بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی از (مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 2.16 مگابایت) دریافت کنید.
مر علی را در مثالی شیر خواند
شیر مثل او نباشد گرچه راند
از مثال و مثل و فرق آن بران
گوی تقوی از فرشته میربود
آنک اندر سیر مه را مات کرد
هم ز دینداری او دین رشک خورد
با چنین تقوی و اوراد و قیام
این همیگفتی چو میرفتی بهراه
یا رب آنها را که بشناسد دلم
و آنک نشناسم تو ای یزدان جان
حضرتش گفتی که ای صدر مهین
این چه عشقست و چه استسقاست این
مهر من داری چه میجویی دگر
چون خدا با تُست چون جویی بشر
او بگفتی یا رب ای دانای راز
همچو داودم نود نعجه مراست
طمع در نعجهٔ حریفم هم بخاست
حرص اندر عشق تو فخرست و جاه
حرص اندر غیر تو ننگ و تباه
و آن حیزان ننگ و بدکیشی بود
آن یکی حرص از کمال مردی است
و آن دگر حرص افتضاح و سردی است
آه سِرّی هست اینجا بس نهان
که سوی خضری شود موسی روان
همچو مستسقی کز آبش سیر نیست
بر هر آنچ یافتی بالله مهایست
بی نهایت حضرتست این بارگاه
صدر را بگذار صدر تُست راه