Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
رسانه «فردای اقتصاد» با مأموریت نقشآفرینی در ساختن فردای ایران پا به عرصه وجود میگذارد. سابقه این رسانه تصویری به سال ۱۳۹۹ برمیگردد؛ زمانی که تلویزیون اینترنتی «بورسان» پا به عرصه وجود نهاد و در مد... more
FAQs about فردای اقتصاد | واچلیست:How many episodes does فردای اقتصاد | واچلیست have?The podcast currently has 17 episodes available.
September 06, 2026نقشه گنج بورس در اقیانوس ریسک؛ آپشنبازار مشتقه ایران دیگر حاشیهای بر بازار سهام نیست؛ در حال تبدیلشدن به یکی از جدیترین میدانهای کشف ریسک است. ارزش معاملات این بازار از حدود ۱۸۰ میلیارد تومان در فروردین ۱۴۰۴ به بیش از ۲ همت رسیده و در یکی از رکوردهای ثبتشده، از ۲.۷ همت عبور کرده است. اما این اعداد بهتنهایی نمیگویند بازار آپشن بالغ شده است یا صرفاً با موج تازهای از ریسکپذیری و ترس از جاماندگی روبهرو هستیم. در قسمت جدید «واچلیست»، با سلمان یزدانی، کارشناس بازار مشتقه، به سراغ بازاری رفتیم که در آن سودهای چندصددرصدی ممکن است؛ اما همان اهرمی که بازدهی را بزرگ میکند، زیان را نیز چند برابر میسازد. در این گفتگو بررسی میکنیم: رشد ارزش معاملات آپشن؛ نشانه توسعه بازار است یا عطش اهرم؟ چرا در بحرانهای اخیر، برخلاف الگوی رایج بازارهای جهانی، اقبال به مشتقه در ایران افزایش یافت؟ تفاوت میان ارزش معاملات پریمیوم و ارزش مفهومی قراردادها چیست؟ چرا افزایش موقعیتهای باز میتواند نشانه حرکت بازار از نوسانگیری روزانه به سمت استراتژیهای پایدارتر باشد؟ نسبت بالای معاملات اختیار خرید به اختیار فروش چه تصویری از رفتار معاملهگران ارائه میدهد؟ چگونه اختیار فروش میتواند به جای فروش هیجانی سهام، نقش بیمه پرتفوی را ایفا کند؟ کدام استراتژیها برای بازار صعودی، نزولی یا کمنوسان مناسبترند؟ چرا فروش هیجانی اختیار خرید برای معاملهگران کمتجربه میتواند به ریسک پنهان و زیان سنگین منجر شود؟ بازار آپشن بورس کالا، گواهیهای مس، نقره و طلا چه افق تازهای برای ابزارهای مشتقه ایجاد میکنند؟ یزدانی تأکید میکند که آپشن، نسخهای برای جبران جاماندگی نیست. بازدهی بالا بدون ریسک وجود ندارد؛ اگر ریسک دیده نمیشود، احتمالاً فقط پنهان مانده است. از نگاه او، خرید اختیار خرید، اختیار فروش پوششی و برخی استراتژیهای اسپرد، در صورت شناخت سازوکار بازار، میتوانند ابزارهایی برای مدیریت ریسک باشند؛ اما ورود به موقعیتهای فروش، استراتژیهای پیچیده و معاملات اهرمی بدون دانش و تجربه، میتواند سرمایهگذار را در معرض زیانهایی قرار دهد که در بازار سهام به این سرعت رخ نمیدهد. در بخش پایانی، یزدانی تخصیص شخصی خود را چنین توضیح میدهد: حدود ۵۰ تا ۵۵ درصد طلا حدود ۳۰ درصد سهام اهرمی و ابزارهای مرتبط حدود ۱۰ درصد گواهیهای کالایی، بهویژه مس این ترکیب، توصیه عمومی سرمایهگذاری نیست؛ بلکه تصویری از نگاه یک فعال بازار به اقتصادی است که در آن، تورم، نااطمینانی و نوسان ارزی، انتخاب ابزار مناسب را به اندازه انتخاب دارایی مهم کردهاند. بازار آپشن در نقطهای ایستاده که میتواند ضربهگیر بازار سهام باشد یا، در صورت استفاده نادرست، به شتابدهنده زیان تبدیل شود. مسئله دیگر فقط این نیست که بازار مشتقه چقدر بزرگ شده است؛ مسئله این است که معاملهگران آن، تا چه اندازه میدانند با چه چیزی معامله میکنند. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad...more52minPlay
September 06, 2026سرمایهگذاری بزرگ وقتی بورس دیگر کافی نیسترشد قیمتها میتواند اعتماد را به بورس بازگرداند؛ اما برای ساختن بازار، کافی نیست. بازار سرمایه پس از مدتها، نشانههایی از همراهی سیاستگذاری اقتصادی را دیده و بخشی از اعتماد ازدسترفته را بازیافته است. اکنون پرسش مهمتر این است: رگولاتور چگونه میتواند این فرصت کوتاه را به یک تغییر بلندمدت تبدیل کند؟ در تازهترین قسمت «واچلیست»، با محمد مهرنور، کارشناس بازار سرمایه و مدیر پروژه گروه مالی طاووس خاورمیانه، سه ضلع آینده سرمایهگذاری را بررسی کردیم: چشمانداز صنایع، خلأهای ساختاری بازار و ظرفیت پرایوت ایکوییتی برای پیوند سرمایه با اقتصاد واقعی. از نگاه مهرنور، دامنه نوسان محدود، سهم اندک صندوقهای سهامی از مالکیت بازار، ضعف صندوقهای بازنشستگی تکمیلی، ساختار فعلی بازارگردانی و حضور کمرنگ برخی صنایع و داراییها در بورس، از مهمترین خلأهایی هستند که باید در دوره بازگشت اعتماد مورد توجه قرار گیرند. توسعه صندوقهای املاک و مستغلات، مشارکت مردم در پروژههای نفت و گاز و ورود شرکتهای خدمات فنی و مهندسی نیز میتواند بازار را عمیقتر و اقتصاد را شفافتر کند. اما مسئله بزرگتر، بیرون از تابلوی معاملات قرار دارد. اقتصاد ایران با کمبود سرمایه در گردش، ناترازی انرژی و نیاز فزاینده به تأمین مالی توسعه مواجه است. در چنین شرایطی، پرایوت ایکوییتی میتواند سرمایه را وارد مالکیت و مدیریت بنگاهها کند؛ خطوط تولید متوقفشده را احیا کند، ساختار مالی شرکتها را تغییر دهد و کسبوکارهای مستعد را برای مرحله بعدی رشد آماده سازد. این سرمایهگذاری، خرید یک سهم و انتظار برای افزایش قیمت نیست. سرمایهگذار پرایوت ایکوییتی باید با نقدشوندگی محدود، دوره نگهداری طولانی و احتمال شکست کامل یک کسبوکار کنار بیاید. در مقابل، اگر سرمایه، مدیریت و زمان بهدرستی کنار یکدیگر قرار گیرند، امکان خلق بازدهی فراتر از بازار عمومی وجود دارد. در این گفتوگو، فرصتهای پنج حوزه نیز بررسی شد: انرژیهای تجدیدپذیر و ذخیرهسازی برق معادن کوچک و بنگاههای نیازمند سرمایه در گردش فینتک، اعتباردهی و میکروفاینانس کاربردهای صنعتی هوش مصنوعی بیمههای زندگی و خدمات اقتصاد سالمندی در پایان، مهرنور ترکیب شخصی خود برای افق یکماهه را شامل حدود ۵۰ درصد سهام، ۴۰ درصد طلا و سهم محدودی از بیتکوین اعلام کرد؛ با تأکید بر سهام بنیادی، شرکتهای دارای پراکندگی جغرافیایی، صندوقهای بخشی و هلدینگها. بورس، محل معامله شرکتهایی است که ساخته شدهاند؛ پرایوت ایکوییتی میتواند محل ساختن شرکتهایی باشد که اقتصاد فردا به آنها نیاز دارد. این قسمت از «واچلیست» روایتی است از مسیری که سرمایه باید طی کند؛ از اعتماد روی تابلو، تا توسعه در متن اقتصاد. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad...more52minPlay
September 06, 2026نقشه بانکهای بورسی؛ کدام سود تکرارپذیر است؟صنعت بانک در یک سال گذشته حدود ۱۳۶ درصد بازدهی داشته؛ رقمی نزدیک به بازده شاخص کل. اما پشت این عدد، داستان همه بانکها یکسان نیست: برخی از مسیر سود عملیاتی و کارمزدها رشد کردهاند، برخی از محل داراییهای مازاد و تجدید ارزشگذاری مورد توجه قرار گرفتهاند و گروهی نیز همچنان به رشد نرخ ارز و تغییر ارزش داراییهای ارزی خود وابستهاند. در قسمت جدید «واچلیست»، با محمد زهرایی، مدیر تحلیل سبدگردان داریوش، به سراغ صنعت بانک بورسی و عملکرد صندوق بنکو داریوش رفتهایم؛ صندوقی که با بازدهی حدود ۱۰۱ درصدی در شش ماه و ۹۸ درصدی در سه ماه، عملکردی بالاتر از میانگین صندوقهای بانکی ثبت کرده است. اما پرسش اصلی این است؛ این بازدهی حاصل انتخاب و جابهجایی بهموقع بوده یا صرفاً نتیجه همراهی با موج بازار؟ در این گفتگو بررسی میکنیم: چرا ارزشگذاری بانکها را نمیتوان فقط با سود تقسیمی سنجید؟ چرا بانکهایی مانند سامان، پستبانک، خاورمیانه و اقتصاد نوین در بحث سودآوری عملیاتی برجسته میشوند؟ بانک ملت، پاسارگاد، پارسیان، تجارت و صادرات از چه مسیرهایی میتوانند مورد توجه بازار قرار گیرند؟ رشد نقدینگی و افزایش کارمزدها چگونه به درآمد بانکها منتقل میشود؟ کفایت سرمایه و نسبت مطالبات غیرجاری چه تصویری از کیفیت ترازنامه بانکها به ما میدهد؟ صندوق بنکو داریوش چگونه با تغییر وزن میان بانکها این بازدهی را ساخته؟ برای افق یکماهه، آیا بانکها میتوانند بخشی از ریسک پرتفوی سهام را پوشش دهند؟ زهرایی تأکید میکند که در صنعت بانک، عملکرد گذشته بهتنهایی کافی نیست؛ سرمایهگذار باید ببیند بازدهی از کجا آمده، چه بخشی از آن تکرارپذیر است و کیفیت منابع، تسهیلات و سرمایه بانک چه وضعیتی دارد. در پایان، او تخصیص حداکثر حدود ۲۰ درصد از پرتفوی به صنعت بانک را در شرایط فعلی قابل بررسی میداند؛ با تأکید بر سرمایهگذاری بدون اعتبار، نگهداری بخشی از دارایی در صندوق درآمد ثابت و توجه به صندوقهایی که پویایی پرتفوی و توان جابهجایی میان نمادهای بانکی را دارند. در صنعت بانک، سؤال فقط این نیست که کدام سهم بیشتر رشد کرده؛ سؤال مهمتر این است که این رشد، از چه نوع سودی ساخته شده است؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad...more53minPlay
September 06, 2026سودِ منهای تبلیغات؛ الگوریتمِ انتخاب برندگان صندوقهای بورسعدد درشت روی بنر، الزاماً بازده واقعی نیست؛ همانطور که بزرگی صندوق، بهتنهایی نشانه کیفیت مدیریت آن نیست. برای انتخاب صندوق باید از نرخهای تبلیغاتی عبور کرد و به جایی رسید که بازده ساخته میشود: کیفیت دارایی، ثبات رفتار مدیر، نقدشوندگی و ارزش افزوده تصمیمهای معاملاتی. در این قسمت از «واچلیست»، علی تسنیمی در گفتوگو با سروش گرامی، مدیر دارایی سبدگردان دینا، سازوکار صندوقهای درآمد ثابت و سهامی را از منظر یک مدیر دارایی بررسی میکند. صندوق درآمد ثابت چرا میتواند بیشتر از سپرده بانکی بازده بسازد؟ پاسخ مهمان، لزوماً «پذیرش ریسک بیشتر» نیست. حدود نیمی از منابع این صندوقها در سپردههای بانکی قرار میگیرد و بخش عمده دیگر صرف خرید اوراق میشود. مزیت اصلی، از تجمیع منابع، قدرت چانهزنی بالاتر با بانکها و مدیریت حرفهای ریسک نرخ بهره و نقدشوندگی اوراق میآید؛ مزیتهایی که عموماً در دسترس سرمایهگذار حقیقی نیست. اما انتخاب صندوق، با مقایسه یک نرخ سالانه تمام نمیشود. سروش گرامی چند فیلتر عملی پیشنهاد میکند: ▪️ نرخ مؤثر را با نرخ ساده بانکی اشتباه نگیریم؛ بخشی از تفاوت ظاهری، محصول مرکبشدن سود است. ▪️ قیمت تابلو را با NAV آماری مقایسه کنیم؛ حباب مثبت میتواند به این معنا باشد که برای هر واحد، بیشتر از ارزش داراییهای پشت آن میپردازیم. ▪️ بازدهی را در چند هفته و با روزهای مبدأ و مقصد یکسان بسنجیم؛ نه در بازهای که برای تبلیغات انتخاب شده است. ▪️ به ثبات افزایش روزانه قیمت واحدها توجه کنیم؛ رفتار پیشبینیپذیر مدیر، از یک بازده مقطعی و درخشان معتبرتر است. ▪️ عمق سفارش خرید و کیفیت بازارگردانی را ببینیم؛ سفارش بزرگ خرید میتواند نشانهای از آمادگی نقدینگی صندوق برای پاسخ به خروج سرمایهگذاران باشد. ▪️ تقویم توزیع سود در هفتههای تعطیل را بشناسیم؛ برخی مدیران سود روزهای تعطیل را پیش از تعطیلی، برخی پس از آن و گروهی بهصورت یکنواخت توزیع میکنند. در صندوقهای سهامی، مسئله پیچیدهتر است. عملکرد روزانه میتواند سرنخی از ترکیب سبد بدهد، اما برای ارزیابی جدیتر باید بازده صندوق را در بازههای فصلی، همزمان با شاخص کل و شاخص هموزن سنجید. بازگشایی یک سهم بزرگ، تغییر مدیر صندوق یا چرخش بازار از سهام بزرگ به کوچک نیز میتواند مقایسههای ساده را مخدوش کند. مهمترین معیار پیشنهادی برنامه، تفکیک «معاملهکردن» از «ارزشآفرینی» است؛ اگر پرتفوی ابتدای ماه بدون هیچ تغییری حفظ میشد، چه بازدهی داشت؟ و تصمیمهای واقعی مدیر، چه میزان بازده بیشتر یا کمتر ساختهاند؟ این مقایسه روشن میکند که گردش سبد واقعاً آلفا خلق کرده یا صرفاً هزینه معامله تولید کرده است. دوگانه صندوق کوچک و بزرگ نیز پاسخ قطعی ندارد. صندوق کوچک میتواند تصمیمها را سریعتر اجرا کند؛ صندوق بزرگ معمولاً از تیم تحلیل گستردهتر و پوشش بیشتری بر صنایع برخوردار است، اما برای جابهجایی سبد با محدودیت بیشتری مواجه میشود. بنابراین، «چابکی» بهتنهایی مزیت نیست و «مقیاس» نیز تضمینکننده برتری نخواهد بود. در بخش تحلیل بازار، مهمان از نزدیکشدن بخش بزرگی از سهام به محدودههای تعادلی سخن میگوید؛ بازاری که دیگر ارزانی فراگیر ندارد و احتمالاً انتخاب سهم و صنعت در آن، مهمتر از همراهی منفعلانه با شاخص است. در چنین شرایطی، صندوق برنده الزاماً صندوقی نیست که در آخرین موج صعودی بیشترین بازده را ثبت کرده؛ بلکه صندوقی است که بتواند میان بازده، نقدشوندگی، ثبات و کنترل ریسک تعادل برقرار کند. این اپیزود، راهنمای جستوجوی «بالاترین نرخ» نیست؛ تلاشی است برای پاسخ به پرسشی دشوارتر؛ کدام بازده، حاصل مهارت مدیر است و کدام عدد، فقط برای نمایش انتخاب شده؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad...more1h 1minPlay
September 02, 2026بورس در مرز ۶ میلیون؛ انقضای جاماندگی یا شروع ارزندگی؟رالیِ صعودی بورس با ثبت بازدهی ۶۰ درصدی، شاخص کل را به مرز روانی و استراتژیک ۶ میلیون واحد نزدیک کرده است؛ نقطهای که در آن، قواعد بازی تغییر میکند. در این سطح از بازار، دیگر خریدِ نابینایِ سهام با فرمول «جاماندگی از تورم» کارساز نیست. در قسمت جدید «واچلیست»، مهدی حسینی کارشناس بازار سرمایه و مدیر سبد در گروه مالی کیان، فرضیه «ارزندگی عمومی» را به چالش میکشد و از ضرورت یک آرایش جدید در پرتفوی سرمایهگذاران میگوید. محورهای کلیدی این گفتگو: پایانِ ناهمگنی قیمتها: چرا دوران یافتن سهام «مفت و جامانده» به پایان رسیده و بازار به یک تعادل همهجانبه نزدیک شده است؟ تلهیِ سودهای غیرمستمر: چرا سودهای ناشی از «اثر موجودی انبار» در صنایعی مانند دارو و غذا تکرارپذیر نیستند و نباید مبنای ارزشگذاری قرار گیرند؟ تهدید ناترازی و ریسک انرژی: چرا اخبار مثبت مقطعی نباید چشم ما را روی واقعیت سخت صنایع انرژیبر ببندد؟ آرایشِ جنگی در شهریور: منطق کاهش وزن نسبی سهام، افزایش نقدینگی و طلا برای شکار فرصتها در اصلاحهای احتمالی پیشرو. سیاستگذاران پولی و شرایط ارزی، بازار را به سمتی بردهاند که «خریدن» هنر نیست؛ بلکه «بازچینیِ بهموقع» مرز میان سود واقعی و زیان فرصت را مشخص میکند. شهریور، زمانِ خروج است یا نفسی تازه برای گام بعدی بورس؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad...more47minPlay
September 02, 2026سودآوری در آینه جنگ؛ کدام صنایع بورسی ارزان ماندهاند؟بازار سرمایه پس از بازدهی ۵۵ درصدی شاخص کل و ۶۹ درصدی شاخص هموزن در دوره پساجنگ، اکنون به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان با برچسب «ارزندگی مطلق» به سراغ هر سهمی رفت. در حالی که عدهای با ترس از اصلاح دستبهعصا شدهاند و گروهی دیگر در هراس از جاماندگی به صفهای خرید هجوم میبرند، پرسش کلیدی این است: آیا بورس هنوز ارزان است؟ در این قسمت از «واچلیست»، با مهدی کریمی کارشناس بازار سرمایه به کالبدشکافی ارزشگذاری صنایع بر اساس نسبت P/E فوروارد پیش و پس از تحولات اخیر پرداختیم. محورهای کلیدی این گفتگو: گذار از ارزندگی به تعادل: میانگین P/E فوروارد بازار از محدوده ۲.۵ به حوالی ۴.۴ رسیده است؛ کریمی معتقد است بازار نه دیگر «خیلی ارزان» است و نه «گران»، بلکه در یک محدوده تعادلی ایستاده که در آن انتخاب سهم اهمیت حیاتی یافته است. صنایع برنده و بازنده: چرا صنایعی مانند دارو، رایانه و پخش همچنان با وجود بازدهی بالا پتانسیل دارند، اما صنعت سیمان با وجود ارزندگی ظاهری، با چالش کاهش تقاضا و تعدیل منفی سود روبروست؟ پتانسیلهای پنهان: بررسی وضعیت ویژه صنعت اوره و زغالسنگ که به رغم ریسکهای صادراتی، همچنان زیر رادار بازار ماندهاند. سقف شیشهای شاخص: تحلیل نمودارهای P/S و ارزش دلاری نشان میدهد که بازار در محدوده ۱۰ تا ۱۵ درصد بالاتر، با مقاومتهای بنیادی سنگینی روبروست که عبور از آنها نیازمند «درایورهای سیاسی» جدید است. استراتژی بقا: چرا در بازار فعلی، «شجاعت» باید از «دانش و تحلیل بنیادی» ریشه بگیرد نه از هیجان؟ و چرا تغییر در تیم اقتصادی دولت، میتواند خط قرمز و «حد ضرر» نهایی سرمایهگذاران باشد؟ در این تحلیل، نقش صندوقهای سرمایهگذاری و مدیریت حرفهای دارایی در تفکیک «سودهای باکیفیت» از «توهم ارزندگی» مورد واکاوی قرار گرفته است و در نهایت کریمی درایور رشد عجیبی تا مهرماه (زمان گزارشهای فصلی جدید) نمیبیند و اصلاح عمیقی را هم محتمل نمیداند. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad...more1h 1minPlay
September 02, 2026حباب منفی طلا؛ سیگنال خرید یا انتظار؟بشمش و سکه در بازار داخلی با حباب منفی معامله میشوند؛ اما این ارزندگی ظاهری هنوز به موج تازهای از تقاضا در صندوقهای طلا تبدیل نشده است. این تناقض، نقطه شروع گفتوگوی «واچلیست» با مصطفی صادقی، مدیر صندوق درخشان طلا بود. در این برنامه، بازار طلا نه صرفاً از منظر نوسان قیمت، بلکه از زاویه رفتار سرمایهگذار، ساختار صندوقهای طلا و نسبت میان ریسکهای کلان و ارزش ذاتی دارایی بررسی شد. به گفته صادقی، حباب منفی فعلی در شمش و سکه بیش از آنکه نشانه تغییر بنیادین در ارزش طلا باشد، بازتابی از خوشبینی سیاسی و انتظار بخشی از بازار برای فرصتهای ورود در قیمتهای پایینتر است. محور اصلی بحث، جایگاه طلا در پرتفو بود. صادقی تأکید کرد که در شرایط تورمی و پرریسک، طلا همچنان کارکرد پوشش ریسک دارد و نمیتوان آن را صرفاً با منطق نوسانگیری کوتاهمدت تحلیل کرد. از همین منظر، او تخصیص حداقل ۵۰ درصدی پرتفو به صندوقهای طلا را برای پوشش ریسکهای تورمی و سیاسی مطرح کرد. در بخش اونس جهانی، بحث از نرخ بهره آمریکا فراتر رفت. طبق تحلیل ارائهشده در برنامه، نرخ بهره، تورم و دادههای اشتغال آمریکا میتوانند مسیر کوتاهمدت اونس را تحتتأثیر قرار دهند؛ اما روند بلندمدت طلا بیش از این متغیرها، از خرید بانکهای مرکزی، جریان سرمایه در صندوقهای ETF، وضعیت بورسهای جهانی و تقاضا برای فاصلهگرفتن از دلار اثر میپذیرد. در همین چارچوب، صادقی محدوده ۴۷۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار را برای اونس در انتهای سال میلادی برآورد کرد. بخش دوم گفتوگو به عملکرد صندوق درخشان اختصاص داشت؛ صندوقی با بازدهی یکساله ۱۳۹.۸ درصدی. صادقی توضیح داد که یکی از تفاوتهای درخشان، استفاده از اختیار معامله در مدیریت پرتفو بوده است؛ ابزاری که بهگفته او برای پوشش ریسک فاصله زمانی میان صدور واحدهای جدید و خرید دارایی پایه، و همچنین تقویت بازدهی صندوق بهکار گرفته شده است. درخشان همچنین از گواهی شمش نقره در ترکیب دارایی خود استفاده کرده است. طبق توضیحات صادقی، ورود نقره به پرتفو بخشی از استراتژی تنوعبخشی صندوق بوده و صندوق در حال افزایش دوباره وزن آن تا سقف مجاز است. او در عین حال به محدودیت سقف پنجدرصدی استفاده از اختیار معامله در صندوقهای طلا نیز اشاره کرد و آن را یکی از موانع استفاده مؤثرتر از این ابزار دانست. یکی دیگر از محورهای مهم گفتوگو، نقدشوندگی و کنترل حباب در صندوقهای طلا بود. صادقی توضیح داد که در دورههای فشار فروش، بازارگردانی و حفظ امکان خروج سرمایهگذار اهمیت بیشتری پیدا میکند. در همین چارچوب، خرید صندوقهایی که با حباب مثبت معامله میشوند نیز پرریسک توصیف شد؛ زیرا در صورت برگشت انتظارات، سرمایهگذار ممکن است هم از افت دارایی پایه و هم از تخلیه حباب آسیب ببیند. در پایان، برنامه به تغییر رفتار سرمایهگذاران در بازار طلا پرداخت. به گفته صادقی، صندوقهای طلا به دلیل نقدشوندگی، امنیت، سهولت معامله و حذف ریسک نگهداری فیزیکی، بهتدریج جایگاه پررنگتری نسبت به خرید سنتی طلا پیدا کردهاند. در این قسمت از «واچلیست» با مصطفی صادقی ببینید: چرا شمش و سکه با حباب منفی معامله میشوند؟ حباب منفی طلا نشانه فرصت است یا خوشبینی بازار؟ چرا با وجود ارزندگی، تقاضای صندوقهای طلا هنوز پرقدرت نیست؟ اونس جهانی بیشتر از نرخ بهره اثر میگیرد یا خرید بانکهای مرکزی؟ چرا صادقی تخصیص حداقل ۵۰ درصدی پرتفو به صندوقهای طلا را مطرح میکند؟ اختیار معامله چگونه در بازدهی و مدیریت ریسک صندوق درخشان نقش داشته است؟ ورود نقره به پرتفو چه جایگاهی در استراتژی صندوق دارد؟ ریسک خرید صندوقهای طلا با حباب مثبت چیست؟ مسأله این اپیزود ساده اما تعیینکننده است؛ اگر طلا ارزانتر از ارزش ذاتی معامله میشود، آیا بازار در برابر یک فرصت ایستاده یا در حال قیمتگذاری خوشبینی تازهای است؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad...more54minPlay
FAQs about فردای اقتصاد | واچلیست:How many episodes does فردای اقتصاد | واچلیست have?The podcast currently has 17 episodes available.