
Sign up to save your podcasts
Or


این گزارش رو از جای هیجان انگیزی بالای تپه ای مشرف به دشت بزرگ و کوههای بلند در اطراف، تقدیم می کنم .دیشب اینجا یک طلوع ماه فوقالعاده زیبا ودل انگیز داشتم .
کم کم دارم ارتفاع می گیرم و فکر می کنم فردا به ارتفاع ۴۵۰۰ برسم ،بعد از اون حداقل یکماه مسیرم در دشت مرتفع خواهد بود .
در ادامه از مسمومیت غذاییم ، سکونت در یک منزل ، تهیه لباس گرم ، مردم ، فستیوال محلی و بی پول شدن و تمام شدن مهلت ویزا ... براتون صحبت می کنم .
یعد از گزارش قبلی که حرف خاصی برای گفتن نداشتم به این موضوع فکر کردم و به این واقعیت برخورد کردم که این طبیعیه که همه ی روزهای زندگی یا اتفاقات هیجان انگیز نباشه .
فردای گزارش قبلی که حرکت کردم تا شهر بعدی ،مسیرم مدام سربالایی و سر پایینی بود و مسافتهای زیاد سربالایی و سنگین وچند شب سرد داشتم ،مسیر سخت و پرفشار بود ولی از طرفی از نظر بدنی و ذهنی باید برای شرایط پیش رو آماده بشم ،به کوچابامبا رسیدم در ادامه از چند تجربه م صحبت می کنم و ادامه مسیر...
گزارش رو از جایی در ارتفاع ۲۶۰۰ متری تقدیمتون می کنم . مسیرم سربالایی و پر ازبالا و پایین هست ،تا قبل از اینکه به لاپاز برسم باید ارتفاع چهارهزار و خرده ای رو هم رد کنم ،به مرور دارم ارتفاع می گیرم و بدنم هم داره کم کم به ارتفاع عادت می کنه .
بعد از گزارش قبلی که راه افتادم، روز چهارم دوچرخه سواریم بود ، ونیاز به یک شب راحتتر داشتم ، تصمیم گرفتم به شهر که رسیدم به هتل برم ...
جایی کنار یک رودخونه منتظر طلوع خورشید هستم تا به سمت کوچابامبا حرکت کنم .مسیرم در شروع کوههای آند هست .
یک هفته خیلی پرکار و پراز خیر و برکت داشتم در سانتاکروز داشتم ؛
هفته ای که مهمانِ دوست خیلی خوب و مهربانی بودم ، کارگاههای زیادی در جاهای مختلف داشتم ،مسافت دوچرخهسواری م درسفر به نودهزار کیلومتر رسید و هفته ی منجر به تولدم ...
وقتی از چوچیز به سمت سانتا کروز راه افتادم ۳۷۰ کیلومتر راه پیش رو داشتم مسیر کفه بود وازین بابت مشکلی نداشتم ولی با دوستانم قرار گذاشته بودم سه روز دیگه خودم رو به سانتاکروز برسونم باید روزی صد وبیست کیلومتر درروز دوچرخهسواری می کردم ...
سلام ،گزارش رو از شهر کرومبا تقدیمتون می کنم .چند روزی اینجا هستم و درگیر کارهای ویزا ...
جایی در یک جنگل هستم ، در جاده های برزیل بخاطر مزارع شخصی و دامداریها ،دو طرف جاده فنس کشی هست و من برای اینکه از جاده خارج بشم و جایی چادر بزنم محدودیت زیادی دارم ...
سلام، نزدیک اتوبان زیر چادر هستم ،مدتی هست کنار اتوبان دوچرخهسواری می کنم ،بنابراین نمی تونم هیچ جای خلوت وساکتی برای ضبط کردن صدا پیدا کنم .
بعد از چهار پنج روزی که بخاطر بارندگی متوقف شده بودم ،به محض اینکه بارون بند اومد با دوچرخه راه افتادم ، با اینکه برنامه داشتم که مقداری از مسیر رو با ماشین برم ...
سلام ،گزارش رو از شهری به نام ایباییتی تقدیم می کنم ، چند روزی هست که اینجا بخاطر بارون متوقف شده م .
وقتی با حال خیلی بد روحی بخاطر شرایط این روزهای ایران از کروچیوا خارج شدم ،هنوز تصمیم نگرفته بودم که اول به آبشار ایگواسو برم یا بولیوی ولی بخاطر حال بد و پنج روز مداوم بارندگی که پیش رو بود ،به ایگواسو نرفتم ...
From the publisher's feed
Ranked by our users in the last 21 days

11 Listeners