خصوصی - Khosousi

خصوصی - Khosousi

By KhosousiArtsMusic
Download on the App Store

خصوصی - Khosousi episodes

  • Ganje Shayegan - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    گنج شایگان
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    همایون ۲۷ شهریور ۱۳۶۵
    دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
    دو خواب آلوده بربودند عقل از دست بیداران
    نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
    که سیل از سر گذشت آن را چه می‌ترسانی از باران
    گر آن ساقی که مستان راست هشیاران بدیدندی
    ز توبه توبه کردندی چو من بر دست خماران
    گرم با صالحان بی دوست فردا در بهشت آرند
    همان بهتر که در دوزخ کنندم با گنهکاران
    الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
    تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران
    گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
    بگو خوابش نمی‌گیرد به شب از دست عیاران
    گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن
    نپندارم که بد باشد جزای خوب کرداران
    کسان گویند چون سعدی جفا دیدی تحمل کن
    رها کن تا بمیرم بر سر کوی وفاداران
    ****
    فراق دوستانش باد و یاران
    که ما را دور کرد از دوستداران
    دلم دربند تنهایی بفرسود
    چو بلبل در قفس روز بهاران
    ندانستم که در پایان صحبت
    چنین باشد وفای حق گزاران
    به گنج شایگان افتاده بودم
    ندانستم که بر گنجند ماران
    دلا گر دوستی داری به ناچار
    بباید بردنت جور هزاران
    خلاف شرط یارانست سعدی
    که برگردند روز تیرباران
    چه خوش باشد سری در پای یاری
    به اخلاص و ارادت جان سپاران
    *****
    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
    داند که سخت باشد قطع امیدواران
    با ساربان بگویید احوال آب چشمم
    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
    ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
    از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
    چندین که برشمردم از ماجرای عشقت
    اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
    سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
    بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران
    چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت
    باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران
    دانلود از سایت خصوصی:
    http://khosousi.com/ganje-shaygan-shajarian-badiee/
    50 min
  • Morghe Sokhandan - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    مرغ سخندان
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    ماهور ۸ شهریور ۱۳۶۵
    اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
    قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم
    چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
    تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
    دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نه
    دگر ره دیده می افتد بر آن بالای فتانم
    رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی
    خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم
    به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم
    کسی را پنجه افکندم که درمانش نمیدانم
    فراقم سخت می آید ولیکن صبر می باید
    که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم
    مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
    شب هجرم چه میپرسی که روز وصل حیرانم
    شبان آهسته مینالم مگر دردم نهان ماند
    به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم
    دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت
    من آزادی نمی خواهم که با یوسف به زندانم
    من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
    هنوز آواز می آید که سعدی در گلستانم
    *****
    سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم
    رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم
    گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
    باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم
    گر چنان است که روزی من مسکین گدا را
    به در غیر ببینی ز بر خویش برانم
    من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
    نه در اندیشه که خود را زکمندت برهانم
    گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
    که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
    نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
    دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم
    من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم
    که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم
    دانلود از سایت خصوصی:
    Khosousi.com/morghe-sokhandan-shajarian-badiee/
    37 min
  • Sobhe Moshtaghan - ‌ Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    صبح مشتاقان
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    بیات اصفهان ۷ شهریور ۱۳۶۵
    جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال
    شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
    بدار یک نفس ای ساربان زمام جمال
    که دیده سیر نمیگردد از نظر به جمال
    دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل
    پیام ما که رساند مگر نسیم شمال
    جماعتی که نظر را حرام میگویند
    نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
    غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
    عجب فتادن مرد است در کمند غزال
    تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
    به راه بادیه دانند قدر آب زلال
    به خاکپای تو داند که تا سرم نرود
    ز سر به در نرود همچنان امید وصال
    اگر مراد نصیحت کنان ما این است
    که ترک دوست بگوییم تصوری است محال
    حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
    به آب دیده خونین نبشته صورت حال
    سخن دراز کشیدیم و همچنان باقی است
    که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال
    به ناله کار میسر نمیشود سعدی
    ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال
    *****
    به دل درد غمت باقی هنوزم
    کسی واقف نبو از درد سوزم
    نبو یک بلبل سوته به گلشن
    به سوز مو نبو کافر به روزم
    *****
    فلک کی بشنوه آه و فغونم
    به هر گردش زنه آتش به جونم
    یک عمری بگذرونم با غم ودرد
    به کام دل نگرده آسمونم
    *****
    دلم از درد ته دایم غمینه
    به بالین خشتم و بستر زمینه
    همین جرمم که مو ته دوست دیرم
    نه هر که دوست دیره حالش اینه
    *****
    بی ته یکدم دلم خرم نمونه
    وگر روی تو وینه غم نمونه
    اگر درد دلم قسمت نمایند
    دلی بی درد در عالم نمونه
    *****
    چو مو یک سوته دل پروانه ای نی
    به عالم همچو مو دیوانه ای نی
    همه ماران و موران لانه دیرن
    من دیوانه را ویرانه ای نی
    *****
    ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینم
    به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم
    من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم
    که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم
    بر آی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد
    که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم
    *****
    جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال
    شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
    بدار یک نفس ای ساربان زمام جمال
    که دیده سیر نمیگردد از نظر به جمال
    دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل
    پیام ما که رساند مگر نسیم شمال
    جماعتی که نظر را حرام میگویند
    نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
    غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
    عجب فتادن مرد است در کمند غزال
    تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
    به راه بادیه دانند قدر آب زلال
    به خاکپای تو داند که تا سرم نرود
    ز سر به در نرود همچنان امید وصال
    اگر مراد نصیحت کنان ما این است
    که ترک دوست بگوییم تصوری است محال
    حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
    به آب دیده خونین نبشته صورت حال
    سخن دراز کشیدیم و همچنان باقی است
    که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال
    به ناله کار میسر نمیشود سعدی
    ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال
    *****
    به دل درد غمت باقی هنوزم
    کسی واقف نبو از درد سوزم
    نبو یک بلبل سوته به گلشن
    به سوز مو نبو کافر به روزم
    *****
    فلک کی بشنوه آه و فغونم
    به هر گردش زنه آتش به جونم
    یک عمری بگذرونم با غم ودرد
    به کام دل نگرده آسمونم
    *****
    دلم از درد ته دایم غمینه
    به بالین خشتم و بستر زمینه
    همین جرمم که مو ته دوست دیرم
    نه هر که دوست دیره حالش اینه
    *****
    بی ته یکدم دلم خرم نمونه
    وگر روی تو وینه غم نمونه
    اگر درد دلم قسمت نمایند
    دلی بی درد در عالم نمونه
    *****
    چو مو یک سوته دل پروانه ای نی
    به عالم همچو مو دیوانه ای نی
    همه ماران و موران لانه دیرن
    من دیوانه را ویرانه ای نی
    *****
    ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینم
    به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم
    من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم
    که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم
    بر آی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد
    که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم
    دانلود از سایت خصوصی:
    khosousi.com/sobhe-moshtaghan-shajarian-badiee/
    45 min
  • Cheshmeye Khorshid - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    چشمه‌ی خورشید
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    مونیخ منزل دکتر خادمی
    سه‌گاه ۴ شهریور ۱۳۶۵
    سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
    دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
    چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
    ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
    زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
    صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
    در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
    ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
    اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
    ره روی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی
    آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
    عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
    خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
    کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
    گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
    کاندر این طوفان نماید هفت دریا شبنمی
    ********
    من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
    محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
    من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها
    توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم
    عشق دردانه‌ست و من غواص و دریا میکده
    سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم
    لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق
    داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم
    بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من
    تا ز اشک و چهره راهت پر زر و گوهر کنم
    من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج‌ها
    کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم
    چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست
    کجدلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنم
    گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم
    گر به آب چشمه‌ی خورشید دامن تر کنم
    دانلود از سایت خصوصی:
    http://khosousi.com/c7Vi7
    46 min
  • Raah-E Khiyal - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    راه خیال
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    مونیخ منزل دکتر خادمی
    ابوعطا ۲ شهریور ۱۳۶۵
    گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
    وان چنان پای گرفتست که مشکل برود
    دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
    تا تحمل کند آن روز که محمل برود
    چشم حسرت به سر اشک فرو می‌گیرم
    که اگر راه دهم قافله بر گل برود
    ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست
    همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود
    موجم این بار چنان کشتی طاقت بشکست
    که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود
    کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
    مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود
    روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری
    پرده بردار که هوش از سرعاقل برود
    گر همه عمر ندادست کسی دل به خیال
    چون بباید به سر راه تو بی‌دل برود
    قیمت وصل نداند مگر آزرده هجر
    مانده آسوده بخوابد چو به منزل برود
    تو را نادیدنِ ما غم نباشد
    که در خیلت به از ما کم نباشد
    من از دست تو در عالم نهم روی
    ولیکن چون تو در عالم نباشد
    مبادا در جهان دلتنگ‌رویی
    که رویت بیند و خرّم نباشد
    من اوّل‌روز دانستم که این عهد
    که با من بسته‌ای، محکم نباشد
    مکن، یارا، دلم مجروح مگذار
    که هیچم در جهان مرهم نباشد
    بیا تا جان شیرین در تو ریزم
    که بخل و دوستی با هم نباشد
    نخواهم بی‌تو یک‌دم زندگانی
    که طیبِ عیش، بی‌همدم نباشد
    نظر گویند سعدی با که داری؟
    که غم با یار گفتن، غم نباشد
    دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من
    دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
    عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد
    رفتی چو تیر و کمان شد از بار غم پیکر من
    بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل
    چون میتواند کشیدن این پیکر لاغر من
    اول دلم را صفا داد آیینه ام را جلا داد
    آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من
    دانلود از سایت خصوصی:
    khosousi.com/Z1mjP
    56 min
  • Biyaban-E Eshgh - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    بیابان عشق
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
    ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
    و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
    چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
    و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
    ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
    من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
    بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
    فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
    کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
    تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
    هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد
    بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
    که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
    دانولود از سایت خصوصی:
    http://khosousi.com/biabane-eshgh-shajarian-badiee/
    31 min
  • Konje Afiyat - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    کنج عافیت
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
    بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم
    اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
    به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
    چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق
    که در هوای رخت چون به مهر پیوستم
    بیار باده که عمریست تا من از سر امن
    به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم
    اگر ز مردم هشیاری ای نصیحتگو
    سخن به خاک میفکن چرا که من مستم
    چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
    که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
    بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت
    که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم
    *****
    امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
    و از بستر عافیت برون خواهم خفت
    باور نکنی خیال خود را بفرست
    تا در نگری که بی تو چون خواهم خفت
    دانلود از سایت خصوصی:
    khosousi.com/B2yZf
    11 min
  • Khasteh Del - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    خسته‌دل
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    شور
    چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست!
    سخن شناس نِه‌ای؛ دلبرا، خطا این‌جاست
    در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست
    که من خموشم و او در فَغان و در غوغاست
    مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
    رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
    از آن به دیر مُغانم عزیز می‌دارند
    که آتشی که نمیرد همیشه در دلِ ماست
    کنون که صومعه آلوده شد به خون دلم
    گَرَش به باده بشویید حق به دست شماست
    دل عاشق به پیغامی بسازد
    خمار آلوده با جامی بسازد
    مرا کیفیت چشم تو کافیست
    ریاضت کش به بادامی بسازد
    دانلود از سایت خصوصی:
    Khosousi.com/9qobr
    24 min
  • Hamdame Del - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
    همدم دل
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    شور
    سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
    دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
    چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
    ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
    در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
    ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
    اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
    ره روی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی
    آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
    عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
    خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
    کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
    گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
    شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
    از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
    خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
    مهر تو را دل حزین بافته با قماش جان
    رشته به رشته نخ به نخ تار به تار و پو به پو
    های های های های دل تنگ من
    پیش دوست پیش دوست شده ننگ من
    ره کجاست
    جانم ره کجاست
    دانلود از سایت خصوصی:
    Khosousi.com/Zz0Hy
    24 min
  • Dele Sokhteh - Mohammadreza Shajarian & Hbibollah Badiee
    دلِ سوخته
    اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی
    بیات اصفهان
    حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
    محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
    ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
    هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
    چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب
    فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند
    ای گدایان خرابات خدا یار شماست
    چشم انعام مدارید ز انعامی چند
    زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
    تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
    پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش
    که مگو حال دل سوخته با خامی چند
    دانلود از سایت خصوصی:
    Khosousi.com/jsaHj
    18 min

About خصوصی - Khosousi

From the publisher's feed

مرجع موسیقی سنتی و اصیل ایرانی

More shows like خصوصی - Khosousi

Koron | کُرُن by Bardia Doosti

Koron | کُرُن

850 Listeners

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,892 Listeners

جعبه‌سیاه | Jabesiah Podcast by Jabemag

جعبه‌سیاه | Jabesiah Podcast

27 Listeners

What Now? with Trevor Noah by Trevor Noah

What Now? with Trevor Noah

4,227 Listeners

رختکن بازنده‌ها by سیاوش صفاریان‌پور و بهزاد عمرانی

رختکن بازنده‌ها

62 Listeners