Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
کتابخانه صوتی راتا، روزهای زوج هر هفته یک کتاب صوتی را منتشر میکند. کتابها با اجازه ناشر منتشر میشود و میتوانید آن را به صورت قانونی گوش دهید. تماس برای اطلاعات بیشتر: info... more
FAQs about کتابخانه صوتی | راتا:How many episodes does کتابخانه صوتی | راتا have?The podcast currently has 33 episodes available.
July 23, 2026قصههای بابام - بخش ۳معرفی کتاب قصههای بابام«قصههای بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کردهاست.کالدول از پیشروان پرداختن به درونمایههای اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا بهشمارمیرود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون اینکه کلمهیی با کسی حرف بزند رفت ماهیگیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از اینکه مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانهاش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهیگیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم میشد و میرفت و غیبتاش سه چهار روز طول میکشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق میکرد لب رودخانه «باریئر» بود. و طول غیبتاش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهیاش. باباجانم عاشق بیقرار و دیوانه ماهیگیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همانجا دم رودخانه دود و دمی به راه میانداخت و ماهیها را کباب میکرد... عقیدهاش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زنها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چهقدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصههای بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارسکین کالدولمترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more53minPlay
July 22, 2026قصههای بابام - بخش ۲معرفی کتاب قصههای بابام«قصههای بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کردهاست.کالدول از پیشروان پرداختن به درونمایههای اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا بهشمارمیرود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون اینکه کلمهیی با کسی حرف بزند رفت ماهیگیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از اینکه مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانهاش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهیگیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم میشد و میرفت و غیبتاش سه چهار روز طول میکشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق میکرد لب رودخانه «باریئر» بود. و طول غیبتاش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهیاش. باباجانم عاشق بیقرار و دیوانه ماهیگیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همانجا دم رودخانه دود و دمی به راه میانداخت و ماهیها را کباب میکرد... عقیدهاش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زنها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چهقدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصههای بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارسکین کالدولمترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more49minPlay
July 14, 2026قصههای بابام - بخش ۱معرفی کتاب قصههای بابام«قصههای بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کردهاست.کالدول از پیشروان پرداختن به درونمایههای اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا بهشمارمیرود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون اینکه کلمهیی با کسی حرف بزند رفت ماهیگیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از اینکه مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانهاش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهیگیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم میشد و میرفت و غیبتاش سه چهار روز طول میکشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق میکرد لب رودخانه «باریئر» بود. و طول غیبتاش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهیاش. باباجانم عاشق بیقرار و دیوانه ماهیگیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همانجا دم رودخانه دود و دمی به راه میانداخت و ماهیها را کباب میکرد... عقیدهاش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زنها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چهقدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصههای بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارسکین کالدولمترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more25minPlay
July 13, 2026شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۳ (پایان)معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از نگاه مردی روایت میشود که تیزبینانه و دقیق به مرور رابطه با خواهر بزرگترش در دوران نوجوانی میپردازد. او عبور از دوران نوجوانی و بلوغ را توام با از دست رفتن خوشیهای شوق برانگیز و ایجاد فاصله ای بین خود و خواهرش میبیند که روز به روز عمیقتر میشود. بخصوص آنگاه که به توصیه مادر و مادربزرگشان قرار میشود خواهرش خود را برای قدم گذاشتن به دنیای بزرگترها و ازدواج آماده کند.درباره نویسندهتنسی ویلیامز، نویسندهی مشهور آمریکایی و یکی از نویسندگان اثرگذار آمریکا به شمار میرود. او نمایشنامهنویس قهاری بود که با آثارش تغییراتی در تئاتر آمریکا به وجود آورد.از روی نمایشنامههای ویلیامز، اقتباسهای سینمایی بسیاری نیز صورت گرفته است. از معروفترین آثار او میتوان کتاب گربه روی شیروانی داغ، کتاب اتوبوسی به نام هوس و باغ وحش شیشهای را نام برد.نمایشنامهی گربه روی شیروانی داغ در سال 1955، جایزهی پولیتزر را برای ویلیامز به ارمغان میآورد.با اقتباس از کتاب باغ وحش شیشهای، فیلم «اینجا بدون من» در سینمای ایران، به کارگردانی بهرام توکلی، با بازی فاطمه معتمدآریا، صابر ابر، نگار جواهریان و پارسا پیروزفر ساخته شده است.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت، از زاویهی دید یک مرد روایت میشود. مرد نگاهی دقیق و تیزبینانه به رابطهی خود با خواهرش و عبور از دوران بلوغ کرده است.او گذر از دوران نوجوانی و بلوغ را پایان خوشیها میداند. بعد از این دوران، فاصلهای عمیق بین مرد با خواهرش شکل میگیرد. این فاصله، با توصیه مادر و مادربزرگش به ازدواج خواهر، روز به روز عمیقتر میشود.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت نوشتهی تنسی ویلیامز، با ترجمهی ناتالی چوبینه و گویندگی رضا عمرانی منتشر شده است. انتشار این کتاب صوتی، حاصل همکاری نشر چشمه و نشر ماه آوا است.نام کتاب: شباهت جعبه ویولن با تابوتموضوع: داستان خارجینویسنده: تنسی ویلیامزمترجم: ناتالی چوبینهگوینده: رضا عمرانیانتشارات: انتشارات ماه آوا----------- برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more5minPlay
July 10, 2026شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۲معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از نگاه مردی روایت میشود که تیزبینانه و دقیق به مرور رابطه با خواهر بزرگترش در دوران نوجوانی میپردازد. او عبور از دوران نوجوانی و بلوغ را توام با از دست رفتن خوشیهای شوق برانگیز و ایجاد فاصله ای بین خود و خواهرش میبیند که روز به روز عمیقتر میشود. بخصوص آنگاه که به توصیه مادر و مادربزرگشان قرار میشود خواهرش خود را برای قدم گذاشتن به دنیای بزرگترها و ازدواج آماده کند.درباره نویسندهتنسی ویلیامز، نویسندهی مشهور آمریکایی و یکی از نویسندگان اثرگذار آمریکا به شمار میرود. او نمایشنامهنویس قهاری بود که با آثارش تغییراتی در تئاتر آمریکا به وجود آورد.از روی نمایشنامههای ویلیامز، اقتباسهای سینمایی بسیاری نیز صورت گرفته است. از معروفترین آثار او میتوان کتاب گربه روی شیروانی داغ، کتاب اتوبوسی به نام هوس و باغ وحش شیشهای را نام برد.نمایشنامهی گربه روی شیروانی داغ در سال 1955، جایزهی پولیتزر را برای ویلیامز به ارمغان میآورد.با اقتباس از کتاب باغ وحش شیشهای، فیلم «اینجا بدون من» در سینمای ایران، به کارگردانی بهرام توکلی، با بازی فاطمه معتمدآریا، صابر ابر، نگار جواهریان و پارسا پیروزفر ساخته شده است.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت، از زاویهی دید یک مرد روایت میشود. مرد نگاهی دقیق و تیزبینانه به رابطهی خود با خواهرش و عبور از دوران بلوغ کرده است.او گذر از دوران نوجوانی و بلوغ را پایان خوشیها میداند. بعد از این دوران، فاصلهای عمیق بین مرد با خواهرش شکل میگیرد. این فاصله، با توصیه مادر و مادربزرگش به ازدواج خواهر، روز به روز عمیقتر میشود.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت نوشتهی تنسی ویلیامز، با ترجمهی ناتالی چوبینه و گویندگی رضا عمرانی منتشر شده است. انتشار این کتاب صوتی، حاصل همکاری نشر چشمه و نشر ماه آوا است.نام کتاب: شباهت جعبه ویولن با تابوتموضوع: داستان خارجینویسنده: تنسی ویلیامزمترجم: ناتالی چوبینهگوینده: رضا عمرانیانتشارات: انتشارات ماه آوا----------- برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more25minPlay
July 06, 2026شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۱معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از نگاه مردی روایت میشود که تیزبینانه و دقیق به مرور رابطه با خواهر بزرگترش در دوران نوجوانی میپردازد. او عبور از دوران نوجوانی و بلوغ را توام با از دست رفتن خوشیهای شوق برانگیز و ایجاد فاصله ای بین خود و خواهرش میبیند که روز به روز عمیقتر میشود. بخصوص آنگاه که به توصیه مادر و مادربزرگشان قرار میشود خواهرش خود را برای قدم گذاشتن به دنیای بزرگترها و ازدواج آماده کند.درباره نویسندهتنسی ویلیامز، نویسندهی مشهور آمریکایی و یکی از نویسندگان اثرگذار آمریکا به شمار میرود. او نمایشنامهنویس قهاری بود که با آثارش تغییراتی در تئاتر آمریکا به وجود آورد.از روی نمایشنامههای ویلیامز، اقتباسهای سینمایی بسیاری نیز صورت گرفته است. از معروفترین آثار او میتوان کتاب گربه روی شیروانی داغ، کتاب اتوبوسی به نام هوس و باغ وحش شیشهای را نام برد.نمایشنامهی گربه روی شیروانی داغ در سال 1955، جایزهی پولیتزر را برای ویلیامز به ارمغان میآورد.با اقتباس از کتاب باغ وحش شیشهای، فیلم «اینجا بدون من» در سینمای ایران، به کارگردانی بهرام توکلی، با بازی فاطمه معتمدآریا، صابر ابر، نگار جواهریان و پارسا پیروزفر ساخته شده است.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت، از زاویهی دید یک مرد روایت میشود. مرد نگاهی دقیق و تیزبینانه به رابطهی خود با خواهرش و عبور از دوران بلوغ کرده است.او گذر از دوران نوجوانی و بلوغ را پایان خوشیها میداند. بعد از این دوران، فاصلهای عمیق بین مرد با خواهرش شکل میگیرد. این فاصله، با توصیه مادر و مادربزرگش به ازدواج خواهر، روز به روز عمیقتر میشود.کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوت نوشتهی تنسی ویلیامز، با ترجمهی ناتالی چوبینه و گویندگی رضا عمرانی منتشر شده است. انتشار این کتاب صوتی، حاصل همکاری نشر چشمه و نشر ماه آوا است.نام کتاب: شباهت جعبه ویولن با تابوتموضوع: داستان خارجینویسنده: تنسی ویلیامزمترجم: ناتالی چوبینهگوینده: رضا عمرانیانتشارات: انتشارات ماه آوا----------- برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more27minPlay
July 02, 2026دو ولگرد - بخش ۴ (پایان)معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستانهای این کتاب به نام «پانسیون» میخوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا میتوانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازهی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست میکرد، پول مغازه را بر میداشت و مدام قرض بالا میآورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتریها و خرید گوشتهای بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی میکردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول میداد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگهای صورتی و لوچ بودند، مداد میکشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط مینشست و منتظر میماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریستهایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونهای که نوشتههایش را به زبان انگلیسی مینوشت و منتشر میکرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بیفرهنگی و دونمایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهرهای زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقهی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج میزند به گونهای که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینیها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهانشهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین مینویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان میبرد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرتهای پیدرپی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت میکرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار میکرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه میکرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینیها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ میکرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بینالمللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن مینوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرشهای زمانی پیدرپی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهمریختگی دستوری و نشانهگذاری از دیگر ویژگیهای این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستانهایشان همچنین تلاش برای نوشتن آنگونه که در ذهن و مغز میگذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون بهعنوان موزهای مهم در ایرلند به شمار میآید. جویس از درد چشم رنج میبرد و به علت فقر مالی در مدت طولانی نتوانسته بود آن را درمان کند و برای نوشتن کتابهایش مجبور به نوشتن با رنگ قرمز بود. وی در سال ۱۹۴۱ و در سن پنجاهوهشتسالگی به صورت ناگهانی به علت همین ضعف چشم در زوریخ درگذشت. آرامگاه او در قبرستان فلونترن زوریخ واقع است.سبک نوشتاری جیمز جویسجیمز جویس در تمامی آثارش از دوبلین و زندگی در این شهر سخن گفته است. شهری که همیشه عاشقش بود و از آن متنفر بود. عشق به دلیل زادگاهش و زندگی بیستساله در آن و تنفر به خاطر وجود فساد درونی در تمامی لایههای اجتماعی آن از بالاترین لایه که در رها کردن دوبلین از استعمار بریتانیا بسیار تلاش کرد تا پایینترین لایه که فحشا و خشونت، بیفرهنگی و فرومایگی مردم را در بر میگرفت. داستانهای مجموعه دوبلینیها همگی از چند نکته واحد تبعیت میکنند و اولین آن بینش ناگهانی است، روشن شدن ناگهانی خاطرات که به ناگاه به سراغ شخصیتهای داستان میرود. دومین نکتهی حائز اهمیت فلج شدن یا خشک شدن است بهگونهای که خواننده به ناگاه دچار شوک میشود؛ و سومین نکتهی آن فرار از دوبلین است. شهری که به خاطر شرایط نامساعدش باعث میشود مردم علیرغم میل باطنی خود تصمیم به فرار از آن بگیرند.به عقیده جویس، دوبلینیها به زندگی خود زنجیر شدهاند و یکی از این زنجیرها الکل است، نوشیدنیای که با گرفتن قدرت تفکر، انسان را به ماندن و درجا زدن وامیدارد؛ دیگری خانواده و سومین عامل مذهب کاتولیک است.جویس اعتقاد داشت مردم ایرلند دوست دارند که به صورت سنتی و نوستالژیک دیده شوند و در گذشته گیر کردهاند و برای رها شدن از این حالت باید خود را بهروز کنند تا بتوانند به رهایی دست یابند. جیمز جویس در پی رهایی از سنت و مذهب بود و با نوشتههای خود سعی داشت تا مردم را به تفکر به این موضوعات وادارد.در داستان اِولین، جویس به وضوح نشان میدهد که فلجشدگی در زندگی و حالت سرخوردگی چطور میتواند زنی جوان را در کنترل گیرد تا شانس زندگی بهتر و خوشبختی را رها کرده و با شرایط سخت و طاقتفرسای خویش کنار بیاید. در گونهی نوشتاری جویس نوشتن به سبک مدرنیسم و نوگرایی به چشم میخورد و به خاطر علاقهای که به مدرن کردن دنیا دارد بسیار از این سبک استفاده کرده است. این نوع نوشتار نوعی جنبش فلسفی و هنری است که از دگرگونیهای گسترده به وجود آمده و در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست آغاز شد. این سبک بازتاب جهان صنعتی و نوظهور بوده و از ویژگیهایی چون شهرنشینی و فنآوریهای جدید چون جنگ و سنتهای قدیمی دوری جسته و وارد عرصه جدیدی میشود. این ایدئولوژی رئالیسم را در خود دارد و قطعیت و تفکر و روشنگری را رد کرده است. بسیاری از مدرنیستها اعتقادات مذهبی را زیر پا گذاشته و با خودآگاهی نسبت به فرم و سنتهای هنری و اجتماعی و استفاده از تکنیکهای جدید به خلق آثار خود پرداختند. شیوه جریان سیال ذهن نیز از همین سبک نشأت گرفته است.از کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان درخشانترین رمان قرن بیستم یاد میکنند و از سال ۱۹۳۲ تاکنون بیش از ۳۰ اقتباس از آن شده است. مهمترین اقتباسهایی که میتوان از آنها یاد کرد یکی محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی ماریو کامدینی و دیگری محصول سال ۱۹۶۷ ساخته جوزف استریک است.نام کتاب دو ولگردTwo gallants ,۲۰۱۱مترجم: مرضیه خسرویانتشارات: نشر روزگار نوسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۹۳----------- برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more42minPlay
June 29, 2026دو ولگرد - بخش ۳معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستانهای این کتاب به نام «پانسیون» میخوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا میتوانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازهی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست میکرد، پول مغازه را بر میداشت و مدام قرض بالا میآورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتریها و خرید گوشتهای بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی میکردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول میداد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگهای صورتی و لوچ بودند، مداد میکشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط مینشست و منتظر میماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریستهایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونهای که نوشتههایش را به زبان انگلیسی مینوشت و منتشر میکرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بیفرهنگی و دونمایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهرهای زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقهی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج میزند به گونهای که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینیها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهانشهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین مینویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان میبرد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرتهای پیدرپی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت میکرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار میکرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه میکرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینیها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ میکرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بینالمللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن مینوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرشهای زمانی پیدرپی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهمریختگی دستوری و نشانهگذاری از دیگر ویژگیهای این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستانهایشان همچنین تلاش برای نوشتن آنگونه که در ذهن و مغز میگذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون بهعنوان موزهای مهم در ایرلند به شمار میآید. جویس از درد چشم رنج میبرد و به علت فقر مالی در مدت طولانی نتوانسته بود آن را درمان کند و برای نوشتن کتابهایش مجبور به نوشتن با رنگ قرمز بود. وی در سال ۱۹۴۱ و در سن پنجاهوهشتسالگی به صورت ناگهانی به علت همین ضعف چشم در زوریخ درگذشت. آرامگاه او در قبرستان فلونترن زوریخ واقع است.سبک نوشتاری جیمز جویسجیمز جویس در تمامی آثارش از دوبلین و زندگی در این شهر سخن گفته است. شهری که همیشه عاشقش بود و از آن متنفر بود. عشق به دلیل زادگاهش و زندگی بیستساله در آن و تنفر به خاطر وجود فساد درونی در تمامی لایههای اجتماعی آن از بالاترین لایه که در رها کردن دوبلین از استعمار بریتانیا بسیار تلاش کرد تا پایینترین لایه که فحشا و خشونت، بیفرهنگی و فرومایگی مردم را در بر میگرفت. داستانهای مجموعه دوبلینیها همگی از چند نکته واحد تبعیت میکنند و اولین آن بینش ناگهانی است، روشن شدن ناگهانی خاطرات که به ناگاه به سراغ شخصیتهای داستان میرود. دومین نکتهی حائز اهمیت فلج شدن یا خشک شدن است بهگونهای که خواننده به ناگاه دچار شوک میشود؛ و سومین نکتهی آن فرار از دوبلین است. شهری که به خاطر شرایط نامساعدش باعث میشود مردم علیرغم میل باطنی خود تصمیم به فرار از آن بگیرند.به عقیده جویس، دوبلینیها به زندگی خود زنجیر شدهاند و یکی از این زنجیرها الکل است، نوشیدنیای که با گرفتن قدرت تفکر، انسان را به ماندن و درجا زدن وامیدارد؛ دیگری خانواده و سومین عامل مذهب کاتولیک است.جویس اعتقاد داشت مردم ایرلند دوست دارند که به صورت سنتی و نوستالژیک دیده شوند و در گذشته گیر کردهاند و برای رها شدن از این حالت باید خود را بهروز کنند تا بتوانند به رهایی دست یابند. جیمز جویس در پی رهایی از سنت و مذهب بود و با نوشتههای خود سعی داشت تا مردم را به تفکر به این موضوعات وادارد.در داستان اِولین، جویس به وضوح نشان میدهد که فلجشدگی در زندگی و حالت سرخوردگی چطور میتواند زنی جوان را در کنترل گیرد تا شانس زندگی بهتر و خوشبختی را رها کرده و با شرایط سخت و طاقتفرسای خویش کنار بیاید. در گونهی نوشتاری جویس نوشتن به سبک مدرنیسم و نوگرایی به چشم میخورد و به خاطر علاقهای که به مدرن کردن دنیا دارد بسیار از این سبک استفاده کرده است. این نوع نوشتار نوعی جنبش فلسفی و هنری است که از دگرگونیهای گسترده به وجود آمده و در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست آغاز شد. این سبک بازتاب جهان صنعتی و نوظهور بوده و از ویژگیهایی چون شهرنشینی و فنآوریهای جدید چون جنگ و سنتهای قدیمی دوری جسته و وارد عرصه جدیدی میشود. این ایدئولوژی رئالیسم را در خود دارد و قطعیت و تفکر و روشنگری را رد کرده است. بسیاری از مدرنیستها اعتقادات مذهبی را زیر پا گذاشته و با خودآگاهی نسبت به فرم و سنتهای هنری و اجتماعی و استفاده از تکنیکهای جدید به خلق آثار خود پرداختند. شیوه جریان سیال ذهن نیز از همین سبک نشأت گرفته است.از کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان درخشانترین رمان قرن بیستم یاد میکنند و از سال ۱۹۳۲ تاکنون بیش از ۳۰ اقتباس از آن شده است. مهمترین اقتباسهایی که میتوان از آنها یاد کرد یکی محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی ماریو کامدینی و دیگری محصول سال ۱۹۶۷ ساخته جوزف استریک است.نام کتاب دو ولگردTwo gallants ,۲۰۱۱مترجم: مرضیه خسرویانتشارات: نشر روزگار نوسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۹۳----------- برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more23minPlay
June 26, 2026دو ولگرد - بخش ۲معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستانهای این کتاب به نام «پانسیون» میخوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا میتوانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازهی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست میکرد، پول مغازه را بر میداشت و مدام قرض بالا میآورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتریها و خرید گوشتهای بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی میکردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول میداد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگهای صورتی و لوچ بودند، مداد میکشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط مینشست و منتظر میماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریستهایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونهای که نوشتههایش را به زبان انگلیسی مینوشت و منتشر میکرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بیفرهنگی و دونمایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهرهای زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقهی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج میزند به گونهای که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینیها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهانشهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین مینویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان میبرد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرتهای پیدرپی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت میکرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار میکرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه میکرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینیها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ میکرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بینالمللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن مینوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرشهای زمانی پیدرپی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهمریختگی دستوری و نشانهگذاری از دیگر ویژگیهای این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستانهایشان همچنین تلاش برای نوشتن آنگونه که در ذهن و مغز میگذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون بهعنوان موزهای مهم در ایرلند به شمار میآید. جویس از درد چشم رنج میبرد و به علت فقر مالی در مدت طولانی نتوانسته بود آن را درمان کند و برای نوشتن کتابهایش مجبور به نوشتن با رنگ قرمز بود. وی در سال ۱۹۴۱ و در سن پنجاهوهشتسالگی به صورت ناگهانی به علت همین ضعف چشم در زوریخ درگذشت. آرامگاه او در قبرستان فلونترن زوریخ واقع است.سبک نوشتاری جیمز جویسجیمز جویس در تمامی آثارش از دوبلین و زندگی در این شهر سخن گفته است. شهری که همیشه عاشقش بود و از آن متنفر بود. عشق به دلیل زادگاهش و زندگی بیستساله در آن و تنفر به خاطر وجود فساد درونی در تمامی لایههای اجتماعی آن از بالاترین لایه که در رها کردن دوبلین از استعمار بریتانیا بسیار تلاش کرد تا پایینترین لایه که فحشا و خشونت، بیفرهنگی و فرومایگی مردم را در بر میگرفت. داستانهای مجموعه دوبلینیها همگی از چند نکته واحد تبعیت میکنند و اولین آن بینش ناگهانی است، روشن شدن ناگهانی خاطرات که به ناگاه به سراغ شخصیتهای داستان میرود. دومین نکتهی حائز اهمیت فلج شدن یا خشک شدن است بهگونهای که خواننده به ناگاه دچار شوک میشود؛ و سومین نکتهی آن فرار از دوبلین است. شهری که به خاطر شرایط نامساعدش باعث میشود مردم علیرغم میل باطنی خود تصمیم به فرار از آن بگیرند.به عقیده جویس، دوبلینیها به زندگی خود زنجیر شدهاند و یکی از این زنجیرها الکل است، نوشیدنیای که با گرفتن قدرت تفکر، انسان را به ماندن و درجا زدن وامیدارد؛ دیگری خانواده و سومین عامل مذهب کاتولیک است.جویس اعتقاد داشت مردم ایرلند دوست دارند که به صورت سنتی و نوستالژیک دیده شوند و در گذشته گیر کردهاند و برای رها شدن از این حالت باید خود را بهروز کنند تا بتوانند به رهایی دست یابند. جیمز جویس در پی رهایی از سنت و مذهب بود و با نوشتههای خود سعی داشت تا مردم را به تفکر به این موضوعات وادارد.در داستان اِولین، جویس به وضوح نشان میدهد که فلجشدگی در زندگی و حالت سرخوردگی چطور میتواند زنی جوان را در کنترل گیرد تا شانس زندگی بهتر و خوشبختی را رها کرده و با شرایط سخت و طاقتفرسای خویش کنار بیاید. در گونهی نوشتاری جویس نوشتن به سبک مدرنیسم و نوگرایی به چشم میخورد و به خاطر علاقهای که به مدرن کردن دنیا دارد بسیار از این سبک استفاده کرده است. این نوع نوشتار نوعی جنبش فلسفی و هنری است که از دگرگونیهای گسترده به وجود آمده و در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست آغاز شد. این سبک بازتاب جهان صنعتی و نوظهور بوده و از ویژگیهایی چون شهرنشینی و فنآوریهای جدید چون جنگ و سنتهای قدیمی دوری جسته و وارد عرصه جدیدی میشود. این ایدئولوژی رئالیسم را در خود دارد و قطعیت و تفکر و روشنگری را رد کرده است. بسیاری از مدرنیستها اعتقادات مذهبی را زیر پا گذاشته و با خودآگاهی نسبت به فرم و سنتهای هنری و اجتماعی و استفاده از تکنیکهای جدید به خلق آثار خود پرداختند. شیوه جریان سیال ذهن نیز از همین سبک نشأت گرفته است.از کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان درخشانترین رمان قرن بیستم یاد میکنند و از سال ۱۹۳۲ تاکنون بیش از ۳۰ اقتباس از آن شده است. مهمترین اقتباسهایی که میتوان از آنها یاد کرد یکی محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی ماریو کامدینی و دیگری محصول سال ۱۹۶۷ ساخته جوزف استریک است.نام کتاب دو ولگردTwo gallants ,۲۰۱۱مترجم: مرضیه خسرویانتشارات: نشر روزگار نوسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۹۳----------- برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more25minPlay
June 24, 2026دو ولگرد - بخش ۱معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستانهای این کتاب به نام «پانسیون» میخوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا میتوانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازهی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست میکرد، پول مغازه را بر میداشت و مدام قرض بالا میآورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتریها و خرید گوشتهای بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی میکردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول میداد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگهای صورتی و لوچ بودند، مداد میکشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط مینشست و منتظر میماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریستهایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونهای که نوشتههایش را به زبان انگلیسی مینوشت و منتشر میکرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بیفرهنگی و دونمایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهرهای زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقهی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج میزند به گونهای که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینیها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهانشهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین مینویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان میبرد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرتهای پیدرپی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت میکرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای دوران نویسندگی جویس شرایط سختی را متحمل شد و برای کسب درآمد به صورت معلم زبان انگلیسی کار میکرد، همچنین کارهای نویسندگان ایرلندی همچون اسکار ویلد و ویلیام باتلر را به ایتالیایی ترجمه میکرد. تا زمانی که یک انتشارات کوچک در لندن تصمیم به چاپ کتاب دوبلینیها گرفت و ورق زندگی وی برگشت.اولین کتاب جویس ۲۲ بار از سوی انتشارات مختلف رد شده بود و این نخستین بار بود که جویس کتابی را چاپ میکرد. این اتفاق در سال ۱۹۱۴ رخ داد و پس از آن کتاب دیگرش به نام اولیس در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. با انتشار کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان نویسنده به جهان معرفی و تا سطح بینالمللی شناخته شد. جمیز جویس جزء اولین افرادی است که به شیوه جریان سیال ذهن مینوشت. این روش شیوه خاصی از روایت داستان است که مشخصه اصلی آن پرشهای زمانی پیدرپی است، پیروی از زمان ذهنی شخصیت داستان، درهمریختگی دستوری و نشانهگذاری از دیگر ویژگیهای این سبک نوشتاری است.ایده عظمت زندگی افراد معمولی و داستانهایشان همچنین تلاش برای نوشتن آنگونه که در ذهن و مغز میگذرد نیز از ویژگی نوشتاری جیمز جویس است. او پس از محبوبیت و شهرت وقتی به رفاه مالی رسید سالن سینمایی در زادگاهش دوبلین ساخت. این سالن با نام ولتا ظرفیت ۶۰۰ نفری برای اکران فیلم داشت و اکنون بهعنوان موزهای مهم در ایرلند به شمار میآید. جویس از درد چشم رنج میبرد و به علت فقر مالی در مدت طولانی نتوانسته بود آن را درمان کند و برای نوشتن کتابهایش مجبور به نوشتن با رنگ قرمز بود. وی در سال ۱۹۴۱ و در سن پنجاهوهشتسالگی به صورت ناگهانی به علت همین ضعف چشم در زوریخ درگذشت. آرامگاه او در قبرستان فلونترن زوریخ واقع است.سبک نوشتاری جیمز جویسجیمز جویس در تمامی آثارش از دوبلین و زندگی در این شهر سخن گفته است. شهری که همیشه عاشقش بود و از آن متنفر بود. عشق به دلیل زادگاهش و زندگی بیستساله در آن و تنفر به خاطر وجود فساد درونی در تمامی لایههای اجتماعی آن از بالاترین لایه که در رها کردن دوبلین از استعمار بریتانیا بسیار تلاش کرد تا پایینترین لایه که فحشا و خشونت، بیفرهنگی و فرومایگی مردم را در بر میگرفت. داستانهای مجموعه دوبلینیها همگی از چند نکته واحد تبعیت میکنند و اولین آن بینش ناگهانی است، روشن شدن ناگهانی خاطرات که به ناگاه به سراغ شخصیتهای داستان میرود. دومین نکتهی حائز اهمیت فلج شدن یا خشک شدن است بهگونهای که خواننده به ناگاه دچار شوک میشود؛ و سومین نکتهی آن فرار از دوبلین است. شهری که به خاطر شرایط نامساعدش باعث میشود مردم علیرغم میل باطنی خود تصمیم به فرار از آن بگیرند.به عقیده جویس، دوبلینیها به زندگی خود زنجیر شدهاند و یکی از این زنجیرها الکل است، نوشیدنیای که با گرفتن قدرت تفکر، انسان را به ماندن و درجا زدن وامیدارد؛ دیگری خانواده و سومین عامل مذهب کاتولیک است.جویس اعتقاد داشت مردم ایرلند دوست دارند که به صورت سنتی و نوستالژیک دیده شوند و در گذشته گیر کردهاند و برای رها شدن از این حالت باید خود را بهروز کنند تا بتوانند به رهایی دست یابند. جیمز جویس در پی رهایی از سنت و مذهب بود و با نوشتههای خود سعی داشت تا مردم را به تفکر به این موضوعات وادارد.در داستان اِولین، جویس به وضوح نشان میدهد که فلجشدگی در زندگی و حالت سرخوردگی چطور میتواند زنی جوان را در کنترل گیرد تا شانس زندگی بهتر و خوشبختی را رها کرده و با شرایط سخت و طاقتفرسای خویش کنار بیاید. در گونهی نوشتاری جویس نوشتن به سبک مدرنیسم و نوگرایی به چشم میخورد و به خاطر علاقهای که به مدرن کردن دنیا دارد بسیار از این سبک استفاده کرده است. این نوع نوشتار نوعی جنبش فلسفی و هنری است که از دگرگونیهای گسترده به وجود آمده و در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست آغاز شد. این سبک بازتاب جهان صنعتی و نوظهور بوده و از ویژگیهایی چون شهرنشینی و فنآوریهای جدید چون جنگ و سنتهای قدیمی دوری جسته و وارد عرصه جدیدی میشود. این ایدئولوژی رئالیسم را در خود دارد و قطعیت و تفکر و روشنگری را رد کرده است. بسیاری از مدرنیستها اعتقادات مذهبی را زیر پا گذاشته و با خودآگاهی نسبت به فرم و سنتهای هنری و اجتماعی و استفاده از تکنیکهای جدید به خلق آثار خود پرداختند. شیوه جریان سیال ذهن نیز از همین سبک نشأت گرفته است.از کتاب اولیس جیمز جویس به عنوان درخشانترین رمان قرن بیستم یاد میکنند و از سال ۱۹۳۲ تاکنون بیش از ۳۰ اقتباس از آن شده است. مهمترین اقتباسهایی که میتوان از آنها یاد کرد یکی محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی ماریو کامدینی و دیگری محصول سال ۱۹۶۷ ساخته جوزف استریک است.نام کتاب دو ولگردTwo gallants ,۲۰۱۱مترجم: مرضیه خسرویانتشارات: نشر روزگار نوسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۹۳----------- برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]...more32minPlay
FAQs about کتابخانه صوتی | راتا:How many episodes does کتابخانه صوتی | راتا have?The podcast currently has 33 episodes available.