دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

By
Download on the App Store

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها episodes

  • افشاگری اکس؛ تشت رسوایی "سیم‌کارت‌های سفید" از بام افتاد
    "اکس" (توییتر سابق) با معرفی یک قابلیت جدید، جنجال بزرگی را در فضای عمومی ایران برانگیخت. این ویژگی که امکان نمایش "آی‌پی" و موقعیت مکانی کاربران را در "درباره حساب" فراهم می‌کند، واکنش‌های زیادی را به دنبال داشته است.قابلیت جدید در "اکس" (توییتر سابق) با واکنش‌های فراوانی در میان کاربران ایران همراه شده است. اکس از یک‌سو، گام اخیر خود در امکان نمایش "آی‌پی " و موقعیت مکانی کاربران را گامی در جهت "افزایش شفافیت" و مبارزه با حساب‌های جعلی و سازمان‌یافته معرفی کرده است. از سوی دیگر، کاربران و ناظران سیاسی معتقدند که این قابلیت در ایران به یک ابزار افشاگرانه علیه مسئولان، مقامات و کاربران نزدیک به حکومت تبدیل شده که از اینترنت "بدون فیلتر"، معروف به "سیم‌کارت سفید"، استفاده می‌کنند، در حالی که عموم مردم برای دسترسی به اکس همچنان به فیلترشکن نیاز دارند.
    این عدم توازن در دسترسی به اینترنت آزاد، با انتشار موقعیت جغرافیایی این افراد، بحث "اینترنت طبقاتی" را پررنگ‌تر کرده است؛ موضوعی که نه تنها پرسش‌هایی جدی درباره عدالت دیجیتال مطرح می‌کند، بلکه ابعاد امنیتی و حریم خصوصی را نیز به میدان می‌آورد.
    واکنش‌های کاربران؛ از خشم عمومی تا عذرخواهی رسمی
    افشای عمومی موقعیت مکانی اتصال برخی مسئولان و چهره‌های نزدیک به قدرت که نشان‌دهنده دسترسی بی‌واسطه آن‌ها به شبکه اینترنت بدون فیلتر بود، موجی از خشم و انتقاد را در فضای مجازی ایران برانگیخت و ریاکاری در اجرای سیاست فیلترینگ را برجسته ساخت.
    یک کاربر اکس با خطاب قرار دادن ستار هاشمی، وزیر ارتباطات نوشته: «وقتی خودتون از سیم کارت سفید استفاده می‌کنید چطور ازتون انتظار داشته باشیم که درد فیلترینگ رو بفهمید؟ چطور ازتون انتظار داشته باشیم که برای رفعش بجنگید؟ ایشون که وزیر هستند فریاد نه به اینترنت طبقاتی سر می‌دادند و حالا تشت رسوایی شون از بام افتاده.»
    در مقابل این انتقادات، برخی کاربران نزدیک به حکومت از این دسترسی ویژه دفاع کرده‌ و نوشته‌اند: «داشتن خط سفید برای افراد معتقد به نظام که مدافع وطن، فرماندهان و مسئولان کشورند، یک ضرورته. فلذا نوش جونشون.»
    اما صدای منتقدان اینترنت طبقاتی بلندتر بود. رحمت الله بیگدلی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در توئیتی صریح خواستار برابری در دسترسی شد: «اینترنت بدون فیلتر یا برای همه یا برای هیچ‌کس! آقای پزشکیان، همین الآن به وزارت ارتباطات دستور دهید که بدون هیچ مسامحه‌ای همه خط‌های بدون فیلتر را فیلتر کنند تا مقاماتی که اینترنت بدون فیلتر دارند درد ملت را دریابند و در نتیجه فشار از روی شما برای رفع فیلترینگ برداشته شود!»
    یاشار سلطانی، روزنامه‌نگاری که به دلیل افشاگری در پرونده‌های مختلف شناخته می‌شود نیز با کنایه به این دوگانگی در دسترسی اشاره کرد و نوشت: «اینترنت سفید مقامات و مخصوصاً تندروهای مخالف اینترنت آزاد را که دیدم، یاد خوک‌های قلعه حیوانات افتادم. خودشان از درِ اصلی وارد می‌شوند، مردم باید از دیوار بالا بروند. آزادی وقتی سهمیه‌بندی شود، دیگر آزادی نیست؛ تبعیض ساختاری است.»
    علیرضا رجایی، روزنامه‌نگارنیز به وعده‌های دولت تاخت: «فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، ماه‌ها پیش مدعی شده بود برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی از VPN استفاده می‌کند؛ اما حالا مشخص شده نه‌فقط او، بلکه تمام وزرا و اعضای دولت با سیم‌کارت‌های سفید عملاً بدون فیلتر به اینترنت وصل می‌شوند. دولتی که خودش اینترنت آزاد دارد، طبیعی است درد و رنج فیلترینگ را نفهمد و وعده‌های رفع آن هم فقط تکرار شود. اینترنت آزاد حق مردم است، نه امتیازی که فقط در اختیار برخی قرار بگیرد.»
    توبه‌نامه و عذرخواهی برخی چهره‌های رسانه‌ای
    پس از این افشاگری، برخی از چهره‌های رسانه‌ای و اصولگرا که نامشان در فهرست دارندگان اینترنت سفید قرار گرفته بود، دست به عذرخواهی و توبه علنی زدند.
    امیر تنها، فعال رسانه‌ای نزدیک به حکومت در واکنشی دوگانه ابتدا موضعی دفاعی گرفت: «یه جوری می‌گن از خود ایران وصلیم انگار باید از کجا وصل باشیم من که خودم در دوران جنگ گفته بودم که این چیز جدیدی نیست. با افتخار برای دفاع از کشورم هر کاری می‌کنم.»
    بیشتر بخوانید: وی‌پی‌ان‌های خطرناک و عواقب استفاده از آنان برای کاربران
    اما کمی بعد، با چرخشی آشکار، اقدام به عذرخواهی و انصراف از امتیاز ویژه خود کرد: «من به شرافتم قسم می‌خورم دیگر بدون فیلتر شکن در هیچ شبکه اجتماعی فعالیت نکنم و از نهاد مربوطه می‌خواهم حتما، قطعا و فورا خط بنده را به حالت قبلی و مانند بقیه مردم ایران تبدیل کند.»
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    بهنام عبداللهی، یک روزنامه‌نگار اصولگرا هم با انتشار متن مشابهی در شبکه اکس به خاطر دسترسی به امکان ویژه اینترنت بدون فیلتر عذرخواهی کرد. او نوشت: «بدون هیچ توضیح اضافه‌ای، از همه هم‌وطنان عزیزم از صمیم قلب عذرخواهی می‌کنم و طلب حلالیت دارم.» عبداللهی هم درخواست کرد که نهادهای مربوط خط تلفن او را به حالت عادی برگردانند و اضافه کرد که بعد از این در کنار مردم می‌ماند و از هیچ امتیاز ویژه‌ای استفاده نمی‌کند.
    رانت سیاسی و دوگانگی رفتاری
    مهدی صارمی‌فر، روزنامه نگار علم و تکنولوژی ابعاد فنی، سیاسی و مشروعیتی این جنجال را تحلیل کرده است. او در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی درباره ریشه واکنش شدید افکار عمومی می‌گوید: «واکنش شدید افکار عمومی را باید در پیوند میان تجربه طولانی تبعیض و لحظه کنونی افشاگری دید. اینترنت طبقاتی سال‌هاست در ایران وجود دارد و بر اساس اطلاعاتی که از منابع مختلف دریافت کرده‌ام، دست‌کم ۵۰ هزار نفر، از مقام‌های حکومتی، تجار، فعالان فناوری و شرکت‌های استارتاپی، استادان دانشگاه و دانشجویان دکتری گرفته تا گروهی از خبرنگاران و حتی آخوندها (تحت عنوان اساتید حوزوی در طرح گشایش) با عناوین مختلف از دسترسی ویژه و بی‌فیلتر برخوردار بوده‌اند.»
    به گفته او، "بنابراین اصل تبعیض برای مردم جدید نیست. آنچه این‌بار موج خشم گسترده ایجاد کرد، نه کشف یک واقعیت تازه، بلکه علنی شدن مصادیق فردی و آشکار شدن ریاکاری کسانی بود که در ظاهر از حقوق مردم سخن می‌گفتند، اما در عمل سال‌هاست بی‌صدا از تبعیض‌آمیزترین امتیازات ارتباطی استفاده کرده‌اند."
    صارمی‌فر ادامه می‌دهد: «قابلیت جدید لوکیشن در اکس، یک شاهد فنی و غیرقابل انکار در اختیار جامعه گذاشت و نشان داد بسیاری از افرادی که در مواضع علنی مدعی حمایت از مردم‌اند، در پشت صحنه با دسترسی ویژه در همان پلتفرم فیلترشده فعال بوده‌اند. از همین رو، خشم امروز بیش از آنکه واکنشی به وجود تبعیض باشد، واکنشی است به برملا شدن رانت‌های پنهان و دوگانگی رفتاری کسانی که باید پاسخ‌گو باشند، نه مستثنا.»
    سازوکار توزیع اینترنت سفید؛ تصمیم‌گیری در لایه‌های قدرت
    در مورد نحوه توزیع این امتیاز ویژه، صارمی‌فر به فقدان شفافیت و نقش نهادهای امنیتی و حاکمیتی اشاره می‌کند: «هیچ آیین‌نامه شفاف و قابل‌دستیابی درباره سازوکار اینترنت سفید وجود ندارد، اما ترکیب شواهد فنی، گزارش‌های رسانه‌ای و داده‌های مربوط به قطع‌های سراسری نشان می‌دهد که این نوع دسترسی از طریق مکانیزم‌های زیرساختی در لایه‌شبکه و با تصمیم‌گیری نهادهای امنیتی و سیاست‌گذار توزیع می‌شود.»
    این در حالیست که شواهد شبکه‌ای از دوره‌های قطع سراسری از جمله در زمان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران نیز نشان می‌دهد که در حالی که اینترنت بین‌الملل برای عموم کاربران قطع می‌شود، مسیرهای ارتباطی مشخصی همچنان فعال می‌ماند که به گفته صارمی فر، به احتمال بسیار برای نهادهای حکومتی و امنیتی رزرو شده است.
    بیشتر بخوانید: "خاموشی پنهان"؛ روش تازه قطع اینترنت در جنگ با اسرائیل
    این الگو نشان می‌دهد که سیاست تخصیص اینترنت سفید بر پایه "موقعیت در ساخت قدرت" استوار است؛ یعنی تصمیم‌گیری در سطح شورای عالی فضای مجازی، وزارت ارتباطات، نهادهای امنیتی و اپراتورها انجام می‌شود و معیار اصلی نه نیاز حرفه‌ای یا ضرورت شغلی، بلکه جایگاه نهادی و پیوندهای سیاسی است.
    رانت دیجیتال و شکاف طبقاتی
    صارمی‌فر اینترنت سفید را رانت ساختاری می‌داند: «اگر سیاستی مانند فیلترینگ با ادعای امنیت ملی و اخلاق عمومی بر کل جامعه تحمیل شود، اما همان سیاست‌گذاران و مدافعانش به شکل سیستماتیک از آن مستثنا باشند، این دقیقا معنای رانت است.»
    مطالعات مستقل درباره اینترنت طبقاتی در ایران نیز نشان می‌دهند که دسترسی پرسرعت و بی‌فیلتر عملا به نوعی سرمایه نمادین و ابزار نفوذ برای نخبگان حاکم تبدیل شده و شکاف دیجیتال را به شکاف طبقاتی و سیاسی پیوند زده است.
    بیشتر بخوانید: انتقاد تند شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف به "اینترنت طبقاتی"
    افشاگری اخیر این واقعیت را عریان‌تر کرد. به گفته صارمی‌فر، "بسیاری از کسانی که سال‌ها در توجیه فیلترینگ علیه شبکه‌های اجتماعی خارجی سخن گفته‌اند، خود در همین پلتفرم‌ها با اینترنت سفید و بدون محدودیت فعال بوده‌اند. این وضعیت به ساختاری شباهت دارد که در آن حکومت بنزین را برای مردم سهمیه‌بندی و گران می‌کند، اما ناوگان خودی همچنان مجانی و بدون محدودیت سوخت‌گیری می‌کند؛ یعنی هزینه سیاست رسمی بر دوش جامعه افتاده و منفعت آن در حلقه نزدیک قدرت متمرکز شده است. از این منظر، اینترنت سفید بخش جدایی‌ناپذیری از معماری رانت دیجیتال در جمهوری اسلامی است که وفاداری سیاسی و جایگاه نهادی را به امتیاز ارتباطی تبدیل می‌کند."
    تحلیل مشروعیت فیلترینگ؛ از سیاست حفاظتی تا کنترل انتخابی
    به عقیده این روزنامه‌نگار، این افشاگری مشروعیت سیاست فیلترینگ را تضعیف می‌کند: «مشروعیت هر سیاست محدودکننده در حقوق عمومی بر دو پایه استوار است؛ ادعای ضرورت و ادعای برابری در اجرا. در مورد فیلترینگ، حکومت سال‌ها با استناد به امنیت، اخلاق عمومی و مقابله با جنگ نرم محدودیت دسترسی به شبکه‌های اجتماعی را توجیه کرده است، اما افشاگری اخیر نشان می‌دهد که این سیاست در عمل به طور برابر اجرا نمی‌شود و لایه‌ای از حاکمان و نزدیکان آنها می‌توانند همان سرویس‌های فیلترشده را بدون مانع و با اینترنت سفید برای اهدافی مانند "جهاد تبیین" استفاده کنند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    صارمی‌فر ادامه می‌دهد: «وقتی مردم می‌بینند کسانی که از پشت تریبون شبکه‌های اجتماعی را تهدید امنیتی معرفی می‌کنند، خود در همان پلتفرم‌ها فعال‌اند، تصویر فیلترینگ از یک سیاست حفاظتی به یک ابزار کنترل انتخابی تغییر می‌کند. این تناقض، مشروعیت اخلاقی و سیاسی فیلترینگ را تحلیل می‌برد و استدلال رسمی را در برابر افکار عمومی بی‌اعتبار می‌کند، حتی اگر ابزارهای فنی و حقوقی جمهوری اسلامی برای ادامه این محدودیت‌ها همچنان پابرجا باشد. به بیان دیگر، این افشاگری یکی از کم‌هزینه‌ترین و مؤثرترین روش‌های برملا کردن دوگانگی رفتاری است، زیرا از دل داده‌های همان پلتفرمی به دست آمده که حکومت سال‌ها کوشیده آن را نامشروع، مضر و تهدیدآمیز معرفی کند.»
    بیشتر بخوانید: تشدید سرکوب دیجیتال در ایران با جاسوس‌افزارهای پیشرفته
    آیا تبعیض پایان می‌یابد؟ الگوی تکراری سیاست‌گذاری
    حدود سه دهه پیش، زمانی که اینترنت وارد ایران شد، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در حکم حکومتی مشهور به "سیاست‌های کلی شبکه‌های اطلاع‌رسانی رایانه‌ای" صراحتاً مقرر کرد که "تأمین سطوح و انواع مختلف خدمات و امکانات این شبکه برای کلیه متقاضیان به تناسب نیاز آنان و با رعایت اولویت‌ها و مصالح ملی" انجام شود؛ عبارتی که از ابتدا منطق اولویت‌بندی و تبعیض ساختاری در دسترسی را در حکمرانی اینترنت جمهوری اسلامی نهادینه کرد.
    به گفته مهدی صارمی‌فر، "بنابراین رانت و طبقه‌بندی از آغاز در معماری سیاست اینترنتی کشور وجود داشته است. با وجود این، افشاگری اخیر دست فعالان حقوق دیجیتال را برای مطرح کردن مطالبه رفع فیلتر و مقابله با اینترنت طبقاتی بازتر کرده و خشم عمومی نیز فشار بیشتری بر توزیع‌کنندگان و بهره‌مندان این رانت در سراسر ساختار حکومت ایجاد کرده است. اما در میان‌مدت و بلندمدت، چنین فشارهایی الزاماً به رفع فیلتر عمومی نمی‌انجامد."
    او در پایان می گوید: «الگوی سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر نشان داده که به جای عقب‌نشینی، معمولاً ترجیح می‌دهد ابزارهای کنترلی مانند شبکه ملی اطلاعات، فیلترینگ هوشمند و قطع‌های هدفمند را تقویت کند؛ همان الگویی که در زمان قطع‌های سراسری ارتباط با خارج و حفظ مسیرهای محدود برای نهادهای حکومتی بارها مشاهده شده است.»
    0 min
  • عفو بین‌الملل گروه "آر‌اِس‌اِف" را به "جنایت جنگی" متهم کرد
    عفو بین‌الملل اقدامات نیروهای موسوم به "آر‌اِس‌اِف" در شهر الفاشر در دارفور سودان را "جنایت جنگی" خواند. بر اساس اعلام این سازمان این گروه مرتکب اعمال هولناکی از جمله اعدام مردان غیرمسلح و تجاوز به دختران و زنان شده است.سازمان عفو بین‌الملل اقدامات نیروهای شبه‌نظامی پشتیبانی سریع موسوم به "آر‌اِس‌اِف" در شهر الفاشر در منطقه دارفور سودان را "جنایت جنگی" خواند. بر اساس گزارش این سازمان که بر مبنای اظهارات ۲۸ تن از نجات‌یافتگان رخدادهای خشونت‌بار سودان تنظیم شده، این گروه مرتکب اعمال هولناکی از جمله اعدام مردان غیرمسلح تا تجاوز به دختران و زنان شده است.
    عفو بین‌الملل همچنین گفت که این "خشونت علیه افراد غیرنظامی"، "جنایت جنگی" محسوب می‌شود.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در همین راستا اگنس کالامار، دبیرکل عفو بین‌الملل با اشاره به این که این اقدامات ممکن است افزون بر "جنایت جنگی" ، انواع دیگری از جنایت‌ بر اساس حقوق بین‌الملل را نیز شامل شوند، گفت همه عاملان این اقدامات باید بابت اعمال خود پاسخگو شوند.
    عفو بین‌الملل در عین حال به امارات متحده عربی اتهام وارد کرده که اقدامات گروه شبه‌نظامی آر‌اِس‌اِف را تسهیل کرده است. امارات متحده عربی به طور مکرر به این متهم می‌شود که از گروه شبه‌نظامی آر‌اِس‌اِف، که مسئول اعمال هولناک در سودان دانسته می‌شود، حمایت می‌کند. امارات متحده عربی این اتهامات را رد می‌کند.
    در سودان، سومین کشور بزرگ آفریقا، از آوریل ۲۰۲۳ ارتش تحت رهبری فرمانده نظامی عبدالفتاح البرهان و گروه شبه‌نظامی آر‌اِس‌اِف درگیر نبردی خونین برای کسب قدرت هستند.
    بیشتر بخوانید: بیانیه مشترک ۴ کشور برای برقراری آتش‌بس ۳ ماهه در سودان
    آر‌اِس‌اِف در پایان اکتبر، پس از هجده ماه محاصره، کنترل شهر الفاشر را در دست گرفت. این شهر بزرگ آخرین شهر مهم در منطقه دارفور بود که هنوز تحت کنترل این گروه قرار نگرفته بود. بر اساس گزارش‌ها، در این شهر اعمال هولناکی از جمله اعدام‌های گسترده افراد غیرنظامی رخ داده است.
    اعلام یک‌جانبه آتش‌بسی سه‌ماهه از سوی آر‌اِس‌اِف
    گروه شبه‌نظامی آر‌اِس‌اِف در حال حاضر به‌طور یک‌جانبه آتش‌بسی سه‌ماهه را در سودان اعلام کرده است. محمد حمدان دقلو، رهبر آر‌اِس‌اِف، در یک ویدئوی منتشرشده در روز دوشنبه ۲۴ نوامبر (۳ آذر) گفت: «در واکنش به تلاش‌های بین‌المللی، به‌ویژه به طرح دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و میانجیگران، ما یک آتش‌بس انسان‌دوستانه را اعلام می‌کنیم که توقف درگیری‌ها را به مدت سه ماه در نظر می‌گیرد.»
    ارتش سودان، که با گروه شبه‌نظامی آر‌اِس‌اِف در نبرد است، روز یکشنبه، پیشنهاد بین‌المللی برای آتش‌بس را رد کرده بود.
    تلاش‌ها برای دستیابی به توافق صلح سودان از ماه‌ها پیش جریان دارد اما تاکنون بی‌نتیجه بوده است. عبدالفتاح البرهان، فرمانده نظامی سودان روز یکشنبه، پیشنهاد آتش‌بس که توسط آمریکا، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر تنظیم شده بود را "بدترینِ پیشنهادی که تاکنون مطرح شده" توصیف کرد.
    او میانجیگران را متهم کرد که به دلیل حضور امارات متحده عربی، که به طور مکرر متهم به حمایت از گروه شبه‌نظامی آر‌اِس‌اِف می‌شود، "جانبدارانه" عمل می‌کنند.
    به گفته البرهان، آخرین پیشنهاد میانجیگران بین‌المللی، شامل "لغو ارتش، انحلال نهادهای امنیتی و باقی ماندن شبه‌نظامیان در محل استقرار خود" بود. دولت سودان که تحت کنترل ارتش است، پیش‌تر در ماه سپتامبر، پیشنهاد آتش‌بسی را که کنار گذاشتن ارتش و گروه شبه‌نظامی آر‌اِس‌اِف از سیاست را شامل می‌شد، رد کرده بود.
    بیشتر بخوانید: جنگ ژنرال‌ها در سودان؛ هشدار سازمان ملل نسبت به جنایات جنگی
    چهار کشور ایالات متحده، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر پیش از این در تاریخ دوازدهم سپتامبر (۲۱ شهریور) بیانیه‌ای مشترک صادر کرده و خواستار برقراری یک آتش‌بس بشردوستانه سه‌ماهه در سودان شده بودند تا مقدمات آتش‌بس دائمی فراهم شود.
    این چهار کشور بیشترین نفوذ را بر ارتش سودان و نیروهای شبه‌نظامی موسوم به پشتیبانی سریع (آر‌اِس‌اِف) دارند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    درگیری میان ارتش سودان و نیروهای شبه‌نظامی پشتیبانی سریع (آر‌اِس‌اِف) تاکنون منجر به کشته شدن ده‌ها هزار نفر، آوارگی میلیون‌ها نفر و ایجاد شرایطی شده است که سازمان ملل متحد آن را یکی از بدترین بحران‌های انسانی جهان توصیف می‌کند.
    0 min
  • اندونزی نفتکش توقیف‌شده ایرانی را به مزایده می‌گذارد
    دفتر دادستانی اندونزی اعلام کرد که یک کشتی با پرچم ایران به نام "آرمان ۱۱۴" را که دو سال و نیم قبل هنگام انجام یک انتقال غیرقانونی نفت به صورت کشتی‌به‌کشتی به یک نفتکش دیگر توقیف شده بود، به مزایده می‌گذارد.به گزارش نشریه جاکارتا گلوب، بر اساس اعلام دفتر دادستانی اندونزی یک کشتی با پرچم ایران به نام "آرمان ۱۱۴" که دو سال و نیم قبل هنگام انجام یک انتقال غیرقانونی نفت از کشتی‌به‌کشتی به یک نفتکش دیگر توقیف شده بود، اکنون به مزایده گذاشته خواهد شد.
    در همین راستا یک مقام اندونزیایی نیز با بیان این که مزایده آنلاین این نفتکش تحت اختیار دادگاه ناحیه باتام پیش خواهد رفت، گفت این کار تلاشی است در راستای واگذاری این نفتکش و محموله آن که هر دو با هم در قالب یک بسته واحد فروخته خواهند شد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    قیمت پایه این مزایده آنلاین تقریبا برابر با ۷۰ میلیون دلار برای کشتی و محموله آن اعلام شده است. محموله این کشتی در حدود ۱.۲۴ میلیون بشکه نفت خام سبک برآورد شده است.
    این کشتی سیصدهزار تنی که در سال ۱۹۹۷ در کره جنوبی ساخته شده از سال ۲۰۱۹ تحت پرچم ایران فعالیت کرده است. مالک آن نیز به عنوان شرکتی ثبت‌شده در پاناما فهرست شده است.
    بیشتر بخوانید: مدیر نفتکش توقیف‌شده توسط ایران از "سلامت کامل خدمه" خبر داد
    مقام‌های اندونزی بیش از دو سال پیش این کشتی را در کنار یک نفتکش دیگر شناسایی کردند. به گفته آن‌ها بررسی‌های پهپادی نشان داده بودند که شیلنگ‌هایی میان دو نفتکش برقرار بوده است. آن‌ها همچنین نفتکش آرمان ۱۱۴ را به ایجاد آلودگی از طربق وجود نشت‌هایی در فرایند انتقال نفت متهم کردند.
    طبق گزارش‌ها این کشتی‌ها سیگنال سامانه شناسایی خودکار خود را جعل کرده و حتی پس از آنکه شناسایی شدند، تلاش کردند تا فرار کنند.
    نفتکش دوم که نام S Tinos را نمایش می‌داد در واقع هویت جعلی داشت چرا که یک کشتی با همین هویت در سال ۲۰۱۸ اوراق شده بود.
    در آن زمان، نفتکش آرمان ‌۱۱۴ نیز تلاش کرد تا فرار کند اما زمانی که وارد آب‌های مالزی شد دستگیر شد. این کشتی به اندونزی بازگردانده شد.
    بیشتر بخوانید: سنتکام: توقیف نفتکش تالارا از سوی ایران نقض قوانین بین‌المللی است
    پس از محاکمه افرادی از جمله فردی که ادعا کرد فقط یک نگهبان امنیتی در کشتی بوده است، دادگاه دستور داد تا کشتی و محموله آن مصادره شود و اکنون مسیر برای مزایده هموار شده است. فروش این نفتکش برای روز ۲ دسامبر برنامه‌ریزی شده است.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    آرمان ۱۱۴ از سوی ایالات متحده نیز تحریم شده بود. آمریکا این کشتی را به انجام عملیات غیرقانونی انتقال کشتی‌به‌کشتی برای حمایت از فروش نفت ایران مرتبط دانسته است.
    در عین حال مقام‌های حکومت ایران در ژوئیه ۲۰۲۳ مالکیت نفت این کشتی را رد کردند. جمهوری اسلامی در آن زمان بدون ارائه جزئیات درباره مالکیت نفت محموله کشتی ادعا کرده بود که گزارش‌های خبری در این زمینه "هیچ اعتباری ندارند".
    0 min
  • استاد ایرانی بازداشت‌شده در آمریکا از آزادی خود خبر داد
    وحید عابدینی، استاد ایرانی دانشگاه اوکلاهما با انتشار پستی در حساب کاربری لینکدین از آزادی خود از بازداشت اداره پلیس مهاجرت و گمرک آمریکا خبر داد. او برای شرکت در یک نشست عازم واشنگتن بود که در فرودگاه بازداشت شده بود.وحید عابدینی، استاد ایرانی دانشگاه اوکلاهما با انتشار پستی در حساب کاربری لینکدین، روز سه‌شنبه ۲۵ نوامبر (۴ آذر) از آزادی خود از بازداشت اداره پلیس مهاجرت و گمرک آمریکا خبر داد. عابدینی پیش از این در روز شنبه ۲۲ نوامبر (اول آذر) برای شرکت در نشست مطالعات خاورمیانه عازم واشنگتن بود که در فرودگاه بازداشت شد.
    این استاد دانشگاه در پیام خود ضمن تشکر از همکارانش در دانشگاه اوکلاهما و انجمن مطالعات خاورمیانه نوشت: «خوشحالم اطلاع بدهم که امشب از بازداشت آزاد شدم. این تجربه بسیار ناراحت‌کننده بود، به‌ویژه دیدن رنج‌های کسانی که از حمایتی مشابه من برخوردار نبودند.»
    بر اساس گزارش‌‌ها عابدینی در فرودگاه و در مسیر پرواز به واشنگتن، برای شرکت در نشست مطالعات خاورمیانه بازداشت شده بود.
    این استاد ایرانی، دارای مدرک دکترای علوم سیاسی و استادیار ایران‌شناسی در دانشگاه اوکلاهما است. عابدینی قرار بود در نشست ایران‌شناسی مقاله‌ای را ارائه کند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در همین راستا جاشوا لندیس، مدیر بخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه اوکلاهما، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس (توییتر سابق) ضمن اشاره به خبر بازداشت عابدینی، او را همکار "دوست‌داشتنی" خود نامید و بازداشت او را اقدامی "کاملا غیرقانونی" خواند. لندیس، همچنین اشاره کرد که عابدینی ویزای کاری "معتبر" داشته است.
    گفته می‌شود اطرافیان وحید عابدینی تا دوشنبه در خصوص وضعیت بازداشت او اطلاع‌رسانی نکردند و امید داشتند که او زودتر آزاد شود.
    برخی از خبرهای تایید نشده این احتمال را طرح می‌کنند که تغییر نوع ویزای او ممکن است سبب شده باشد که پرونده‌اش با مشکل مواجه شود.
    لندیس با انتشار پستی دیگر، از افرادی از جمله "ولی نصر"، استاد ایرانی‌تبار دانشگاه جانز هاپکینز خواسته تا نظر خود در این باره را اعلام کنند.
    نصر با انتشار پستی در اینستاگرام در این زمینه، بازداشت عابدینی توسط اداره مهاجرت و گمرک آمریکا را "غیرقانونی" نامیده است. او در ادامه پیام خود افزوده است: «عابدینی پژوهشگر و استادی مورد احترام است و بر اساس اعلام دانشگاه اوکلاهما، ویزای او کاملا معتبر است.»
    گفته می‌شود موضوع بازداشت عابدینی در نشست مطالعات خاورمیانه نیز مطرح شده است. عابدینی پیش از این، در دانشگاه آرکانزاس مشغول به تدریس بوده و مدرک دکترای خود را از دانشگاه بین‌المللی فلوریدا اخذ کرده است.
    پلیس مهاجرت و گمرک ایالات متحده آمریکا طی ماه‌های اخیر با اجرای سیاست‌های دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا به مراتب سخت‌گیرانه‌تر از گذشته عمل می‌کند و حتی در برخی از شهرهای غیرمرزی نیز به دنبال مهاجران غیرقانونی می‌گردد.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    پلیس مهاجرت و گمرک آمریکا در این مدت همچنین کسانی را نیز دستگیر کرده است که تبعه ایالات متحده آمریکا هستند یا اقامت دائم دارند.
    این اقدامات پلیس مهاجرت و گمرک، پیش از این با انتقادات بسیاری مواجه شده بود. آمریکا، پیش از این در پاره‌ای موارد تعدادی از مهاجران ایرانی را، که اکثرا فاقد مدارک اقامتی قانونی بودند به ایران بازگردانده است. بر اساس گزارش‌ها عده‌ای از این افراد همچنان در بازداشت به سر می‌برند.
    0 min
  • زبان به مثابه خشونت: چرا بدن زن، محور اصلی آزارهای کلامی است؟
    روز ۲۵ نوامبر، "روز جهانی منع خشونت علیه زنان"، تنها یادآور خشونت‌های آشکار علیه زنان جامعه نیست؛ بلکه فرصتی است برای دیدن لایه‌های خاموش و پنهانی که در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده‌اند.روز ۲۵ نوامبر، "روز جهانی منع خشونت علیه زنان"، فرصتی است برای دیدن لایه‌های خاموش و پنهانی که در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده‌اند. لایه‌هایی که نه دیده می‌شوند، نه همیشه جدی گرفته می‌شوند، اما اثرشان ماندگار و عمیق است.
    یکی از این لایه‌های پنهان، زبان خشونت‌زده یا همان خشونت کلامی است که نسل‌هاست در شکل فحاشی‌ها، شوخی‌ها، کنایه‌ها و ادبیات عامیانه بازتولید می‌شود؛ زبانی که بدن زنان و هویت آنها را به ابزاری برای تحقیر تبدیل کرده است.
    به باور کارشناسان، این الگوی تکرارشونده که در سال‌های اخیر بخصوص در فضای مجازی به شکل بسیار پررنگی رواج یافته، صرفاً یک "بددهانی" ساده یا یک "عصبانیت لحظه‌ای" نیست، بلکه نشانه‌ای از ساختارهای عمیق‌تر تبعیض جنسیتی است؛ ساختارهایی که در سکوت و عادی‌سازی، خشونتی روانی و نمادین را علیه زنان تثبیت می‌کنند. استفاده گسترده از این الفاظ، پرسشی جدی را پیش می‌کشد: چرا بدن زن، اولین و اصلی‌ترین ابزار تحقیر در زبان ماست؟ چه سازوکارهای فرهنگی، اجتماعی و روان‌شناختی باعث می‌شود که این شکل از خشونت زبانی نه‌تنها نکوهش نشود، بلکه گاهی حتی با خنده، تشویق یا همراهی روبه‌رو شود؟
    این گزارش تلاش می‌کند لایه‌های پنهان این پدیده را واکاوی کند؛ از ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آن گرفته تا اثرات روانی و اجتماعی‌اش بر زنان و جامعه. هدف، تنها اشاره به یک مسئله زبانی نیست؛ بلکه فهم این واقعیت است که هر واژه، حامل قدرت و معناست و زبان خشونت، زمینه‌ساز جامعه‌ای خشونت‌پذیر است.
    تکامل خشونت به شکل سایبری
    خشونت مبتنی بر جنسیت البته پدیده جدیدی نیست، اما مهاجرت آن به دنیای دیجیتال، مقیاس و تأثیر آن را افزایش داده است. از همان ابتدای ظهور ایمیل و اتاق‌های گفت‌وگو، زنان هدف آزار و اذیت سایبری قرار گرفتند. با ظهور رسانه‌های اجتماعی، این تهدیدها گسترش یافت و ابزارهایی را برای آزار و اذیت، سوءاستفاده و تحقیر در مقیاس جهانی در اختیار مجرمان سایبری قرار داد.
    در دهه ۲۰۱۰، سوءاستفاده مبتنی بر تصویر یا "پورن انتقامی" توجه زیادی را به خود جلب کرد. اشتراک‌گذاری بدون رضایت تصاویر خصوصی، که اغلب به عنوان اقدامی تلافی‌جویانه یا کنترلی انجام می‌شد، به سلاحی ویرانگر علیه زنان تبدیل شد. این شکل از سوءاستفاده، نشان‌دهنده‌ تغییر در پویایی خشونت بود: پایداری اینترنت به این معنی بود که رنج قربانیان می‌تواند به طور نامحدود ادامه یابد.
    تا سال ۲۰۱۷، اتحادیه اروپا تخمین زد که از هر ۱۰ زن، ۱ نفر از سن ۱۵ سالگی به بعد نوعی خشونت آنلاین را تجربه کرده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    دانشگاه مریلند آمریکا در پژوهشی در سال ۲۰۱۴ عنوان کرد که کاربران زن به طور متوسط ۲۵ برابر بیشتر از کاربران مرد با پیام‌های تهدیدگر، ناسزاگویی، پیام‌هایی با کلمات رکیک و جنسیت‌زده و خشونت کلامی مواجه می‌شوند و قربانیان این آزار بیشتر در زنان میان ۱۸ تا ۳۰ ساله بوده‌اند. براین اساس در بسیاری از کشورها زنان به دلیل ترس از عواقب اجتماعی، مایل به گزارش‌دهی در مورد ارتکاب خشونت سایبری علیه خود نیستند و در نتیجه فضا را برای مردانی که در این فضا اعمال خشونت می‌کنند، امن‌تر کرده‌اند.
    تعریف ارزش مردانگی، از طریق قدرت بر زن
    جامعه‌شناسان خشونت کلامی را اینطور تعریف می‌کنند: خشونت کلامی علیه زنان در فضای مجازی مجموعه‌ای از رفتارهای زبان‌محور در محیط آنلاین است که زنان را به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم هدف قرار می‌دهد و به‌واسطه‌ کلمات، تصاویر، کامنت‌ها، پیام‌ها یا حتی شوخی‌ها، باعث ایجاد ترس، شرم، تحقیر، یا صدمه روانی می‌شود.
    این خشونت معمولاً ریشه در کلیشه‌ها، نگاه ابزاری به بدن زن و ساختارهای مردسالارانه دارد و چون "جسمی" یا "قابل مشاهده" نیست، اغلب نادیده گرفته می‌شود، اما اثرات روانی و اجتماعی آن بسیار جدی است.
    بیشتر بخوانید: سازمان جهانی بهداشت: یک سوم زنان جهان قربانی خشونت بوده‌اند
    علی رجبعلی، پژوهشگر جامعه‌شناسی در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی در پاسخ به این پرسش که اصلا چرا بدن زن محور بسیاری از خشونت‌های کلامی باید باشد، معتقد است: «ریشه این امر نه در واقعیت زیستی زنان بلکه در یک ساختار تاریخی و فرهنگی است که بدن زن را ابزار کنترل، مالکیت و تحقیر تعریف کرده است.»
    به باور این پژوهشگر، در بسیاری از جوامع و به‌طور برجسته در کشورهای خاورمیانه، زنان نه فقط به‌عنوان یک فرد، بلکه به‌عنوان نماد آبرو و حیثیت خانواده و جامعه محسوب می‌شوند. به همین دلیل هر نوع خشونت زبانی، به بدن زن نسبت داده می‌شود تا بیشترین حس تحقیر را ایجاد کند.
    به گفته او، در جوامعی که آموزش جنسی غایب است، بدن زن تابو است و تابو بودن یک چیز باعث می‌شود آن چیز هم ابژه تمایل شود و هم ابزار تحقیر. علاوه‌ براین، در فرهنگ‌هایی که مردسالاری قوی است، ارزش مردانگی از طریق قدرت بر زن تعریف می‌شود. پس اگر بخواهند یک مرد را تحقیر کنند، همسر، دختر، مادر و یا خواهر او را مورد خشونت کلامی قرار می‌دهند و در واقع بدن زن تبدیل می‌شود به زبان غیرمستقیم برای تحقیر مردان.
    اما سوال اینجاست که استفاده از خشونت کلامی چه تأثیری بر روان جمعی جامعه و به‌ویژه زنان دارد؟
    کارشناسان معتقدند که فحاشی‌ها و شوخی‌های جنسی فقط یک گفت‌وگوی روزمره نیستند و روی روان جمعی زنان اثر عمیق می‌گذارند. این نوع زبان، احساس امنیت، ارزشمندی، اعتماد به نفس و حضور اجتماعی زنان را تضعیف می‌کند و در سطح جمعی، نوعی خشم، بی‌اعتمادی و خشونت پنهان تولید می‌کند.
    بیشتر بخوانید: خودکشی زنان خانه‌دار ایرانی در سایه سیاست‌های مردسالارانه حکومت
    این پژوهشگر جامعه‌شناسی در پاسخ به این سوال که از نظر روانی، چه نیازی به خشونت کلامی علیه زنان و مورد اهانت قرار دادن زنان با فحش‌ها و الفاظ رکیک جنسی است، می‌گوید: «وقتی افراد عصبانی می‌شوند یا حتی می‌خواهند شوخی کنند، سراغ فحش‌های جنسی می‌روند چون این واژه‌ها در فرهنگ مردسالار بیشترین قدرت را برای ضربه زدن دارند. این کلمات حامل دو نیاز پنهان‌اند: قدرت‌نمایی و تخلیه هیجان.»
    به گفته او، از طرفی وقتی در جمع و یا در فضای مجازی خشونت کلامی علیه زنان خنده‌دار تلقی می‌شود، پذیرش اجتماعی آن بیشتر می‌شود و افراد می‌آموزند که خشونت‌ کلامی را می‌توان با طنز ارائه کرد بدون اینکه کسی واکنش جدی نشان دهد.
    پیر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی از مفهومی استفاده می‌کند به نام خشونت نمادین (Violence Symbolique) که ویژگی‌اش این است:
    • خشونت دارد
    • اما به‌صورت طبیعی تجربه می‌شود
    • قربانی آن را نقد نمی‌کند
    • و جامعه نیز حساسیتش را نسبت به آن از دست می‌دهد.
    علی رجبعلی، پژوهشگر جامعه‌شناسی در این باره توضیح می‌دهد: «فحش‌ها و شوخی‌های جنسی علیه زنان، دقیقاً همین کار را می‌کنند. هر تکرار، یک لایه از حساسیت جامعه را کم می‌کند و در نهایت قبح آن ریخته و به امری معمولی و روزمره در جامعه بدیل می‌گردد.»
    تحقیر، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزار حفظ قدرت
    به باور کارشناسان، تأثیر خشونت سایبری بر قربانیان عمیق است و بسیاری از آنها اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه می‌کنند. ماندگاری محتوای این نوع خشونت اغلب باعث می‌شود قربانیان احساس کنند در دام افتاده‌اند و قادر به فرار یا عبور از آزار و اذیت نیستند. این در حالیست که پژوهشگران معتقدند، خشونت کلامی غالباً محرک و مقدمه خشونت فیزیکی خطرناک به دلیل پررنگ شدن مفاهیمی از جمله ""ناموس" و "غیرت" و عامل انتقام‌گیری و ایجاد دور تسلسل خشونت و جرم و جنایت در جامعه است.
    بیشتر بخوانید: سازمان ملل: رشد جنگ و نزاع در جهان خشونت علیه زنان را تشدید کرده است
    اومای رادمهر، فمینیست اینترسکشنال و عضو شورای مرکزی "کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان" به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «تکرار این نوع زبان خشونت‌آمیز قطعا می‌تواند باعث عادی‌سازی خشونت علیه زنان در ناخودآگاه جمعی شود و این یکی از خطرناک‌ترین اثرات زبان جنسیت‌زده و خشونت کلامی است.»
    به گفته او، زبان، حاوی معنا است. با تکرار، این معنا در سطح ناخودآگاه جای می‌گیرد. پیام‌ها و معناهای نهفته خشونت کلامی علیه زنان در نتیجه تکرار دائمی در مکالمات روزمره، در سطح ناخودآگاه حتی در بین کسانی که آگاهانه مخالف خشونت‌اند نیز جای می‌گیرد.
    رادمهر نیز در توضیح این که استفاده از این نوع فحاشی چه تأثیری بر روان جمعی جامعه و به‌ویژه زنان دارد، می‌افزاید: «آمار بسیار بالای عمل‌های زیبایی زنان وقتی کنار زبان جنسیت‌زده و خشونت کلامی علیه زنان قرار می‌گیرد، تصویری روشن از یک چرخه فشار اجتماعی می‌سازد. در این چرخه، زبان نقش مهمی در شکل دادن به تصویر ذهنی زنان از ارزش خود و بدنشان دارد. وقتی بدن زن در فحاشی‌ها، شوخی‌ها و تحقیرهای روزمره هدف قرار می‌گیرد، پیامی پیوسته به جامعه ارسال می‌شود: "ارزش زن = بدن اوست".»
    به گفته او، این امر باعث می‌شود زنان نسبت به بدن خود حساسیت افراطی پیدا کنند و بیشتر مایل به ایجاد تغییراتی در آن باشند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    عضو شورای مرکزی "کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان" در پاسخ به این سوال که چرا اکثرا خود زنان هم این الفاظ و خشونت‌های کلامی و جنسیت‌زده را استفاده می‌کنند، می‌افزاید: «زنان هم نه از سر قدرت، بلکه از سر فشار ساختاری در این چرخه گرفتار می‌شوند. وقتی زنی در فرهنگی مردسالار رشد می‌کند، به تدریج همان ارزش‌ها را درونی می‌کند. این یعنی زن، ساختار مردسالاری را از بیرون نمی‌بیند، بلکه آن را یک "نُرم طبیعی" می‌پندارد.»
    به گفته او، وقتی زن در جامعه‌ای زندگی می‌کند که زبان قدرت، مردانه است و خشونت کلامی نشانه "زور" و "مردانگی" تلقی می‌شود، او ممکن است تلاش کند با واردشدن به این گفتمان، قدرت نمادین کسب کند. ولی درواقع زن با استفاده از این زبان، ناآگاهانه، قدرت مردسالارانه را بازتولید می‌کند، نه قدرت خودش را.
    0 min
  • سفر عراقچی به فرانسه؛ "مذاکره در باره همکاری با آژانس"
    وزیر خارجه ایران قرار است روز چهارشنبه در پاریس با همتای فرانسوی خود در باره پرونده هسته‌ای و مذاکره با آژانس گفت‌وگو کند. وضعیت دو شهروند فرانسوی در ایران که اجازه خروج از این کشور را ندارند نیز موضوع مذاکره است.وزارت خارجه فرانسه روز دوشنبه، ۲۴ نوامبر (۳ آذر) اعلام کرد که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، این هفته در پاریس با ژان‌نوئل بارو، همتای فرانسوی خود، گفت‌وگو خواهد کرد. این دیدار قرار است روز چهارشنبه انجام شود.
    وزارت خارجه فرانسه اعلام کرد: «وزیر امور خارجه (ایران)، عراقچی روز چهارشنبه به فرانسه سفر می‌کند و با وزیر (خارجه فرانسه) دیدار خواهد داشت.» این وزارتخانه افزود که این دیدار فرصتی خواهد بود تا ایران به ازسرگیری همکاری با آژانس ترغیب شود.
    فرانسه همچنین اعلام کرد که سرنوشت دو شهروندش در ایران که پس از آزادی از زندان، اجازه خروج از این کشور را ندارند نیز از موضوعات مذاکره با عراقچی است.
    "موضوعات مهم منطقه‌ای" نیز در دستور کار دیدار عراقچی و بارو قرار دارد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    تهران تحت فشار قدرت‌های غربی قرار دارد تا به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه ورود به تأسیسات هسته‌ای خود را بدهد.
    کشورهای غربی ایران را متهم می‌کنند که در پی ساخت سلاح هسته‌ای است، ادعایی که تهران همواره قویاً رد کرده است.
    در میانه ماه ژوئن (أواخر خردادماه)، اسرائیل یک کارزار بی‌سابقه بمباران علیه ایران آغاز کرد که یک جنگ ۱۲ روزه را رقم زد؛ ایالات متحده نیز برای مدتی کوتاه با حمله به برخی تأسیسات هسته‌ای کلیدی ایران وارد این درگیری شد.
    این جنگ، مذاکرات سطح بالای هسته‌ای بین تهران و واشنگتن را که از آوریل (اردیبهشت) آغاز شده بود، مختل کرد؛ مذاکراتی که در آن دو طرف بر سر حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم اختلاف داشتند؛ حقی که تهران آن را "غیرقابل چشم‌پوشی" می‌داند.
    دو ماه بعد ایران و آژانس که بعد از جنگ ۱۲ روزه همکاری‌‌شان مختل شده بود در قاهره به توافقی برای ایجاد چارچوبی از همکاری تازه دست یافتند.
    همکاری تعلیق‌شده با آژانس
    با سمت‌گیری بریتانیا، آلمان و فرانسه به سوی فعال‌کردن مکانیسم ماشه مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ و احیای تحریم‌های سازمان ملل ایران توافق قاهره را بلاموضوع اعلام کرد. در پی تصویب قطعنامه ‌کشورهای غربی در شورای حکام آژانس اتمی برای فشار بر ایران در جهت احیای همکاری با آژانس تهران دوباره بر ملغی‌شدن توافق قاهره تاکید کرد.
    شورای حکام آژانس ۲۰ نوامبر ۲۰۲۵ (۲۹ آبان ۱۴۰۴) با ۱۹ رأی موافق، ۱۲ رأی ممتنع و ۳ رأی مخالف قطعنامه‌ای پیشنهادشده از سوی آمریکا، فرانسه، بریتانیا و آلمان را تصویب کرد که در آن از ایران خواسته می‌شود همکاری کامل و فوری با آژانس داشته باشد، اطلاعات دقیق درباره ذخایر اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی در اختیار بازرسان آژانس قرار دهد و اجازه دسترسی به سایت‌های هسته‌ای کشور را فراهم کند.
    در متن این قطعنامه آمده است که جمهوری اسلامی بر اساس تصمیمات بین‌المللی احیاشده (مکانیسم ماشه) در سپتامبر ۲۰۲۵، موظف به تعلیق تمامی فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری از جمله تحقیق و توسعه و پروژه‌های مربوط به آب سنگین است.
    همچنین از ایران خواسته شده است تا مطابق پروتکل الحاقی عمل کند و اطلاعات کامل درباره وضعیت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و تاسیسات تحت پادمان را در اختیار آژانس قرار دهد.
    مذاکرات روز چهارشنبه در پاریس احتمالا بر مبنای همین خواست‌ها از ایران و در راستای تأکید اروپا بر اجرای آنها صورت خواهد گرفت.
    اروپایی که قرار بود در حاشیه بماند
    پس از روی کارآمدن دوباره ترامپ در آمریکا و شروع مذاکرات میان این دولت و جمهوری اسلامی بر سر احیای برجام، عملا اروپایی‌ها که تا آن زمان و در تمامی طول دولت بایدن شاکله اصلی مذاکرات را تشکیل می‌دادند به حاشیه رانده شدند. پس از جنگ ۱۲ روزه ایران با این توجیه که اروپا حمله اسرائیل و آمریکا را محکوم نکرده، و از آن استقبال کرده، و لذا "رفتاری مغایر برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ داشته" دیگر طرف مذاکره نیست. بعدتر اما تهران زیر فشار اروپا به توافق قاهره و شروع دوباره همکاری‌ها با آژانس روی خوش نشان داد و این انتظار را داشت که اروپایی‌ها به همین سطح محدود همکاری تهران با آژانس راضی شوند و در صدد احیای تحریم‌هایی که با انقضای برجام کاملا منتفی می‌شوند، برنیایند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    برای اروپا اما همکاری محدود تهران با آژانس و معلوم‌نبودن تصمیم آن برای ادامه یا توقف غنی‌سازی در کنار ابهام در وضعیت بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰‌درصد غنی‌شده که می‌تواند برای تولید سلاح هسته‌ای به کار رود محملی جهت حرکت به سوی احیای تحریم‌ها شد. پس از این اقدام اروپا در اوایل مهر امسال، دوباره جمهوری اسلامی اروپا را فاقد صلاحیت و مشروعیت برای مذاکره اعلام کرد، موضعی که حالا با دیدار عراقچی در فرانسه عملا ما به ازای عملی ندارد و ظاهرا در سطح شعار باقی می‌ماند. مذاکره عراقچی در پاریس همچنین نشانه‌ای از این تلقی می‌شود که تهران نمی‌تواند اروپا را در مذاکرات هسته‌ای دور بزند و با اتکا صرف به مواضع حمایت‌آمیز چین و روسیه، از فشارهای آژانس و سایر بازیگران قدر عرصه بین‌المللی مصون بماند.
    "غنی‌سازی در ایران تعطیل شده"
    مذاکرات پاریس در حالی انجام می‌شود که جمهوری اسلامی بر خلاف ۵ ماه اول بعد از جنگ ۱۲ روزه با صراحت بیشتری در باره توقف غنی‌سازی در ایران سخن می‌گوید و اعلام کرده است که اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌سازی شده زیر آوار تاسیسات بمباران شده باقی مانده‌اند. عباس عراقچی، روز هفته پیش در مصاحبه‌ای با نشریه بریتانیایی اکونومیست گفت: « ما غنی سازی انجام نمی دهیم زیرا به تاسیسات ما حمله شده است. بنابراین خطرات زیادی وجود دارد لذا فعلا متوقف شده است.» او همچنین در باره اورانیوم غنی‌شده در سطح ۶۰ درصد نیز گفت که "زیر آوار است و هنوز اقدامی‌برای دستیابی به انها آنجام نشده است و ما هم فعلا هیچ قصدی برای بازیابی آنها تا قبل از رسیدن به یک مدالیته جدید با آژانس نداریم".
    راستی‌آزمایی این ادعاها در گرو احیای همکاری گسترده جمهوری اسلامی با آژانس اتمی و بازرسان آن است و شاید در مذاکرات پاریس برای آن و مالا احیای قوی‌تر مذاکرات با واشنگتن که تقریبا به حال تعطیل درآمده روزنه‌ای باز کند، هر چند که که تاکید جمهوری اسلامی بر حق غنی‌سازی، به رغم توقف فعلی آن، همچنان ادامه دارد، مسئله‌ای که می‌تواند در صورت اصرار آمریکا و اروپا بر غنی‌سازی صفر در ایران مانعی بزرگ در راه شروع و پیشرفت مذاکرات باقی بماند.
    برای اروپا و آمریکا موضع جمهوری اسلامی در مورد موجودیت اسرائیل نیز بیشتر از مسئله غنی‌سازی اهمیت دارد و غنی‌سازی از جمله بر بستر همین موضع در قبال اسرائیل است که حساسیت بیشتری برانگیخته است. از این رو هر گونه پیشرفتی در مذاکرات با اروپایی‌ها وآمریکایی‌ها بر سر مسئله هسته‌ای بدون تغییر موضع تهران در مورد اسرائیل با چشم‌اندازی راهبردی از موفقیت تلقی نمی‌شود، و تجربه شکست برجام تا حدود زیادی به این مسئله مرتبط شمرده می‌شود.
    0 min
  • ترامپ: در مذاکرات اوکراین ممکن است اتفاق خوبی بیافتد
    دونالد ترامپ با احتیاط نسبت به نتایج مذاکرات در ژنو ابراز خوشبینی کرده است. اروپا می‌کوشد حداکثر نظرات خود را در طرح وارد کند. روسیه با تغییر طرح ترامپ مخالفت کرده و صدراعظم آلمان می‌گوید بدون روسیه کار پیش نمی‌رود.دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نسبت به نتیجهٔ گفت‌وگوهای ژنو دربارهٔ طرح صلح آمریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراینبا احتیاط ابراز خوش‌بینی کرده و گفته است که "ممکن است اتفاق خوبی در حال رخ دادن باشد".
    واشنگتن هفته گذشته این پیشنهاد را به کی‌یف ارائه داد و تا روز پنجشنبه، ۲۷نوامبر، برای پاسخ مهلت تعیین کرد. سپس هیئت‌های اوکراین و آمریکا روز یکشنبه در ژنو با حامیان کلیدی اروپایی اوکراین درناتو، دیدار کردند. کاخ سفید پس از این نشست اعلام کرد که "چارچوب صلح به‌روز و اصلاح شده" و تصمیم‌گیری نهایی درباره متن تدوین‌شده بر عهدهٔ ترامپ و ولادیمیر زلنسکی خواهد بود.
    ترامپ روز دوشنبه در شبکه Truth Social خود نوشت: «آیا واقعاً ممکن است پیشرفت بزرگی در مذاکرات صلح میان روسیه و اوکراین صورت گرفته باشد؟ تا زمانی که آن را نبینید باور نکنید، اما شاید اتفاق خوبی در حال رخ دادن باشد.»
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله
    وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، پیش‌تر گفته بود که آمریکا و اوکراین "پیشرفت چشمگیری" در مورد این چارچوب داشته‌اند، اما تأکید کرد که توافق روسیه برای پایدار ماندن هرگونه توافق ضروری است.
    اگرچه متن ۲۸ ماده‌ای اولیه علنی نشده، ولی رسانه‌های مختلف گزارش داده‌اند که این طرح شامل بندهایی است که کی‌یف و حامیان اروپایی‌اش قبلاً رد کرده بودند؛ از جمله:
    به رسمیت شناختن عملی کنترل روسیه بر کریمه و دونباس،
    کنار گذاشتن تلاش اوکراین برای پیوستن به ناتو،
    و کاهش شمار نیروهای ارتش اوکراین.
    طبق گزارش رویترز، کشورهای اروپایی حامی اوکراین نسخهٔ تعدیل‌شده‌ای ارائه داده‌اند که محدودیت‌ها بر نیروهای مسلح اوکراین و موضوع واگذاری سرزمینی را تعدیل می‌کند.
    کرملین روز دوشنبه گفت که هیچ اطلاعات رسمی دربارهٔ نتیجه مذاکرات ژنو یا نسخه اصلاح‌شده پیشنهاد دریافت نکرده و از اظهارنظر دربارهٔ گزارش‌های رسانه‌ای خودداری کرد.
    روسیه پیش‌تر تأیید کرده بود که پیش‌نویس واشنگتن را دریافت کرده است؛ ولادیمیر پوتین نیز روز جمعه اظهار داشت که "این طرح می‌تواند مبنایی برای یک توافق صلح نهایی باشد.“
    موضع منفی روسیه در باره تجدیدنظر در طرح ترامپ
    روسیه پیشنهاد متقابل اروپا دربارهٔ طرح صلح اوکراین را رد کرد. مسکو روز دوشنبه اعلام کرد که این پیشنهاد "کاملاً غیرسازنده" بوده و برای روسیه قابل قبول نیست. یوری اوشاکوف، مشاور سیاست خارجی کرملین، گفت که این نسخهٔ اروپایی کارآمد نیست. پیش از این، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، پس از مذاکرات مشترک با آمریکا در ژنو دربارهٔ طرح صلح، از "پیشرفت" سخن گفته بود.
    زلنسکی روز دوشنبه گفت: «به‌همراه طرف آمریکایی، ما توانستیم موارد فوق‌العاده حساس را وارد طرح کنیم..»
    نمایندگان اوکراین، آمریکا و اروپا روز یکشنبه ۲۳ نوامبر بر روی یک «چارچوب صلح به‌روزشده و اصلاح‌شده» از طرح ترامپ به توافق رسیدند که قرار است روی آن بیشتر کار شود.
    کاخ سفید نیز به‌صورت جداگانه اعلام کرد که هیئت اوکراینی تأکید کرده که پیش‌نویس جدید "منافع ملی اوکراین" را بازتاب می‌دهد و به "نیازهای استراتژیک اصلی آن" پاسخ می‌دهد. روستم عمرُف، عضو هیئت اوکراین و دبیر شورای امنیت و دفاع ملی این کشور، گفته بود نسخه جاری این سند، که همچنان در مرحله پایانی تأیید است، "اکثر اولویت‌های اساسی اوکراین" را در بر می‌گیرد.
    با وجود رد نسخه اروپایی، دولت روسیه روز دوشنبه اعلام کرد نسخهٔ اولیه آمریکا می‌تواند "پایهٔ یک راه‌حل" باشد. اوشاکوف گفت: "بسیاری از مفاد این طرح کاملاً قابل قبول هستند."
    واکنش اروپا: «پایه‌ای محکم» برای ادامهٔ مذاکرات
    اورزولا فون‌ درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، نتیجه مذاکرات ژنو درباره طرح آمریکا برای پایان جنگ روسیه علیه اوکراین را "پایه‌ای محکم" برای پیشرفت‌های بیشتر توصیف کرد. او گفت که حضور قوی اروپا و هماهنگی مؤثر باعث شده که "پیشرفت خوبی" حاصل شود.
    فون‌ درلاین تأکید کرد که اروپا باید متحد بماند و همچنان منافع اوکراین در اولویت باشد: «موضوع امنیت کل قاره ماست؛ اکنون و در آینده.»
    او یادآور شد که احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت اوکراین اصل اساسی مذاکرات است و تنها اوکراین حق دارد دربارهٔ نیروهای مسلح خود تصمیم‌گیری کند.
    "فضای جدید در گفت‌وگوهای صلح"
    آنتونیو کوستا، رئیس شورای اتحادیه اروپا نیز پس از دیدار در لواندا (آنگولا) گفت که اکنون «انرژی جدیدی» در روند مذاکرات صلح ایجاد شده است. او افزود که برخی مسائل هنوز حل‌نشده باقی مانده‌اند، اما مسیر کلی «مثبت» است.
    او تأکید کرد که موضوعاتی که مستقیماً به اتحادیه اروپا مربوط می‌شوند، مانند تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه روسیه و نحوه برخورد با دارایی‌های مسدودشده بانک مرکزی روسیه در اروپا، نیازمند مشارکت کامل و تصمیم‌گیری مستقیم اتحادیه اروپا هستند.
    کوستا، همانند فون‌ درلاین، از کشورهای عضو اتحادیه خواست که در روند مذاکرات "در کنار هم بمانند."
    مرتس: مهم آمدن روسیه به پشت میز مذاکره است
    فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، برخلاف ایالات متحده آمریکا، انتظار ندارد که تا روز پنج‌شنبه در گفت‌وگوهای مربوط به اوکراین پیشرفت سریعی حاصل شود. او روز دوشنبه در لوندا، پایتخت آنگولا گفت: «این یک روند دشوار است و در این هفته حداکثر گام‌های کوچکی برداشته خواهد شد. من انتظار ندارم که در این هفته به یک پیشرفت بزرگ برسیم.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    مرتس پیش از این در نشست سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا درباره مذاکرات اوکراین که با ابتکار آمریکا آغاز شده، شرکت کرده بود.
    اوبا تأکید بر این که تلاش‌ها برای پایان دادن به جنگ، به‌واسطه ابتکار دولت آمریکا، جان تازه‌ای گرفته است، افزود: «این سند اکنون در بخش‌های اساسی اصلاح شده، در حال هماهنگی است و سپس به موضع مشترک آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و اوکراین تبدیل خواهد شد. بعد از آن، روسیه باید پای میز مذاکره بیاید.»
    صدراعظم آلمان در ادامه گفت که در چارچوب نشست اتحادیه اروپا برای اعمال فشار شدید بر روسیه تلاش کرده است. مرتس تأکید کرد: «اکنون حرکت تعیین‌کننده باید از سوی روسیه انجام شود. تا زمانی که چنین حرکتی دیده نشود، هیچ روندی وجود نخواهد داشت. و وقتی روندی وجود نداشته باشد، صلحی هم در کار نخواهد بود.» او افزود که روسیه باید پای میز مذاکرات حاضر شود.
    0 min
  • آتش به جان جنگل‌های ایران؛ از پوکه شکارچیان تا نالایقی مدیران
    آتشی که در دو مرحله حدود یک ماه جنگل‌های الیت چالوس را فرا گرفته بود ظاهرا بالاخره مهار شده است. اما علت این آتش‌سوزی‌های مداوم چیست و برای مهار و پیشگیری آن چه باید کرد؟یک ماه است که آتش‌به جان جنگل‌های الیت چالوس افتاده است. مقامات رسمی می‌گویند آتش در مرحله اول مهار شد اما مرحله دوم از حدود یک هفته پیش دوباره آغاز شد. یکشنبه شب دوم آذر منابع رسمی اعلام کردند که آتش مهار شده است. منابع محلی به دویچه‌ وله گفته‌اند که آتش به صورت نقطه‌ای باقی مانده و "در حال لکه‌گیری منطقه هستند".
    این اولین بار نیست که آتش، جنگل‌های ایران را خاکستر می‌کند. در سال‌های اخیر میزان آتش سوزی در جنگل‌های ایران سیری به طور محسوس صعودی داشته است؛ از زاگرس تا خزر جنگل‌ها دچار حریق شده و بخشی از آنها کاملا از بین رفته است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    بر اساس داده‌های مرکز کوپرنیک ESSD (سیستم داده‌های علمی زمین) آتش‌سوزی‌ها در فصل پاییز ۲۵-۲۰۲۴ در ایران از نظر تعداد و مساحت آتش‌سوزی‌ها یکی از شدیدترین موارد از سال ۲۰۰۲ به این سو بوده است. در این بازه زمانی چندین آتش‌سوزی در جنگل‌های استان‌های خوزستان، کردستان و جنگل‌های هیرکانی در شمال ایران رخ داده‌اند.
    سال گذشته تقریبا همین روزها بود که ۷۰ نفر از کارشناسان و اساتید جنگل‌داری و مرتع در ایران نامه‌ای به مسعود پزشکیان نوشته و از او خواستند قوانین مصوب درباره جنگل‌ها را اجرایی کند. نویسندگان این نامه مشخصا خواسته‌های زیر را مطرح کردند: « توجه بیشتر و جدی به وضعیت جنگل‌های کشور، پایبندی به قانون، ارتقای جایگاه شورای علمی-فنی سازمان با تصویب هیات دولت، استمرار فعالیت طرح‌های متوقف شده بدون برداشت درختان سرپای سالم و امکان نظارت انجمن‌های علمی بخش بر فعالیت‌های سازمان منابع طبیعی.» و این خواست‌ها را "کمترین توقعی" دانستند که از دولت انتظار می‌رود.
    اینک یک سال از ارسال این نامه می‌گذرد و بار دیگر آتش به جان جنگل‌های ایران افتاده است.
    لیلا مرگن، دانش‌آموخته علوم جنگل و خبرنگار محیط زیست یکی از امضاکنندگان این نامه بود. او به دویچه‌ وله می‌گوید در یک سال اخیر دو نامه به رییس جمهوری نوشته شده و در نامه دوم مشخصا از ریاست جمهوری درخواست شده تا طرح‌های مدیریتی جنگل‌های ایران در ابتدای برنامه ششم توسعه برای جلوگیری از بهره‌برداری بیش از حد از جنگل‌ها را که متوقف شده بود دوباره راه‌اندازی کند. قرار بود ظرف سه سال برنامه جایگزین برای این طرح‌ها ارائه شود، ولی با گذشت نزدیک به ۱۰ سال هنوز برنامه‌ جایگیزینی برای آن ارائه نشده است.
    به گفته این کارشناس، راه افتادن این طرح‌ها باعث حضور بیشتر نیروهای تخصصی و نیز حضور بیشتر بخش خصوصی در عرصه جنگل‌داری شده و احتمال مقابله با حریق و پیشگیری از حریق به صورت زمینی بیشتر فراهم می‌شود. اما متاسفانه هیچیک از این خواست‌ها هنوز برآورده نشده است.
    "انفعال" سازمان محیط زیست
    جنگل‌های الیت چالوس که این بار طعمه حریق شدند در داخل منطقه محافظت‌شده بودند و در حقیقت سازمان حفاظت از محیط زیست موظف بوده از این مناطق حفاظت ویژه کند. این در حالی است که به گفته خانم مرگن، بعد از گذشت ۱۸ تا ۱۹ روز از آغاز آتش‌سوزی تازه سازمان حفاظت از محیط زیست وارد عمل شده و بر عملیات اطفای حریق نظارت می‌کند.
    لیلا مرگن می‌گوید: «همه جنگل‌ها مهم هستند، چه حفاظت شده و چه غیر حفاظت شده ولی ما عرصه‌ای را حفاظت شده اعلام می‌کنیم که واجد ارزش‌های زیستی خاصی هستند و برای همین حفاظت شده اعلام می‌شوند ولی می‌بینیم که سازمان محیط زیست در قبال منطقه حفاظت شده تحت مدیریت خودش خوب عمل نکرد، حداقل اگر نگوییم منفعل بوده ولی خوب عمل نکرده و با تاخیر عمل کرده است.»
    علت وقوع آتش؛ از احتمال عامل انسانی تا خشک بودن زمین
    هربار که آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران رخ می‌دهد عوامل گوناگونی برای علت وقوع آن اعلام می‌شوند اما بیش از همه بر عوامل انسانی تاکید می‌شود.
    بیشتر بخوانید:کمک ترکیه و آمادگی روسیه و بلاروس برای مهار آتش در جنگل الیت
    در جریان آتش‌سوزی اخیر جنگل الیت نیز رضا افلاطونی رییس سازمان جنگل‌ها درباره علت اولیه این آتش‌سوزی گفت: «گروه‌های کارشناسی در محل حضور دارند و منشأ دقیق حادثه را بررسی می‌کنند. با این حال شواهد اولیه احتمال دخالت عامل انسانی را تقویت می‌کند.»
    لیلا مرگن با اشاره به موقعیت این جنگل‌ها و صعب‌العبور بودن آنها احتمال شروع آتش‌سوزی توسط گردشگران را منتفی می‌داند و معتقد است اگر عامل انسانی دخیل بوده باشد تنها می‌تواند "کار شکارچیان باشد".
    او می‌گوید: «جامعه محلی و مردم عادی که برای تفرج، بی قاعده وارد جنگل می‌شوند در مناطق صعب العبور تردد نمی‌کنند. مناطق صعب‌العبور فقط محل‌هایی است که افراد خاصی با اهداف خاص در آن تردد می‌کنند و یک‌ گروه از این افراد می‌توانند شکارچیان باشند. حداقل برآوردهای ما این را نشان می‌دهد.»
    او با اشاره به اینکه ایران امسال خشک‌ترین پاییز صد سال اخیر را تجربه می‌کند می‌گوید: «از تابستان کف جنگل‌های هیرکانی ترک خورده بود و لاش-برگ‌های زیادی که کف جنگل جمع شده بودند خودشان مثل یک مخزن باروت هستند. ما نمی‌دانیم چه عاملی باعث آتش سوزی شده یعنی عمدی بوده، یکی رفته کبریت زده و این لاش-برگ‌ها را سوزانده یا پوکه داغ فشنگ یک شکارچی توانسته یک همچین بلایی سر جنگل‌ها نازل بکند.»
    اما چرا و چگونه شکارچی می‌تواند وارد منطقه حفاظت‌شده بشود؟
    پاسخ این پرسش از دید خانم مرگن تنها کمبود نیروی انسانی است. او برای ما توضیح می‌دهد که منابع محلی به او گفته‌اند "تنها یک محیط‌بان در سراسر این عرصه وجود داشته است و خب مسلم است که یک نفر نمی‌تواند منطقه‌ای با آن وسعت را به طور کامل تحت نظر بگیرد."
    به گفته مرگن پس از شروع آتش‌سوزی تنها محیط‌‌بان منطقه سراغ منابع طبیعی می‌رود، منابع طبیعی پنج نفر را در اختیار او می‌گذارد و این شش نفر چهار روز به تنهایی سعی در کنترل آتش داشته‌اند که مشخص است موفق نشده‌اند.
    "این آینده جنگل‌های ماست که می‌سوزد"
    به گفته این کارشناس محیط زیست اگر در همان ساعات اولیه، آتش‌سوزی جدی گرفته می‌شد و از سوی برخی اعلام نمی‌شد که "فقط دود است" یا "آتش‌سوزی سطحی است" و بلافاصله ستاد بحران تشکیل می‌شد شاید دامنه آتش اینقدر گسترش نمی‌یافت. به خصوص در زمانی که همه کارشناسان نسبت به خشک بودن این پاییز و وزش بادهای گرم از مدتها پیش هشدار داده بودند.
    او ادامه می‌دهد: «ما در هر آتش سوزی یک نسل از جنگل را از دست می‌دهیم، معمولا نهال‌های بین یک تا ده ساله آسیب می‌بینند و وقتی که اعضای جوان یک جمعیت حذف بشوند، در آینده و توالی آن اکوسیستم تاثیر خیلی جدی دارد. ولی من واقعا نمی‌دانم چرا در ایران آتش سوزی‌های سطحی را جدی نمی‌گیرند و می‌گویند آتش سوزی سطحی است و ما آتش‌سوزی تنه‌ای و تاجی نداریم. بله ممکن است بگوییم تعداد درختانی که آتش گرفته خیلی کم است ولی مهم آینده جنگل است و ما داریم آینده جنگل‌هایمان را با همین آتش‌سوزی که اسمش را سطحی می‌گذاریم، از دست می‌دهیم.»
    گردشگری بی‌قاعده؛ بلای جان جنگل‌ها
    برای از بین رفتن جنگل‌های ایران دلایل گوناگونی از سوی کارشناسان مطرح می‌شود از جمله آنها می‌توان به زمین‌خواری، جنگل‌زدایی، دپوی زباله، چرای بی‌رویه دام‌ها و عوامل دیگری اشاره کرد. اما از دید خانم مرگن در آتش‌سوزی جنگل‌ها بیش از همه گردشگری بی‌رویه مقصر است.
    او می‌گوید: «گردشگری به عنوان نسخه شفابخش و نجات دهنده جنگل‌های هیرکانی معرفی می‌شود در صورتی که گردشگری بی قاعده خودش بزرگترین سم و تهدید برای جنگل‌های ایران است چون گردشگرها به دوردست ترین نقاط رفته و زباله‌ها را به آنجا منتقل می‌کنند و هیچکس هم نیست زباله‌ها را جمع کند.»
    کافی است زباله‌هایی که گردشگران به جا می‌گذارند حاوی قوطی کنسرو یا یک ته‌سیگار یا یک تکه آینه باشد، این ترکیب حتی نیاز به صاعقه هم ندارد بلکه با تابش مستقیم خورشید تبدیل به آتشی می‌شود که آینده ایران را می‌سوزاند.
    این خبرنگار محیط زیست به عادت ایرانی‌ها در گردشگری اشاره می‌کند و اینکه هرجا که گردشگران می‌روند بلافاصله آتش روشن می‌کنند و همین در بسیاری موارد نقطه شروع جنگل سوزی است. به همین دلیلی خانم مرگن تاکید می‌کند که به هیچ وجه نباید در جنگل‌ها آتش روشن کرد. همچنین باید بسیار حساس بود و به محض دیدن هر دودی موضوع را به مراجع ذیصلاح اطلاع داد.
    او به نقش مدیریت دولتی در این میان اشاره کرده و می‌گوید: «در فصل‌های خشک، دولت باید سخت‌گیری‌های بیشتری برای حضور گردشگر در طبیعت داشته باشد. در فصل‌های خشک صدور مجوز شکار باید قدغن بشود یا حداقل با نظر کارشناسان این حوزه طوری مدیریت شود که شکارچی کاملا کنترل‌شده به محیط برود که اگر پوکه فشنگی افتاد بلایی سر منطقه نیاید.»
    با این همه مرگن تایید می‌کند که همه این‌ها به پول، امکانات و نیروی انسانی نیاز دارد که به گفته او "متاسفانه هیچ کدامش را نداریم" و به همین دلیل او می‌گوید: «اینقدر مشکل داریم که محقق کردن نسخه‌هایی که کارشناسان می‌پیچیند کار بسیار سختی خواهد بود.»
    شاید به همین دلیل است که نهادهای مدنی و گروه‌های محیط زیستی تمرکزشان را بر روی مردم گذاشته‌اند و بیش از همه دست یاری به سوی مردم دراز کرده‌اند، مردمی که باید بدانند مرگ جنگل‌ها مرگ فرزندان آنهاست.
    "ریه‌های ایران" در حال سوختن
    ایران کشوری خشک و کم‌آب است و این یک واقعیت است اما روند خشک‌تر شدن این کشور حداقل از دهه ۱۳۹۰ تسریع شده است. از همان زمان آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌ها نیز بیشتر شد و اکنون با گذشت بیش از یک دهه مشکلات همچنان پابرجاست.
    لیلا مرگن در این باره می‌گوید: «تا به امروز هر بار که سال‌های خشک آمده و ما بحران آتش سوزی در جنگل داشتیم بحث این بوده که باید در کشور پایگاه‌های تخصصی اطفای حریق تشکیل شود. یک روز گفتند جا برای فرود هلی‌کوپتر نداریم، یک روز گفتند پول نداریم بالگرد بخریم، هر دفعه یک موضوعی مطرح شده ولی واقعیت این است که اطفای حریق یک موضوع کاملا تخصصی است. ما در جریان اطفای حریق جنگل کشته می‌دهیم.»
    بیشتر بخوانید: پس از سه هفته آتش در جنگل‌های هیرکانی شدت بیشتری گرفته است
    او تصریح می‌کند که اطفای حریق با نوع برخورد با سیل و زلزله و رانش زمین فرق می‌کند و نیاز به افراد آموزش‌دیده و همکاری‌های بین‌المللی دارد: «ما نیاز به همکاری‌های بین‌المللی داریم، نیاز داریم تا به مجموعه‌های جهانی که برای اطفاء حریق شکل گرفته بپیوندیم، از نسخه‌ها، توصیه‌ها، عکس‌های هوایی و امکاناتی که آنها دارند استفاده بکنیم. ما خیلی جنگل نداریم که بنشینیم نگاه کنیم که بسوزند. اینها ریه‌های ایران و ریه‌های جهان هستند و باید حفظشان کنیم.»
    "قبل از دیر شدن به داد هیرکانی برسیم"
    از آستارا در شمال غربی ایران تا گلی‌داغ در شرق استان گلستان خطی سبز در امتداد خزر به طول تقریبی ۵۰۰ کیلومتر کشیده شده که ریه ایران است. جنگل‌های هیرکانی نامش را از نام قدیم گرگان؛ "هیرکان" گرفته و عمری بالغ بر ۴۰ میلیون سال دارد.
    ۶۰ گونه پستاندار، ۱۸۰ گونه پرنده و بیش از ۳۰۰ نوع گونه گیاهی در این جنگل‌ها حیات دارند. وسعت این گونه جنگل حدود دو میلیون هکتار است که بزرگترین منطقه جنگلی ایران محسوب می‌شود اما در مقایسه با مساحت کل ایران و وسعت کویر ایران چیزی شبیه "یک ابروی باریک" است.
    لیلا مرگن با ذکر این تشبیه می‌گوید: «جنگل های هیرکانی کانون جذب رطوبت و در واقع ابرهای آسمانند و اگر این جنگل‌ها نباشند یا در واقع به خاطر شرایط حذف شوند، امکان سکونت در شمال ایران از دست می‌رود.»
    او تاکید می‌کند که "نشانه‌های بیابانی شدن در جنگل‌های هیرکانی به وضوح خودش را نشان می‌دهد" و می‌گوید: «بستر پارک ملی گلستان تبدیل شده به کانون ریزگرد و ریزگردهای کف جنگل دارد مردم استان گلستان را دچار مشکل می‌کند. پارک ملی گلستان منطقه تحت حفاظت سازمان محیط زیست است و سازمان محیط زیست نباید اجازه می‌داد ما به این نقطه برسیم. من فکر می‌کنم جنگل‌های هیرکانی دارد روند وحشتناکی را به سمت از بین رفتن طی می‌کند و کاش قبل از اینکه خیلی دیر شود به دادشان برسیم.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    از او می‌پرسم اگر همین حالا دولت ایران به او تمام اختیارات لازم را برای حفظ جنگل‌ها بدهد، اولین و مهمترین اقدامی که می‌کند چیست؟
    لیلا مرگن می‌گوید: «اولین اقدامی که برای جنگل‌های از نفس افتاده ایران می‌کنم، اعلام قرق و ممنوعیت هر نوع بهره برداری به هرشکلی از اکوسیستم‌های جنگلی است. سعی می‌کنم فرمول‌هایی برای معیشت جایگزین جامعه محلی داشته باشم، نه با تزریق پول بلکه با ایجاد شغل. جنگل‌ها نیاز به یک تنفس واقعی دارند و فعلا نباید وارد جنگل‌ها شد، یک دوره استراحت نیاز دارند تا اکوسیستم، خودش را بازیابی کند. در کنارش برای جنگل‌ها اقدامات حمایتی انجام می‌دهم یعنی جاهایی که نیاز به خراش سطحی دارد برای زادآوری خراش سطحی انجام می‌دهم، بذرپاشی را در دستور کار قرار می‌دهم. بعد از بذرپاشی برای مناطقی که خیلی اوضاع خراب است نسخه نهال کاری را می‌گذارم و سعی می‌کنم جنگل را به بهترین شکل ممکن، حالا نه مثل روز اول ولی به بهترین شکل ممکن به نقطه‌ای برگردانم که بتواند خودش را بازیابی کند، توانش برگردد و دوباره اجزای اصلی‌اش سر جای اولشان بازگردند.»
    این روزها هم‌زمان با سوختن جنگل‌های هیرکانی، این شعر در فضای مجازی دست به دست می‌شود:
    به که بسپارمت ای خاک به بادت ندهد؟
    به که بسپارمت ای خانه که ویران نشوی؟
    0 min
  • پیامد ۷ اکتبر؛ برکناری سه ژنرال اسرائیلی و توبیخ فرماندهان
    سه ژنرال اسرائیلی به دلیل "کوتاهی‌ها پیش از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳" از کار برکنار شده‌اند. همچنین فرماندهان نیروهای دریایی و هوایی مورد مجازات قرار گرفته‌اند. دولت اسرائیل با تشکیل یک کمیسیون ملی تحقیق مخالف است.در پی انتشار یک گزارش کارشناسی که اخیراً نهادهای امنیتی اسرائیل را به «نقص‌های سیستماتیک» در جلوگیری از حمله گسترده حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ متهم کرده بود، ارتش اسرائیل چندین مقام ارشد را برکنار کرد؛ اقدامی که گفته می‌شود در دولت با واکنش منفی روبه‌رو نشده است.
    سه ژنرال ارتش در ارتباط با گزارش یادشده و به دلیل کوتاهی پیش از حمله ۷ اکتبر حماس از خدمت برکنار شده‌اند.
    ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش، اعلام کرد این ژنرال‌ها دیگر بخشی از ارتش یا نیروهای ذخیره نخواهند بود. او آنان را به مسئولیت شخصی در عدم جلوگیری از حمله متهم کرد.
    افراد برکنار شده عبارت‌اند از: اَهَرون حَلیوا، رئیس پیشین اطلاعات ارتش، اودد باسیوک، رئیس پیشین اداره عملیات و یارون فینکلمن، فرمانده پیشین منطقه جنوبی.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    حلیوا و فینکلمن پیش‌تر به دلیل همین ناکامی‌ها استعفا داده بودند. باسیوک نیز پس از جنگ اسرائیل–ایران در ژوئن، بازنشسته شده بود. افزون بر این، علیه فرمانده نیروی هوایی تومر بار و فرمانده نیروی دریایی دیوید ساعار سَلمَه مجازات انضباطی اعمال شد. هشت ژنرال و افسر ارشد دیگر نیز مورد مواخذه قرار گرفتند.
    انتقادهای گزارش کارشناسی
    این برکناری‌ها پس از انتشارگزارشی در ماه نوامبر انجام شد که عملکرد ارتش پیش از حمله حماس را بررسی کرده بود. گزارش مذکور از یک «نارسایی سازمانی و ساختاری مزمن» سخن گفت و تصمیم‌گیری‌های نادرست در شب ۷ اکتبر و مشکلات در سلسله‌مراتب فرماندهی را مورد انتقاد قرار داد.
    در گزارش آمده است که میان "واقعیت میدانی و استراتژیک" و "برداشت ارتش از وضعیت غزه و حماس" شکاف وجود داشته است. همچنین تأکید شد که دستگاه اطلاعاتی ارتش با وجود اطلاعات کافی نتوانسته بود هشدار لازم درباره این حمله گسترده ارائه کند.
    وزیر دفاع اسرائیل، یسرائیل کاتس، روز دوشنبه، ۲۴ نوامبر (۳ آذر) اعلام کرد که گزارش یادشده به‌طور "دقیق" دوباره بررسی خواهد شد. رسانه‌های اسرائیل گزارش داده‌اند که کاتس از طریق رسانه‌ها از برکناری‌ها مطلع شده و به شدت ناراحت شده است.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    اختلاف میان وزیر دفاع و رئیس ستاد موضوع پنهانی نیست؛ زمیر اخیراً از دولت فاصله گرفته و دو هفته پیش خواستار یک "بررسی نظام‌مند" درباره حوادث مرتبط با ۷ اکتبر شد. با وجود مطالبات گسترده عمومی و از سوی مخالفان سیاسی، دولت اسرائیل تاکنون از تشکیل کمیسیون ملی تحقیق درباره خطاهای احتمالی نهادهای امنیتی خودداری کرده است. نتانیاهو تأکید کرده که بررسی خطاهای سیاسی باید پس از پایان جنگ غزه انجام شود.
    در حمله گسترده حماس و گروه‌های هم‌پیمان در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بنا بر آمار اسرائیل، بیش از ۱۲۰۰ نفر کشته و حدود ۲۵۰ نفر به غزه ربوده شدند. این حمله جرقه جنگ غزه را زد؛ جنگی که اسرائیل در آن با شدت عملیات نظامی انجام داد. طبق آمار ارائه‌شده از سوی حماس، بیش از ۶۹ هزار نفر در این جنگ کشته شده‌اند. از ۱۰ اکتبر آتش‌بسی شکننده در این منطقه برقرار است.
    0 min
  • آلمان کمیسیون ویژه "حمایت از کارگران جنسی" تشکیل داد
    دولت آلمان کمیسیونی تخصصی برای افزایش حمایت از کارگران جنسی تشکیل داد. وظیفه این کمیسیون، ارائه پیشنهادهایی برای اقدامات قانونی یا غیرالزام‌آور است. منتقدان قانون فعلی حمایت از کارگران جنسی را "شکست‌خورده" می‌دانند.کارین پرین، وزیر خانواده آلمان از حزب دموکرات مسیحی، یک کمیسیون کارشناسی مستقل را منصوب کرده که قرار است در ماه‌های آینده پیشنهادهایی را برای افزایش حمایت از کارگران جنسی تدوین و ارائه کند.
    پرین امروز دوشنبه ۲۴ نوامبر (۳ آذر)، هم‌زمان با آغاز کار این کمیسیون، گفت که اعضای آن قرار است توصیه‌هایی ارائه دهند «تا سیاست‌گذاران بتوانند بر مبنای آن تصمیماتی مستدل و دقیق برای حمایت از کارگران جنسی اتخاذ کنند». او افزود: «مبارزه با کار اجباری جنسی، قاچاق انسان و خشونت، از اولویت‌های اصلی دولت آلمان است.»
    این کمیسیون قرار است برای دولت فدرال، ایالت‌ها و شهرداری‌ها، مجموعه‌ای از پیشنهادهای قانونی و یا غیرالزام‌آور را برای بهبود سطح حمایت و حفاظت از کارگران جنسی ارائه کند. پیشنهادهای قانونی اولیه قرار است ظرف ۱۲ ماه و اقدامات گسترده‌تر طی ۱۸ ماه آینده ارائه شوند.
    تشکیل کمیسیونی با ۱۲ کارشناس
    به گفته این وزارتخانه، کمیسیون مزبور متشکل از ۱۲ کارشناس از حوزه‌هایی چون پیگرد کیفری، خدمات اجتماعی و بهداشت است. ریاست کمیسیون را تیلمن بارچ، حقوقدان، بر عهده دارد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    با این حال، "انجمن صنفی خدمات اروتیک و جنسی" این ترکیب را مورد انتقاد قرار داده و گفته است که افرادی که واقعاً در حوزه خدمات جنسی کار می‌کنند، در کمیسیون نماینده‌ای ندارند.
    پایه کار این کمیسیون، ارزیابی منتشرشده در ماه ژوئن گذشته از "قانون حمایت از کارگران جنسی" است که نشان می‌دهد این قانون که از سال ۲۰۱۷ لازم‌الاجراست، نقاط ضعف جدی دارد.
    منتقدان قانون فعلی را "شکست‌خورده" می‌دانند
    کار و خدمات جنسی در آلمان، سال ۲۰۰۲ میلادی در دولت ائتلافی متشکل از سوسیال دموکرات‌ها و سبزها قانونی شد. طبق قانون حمایت از کارگران جنسی، ثبت‌نام برای فعالان این حوزه اجباری است و کسب‌وکارهای مرتبط با آن، مانند روسپی‌خانه‌ها، نیازمند دریافت مجوز هستند.
    در حالی که کار اجباری جنسی و قاچاق انسان همچنان در آلمان جرم محسوب می‌شود و قانون قرار بوده امنیت و شرایط کاری بهتری برای کارگران جنسی فراهم کند، منتقدان قانون فعلی را شکست‌خورده می‌دانند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    یولیا کلوکنر، رئیس مجلس نمایندگان آلمان (بوندستاگ) از حزب دموکرات مسیحی، اخیراً با تأکید بر حقوق زنان، خواستار وضع مقررات سخت‌گیرانه‌تری در این زمینه شد.
    کلوکنر گفت: «من کاملاً باور دارم که ما باید سرانجام کار جنسی و خرید خدمات جنسی در کشورمان را ممنوع کنیم.» به گفته او، قوانین موجود به اندازه کافی از کارگران جنسی محافظت نمی‌کنند و خشونت، سلطه مردان و اجبار در این حوزه همچنان ادامه دارد. کلوکنر همچنین آلمان را "روسپی‌خانه اروپا" توصیف کرد.
    طبق اعلام اداره آمار آلمان، سال گذشته حدود ۳۲ هزار و ۳۰۰ کارگر جنسی ثبت‌شده در این کشور وجود داشته است. با این حال، تعداد واقعی آنها بسیار بیشتر از این برآورد می‌شود.
    0 min

About دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

From the publisher's feed

Persian Homepage