعمال فشار علیه رژیم ایران گفت که رهبری حکومت ایران دیوانه‌وار پول را از کشور خارج می‌کند.
    او با اشاره با سیاست‌های دولت جو بایدن، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در قبال تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی گفت: «من از راهبرد فشار حداکثری که رئیس‌جمهور ترامپ دوباره به آن بازگشته قدردانی می‌کنم. مایلم از شما بپرسم، در حالی که می‌بینیم ما بر آیت‌الله، که دوست ایالات متحده آمریکا نیست، فشار وارد می‌کنیم، دیگر چه کار بیشتری می‌توانیم انجام دهیم؟»
    وزیر خزانه‌داری آمریکا در ادامه با اشاره به خیزش سراسری در ایران، جمهوری اسلامی را " بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم" خواند و افزود: «در حالی که می‌بینیم حکومت ایران با شهروندان کشور خودش و در خیابان‌ها چه می‌کند، دیگر چه کار بیشتری می‌توانیم انجام دهیم؟»
    بسنت در پاسخ به پرسش دیگری گفت: «کاری که ما در خزانه‌داری می‌توانیم انجام دهیم و کاری که انجام داده‌ایم این بوده است که کمبود دلار در ایران ایجاد کنیم … این روند در دسامبر، زمانی که یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های ایران سقوط کرد، به اوجی سریع، و به تعبیر من بزرگ، رسید.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    وزیر خزانه‌داری آمریکا در ادامه با اشاره به سقوط آزاد اقتصاد ایران و گسترش اعتراضات گفت که در اثر این تحولات، "ارز ایران وارد سقوط آزاد شد. تورم منفجر شد، و از همین رو شاهد بوده‌ایم که مردم ایران به خیابان‌ها آمده‌اند".
    بسنت با بیان این که آمریکا به پایش وضعیت ادامه خواهد داد افزود: «ما دیده‌ایم که رهبری حکومت ایران دیوانه‌وار پول را از کشور خارج می‌کند. بنابراین موش‌ها در حال ترک کشتی هستند، و این نشانه خوبی است که آن‌ها می‌دانند ممکن است پایان نزدیک باشد.»
    0 min
  • رویترز: ایران در آستانه توافق با چین برای خرید موشک‌های کروز
    ایران در آستانه نهایی‌کردن توافقی با چین برای خرید موشک‌های مافوق‌ صوت ضدکشتی "سی‌ام‌ـ۳۰۲" با برد حدود ۲۹۰ کیلومتر است؛ سامانه‌ای که می‌تواند توان ضربتی تهران علیه ناوگان آمریکا در خلیج فارس را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران و چین در مراحل پایانی توافقی برای فروش موشک‌های کروز مافوق‌ صوت ضدکشتی "سی‌ام‌ـ۳۰۲" به تهران قرار دارند؛ موشک‌هایی که رهگیری آنها با پرواز در ارتفاع پایین و سرعت بالا، برای پدافند دریایی بسیار دشوار ارزیابی می‌شود و می‌تواند تهدیدی مستقیم برای ناوهای آمریکایی در منطقه باشد.
    این گفت‌وگوها به گفته شش منبع آگاه، پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در خرداد سال گذشته شتاب گرفته است؛ جنگی که بخشی از زرادخانه موشکی ایران را فرسوده کرد و اکنون تهران می‌کوشد با کمک پکن آن را بازسازی کند و ارتقا دهد. هم‌زمان، ایالات متحده یک آرایش کم‌سابقه دریایی و هوایی در نزدیکی سواحل ایران شکل داده و دونالد ترامپ هشدار داده است اگر توافق هسته‌ای جدیدی حاصل نشود، گزینه "اقدام بسیار سخت" دوباره روی میز خواهد بود.
    موشک مافوق‌ صوتی که موازنه در خلیج فارس را تغییر می‌دهد
    بر اساس این گزارش، موضوع اصلی توافق، موشک کروز ضدکشتی "سی‌ام‌ـ۳۰۲" است؛ موشکی با برد حدود ۲۹۰ کیلومتر که چین آن را برای انهدام ناو هواپیمابر و ناوشکن طراحی کرده و این سامانه را روی کشتی، هواپیما و پرتابگرهای متحرک زمینی قابل نصب می‌داند. کارشناسان تسلیحاتی که با رویترز گفت‌وگو کرده‌اند، می‌گویند پرواز مافوق‌صوت در ارتفاع پایین و مانورپذیری این موشک، رهگیری آن را برای سامانه‌های دفاعی روی عرشه به‌شدت دشوار می‌کند و در صورت استقرار در سواحل ایران، تهدید مستقیمی برای ناوهای آمریکایی و متحدانش در خلیج فارس خواهد بود.
    یک پژوهشگر ارشد در مؤسسه تحقیقات صلح استکهلم به رویترز گفته است افزودن "سی‌ام‌ـ۳۰۲" به زرادخانه ایران، به‌ویژه پس از آسیب‌های ناشی از جنگ ۱۲ روزه، جهشی مهم در توان ضدکشتی تهران محسوب می‌شود و بخشی از کمبودهای ناشی از انهدام انبارهای موشکی را جبران می‌کند. چین این موشک را "بهترین موشک ضدکشتی جهان" معرفی می‌کند و منابع رویترز می‌گویند هرچند تعداد موشک‌های مورد بحث و قیمت معامله مشخص نشده، اما ماهیت سامانه، آن را به یکی از پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی تبدیل کرده که پکن تاکنون به ایران منتقل کرده است.
    این معامله در صورت نهایی‌شدن، برخلاف تحریم تسلیحاتی شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود؛ تحریمی که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۶ علیه ایران وضع شد، در پی توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ تعلیق شد و با فعال‌شدن دوباره مکانیسم ماشه در پاییز گذشته، مجدداً به اجرا درآمد.
    شتاب گرفتن گفت‌وگوها پس از جنگ ۱۲ روزه و سفر مقام‌های ایرانی به چین
    به نوشته رویترز، گفت‌وگوهای تهران و پکن درباره خرید این سامانه دست‌کم دو سال پیش آغاز شده بود، اما پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در خرداد گذشته «به‌طور چشمگیری سرعت گرفت». شش فرد آگاه از روند مذاکرات، از جمله سه مقام مطلع از گزارش‌های دولت ایران و سه مقام امنیتی، به این خبرگزاری گفته‌اند که در مراحل پایانی گفت‌وگوها در تابستان، چند مقام ارشد نظامی و دولتی ایران به چین سفر کرده‌اند؛ از جمله مسعود اورعی، معاون وزیر دفاع جمهوری اسلامی.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    این سفر که پیش از این رسانه‌ای نشده بود، به‌گفته منابع رویترز بخشی از تلاش تهران برای استفاده از "تفاهم‌نامه‌های امنیتی و نظامی" با متحدانش در شرایط تشدید تنش با واشنگتن بوده است. یک مقام وزارت خارجه ایران در گفت‌وگو با رویترز تأکید کرده است که ایران توافق‌های نظامی و امنیتی با متحدان خود دارد و اکنون زمان مناسبی برای بهره‌گیری از این توافق‌هاست.
    با این حال، روشن نیست چیندر نهایت با توجه به خطر تشدید رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا، حاضر به تکمیل انتقال این موشک‌ها در کوتاه‌مدت باشد یا نه. پکن و تهران به‌همراه مسکو، در یک نامه مشترک به شورای امنیت، فعال‌شدن دوباره تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران را "غیرقانونی" خوانده‌اند و آن را نپذیرفته‌اند.
    نقش چین در معادله جدید؛ از رزمایش مشترک تا حمایت سیاسی
    این گزارش جایگاه معامله موشکی را در بستر گسترده‌تر روابط رو به گسترش نظامی تهران و پکن تحلیل می‌کند. چین، ایران و روسیه هر سال رزمایش‌های مشترک دریایی برگزار می‌کنند و وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال گذشته چند شرکت چینی را به‌ اتهام تأمین مواد اولیه شیمیایی برای برنامه موشکی سپاه پاسداران تحریم کرد؛ اتهامی که پکن آن را رد کرده و گفته است صادرات کالاهای دوکاربرده را به‌طور سخت‌گیرانه کنترل می‌کند.
    شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، در رژه نظامی ماه سپتامبر در پکن که با حضور مسعود پزشکیان برگزار شد، به‌صراحت از "حمایت چین از ایران برای حفظ حاکمیت، تمامیت ارضی و شأن ملی" سخن گفت. منابع رویترز می‌گویند از نگاه پکن، حفظ حکومت فعلی در تهران و جلوگیری از روی کار آمدن یک نظام حامی غرب در ایران، بخشی از محاسبات راهبردی چین در غرب آسیا است؛ محاسباتی که به‌طور روزافزون با منافع روسیه هم‌پوشانی دارد.
    به موازات گفت‌وگوهای مربوط به "سی‌ام‌ـ۳۰۲"، ایران به‌گفته همین منابع در حال مذاکره برای خرید سامانه‌های پدافند هوایی، موشک‌های دوش‌پرتاب، سلاح‌های ضدبالستیک و حتی توانمندی‌های ضدماهواره‌ای از چین است؛ امری که در صورت تحقق، می‌تواند سطح درگیری و پیچیدگی هر جنگ احتمالی را بالا ببرد.
    آرایش نیروی آمریکا و خطر تشدید رویارویی
    انتشار خبر این مذاکرات در حالی است که ایالات متحده یک آرایش کم‌سابقه دریایی و هوایی در نزدیکی سواحل ایران شکل داده است. ناو هواپیمابر "یواس‌اس آبراهام لینکلن" به‌همراه گروه رزمی خود در منطقه مستقر شده و ناو هواپیمابر "یواس‌اس جرالد آر. فورد" نیز به‌همراه چند ناو همراه در راه خاورمیانه است. این دو ناو به‌تنهایی قادر به حمل بیش از ۵ هزار نفر پرسنل و حدود ۱۵۰ هواگرد رزمی، پشتیبانی و شناسایی هستند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    رویترز یادآوری می‌کند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز ۱۹ فوریه به تهران ده روز فرصت داده است تا بر سر برنامه هسته‌ای خود به توافق برسد و تهدید کرده است در غیر این صورت، با اقدام نظامی مواجه خواهد شد. منابع آمریکایی به این خبرگزاری گفته‌اند پنتاگون در حال آماده‌سازی سناریوهایی برای عملیات طولانی و چند هفته‌ای علیه ایران است؛ عملیاتی که به گفته آنها می‌تواند از حملات هوایی محدود فراتر برود.
    کاخ سفید در پاسخ به پرسش رویترز درباره معامله موشکی چین و ایران، پاسخی مستقیم ارائه نکرده و فقط تأکید کرده است که ترامپ روشن گفته «یا توافقی حاصل می‌شود یا باید کاری بسیار سخت، مثل دفعه قبل، انجام شود».
    0 min
  • چهار سال جنگ؛ اوکراینی‌ها چگونه هنوز دوام آورده‌اند؟
    برخی نظرسنجی‌‌ها نشان می‌دهند که ۶۵درصد از شهروندان اوکراین با گذشت ۴ سال از آغاز جنگ، به رغم شرایط دشوار از جمله حملات بی‌امان روسیه به سامانه انرژی اوکراین می‌گویند که آماده‌اند جنگ را هر قدر لازم باشد تاب بیاورند.اوایل فوریه، موسسه بین‌المللی جامعه‌شناسی کی‌یف (KIIS) نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرد که در اواخر ژانویه انجام شده بود. این نظرسنجی در زمانی صورت گرفته بود که بخش‌هایی از کشور، به‌ویژه کی‌یف، پایتخت پس از حملات گسترده روسیه به تأسیسات انرژی، با کمبود شدید برق و همچنین قطع گرمایش و آب‌رسانی روبه‌رو بودند. آن هم در دماهایی تا منفی ۲۵ درجه.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    بر اساس نظر ۸۸ درصد از پاسخ‌دهندگان، روسیه با حملات به سامانه انرژی اوکراین می‌خواهد این کشور را وادار به تسلیم کند. ۶۵ درصد از پاسخ‌دهندگان اعلام کردند که آماده‌اند جنگ را هر قدر لازم باشد تاب بیاورند. در سپتامبر و دسامبر ۲۰۲۵ این رقم ۶۲ درصد بود.
    یولیا از کی‌یف به دویچه‌وله می‌گوید: «این ژانویه عزم و خشم مرا بیشتر نکرد، چون من از سال ۲۰۲۲ در بیشترین حد ممکن مصمم و خشمگین بوده‌ام. این فقط مرحله‌ای دیگر از یک نبرد فوق‌العاده دشوار است که ما به هر حال آن را خواهیم برد.»
    بیشتر بخوانید: اوکراین دو کشور همسایه‌اش را به "باج‌خواهی" متهم کرد
    همسر او، که با هم یک دختر دارند، از سال ۲۰۲۴ با جنگ روبروست. این زن می‌گوید: «خشمم بیش از هر چیز به من کمک می‌کند استوار بمانم، اما همین‌طور دانستن این که انتخاب دیگری وجود ندارد. هر چیزی غیر از استوار ماندن به‌مراتب بدتر خواهد بود.» او می‌گوید: «موضوع فقط عدالت نیست، مساله بقاست.»
    آنتون هروشچزکی، مدیر اجرایی KIIS، در گفت‌وگو با دویچه‌وله توضیح می‌دهد که یکی از مهم‌ترین عوامل تاب‌آوری مردم، درک این موضوع است که جنگ روسیه علیه اوکراین، ماهیتی وجودی دارد. به گفته او، برای اوکراینی‌ها موضوع فقط عدالت نیست، بلکه بقا به معنای واقعی است.
    هروشچزکی می‌گوید: «تاب‌آوری اوکراینی‌ها همچنان بالا است. از یک سو فرسوده‌اند و حتی برای امتیازهای دشوار آمادگی نشان می‌دهند. از سوی دیگر، با وجود همه چیز، حاضر نیستند از خطوط قرمز عبور کنند.»
    بیشتر بخوانید: موفقیت اوکراین در بازپس‌گیری خاک خود در آستانه مذاکرات ژنو
    تلاش‌های روسیه برای ایجاد شرایط غیرقابل‌تحمل زندگی در زمستان نیز این وضعیت را تغییر نداده است. این جامعه‌شناس می‌افزاید که اوکراینی‌ها اکنون از اصطلاح "چولودومور" سخن می‌گویند.
    این واژه از اصطلاح "هولودومور" گرفته شده است که در اوکراینی به معنای "قتل از راه گرسنگی دادن" است و به قحطی سازمان‌یافته سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳ در دوران استالین اشاره دارد. در قیاس با آن، چولودومور در زبان اوکراینی به معنای "قتل از راه ایجاد سرما" است.
    کاترینا کودرشینسکا، روان‌شناس، نیز اشاره می‌کند که اوکراینی‌ها از استرس مزمن فرسوده شده‌اند. او می‌گوید: «این وضعیت بدن، سامانه عصبی و روان را تحلیل می‌برد.» به نظر او، تاب‌آوری همچنین با یک اثر روان‌شناختی پیوند دارد: پس از این همه فقدان، افراد نمی‌خواهند آنچه باقی مانده را هم از دست بدهند.
    "می‌خواهم کشورم را دوباره بسازم"
    ناتالیا، دانشجو، به دویچه‌وله می‌گوید: «ما می‌خواهیم ادامه دهیم، چون اگر تسلیم شویم، زیر حاکمیت روسیه بسیار بدتر خواهد بود.»
    او به میدان استقلال در کی‌یف آمده است تا در یک مراسم یادبود برنامه‌ریزی‌نشده برای سربازان جان‌باخته، پرچمی کوچک به افتخار پدرش بگذارد. پدر او به‌تازگی در منطقه دونتسک جان باخته است. این زن جوان اذعان می‌کند که گاهی تحمل شرایط برایش بسیار دشوار است: از دست دادن پدر، شرایط سخت زندگی و آگاهی از وضعیت بغرنج کشور.
    او می‌گوید: «نیرویم از این می‌آید که برای پدرم زندگی می‌کنم؛ کسی که می‌خواست زندگی کند و آینده‌ای با خانواده‌اش بسازد. به خاطر او نمی‌توانم به راحتی تسلیم شوم. اوکراین آینده دارد و من به آن باور دارم.»
    بیشتر بخوانید: جبران کمبود کمک‌های نظامی آمریکا به اوکراین توسط اروپا
    ناتالیا که در آغاز جنگ به خارج گریخته بود، بعدا به کشورش بازگشت. او می‌گوید: «اوکراین خانه من است. نمی‌خواهم بروم. می‌خواهم کشورم را دوباره بسازم.»
    اولها از کی‌یف نیز می‌خواهد در کشورش بماند. او می‌گوید: «نمی‌توانم همین‌طور دست فرزندم را بگیرم و بروم. این خیانت به همسرم خواهد بود که در جنگ می‌جنگد.»
    همسر او در آغاز تهاجم روسیه داوطلب شد و اکنون در منطقه پوکروفسک خدمت می‌کند. اولها که یک پسر دوساله را بزرگ می‌کند، می‌گوید بسیاری از اوکراینی‌ها به پایان جنگ امیدوارند.
    به گفته او، نشانه‌هایی از مشکلات اقتصادی در روسیه دیده می‌شود و همین‌طور این واقعیت که روسیه در چهار سال نتوانسته به پیروزی‌های نظامی چشمگیر دست یابد، امیدها را تقویت کرده است.
    روحیه سربازان اوکراینی در خط مقدم
    سرهی، که نامش [در این گزارش] تغییر داده شده، چهار سال پیش به‌عنوان امدادگر داوطلب به نیروهای مسلح اوکراین پیوست. او می‌گوید انگیزه و نیروی درونی او به دلایل مختلف آسیب دیده است: نبود دوره‌های ماموریت مشخص، فرصت‌های محدود برای ترخیص و پشتیبانی مالی ناکافی برای سربازانی که در خط مقدم نیستند.
    کیریلو، که او نیز نامش در این گزارش تغییر داده شده، یک بیسیم‌چی در نیروهای زمینی، می‌گوید، هم‌رزمانش با نبود زمان‌های استراحت کنار آمده‌اند.
    او توضیح می‌دهد: «آن‌قدر به اینجا عادت کرده‌ایم که دیگر به یاد نمی‌آوریم پیش از این چگونه بود. اگر در قبل برنامه‌هایی برای آینده داشتیم، حالا دیگر نداریم. این بدبینی نیست. بیشتر شبیه این است که هر چه قرار است رخ دهد، رخ خواهد داد. نوعی فروتنی است، نه بی‌انگیزگی.»
    او می‌افزاید که رسوایی‌های فساد در دولت و موارد سوءاستفاده از بودجه دفاعی بر روحیه ارتش اثر منفی گذاشته و در چنین لحظاتی، احساس فریب‌خوردگی شدیدتر می‌شود.
    موس، سرباز یک هنگ پهپادی می‌گوید: «برای من، وقتی انگیزه کاهش می‌یابد، فقط انضباط می‌ماند و این آگاهی که اگر دوام نیاوریم و نجنگیم، شاید اوکراین، این ملت و این هویت در آینده دیگر وجود نداشته باشد.»
    او نیز از فرسودگی و بی‌تفاوت شدن سخن می‌گوید، اما در عین حال تاکید می‌کند که درک این که جایگزین دیگری وجود ندارد به او کمک کرده است.
    چشم‌انداز آینده‌ای موفق برای اوکراین
    به گفته آنتون هروشچزکی، جامعه‌شناس، تاب‌آوری اوکراینی‌ها در پایان چهارمین سال جنگ همچنین از دانستن این موضوع سرچشمه می‌گیرد که شرکای اروپایی همچنان از اوکراین حمایت می‌کنند و کی‌یف پشتوانه دنیای مدرن را دارد.
    او می‌گوید: «رنج کنونی به‌ مثابه سرمایه‌گذاری برای آینده دیده می‌شود.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    او اضافه می‌کند: «داده‌های جدید ما نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد از مردم همچنان خوش‌بین هستند و باور دارند که اوکراین در ده سال آینده عضوی شکوفا از اتحادیه اروپا خواهد بود.»
    0 min
  • انتشار اسامی و تصاویر هفت‌هزار جان‌باخته در اعتراضات دی‌ماه
    خبرگزاری حقوق بشری هرانا در گزارشی اسامی و تصاویر بیش از ۷۰۰۰ تن از جان‌باختگان و ۵۳ هزار نفر از بازداشت‌شدگان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ با جزئیات هویتی آن‌ها را منتشر کرده است.خبرگزاری هرانا در گزارشی حدوداً ۱۳۵۰ صفحه‌ای، هویت اسمی و تصویری دست‌کم ۷۰۰۰ جان‌باخته و ۵۳,۷۷۷ بازداشتی اعتراضات دی و بهمن، از جمله صدها کودک و نوجوان را به‌صورت فردبه‌فرد ثبت و مستند کرده است.
    این گزارش بر پایه بیش از ۱۴۳ هزار و ۳۳۰ گزارش مردمی گردآوری‌شده در بازه زمانی ۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ تهیه شده و علاوه بر جان‌باختگان، ده‌ها هزار مورد جراحت، بازداشت، احضار و اعتراف اجباری را نیز مستند کرده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در کنار این سطح از ثبت تلفات، گزارش مذکور که با نام "زمستان سرخ" منتشر شده، برای بیش از ۵۳ هزار و ۷۷۷ بازداشتی، شامل صدها کودک و دانش‌آموز و ده‌ها دانشجو، پرونده‌های جداگانه مستندسازی شده تنظیم کرده است؛ پرونده‌هایی که در بسیاری موارد نام، سن، محل بازداشت و وضعیت حقوقی افراد را در خود نگه می‌دارند، حتی اگر بنا به ملاحظات امنیتی در نسخه عمومی گزارش منتشر نشده باشند.
    اعتراضات سراسری ماه‌های دی و بهمن از یک‌سو موجی بی‌سابقه از مستندسازی ایجاد کرد و از سوی دیگر با قطع گسترده اینترنت، سانسور و ارعاب منابع همراه بود.
    به‌نوشته هرانا، خطر اصلی در چنین شرایطی تنها کم‌شماری موارد نقض حقوق بشر نیست، بلکه از دست رفتن امکان راستی‌آزمایی هویت‌ها، زمان‌ها، مکان‌ها و الگوهای سرکوب در زمانی است که هنوز می‌توان شواهد را گرد آورد و تثبیت کرد.
    "زمستان سرخ" بر روش‌شناسی‌ای تکیه دارد که بر ثبت حداقل موارد قابل راستی‌آزمایی تمرکز می‌کند، نه برآوردهای حداکثری. به این معنا که هر عدد تنها زمانی وارد آمار نهایی شده که برای آن شواهد هم‌پوشان و تأییدشده وجود داشته است، حتی اگر نویسندگان گزارش خود اذعان کنند که دامنه واقعی نقض‌ها فراتر از آن چیزی است که در لحظه قابل تأیید بوده است.
    این گزارش هم برای افکار عمومی و هم به‌عنوان زیرساخت آرشیوی برای تحلیل‌های حقوقی و فرآیندهای احتمالی پاسخگویی در آینده طراحی شده است؛ از جمله با ثبت نظام‌مند نام، عکس، سن و محل وقوع حادثه برای جان‌باختگان در پیوست‌ها.
    گستره جغرافیایی و نقش دانشگاه‌ها
    بر اساس داده‌های "زمستان سرخ"، در ۵۰ روز نخست اعتراضات، دست‌کم در ۶۸۲ نقطه مختلف کشور تجمع و حرکت اعتراضی ثبت شده است. این نقاط در ۲۰۳ شهر و همه ۳۱ استان ایران پراکنده‌اند؛ تصویری که نشان می‌دهد هم اعتراض و هم واکنش حکومتی، ماهیتی سراسری داشته است و نمی‌توان آن را به چند شهر بزرگ یا یک استان خاص فروکاست.
    اعتراضات دانشگاهی جایگاه ویژه‌ای در این گزارش دارند. هرانا می‌نویسد، در این بازه زمانی، دست‌کم ۵۵ تجمع و حرکت اعتراضی در ۳۶ دانشگاه ثبت شده است. دانشگاه‌ها به یکی از مهم‌ترین فضاهای مدنی در قلب جنبش اعتراضی تبدیل شده‌اند و در عین حال در مرکز توجه سازوکارهای سرکوب و کنترل حکومتی قرار گرفته‌اند؛ از حضور نیروهای امنیتی و احضارهای گسترده تا بازداشت فعالان دانشجویی.
    تلفات: ابعاد و ترکیب قربانیان
    در بخش تلفات، گزارش "زمستان سرخ" بر تمایز دقیق میان گروه‌های مختلف قربانیان تأکید می‌کند تا تحلیل حقوقی و آماری مخدوش نشود. بر اساس آمار حداقلی تأییدشده در این گزارش: تعداد معترضان کشته‌شده ۶ هزار و ۴۸۸ نفر ثبت شده است.
    جدا از این رقم، ۲۳۶ کودک جان‌باخته شناسایی و مستند شده‌اند؛ کودکانی که نام، سن، شهر محل زندگی و در بسیاری موارد عکس آنها در پیوست‌ها آمده است.
    شمار غیرنظامیان غیرمعترض که در حاشیه اعتراضات یا در موقعیت‌های دیگر کشته شده‌اند، ۷۶ نفر اعلام شده است.
    در مقابل، ۲۰۷ نفر از نیروهای نظامی و حکومتی یا افراد مسلح وابسته به حکومت نیز در ردیف تلفات قرار گرفته‌اند.
    مجموع این دسته‌بندی‌ها به عدد ۷۰۰۷ جان‌باخته می‌رسد؛ رقمی که هرانا آن را "حداقل قابل راستی‌آزمایی" می‌نامد و یادآور می‌شود که بیش از ۱۱ هزار و ۷۴۴ پرونده دیگر هنوز در حال بررسی است و در آمار نهایی لحاظ نشده است.
    گزارش همچنین به‌طور جداگانه هشت مورد مرگ غیرنظامیان در نتیجه درگیری میان شهروندان در اماکن عمومی را مستند کرده که مستقیماً به درگیری میان مردم بازمی‌گردد، نه برخورد نیروهای حکومتی.
    نویسندگان گزارش تأکید می‌کنند که تفکیک روشن میان معترضان، کودکان، غیرنظامیان غیرمعترض و نیروهای حکومتی برای جلوگیری از اختلاط تحلیلی ضروری است و امکان بررسی حقوقی دقیق‌تر، از جمله در چارچوب حقوق کیفری بین‌المللی را فراهم می‌کند.
    جراحات، بازداشت‌ها و اعترافات اجباری
    ابعاد خشونت تنها در تلفات خلاصه نمی‌شود. "زمستان سرخ" با اتکا به داده‌های راستی‌آزمایی‌شده، تصویر گسترده‌تری از آسیب‌ها ارائه می‌کند.
    به‌ نوشته گزارش هرانا، در این ۵۰ روز دست‌کم ۲۵ هزار و ۸۴۶ غیرنظامی مجروح شده‌اند؛ از جراحات ناشی از شلیک مستقیم و گلوله‌های ساچمه‌ای تا ضرب‌وجرح و شکستگی در اثر ضرب‌وشتم. در سوی دیگر، شمار مجروحان نیروهای نظامی و امنیتی ۴ هزار و ۸۸۴ نفر ثبت شده است.
    در حوزه بازداشت‌ها، "زمستان سرخ" از ۵۳ هزار و ۷۷۷ مورد بازداشت مستند سخن می‌گوید. این عدد شامل بازداشت معترضان در خیابان، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، معلمان، اعضای اقلیت‌های مذهبی و قومی و نیز شهروندانی است که به دلیل فعالیت در شبکه‌های اجتماعی هدف قرار گرفته‌اند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    در میان بازداشت‌شدگان، ۵۵۵ کودک، نوجوان و دانش‌آموز شناسایی شده‌اند. همچنین ۱۴۷ دانشجو به‌طور مشخص در طبقه "دانشجویان بازداشت‌شده" ثبت شده‌اند؛ هرچند نویسندگان گزارش یادآور می‌شوند که به دلیل نگرانی‌های امنیتی، نام و اطلاعات همه این افراد در نسخه عمومی منتشر نشده و بخشی از داده‌ها تنها در آرشیو امن هرانا نگهداری می‌شود.
    یکی از زنگ‌های خطر اصلی در گزارش، ثبت ۳۶۹ مورد اعتراف اجباری است؛ اعتراف‌هایی که به‌ گفته هرانا، در بسیاری موارد زیر شکنجه، تهدید، فشار بر خانواده‌ها یا در شرایط قطع دسترسی به وکیل و تماس با بیرون گرفته شده‌اند. این اعتراف‌ها بعداً در برنامه‌های تلویزیونی، رسانه‌های رسمی یا شبکه‌های اجتماعی وابسته به نهادهای امنیتی منتشر شده‌اند و نقش مرکزی در پرونده‌سازی، صدور احکام سنگین و توجیه سرکوب ایفا می‌کنند.
    در کنار اینها، ۱۱ هزار و ۵۳ مورد احضاریه نیز مستند شده است؛ احضارهایی که به‌عنوان ابزاری موازی برای اعمال فشار حقوقی و امنیتی عمل می‌کنند و دامنه کنترل حکومت را فراتر از بازداشت رسمی گسترش می‌دهند. این احضارها شامل تماس‌های تلفنی، برگه‌های رسمی، پیام‌های غیررسمی و حضور اجباری در نهادهای امنیتی و قضایی است.
    هویت‌سازی، آرشیو و اهمیت حقوقی
    یکی از برجسته‌ترین بخش‌های "زمستان سرخ" پیوست جان‌باختگان است؛ پیوستی که نه‌تنها نام، سن و شهر محل وقوع را ثبت کرده، بلکه در بسیاری موارد عکس، زمان دقیق مرگ، نوع جراحت، منبع تأییدکننده و شیوه راستی‌آزمایی را نیز در خود دارد.
    هرانا تأکید می‌کند که تصمیم درباره انتشار یا عدم انتشار نام و تصویر هر فرد، بر اساس رویکردی حفاظت‌محور اتخاذ شده است؛ یعنی منفعت عمومی در اطلاع‌رسانی و ضرورت ثبت تاریخی، در برابر خطر احتمالی برای خانواده‌ها، شاهدان و منابع سنجیده شده است. در مواردی که انتشار نام می‌توانست خطر جدی ایجاد کند، پرونده در آمار کل لحاظ شده اما جزئیات آن تنها در سامانه‌های امن مستندسازی نگهداری شده است.
    در بخش پایانی، گزارش یک ارزیابی حقوقی اولیه ارائه می‌کند و الگوهای مستندشده را در چارچوب حقوق بین‌الملل حقوق بشر و در صورت احراز شرایط، حقوق کیفری بین‌المللی تحلیل می‌کند؛ از جمله در پیوند با حق حیات، ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی، حق دادرسی عادلانه، آزادی بیان و آزادی تجمع مسالمت‌آمیز.
    "زمستان سرخ" خود را نه آمار نهایی، بلکه نقطه شروعی برای پاسخگویی می‌داند: تلاشی برای آن‌که هیچ نام و هیچ چهره‌ای در میان هزاران عدد گم نشود و پایه‌ای فراهم شود تا دادگاه‌ها، نهادهای بین‌المللی و افکار عمومی در آینده بتوانند بر مبنای داده‌های مستند و راستی‌آزمایی‌شده درباره آنچه در زمستان ۱۴۰۴ بر ایران گذشت قضاوت کنند.
    0 min

About دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

From the publisher's feed

Persian Homepage