بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق از (مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 3.83 مگابایت) دریافت کنید.
مشورت میرفت در ایجاد خلق
جانشان در بحر قدرت تا به حلق
چون ملایک مانع آن میشدند
بر ملایک خفیه خنبک میزدند
پیش از آن کین نفس کل پابست شد
پیشتر ز افلاک کیوان دیدهاند
پیشتر از دانهها نان دیدهاند
بی دماغ و دل پر از فکرت بدند
بی سپاه و جنگ بر نصرت زدند
آن عیان نسبت بایشان فکرتست
ورنه خود نسبت بدوران رؤیتست
فکرت از ماضی و مستقبل بود
چون ازین دو رست مشکل حل شود
دیده چون بیکیف هر باکیف را
دیده پیش از کان صحیح و زیف را
در دل انگور می را دیدهاند
در فنای محض شی را دیدهاند
آسمان در دور ایشان جرعهنوش
آفتاب از جودشان زربفتپوش
چون ازیشان مجتمع بینی دو یار
هم یکی باشند و هم ششصد هزار
چون نظر در قرص داری خود یکیست
وانک شد محجوب ابدان در شکیست
یک زمان بگذار ای همره ملال
تا بگویم وصف خالی زان جمال
هر دو عالم چیست عکس خال او
چونک من از خال خوبش دم زنم
نطق میخواهد که بشکافد تنم
همچو موری اندرین خرمن خوشم
تا فزون از خویش باری میکشم