غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ از (مولانا » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش عندلیب بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 2.22 مگابایت) دریافت کنید.
دریغا کز میان ای یار رفتی
چه سود از حکم بیزنهار رفتی
به هر سو چاره جستی حیله کردی
چه شد چون در زمین خوار رفتی
میان خاک و مور و مار رفتی
چه شد آن نکتهها و آن سخنها
چه شد عقلی که در اسرار رفتی
چه شد دستی که دست ما گرفتی
چه شد پایی که در گلزار رفتی
لطیف و خوب و مردم دار بودی
چه اندیشه که میکردی و ناگاه
به راه دور و ناهموار رفتی
فلک بگریست و مه را رو خراشید
در آن ساعت که زار زار رفتی
دلم خون شد چه پرسم من چه دانم
و یا محروم و باانکار رفتی
زهی داغ و زهی حسرت که ناگه
کجا رفتی که پیدا نیست گردت
زهی پرخون رهی کاین بار رفتی