
Sign up to save your podcasts
Or


انگار این نامه را تو نوشته ای
نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
نیروهای فعال وجودم دستخوش رخوتی ناآرام شده است، نمی توانم بیکار باشم و هیچ کاری از دستم بر نمی آید
زیر سیگاری روی سینه من است، سر تو میان شانه و گردنم. هر دو به یک سیگار پک می زنیم. تمام تن باریک و زیبا و نمدار تو را حس می کنم
دریغا ما که زمین را می خواستیم آماده ی مهربانی کردن بکنیم خود مهربان شدن نتوانستیم برتولت برشت
همیشه دلم می خواست یه کافه داشته باشم توو یه شهر شلوغ
و تو یه روز، یهو بیای توی کافه ی من!
pain by blackfield
jovepodcast
اینک موجِ سنگینگذرِ زمان است که در من میگذرد
ما بر یک بلندی هستیم. سر تو به زانوی من است
From the publisher's feed