کته کتاب

کته کتاب

Download on the App Store

کته کتاب episodes

  • کته کتاب: درباره رمان مردی به نام اُوه - بخش دوم
    نیمهٔ دوم «مردی به نام اووه» جایی است که رمان از یک روایت ظاهراً ساده دربارهٔ «مردی بداخلاق و منزوی» به یک متن عمیق دربارهٔ معنای زیستن پس از فقدان تبدیل می‌شود. این بخش از نظر ساختار، روان‌شناسی شخصیت و کارکرد تماتیک، هستهٔ اصلی رمان است.در نیمهٔ اول، رمان اپیزودیک است:
    درگیری با همسایه‌ها، مقررات، تکنولوژی، غرزدن‌ها.
    اما در نیمهٔ دوم، این اپیزودها به‌تدریج به یک قوس اخلاقی واحد همگرا می‌شوند.از منظر روایت‌شناسی:گذشته (فلش‌بک‌ها) دیگر تزئینی نیستندهر بازگشت به گذشته، یک قطعهٔ مفقوده از منطق اخلاقی اووه را کامل می‌کنددر اینجا خواننده می‌فهمد که سخت‌گیری اووه نه اختلال شخصیتی، بلکه واکنش منسجم به جهانی بی‌ثبات است.نیمهٔ دوم را می‌توان با مدل‌های علمی سوگ تحلیل کرد.اووه در نیمهٔ اول در وضعیت سوگ پیچیده و انکار اجتماعی استدر نیمهٔ دوم وارد مرحلهٔ بازسازمان‌دهی معنا می‌شوددر نیمهٔ دوم، سونیا از یک خاطرهٔ عاشقانه به ستون اخلاقی روایت تبدیل می‌شود.نکتهٔ کلیدی:تمام کنش‌های «درست» اووه، بازتاب صدای درونی‌شدهٔ سونیاستاووه قوانین را نه به‌خاطر قانون، بلکه برای حفظ معنایی که سونیا به زندگی داده اجرا می‌کندنیمهٔ دوم نشان می‌دهد که رهایی اووه درون‌زا نیست؛ اجتماعی است.همسایه‌ها:مهاجرزن باردارکودکفرد ناتوان جسمیهمگی از منظر جامعه‌شناسی، «دیگری‌های هنجارشکن» هستند.
    بکمن آگاهانه آن‌ها را انتخاب می‌کند تا نشان دهد اخلاق انسانی نه در شباهت، بلکه در پذیرش تفاوت فعال می‌شود.مرگ اووه در پایان، نه تراژدی است نه رمانتیزه‌شده.از منظر روایت:مرگ زمانی می‌آید که کارکرد اجتماعی شخصیت کامل شدهاووه پیش از مرگ، از «مردی که می‌خواهد بمیرد» به «مرجعی اخلاقی برای دیگران» تبدیل شده
    مرگی که پس از انتقال معنا رخ می‌دهد. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    2 hr 45 min
  • کته کتاب: درباره رمان مردی به نام اُوه - بخش اول
    این قسمت رفتیم سراغ نقد و تحلیلی بر جلد اول کتاب مردی به نام اُوه.... و بخشهایی از این کتاب رو هم با صدای بهرام ابراهیمی می‌شنویم
    این کتاب نوشته فردریک بکمن است که توسط انتشارات آتریا بوکس منتشر شده است. این رمان درباره اُوِه، مردی پنجاه و نه ساله و بدخلق است که به دلیل از دست دادن همسرش، سونیا، قصد خودکشی دارد. در طول تلاش‌های مکرر اوه برای پایان دادن به زندگی‌اش، همسایگان جدید و رویدادهای غیرمنتظره، به‌ویژه خانواده پروانه، دائم مانع او می‌شوند و او را درگیر تعمیرات، کمک به دیگران و تعاملات اجتماعی می‌کنند. متن همچنین فلش‌بک‌هایی به زندگی اُوِه با همسرش و اعتقادات ثابت قدم او در مورد درست و غلط بودن مسائل، کار سخت و بی‌اعتمادی‌اش به بوروکراسی و فناوری‌های مدرن ارائه می‌دهد. در نهایت، با وجود تمام تلاش‌های اُوِه برای مردن و کناره‌گیری، پیوندهای جدیدی که با جامعه پیدا می‌کند، داستان زندگی او را به مسیری متفاوت و پر از اهمیت هدایت می‌کنند. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    2 hr 51 min
  • کته کتاب: نامه‌های گراهام گرین و کاترین والستون
    میان سال‌هایی که جهان در هیاهوی جنگ سرد نفس می‌کشید، عشقی شکل گرفت که نه شبیه عاشقانه‌های آرام بود و نه شبیه رسوایی‌های گذرا. گراهام گرین، نویسنده‌ای که جهان او را به خاطر تلخیِ نگاهش به ایمان و انسان می‌شناخت، در کاترین والستون چیزی یافت که هیچ‌وقت در زندگی عمومی‌اش پیدا نشده بود: زنی که هم رازدار او بود، هم الهام‌بخش، و هم آینه‌ای که تاریکی‌های درونی‌اش را منعکس می‌کرد.این اپیزود با صدای بورژین عبدالرزاقی، کاترین کشکر و علی جدیدی و با تدوین مهرداد نعیمی ساخته شده است.لطفا پادکست دومِ ما یعنی شب تاب رو هم بشنوید. کافیه شب تاب رو در کستباکس سرچ کنید.گراهام گرین و کاترین والستون آدمای خاصی بودن. کاترین، زنی از طبقه‌ی اشراف انگلیس، با هوشی تیز و جذابیتی خاموش، وارد زندگی گراهام شد؛ رابطه‌ای که از چند دیدار ساده آغاز شد اما خیلی زود به زنجیره‌ای از صدها نامه بدل شد—نامه‌هایی طولانی، پر از التهاب، حسرت، خشم، اعتراف، دعا و هوس. گرین در نامه‌هایش نه فقط عشقش را می‌نوشت، بلکه خودش را می‌نوشت؛ گویی تنها کاترین بود که می‌توانست «گراهام واقعی» را تحمل کند.برای گراهام، کاترین فقط یک معشوقه نبود؛ او دروازه‌ای بود به جهان معنویِ زخمیِ نویسنده. خیلی از رمان‌های دوره‌ی میانیِ گرین ردّ پای این زن را در خود دارند—زنانی پر رمز و راز، دور از دسترس، و در عین حال مرکز جهان مردانی که میان ایمان و گناه، میان وظیفه و اشتیاق، گیر افتاده‌اند.اما این عشق، مثل همه عشق‌هایی که بیش از حد شعله‌ورند، در جایی به مکث می‌رسد. واقعیت‌ها—ازدواج کاترین، تعهدات اجتماعی، فاصله‌ها، سفرهای گرین، و جهان بی‌رحم اطرافشان—رشته‌ی رابطه را کم‌کم فرسوده کرد. اما چیزی که از میان رفت، اشتیاق نبود. آنچه باقی ماند، ردّ عمیقی بود که هر دو تا آخر عمر همراهشان داشتند.در نهایت، رابطهٔ آن‌ها نه به وصال ختم شد و نه به جدایی کامل. در تاریخِ احساسات، نامشان کنار هم مانده است:
    زن و مردی که با نامه‌ها عاشق شدند، در سکوت جدا شدند، اما در ادبیاتِ یکدیگر جاودانه ماندند. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    38 min
  • کته کتاب: نامه‌های آلبر کامو و ماریا کاسارس
    این بار رفتیم سراغ نامه‌نگاری‌های بین آلبر کامو و ماریا کاسارس. روایتِ دو انسان که کنار هم نمی‌تونستن بایستن، اما دور از هم هم نمی‌تونستن دوام بیارن. این‌جا ردّ مکاتبات آلبر کامو و ماریا کاسارس رو دنبال می‌کنیم؛ جایی که عشق تبدیل می‌شه به سندی از رنج، آزادی، خیانتِ ناگزیرِ زمان و وفاداریِ عجیبی که فقط در کلمات دوام میارهصداهای این اپیزود: بورژین عبدالرزاقی، علی جدیدی و پریسا نوروزیتدوین: مهرداد نعیمی  برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    51 min
  • کته کتاب: درباره نامه‌های آلبر کامو و ماریا کاسارس
    این بار رفتیم سراغ یکی از معروفترین مکاتبات عاشقانه‌ی تاریخ روایتِ دو انسان که کنار هم نمی‌تونستن بایستن، اما دور از هم هم نمی‌تونستن دوام بیارن. این‌جا ردّ مکاتبات آلبر کامو و ماریا کاسارس رو دنبال می‌کنیم؛ جایی که عشق تبدیل می‌شه به سندی از رنج، آزادی، خیانتِ ناگزیرِ زمان و وفاداریِ عجیبی که فقط در کلمات دوام میاره.See omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    51 min
  • کته کتاب: درباره کتاب بادبادک‌باز
    بریم سراغ کتاب بسیار جذاب بادبادک‌باز نوشته‌ی خالد حسینی و سعی کنیم اونو نقد، بررسی و تحلیل کنیم و ضمنا بخشهای کوتاهی از کتاب رو هم با صدای زیبای بهرام ابراهیمی بشنویم که در کتاب گویا به صورت رایگان اجرا کردن.  بادبادک‌باز از اون کتاب‌هاست که اگر فقط خلاصه‌ش رو بشنوی، نصف ضربه‌ی عاطفی و فلسفی‌ش رو از دست می‌دی. پس من معرفی می‌کنم، اما نه با نازک‌کاری. خودت می‌دونی قرار نیست قشنگش کنم. رمان درباره یه موضوع ساده‌ به ظاهر بچگانه است: دوستی یک پسر با خدمتکار خانه‌شان.
    اما چیزی که می‌خوانی، درواقع آناتومیِ گناه، سکوت، طبقه‌ اجتماعی، خیانت، شجاعت و رستگاری است. ما وارد کابل دهه‌های قبل از جنگ می‌شویم، درست زمانی که افغانستان هنوز به‌طور کامل زیر سایه‌ی خشونت فرو نرفته بود.
    دو پسر: امیر – بچه‌ی مرفه، عاشق شعر و داستان، اما ترسو. حسن – پسر خدمتکار، شجاع، بی‌حرف اضافه، با وفاداری‌ای که مرزش با تراژدی یکیست. اتفاق اصلی با مسابقه بادبادک‌بازی شروع می‌شود؛ لحظه‌ای که امیر باید از بهترین دوستش دفاع کند… اما نمی‌کند.
    تمام رمان مثل زلزله‌ای است که از همان ترک کوچک شروع می‌شود و تا سال‌ها بعد همه چیز را می‌لرزاند. چون رمان فقط احساسات نمی‌فروشد؛
    بلکه با خشونتی آرام و بی‌رحمانه یادآوری می‌کند که شرممان، تصمیم‌های اشتباهمان و سکوت‌هایمان زنده می‌مانند و یک روز طلبکارانه به سراغمان می‌آیند. و مهم‌تر اینکه:
    کتاب افغانستان را نه به عنوان تیتر خبری، بلکه به عنوان خانه نشان می‌دهد؛ با آدم‌های کامل، پیچیده، آسیب‌پذیر.See omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    2 hr 43 min
  • کته کتاب: درباره نامه‌های کافکا و دورا
    رابطه فرانتس کافکا و دورا دیامانت از اون رابطه‌هایی‌ه که با وجود کوتاه بودن، وزن عاطفی و فلسفی عجیبی داره. یه جور وصالِ دیررسِ دو روحِ تبعیدی. اگر تمام زن‌هایی که در زندگی کافکا بودن (مثل فلیسه بائر و میلنـا یسنسکا) سایه‌ای از عشق و اضطراب بودن، دورا تبدیل به نوری شد که اون سایه‌ها رو جمع کرد..با صدای علی جدیدی، آمور زرکریان و پریسا نوروزیسال ۱۹۲۳، کافکا ۴۰ ساله بود و به‌مرز مرگ نزدیک می‌شد؛ سل داشت، خسته از دنیا و از خودش.
    در همون دورانِ اقامتش در ساحل بالتیک، در اردوگاه تعطیلاتی کودکان یهودی، با دورا دیامانت آشنا شد؛ دختری ۲۵ ساله، اهل لهستان، از خانواده‌ای مذهبیِ حسیدی، اما با روحی سرکش و مدرن.
    او اون‌قدر شجاع بود که از جامعه سنتی خودش فرار کرده بود تا خودش باشه.کافکا در نامه‌ای به یکی از دوستانش نوشت که با دورا "به زبانی سخن گفتیم که هیچ‌کدوم بلد نبودیم اما کاملاً فهمیدیم."
    از همون‌جا باهم موندن — تا آخرین روزهای زندگی کافکا.کافکا معمولاً از نزدیکی انسانی می‌ترسید.
    در نامه‌هاش به فلیسه پر از ترس، وسواس، اضطراب و خودخوریه.
    اما با دورا، انگار اون ترس فرو ریخت.
    برای اولین بار در زندگی، تصمیم گرفت از خونه پدرش جدا شه، به برلین بره، و با او زندگی کنه.
    برلینِ آن سال‌ها فقیر و متشنج بود، اما برای کافکا و دورا، مثل خانه‌ای واقعی بود—خانه‌ای که هیچ‌کدوم قبلاً نداشتن.دورا پرستارش بود، معشوقش، محافظش.
    کافکا، که از دیدن غذا رنج می‌برد چون گلوش زخمی بود، تنها از دست دورا می‌تونست چیزی بخوره.در بهار ۱۹۲۴، وقتی بیماری شدت گرفت، دورا با او به آسایشگاهی در وین رفت.
    در آخرین روزها، او تنها کسی بود که کنار تخت کافکا نشست، دستش را گرفت، و در سکوت گریست.
    در آخرین لحظه‌ها، کافکا خواسته بود نوشته‌های منتشر‌نشده‌اش سوزانده شوند.
    دورا قول داد، ولی هیچ‌وقت کامل انجامش نداد. بخشی از آن دست‌نوشته‌ها (حدود ۲۰ دفتر و چند نامه) بعدها توسط پلیس نازی ضبط و نابود شدند.
    او تا آخر عمر از این بابت احساس گناه داشت.دورا بعد از مرگ کافکا در برلین ماند، وارد حزب کمونیست شد، با نازی‌ها درافتاد، و در نهایت از آلمان گریخت.
    اما هیچ‌وقت از زیر سایه کافکا بیرون نیامد.او در ۱۹۵۲ در لندن درگذشت، فقیر، اما هنوز عاشق.رابطه‌ی کافکا و دورا را نمی‌شود با معیار «عشق رمانتیک» سنجید.
    دورا برای کافکا آخرین تکیه‌گاهِ انسانی بود، نمادِ شفقت، نوعی نجاتِ زمینی از دلِ دوزخ ذهن.
    و برای دورا، کافکا ترکیبی بود از پیامبر، شاعر، و کودک؛ کسی که از زخم‌های خودش جهان می‌ساخت.
    اگر بگیم فلیسه، «نامه‌نگاریِ ذهنِ بیمارِ کافکا» بود، دورا «سکونِ جسم و روحِ او» شد. در پادکست یکی دیگه از پادکستهامون رو هم معرفی کردیم. پادکست شب تاب.شب تاب رو میتونید از لینک زیر پیدا کنید:https://castbox.fm/va/3675888  برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    21 min
  • کته کتاب: درباره کتاب تنهایی پرهیاهو
    شاهکار کوتاه اما عمیق نویسنده‌ی چک، بهومیل هرابالیعنی تنهایی پرهیاهو اثری است که می‌توان آن را نوعی تراژدی فلسفی درباره‌ی خرد، حافظه، و مرگ اندیشه‌ها دانست.هرابال این رمان را در سال ۱۹۷۶ نوشت، اما به دلیل سانسور در چکسلواکی آن زمان، انتشار رسمی‌اش تا سال‌ها بعد ممکن نشد.راوی داستان، مردی به نام هانتیا است — یک کارگر ساده که سی و پنج سال است در زیرزمینی تاریک مشغول خمیر کردن کتاب‌ها و کاغذهای باطله است.اما او با دیگر کارگران فرق دارد. او عاشق کتاب‌هاست، عاشق دانایی.هر بار که کتابی را برای خمیر کردن می‌گیرد، قبل از نابود کردنش آن را می‌خواند، زیرزمینش پر است از جلدهای پنهانی از کانت، هگل، نیچه، گوته و حتی متون مقدس.او با این کتاب‌ها زندگی می‌کند، فکر می‌کند، مست می‌کند — و آرام‌آرام، به جنونی شاعرانه و فلسفی نزدیک می‌شود.این کتاب فقط درباره‌ی یک کارگر چاپخانه نیست. درباره‌ی نابودی اندیشه در نظام‌های تمامیت‌خواه است.هانتیا نماینده‌ی وجدان فرهنگیِ سرکوب‌شده‌ی بشر است — مردی که باید افکار بزرگ را له کند تا چرخ جامعه بچرخد. اما همین عملِ ظاهراً بی‌اهمیت، در او نوعی شور مقدس ایجاد کرده است.هرابال تنهایی را نه به‌عنوان انزوا، بلکه به‌عنوان باری از آگاهی نشان می‌دهد. هانتیا زیاد می‌داند، پس تنهاست.کتاب‌هایی که باید خمیر شوند استعاره‌ای از افکار و ارزش‌هایی‌اند که حکومت‌ها برای بقای خود قربانی‌شان می‌کنند.صحنه‌هایی که هانتیا از میان توده‌ی کاغذها به جملات زیبا برمی‌خورد، یادآور نگاه سوررئالیستی هرابال است: زیبایی در بی‌نظمی، در زوال، در پوچی.هانتیا میان سه حس همیشگی در آثار هرابال گرفتار است — میل به معنا، ترس از بیهودگی، و عشق به زندگی حتی در ویرانی. 
    Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.See omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    1 hr 22 min
  • کته کتاب: نامه‌های کافکا و میلنا
    بریم سراغ یکی دیگه از کتابهای مجموعه نامه‌های کافکا، این بار با صدای علی جدیدی، آمور زرکریان و دیانا جاویدرابطه‌ی فرانتس کافکا و میلنا یزنسکا یکی از زیباترین و در عین حال دردناک‌ترین فصل‌های زندگی کافکاست — رابطه‌ای که بیش از هر چیز در نامه‌ها شکل گرفت، نه در دیدارها.میلنا در سال ۱۹۲۰ مترجم جوانی از پراگ بود که داستان‌های کافکا را از آلمانی به چک ترجمه می‌کرد. از طریق همین کار، نخستین تماس میان آن دو شکل گرفت. میلنا زنی باهوش، جسور، اجتماعی و روشنفکر بود؛ در حالی‌که کافکا، گوشه‌گیر، بیمار و پر از اضطراب. اما در تضاد میان این دو روح، چیزی جادویی پدید آمد: عشق از فاصله.میلنا ازدواج کرده بود (هرچند رابطه‌اش سرد بود) و فاصله‌ی جغرافیایی و روحی‌شان عمیق‌تر می‌شد. در نهایت، کافکا ارتباط را قطع کرد. اما هیچ‌گاه از میلنا جدا نشد — تا پایان عمر، در یادداشت‌هایش از او با احترامی عمیق یاد می‌کرد.میلنا بعدها روزنامه‌نگار و فعال ضد‌نازی شد و در اردوگاه کار اجباری جان باخت. نامه‌های کافکا به او بعد از مرگش منتشر شدند و به‌نوعی، وصیت‌نامه‌ی عاشقانه‌ی روحیِ کافکا به شمار می‌آیند.رابطه‌ی کافکا و میلنا بیش از آن‌که داستان دو نفر باشد، داستان عشقی‌ست میان روح و زبان. در پادکست یکی دیگه از پادکستهامون رو هم معرفی کردیم. پادکست شب تاب.شب تاب رو میتونید از لینک زیر پیدا کنید:https://castbox.fm/va/3675888  برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    28 min
  • کته کتاب: نامه‌های کافکا و فلیسه - بخش دوم
    از دید من، «نامه‌های به فلیسه» یکی از گنجینه‌های مهم ادبیات نامه‌نگاری است — نه صرفاً به خاطر ارزش تاریخی یا زیست‌نامه‌ای‌اش، بلکه به خاطر شدت احساسی و عمق وجودی‌شان. نقاط قوت و ضعف:
    • نقاط قوت:
    • صداقت ملموس در بیان احساسات
    • ترکیب زندگی روزمره با احساسات عمیق
    • نمایش تضاد میان خواسته‌های متضاد درون انسان
    • نقشش به عنوان آیینه‌ای برای درک بهتر آثار اصلی کافکا
    • نقاط ضعف / محدودیت‌ها:
    • نامه‌های فلیسه تقریباً از دست رفته‌اند، پس ما تنها یک سوی مکالمه را می‌بینیم — این باعث می‌شود تحلیلِ کامل دشوار باشد.
    • در برخی بخش‌ها شدت احساسات ممکن است برای مخاطب معاصر زیاد باشد یا باعث غرق شدن در افسار احساس شود.
    • گاهی ممکن است نیت ادبی کافکا باعث شود احساسات به مخاطب منتقل نشوند یا مفاهیم ظریف زیر لایه‌های روانی پنهان بمانند.
    این اپیزود با صدای علی جدیدی، آمور زرکریان و کاترین کشکر ساخته شده آدرس کانال تلگرامِ ما: KATEH_KETAB
      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.

      برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 
    [email protected]
    27 min

About کته کتاب

From the publisher's feed

اینجا سفره‌ای بازه از فکر و خیال و ادبیات. ما کتاب‌ها رو مثل برنج دم می‌کنیم. آروم، بخار‌گرفته، با چاشنی تجربه‌های زندگی.
هیچ‌چیز این‌جا سریع نیست، چون هر لقمه از یک کتاب می‌تونه ذهن‌ت رو عوض…

Best of کته کتاب

Ranked by our users in the last 21 days