شمارهٔ ۷۹ - سفر اصفهان از (ایرج میرزا » قطعهها) را با خوانش سبحان گنجی بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 3.85 مگابایت) دریافت کنید.
ای مهین خواجه در وزارت تو
خلق یک سر خوشند و من غمگین
خسرو ار آن اگر صفاهان این
در شگفتم که چون برفت از دست
چون بر این روزگار خود نگرم
دودم از دل رود به چرخ برین
پیش از اینم زمانه فرخ بود
خانه عالی و صحن خانه گزین
نرد و شطرنجم از صنایع هند
میزها خوب و پرده ها مرغوب
تار و دنبک رسیده تا عشرین
همه را پای بند و رشمه و زین
سفره ام را نموده عطر آگین
نان و انگور سفره ام به صفا
جز به روی بتی چو حورالعین
همه بر باد رفت و من ماندم
مهربان، دل نواز، آقا دوست
خوش زبان، خنده رو، گشاده جبین
کردی از بوسه کام من شیرین
حالیا هر سحر به جای دو زلف
پیشم افکنده بر ادو ابرو چین
من ز خجلت فکنده سر به زمین
گویم ای شوخ غم مخور چندان
خواجه چون شرح حال من شنود
ای ترا روی و خوی هر دو نکو
ای ترا قول و عهد هر دو متین
بتو ناید در این زمانه قرین
وان چنان کن که بعد از این دیگر
هم مخواه آن که بهر یک خدمت
شرح حالم به خواجه کن تبیین
چند خوانم به گوش خر یاسین
گفتم این قطعه همچو در ثمین
تو هم ای خواجه از خر شیطان
تا گذشته است و بگذرد ناچار
بس شهور و سنین به خلق زمین
آنچه باقی است از شهور و سنین