غزل شمارهٔ ۴۴۴ از (سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش محمدرضا مومن نژاد بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 12.08 مگابایت) دریافت کنید.
یا رب آن روی است یا برگ سمن؟
یا رب آن قد است یا سرو چمن؟
بر سمن کس دید جعد مشکبار؟
در چمن کس دید سرو سیمتن؟
عقل چون پروانه گردید و نیافت
چون تو شمعی در هزاران انجمن
وه کدامت زین همه شیرینتر است؟
خنده یا رفتار یا لب یا سخن؟
گر سرِ ما خواهی اینک جان و سر
ور سر ما داری اینک مال و تن
گر نوازی ور کُشی فرمان تو راست
بندهایم اینک سر و تیغ و کفن
صَعقِه میخواهی؟ حجابی در گذار
فتنه میجویی؟ نقابی بر فکن
من کیم کآن جا که کوی عشق توست؟
ای ز وصلت خانهها دارالشفا
وی ز هجرت بیتها بیتالحزن
وقت آن آمد که خاک مرده را
فَیح ریحان است یا بوی بهشت؟
خاک شیراز است یا باد ختن؟
بر گذر تا خیره گردد سروبُن
در نگر تا تیره گردد نسترن
شاهدان چُستند ساقی گو «بیار»
عاشقان مستند مطرب گو «بزن»
سُغبه خلقم چو صوفی در کِنِش
شهرهٔ شهرم چو غازی بر رسن
تربیت را حِلّه گو «در ما مپوش»
عافیت را پرده گو «بر ما متن»
چرخ با صد چشم چون روی تو دید
صد زبان میخواست تا گوید «حسن»
ناسزا خواهم شنید از خاص و عام
سرزنش خواهم کشید از مرد و زن