
Sign up to save your podcasts
Or


🔗 متن اصلی در گنجور:https://ganjoor.net/nezami/5ganj/leyli-majnoon/sh34
🎧 درباره این قسمت
در این اپیزود از خیامخانه، خوانش منظومهی لیلی و مجنون نظامی گنجوی ادامه پیدا میکند.
بر اساس تقسیمبندی سایت گنجور، این بخش مربوط به نیایش و ستایش در آغاز داستان است؛ جایی که روایت وارد یک فضای کاملاً تصویری و کیهانی میشود.
گفتگو در این قسمت، علاوه بر خوانش متن، شامل توضیح و واکاوی واژگان و تصاویر شعری نیز هست؛ بهخصوص:
* توصیف شب و آسمان در قالب استعارههای پیچیده
* اشاره به ستارگان، سیارات و صورتهای فلکی
* استفاده نظامی از نجوم سنتی (بروج، منازل قمر) برای تصویرسازی ادبی
* پیوند دادن کیهان با معناهای اخلاقی و عرفانی
* و در نهایت حرکت از توصیف طبیعت به ستایش و معناپردازی
در این بخش، نظامی جهان را نه صرفاً بهعنوان آسمان، بلکه بهعنوان نقشهای از معنا، قدرت و نظم کیهانی تصویر میکند.
🧭 موضوع کلی اپیزود
این اپیزود ادامهی خوانش بخشهای آغازین لیلی و مجنون است و تمرکز آن بر:
* زبان تصویری نظامی
* ساختار استعاری آسمان
* و ورود تدریجی متن به فضای نیایش و معناهای متافیزیکی
📍 درباره پادکست خیامخانه
خیامخانه یک پادکست خوانش و گفتگوست که با هدف:
* خواندن متون کلاسیک فارسی
* باز کردن لایههای زبانی و معنایی آثار
* و ایجاد دسترسی عمومی به ادبیات کلاسیک
تولید میشود.
🎧 گوش دادن به اپیزود
🔊 پلتفرمها:
* Substack:https://peacegulf.substack.com/p/2db
* Castbox:https://castbox.fm/channel/id6896672?utm_source=podcaster&utm_medium=dlink&utm_campaign=c_6896672&utm_content=%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85%20%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-CastBox_FM
* همچنین قابل شنیدن در Apple Podcasts و سایر پلتفرمهای پادکست
✉️ ارتباط با ما
برای مشارکت، ارسال نظر، یا همکاری:
📞 09125157213
📚 پویش جمعآوری کتاب برای زندانها
خیامخانه در کنار تولید محتوا، در حال جمعآوری و ارسال کتاب برای زندانهای سراسر کشور است.
اگر مایل باشید میتوانید:
* کتاب اهدا کنید
* یا در بستهبندی و ارسال کمک داوطلبانه داشته باشید
⭐ حمایت از پادکست
اگر این اپیزود را گوش دادید، لطفاً:
* در Castbox نظر ثبت کنید
* یا در Apple Podcasts امتیاز بدهید
این کار ساده، کمک میکند پادکست به افراد بیشتری برسد.
📌 دربارهٔ این اپیزود
در این قسمت از پادکست خیامخانه، همراه میشویم با ادامهٔ داستان لیلی و مجنونِ نظامی گنجوی — یکی از مهمترین آثار عاشقانهٔ ادبیات کلاسیک فارسی. این اپیزود بر بخش ۳۳ و بخش ۳۴ تمرکز دارد و تلاش میکنیم دقیقاً بر اساس متن بخوانیم و خلاصه کنیم، بدون اضافهگویی.
📜 قسمتهای مورد بحث:
🔹 بخش ۳۳: https://ganjoor.net/nezami/5ganj/leyli-majnoon/sh33
🔹 بخش ۳۴: https://ganjoor.net/nezami/5ganj/leyli-majnoon/sh34
📖 خلاصهٔ بخشها
🔹 بخش ۳۳ — انس مجنون با طبیعت و جانوران
در این بخش، مجنون پس از سالها دوری و فراق از جامعه در بیابان سرگردان است. طبیعتِ کویری و سختِ زندگی، او را از انسانهای دیگر جدا کرده؛ اما همین شرایط موجب میشود که با موجودات وحشی پیوندی عجیب برقرار کند. او با مهربانی با حیوانات برخورد میکند، چنانکه گرگها و دیگر جانوران در حضور او آرام میگیرند و نشان میدهند که مهربانی و عشقِ انسانگونه در دل طبیعت هم اثر دارد. این بخش تصویر نمادینی از انسان و طبیعت است که در هم میآمیزند و مهربانی، حتی میان درندگان، به نحوی برجسته میشود. 📜
🔹 بخش ۳۴ — نیایش مجنون به درگاه خدا
در این بخش، مجنون از تنهایی و جدایی خویش فراتر میرود و به نیایش و راز و نیاز با خداوند میپردازد. شاعر این بخش را با توصیفِ شب روشن و عطرآگین آغاز میکند، جایی که ستارهها و آسمان جلوهگر میشوند. مجنون در این فضا نه فقط عاشق لیلی، بلکه محتاجِ رحمت و لطفِ حق است و با زبانی سپاسگزار و آرام، با خداوند سخن میگوید و به او نزدیک میشود. این نیایش، بازتابی از تحوّلِ روحی اوست؛ جایی که عشقِ زمینی به نوعی پیوند معنوی با هستی مبدل میشود. 📜
📚 دربارهٔ پادکست خیامخانه
خیامخانه یک پادکست ادبی است برای خواندن، شنیدن و گفتوگو دربارهٔ آثار کلاسیک فارسی—با لحن ساده، روشن و بیپیرایه. در هر اپیزود، بخشهایی از متون بزرگ ادب فارسی را میخوانیم و دربارهٔ آنها بحث میکنیم تا متن زنده و قابلفهم باقی بماند.
این پادکست بخشی از پروژهٔ خیامخانه (Khayyam House) است؛ طرحی فرهنگی برای جمعآوری و اهدای کتاب و منابع به زندانها و افزایش دسترسی به کتاب و تجربهٔ ادبی در فضاهای کمتر دیدهشده.
📣 دعوت به مشارکت
اگر دوست داری با ما همراه باشی—
📚 کتاب اهدا کنی
🤝 داوطلب برای جمعآوری، دستهبندی یا ارسال بشی
میتونی با ما تماس بگیری:
📞 رضا: ۰۹۱۲۵۱۷۲۹۱۳
📸 اینستاگرام: https://instagram.com/peacegulf
⭐ درخواست نظر (Review)
اگه پادکست رو گوش دادی و خوشت اومد، لطفاً نظر یا ریویو بذار.
نوشتن حتی چند خط در Castbox، Apple Podcasts یا هر اپلیکیشنی که گوش میدی کمک میکنه پادکست دیده بشه و شنوندههای بیشتری پیدا کنه.
بازخورد خودت رو با ما به اشتراک بذار—حتی یک جملهٔ ساده هم ارزشمنده ❤️
سلام به شنوندههای خیامخانه!
در این اپیزود به بخش ۳۱ منظومهٔ لیلی و مجنونِ نظامی گنجوی میپردازیم. در این بخش از داستان، شاهد وداعِ سختِ پدر با مجنون هستیم—بخشی عمیق، احساسی و انسانی که در آن عشقِ جانسوزِ مجنون بار دیگر در برابر واقعیتِ جدایی و مرگ قرار میگیرد.
منظومهٔ «لیلی و مجنون» یکی از پایهایترین آثار عاشقانهٔ ادبیات فارسی است که روایت عشقِ بیحد و بلا را با زبانی شاعرانه و تأثیرگذار پیش میبرد، و بخش ۳۱ یکی از لحظات کلیدی این روایت است.
📖 خلاصهٔ بخش ۳۱
در این بخش، پدر مجنون که سالها در غمِ عاشقانهٔ پسرش رنج کشیده، بالاخره او را مییابد. مجنون در عشقِ لیلی چنان تغییر یافته که دیگر شکلِ عادیِ انسان را ندارد؛ پدر میبیند چقدر فرزندش از حالتِ طبیعی دور شده و امیدِ بهبود چندانی وجود ندارد.
در گفتوگوی کوتاه و پر از درد، پدر با مجنون وداع میکند: اشک میریزد، دلنگران حالِ اوست و میفهمد که نمیتواند او را از عشق و رنجِ آن نجات دهد. در نهایت، پدر واپس میگردد، غمگین و تنها، و مدتی بعد—در حالی که هنوز کارها ناتمام است—مرگ به سراغش میآید.
این بخش یکی از تلخترین و در عین حال انسانیترین بخشهای «لیلی و مجنون» است؛ جایی که عشق فردی و رنجِ خانوادگی در هم تنیده میشود و پایانی ناتمام و تأملبرانگیز دارد.
📚 دربارهٔ خیامخانه
خیامخانه پادکستی است برای خوانش و گفتوگو دربارهٔ آثار کلاسیک ادبیات فارسی؛ ساده، روشن و قابلفهم، بدون پیچیدهکردنِ متن یا تفسیرهای سنگین.
این پادکست بخشی از پروژهٔ فرهنگی خیامخانه است؛ طرحی برای جمعآوری و اهدای کتاب به زندانها تا ادبیات و فرهنگ فرصتی واقعی برای خواندن و تجربه در زندگیِ دیگران فراهم کند.
📣 دعوت به مشارکت | تماس
اگر دوست دارید در این طرح همراه شوید—
📚 کتاب اهدا کنید
🤝 داوطلب جمعآوری، دستهبندی یا ارسال باشید
میتوانید با ما در تماس باشید:
📞 رضا: ۰۹۱۲۵۱۷۲۹۱۳
📸 اینستاگرام: https://instagram.com/peacegulf
⭐ درخواست نظر (Review)
اگر این پادکست را دنبال میکنید، لطفاً برای ما نظر (Review) بنویسید.
چند خط نظر در Apple Podcasts یا Castbox کمک بزرگی میکند تا خیامخانه بیشتر دیده شود و شنوندههای بیشتری جذب کند.
حتی یک جملهٔ کوتاه هم برای ما ارزشمند است.
سلام به همهٔ شنوندههای خیامخانه!
در پنجمین قسمت، سراغ یکی از برجستهترین منظومههای ادبیات فارسی رفتهایم: لیلی و مجنون نظامی گنجوی — قصهای عاشقانه، مشهور و ماندگار که از قدیم در ادبیات شرقی روایت شده و نظامی آن را به زبان و تصویر شعری فارسی به بلوغ رساند.
در این اپیزود، متن بخش ۳۰ را با هم میخوانیم و دربارهی آن صحبت میکنیم — نه تفسیر فلسفی، بلکه خوانش ساده و مستقیم خودِ متن و آنچه دقیقاً در شعر آمده است، بیپیچیدگی.
📖 خلاصهٔ بخش ۳۰ (رفتار پدر مجنون)
در این بخش از «لیلی و مجنون»، روایت به پدر مجنون میرسد که پس از سالها دوری از پسرش — که با عشقِ لیلی دیوانه و سرگردان شده — حرکت میکند تا او را بیابد.
پدر، با دلِ پر امید و رنجهای بسیار، از میان ریگزارهای سیاه و دشتهای سرسبز میگذرد تا شاید نشانی از پسرش پیدا کند. وقتی بالاخره او را میبیند، مجنون چنان دگرگون و پریشان است که ابتدا پدر را نمیشناسد — چون سالها از هم جدا بودهاند و مجنون در تنهایی و درد عشق تغییر یافته.
از دید متن گنجور، این بخش پر از تصاویر قویِ رنج، جدایی و حالت دیوانهوارِ مجنون است؛ مجنونی که دیگر به شکلی از جهان و زندگی نگاه میکند که با آدمهای عادی متفاوت است، و پدر با عشق و غم به سوی او آمده و در نهایت — وقتی شناخته میشود — مجنون به پای پدر میافتد و گریه میکند.
📌 چرا «لیلی و مجنون» مهم است؟
«لیلی و مجنون» یکی از مشهورترین شعرهای عاشقانهٔ کلاسیک در ادبیات فارسی است و روایتِ عشقِ نافرجامِ قیس (مجنون) و لیلی را با زبانی شاعرانه و عمیق بیان میکند.
قصهای که بارها در هنر، موسیقی و ادبیات تکرار شده و از آن به عنوان یکی از نمادهای عشقِ عارفانه یاد میشود.
📚 دربارهٔ خیامخانه
خیامخانه پادکستی است برای خواندن و گفتوگو دربارهٔ آثار کلاسیک ادبیات فارسی — به زبان ساده، شنیدنی و صمیمی، بدون تفسیرهای پیچیده یا دانشگاهی.
این پادکست بخشی پویش جمعآوری و اهدای کتاب به زندانها جهت افزایش دسترسی به کتاب در فضاهایی که کمتر تجربهٔ ادبی دارند.
📣 دعوت به مشارکت
اگر دوست دارید در این طرح همراه شوید—
📚 کتاب اهدا کنید
🤝 داوطلب جمعآوری، دستهبندی یا ارسال باشید
میتوانید با ما تماس بگیرید:
📞 رضا: ۰۹۱۲۵۱۷۲۹۱۳
📸 اینستاگرام: https://instagram.com/peacegulf
⭐ درخواست نظر (Review)
اگر این پادکست را دنبال میکنید، لطفاً برای ما نظر (Review) بنویسید.
یک یا دو خط نظر در Castbox یا Apple Podcasts کمک بزرگی میکند تا خیامخانه دیده شود و شنوندههای بیشتری پیدا کند.
حتی یک جملهٔ کوتاه هم برای ما ارزشمند است.
🎙️ خیامخانه
جزیرههای شگفت – ادامهٔ سفر
خوانش بخشهای ۵۲ تا ۵۵ گرشاسبنامه اسدی طوسی
مقدمه پادکست
سلام و خوش آمدید به قسمت جدید پادکست خیامخانه.
در این اپیزود، خوانش گرشاسبنامه را ادامه میدهیم و به بخشهای ۵۲ تا ۵۵ میرسیم؛ جایی که روایت سفرهای دریایی گرشاسب و دیدار او با جزیرههای شگفت و ناشناخته ادامه پیدا میکند.
در خیامخانه، متنها را ساده، مستقیم و بدون لحن دانشگاهی میخوانیم و سعی میکنیم اول از همه بفهمیم متن دقیقاً چه میگوید.
📖 خلاصه بخشها (۵۲ تا ۵۵)
بخش ۵۲
در این بخش، گرشاسب و همراهان به جزیرهای میرسند که طبیعت آن غیرعادی و شگفتانگیز توصیف میشود. فضای جزیره سرشار از گل، رنگ و بوست و شاعر با جزئیات زیاد، محیطی متفاوت از سرزمینهای آشنا ترسیم میکند. تأکید اصلی این بخش بر شگفتی طبیعت و نادربودن این سرزمین است.
بخش ۵۳
سفر ادامه پیدا میکند و گروه به جزیرهای دیگر میرسند که باز هم ویژگیهایی ناآشنا دارد. تفاوت محیط، پوشش و شرایط زیستی مردم یا فضای جزیره، حس «بیگانهبودن» و دوری از جهان شناختهشده را تقویت میکند. این بخش ادامهٔ زنجیرهٔ توصیف سرزمینهای عجیب در روایت است.
بخش ۵۴
در این بخش، گرشاسب و همراهان مدتی در یکی از این جزیرهها توقف میکنند و چند روزی را در آرامش و شادی میگذرانند. توصیفها بیشتر بر آسایش، طبیعت خوشایند و لذت اقامت موقت در این سرزمین تمرکز دارد.
بخش ۵۵
سپس به جزیرهای دیگر با نام مشخص میرسند که باز هم با توصیفهای دقیق از طبیعت و فضای متفاوت آن همراه است. این بخش در واقع جمعبندی توصیف جزیرهها و شگفتیهای آنهاست، پیش از آنکه روایت وارد مرحله بعدی سفر شود.
📚 دربارهٔ خیامخانه
خیامخانه پادکستی است برای خواندن و گفتوگو دربارهٔ ادبیات کلاسیک فارسی؛ ساده، شنیدنی و بدون پیچیدهسازی.
این پادکست بخشی از پروژهٔ فرهنگی خیامخانه است؛ طرحی جمعی برای جمعآوری و اهدای کتاب به زندانها و کمک به گردش بیشتر کتاب.
📣 دعوت به مشارکت | تماس
اگر دوست دارید در این مسیر همراه باشید—چه با اهدای کتاب و چه با داوطلبشدن—میتوانید با ما در تماس باشید:
📞 رضا: ۰۹۱۲۵۱۷۲۹۱۳
📸 اینستاگرام: https://instagram.com/peacegulf
⭐ یک درخواست مهم
اگر این پادکست را دنبال میکنید، لطفاً برای ما نظر (Review) بنویسید.
نوشتن چند خط نظر در Apple Podcasts یا Castbox کمک بزرگی میکند تا خیامخانه دیده شود و شنوندههای بیشتری پیدا کند.
حتی یک جملهٔ کوتاه هم اثرگذار است.
با گوشدادن، نوشتن نظر، یا بهاشتراکگذاشتن این اپیزود، شما هم بخشی از خیامخانه هستید. 🌿📖
پادکست خیامخانه یک پادکست ادبیِ ساده و گفتوگومحور است که به خواندن و توضیح متون کلاسیک ادبیات فارسی میپردازد.
در هر قسمت، بخشهایی مشخص از یک متن (مثل گرشاسبنامه، شاهنامه، یا دیگر آثار کلاسیک) انتخاب میشود، متن خوانده میشود و بعد بهصورت روشن، مستقیم و غیرآکادمیک دربارهی آن صحبت میکنیم:
اینکه چه اتفاقی میافتد، متن دقیقاً چه میگوید، و چرا هنوز خواندنی است.
این پادکست بخشی از یک طرح فرهنگی که تمرکزش روی گردش کتاب، جمعآوری کتاب و اهدای آن به زندانهاست. پادکست در واقع بازوی صوتی این پروژه است:
راهی برای زنده نگه داشتن متنها و وصل کردن خواندنِ امروز به کتابهایی که دستبهدست میچرخند.
📣 دعوت به مشارکت | تماس با خیامخانه
خیامخانه یک پروژهی جمعی برای جمعآوری و اهدای کتاب به زندانهاست.
اگر دوست دارید در این مسیر همراه باشید—چه با اهدای کتاب، چه با داوطلب شدن—خوشحال میشویم با شما در تماس باشیم.
تماس:
📞 رضا: ۰۹۱۲۵۱۷۲۹۱۳
با یک کتاب هم میشود تغییری واقعی ایجاد کرد.
ممنون که همراه خیامخانهاید.
خلاصه:
🔹 بخش ۴۹ — صفت جزیره دیگر
در این بخش، گرشاسب و همراهان به جزیرهای عجیب و شگفتانگیز میرسند که پر از تنوع طبیعت و چیزهای نادر است.
شاعر جزیره را با عطر عنبر و میوهها و گلهای رنگارنگ توصیف میکند، و موجودات و گیاهانی میبینند که حالتی غیرعادی دارند — گلی که بوی خوشش باعث لبخند میشود، گیاهانی که خواص متفاوت دارند و منظرهای که حیرتانگیز است. در این مکان، تجربههای عجیب و غیرمعمول هست که نشاندهندهٔ وسعت تخیل و شگفتیهای سرزمینهای دور در حماسه است.
🔸 بخش ۵۰ — آمدن گرشاسب به جزیره هرنج
در بخش ۵۰، گرشاسب و گروهش به جزیرهٔ هرنج میرسند، جایی پر از بیشهها و زیباییهای طبیعی. شاعر با تصاویر طبیعت و توصیف جزیره، فضای سرسبز و عطرآگین را جلوه میدهد. در این بخش تأکید بر آرامش و تازگی سرزمین، چشماندازهای شگفت و نوعی تجربهٔ مثبت روحی است که شخصیتها هنگام ورود به این جزیره دارند.
عضویت در خبرنامه پویش جمع آوری کتاب برای زندان ها
برای دوستانتان بفرستید
سلام و خوش آمدید به قسمت دوم خیامخانه. در این اپیزود باز هم با هم سراغ ادبیات کلاسیک فارسی میآییم — این بار دو بخش دیگر از گرشاسبنامه: بخش ۴۴ و بخش ۴۵. مثل همیشه هم متن را مرور میکنیم، هم خلاصهاش را با هم میخوانیم، و هم گفتوگویی ساده و دوستانه دربارهی معناها و نکاتش خواهیم داشت. اگر قسمت قبل را نشنیدهاید، پیشنهاد میکنم نگاهی بیندازید: بخش ۴۲ و ۴۳.
🔹 خلاصه بخش ۴۴
در این بخش، نزاعی درونیست بین خرد و شهوت، بین تکلیف روحی و وسوسههای دنیوی. پیر دانا با لحنی هشدارآمیز به گرشاسب میگوید که آدمی نباید خود را گرفتار لذتها و زخارف دنیا کند، زیرا این چیزها زودگذرند و دل انسان را از مسیر حق و حقیقت منحرف میکنند. او بر اهمیت انتخاب راه درست، پاکیِ نیت و پایبندی به خرد تأکید میکند — و از گرشاسب میخواهد که در هر تصمیمی، عقل و وجدان را معیار قرار دهد.
🔸 خلاصه بخش ۴۵
در این بخش حکمت آفرینش و سرنوشت انسان باز هم مطرح میشود؛ پیر دربارهٔ چگونگی آفرینش جهان و سرشت آدمی سخن میگوید، و بر این تأکید دارد که جهان بینظم و بیهدف نیست. او میگوید روح انسان با خَلق و با تکلیف آمده است، و آنانی که با خرد و نیت پاک زندگی کنند، از مسیر حق منحرف نمیشوند — حتی اگر جسم و زندگی مادی فنا شود، روحشان زنده و پایدار است. این بخش دعوتیست به تفکر دربارهٔ معنا، مسؤولیت و انتخابِ راه درست.
📣 دعوت به مشارکت – کتاب اهدا کنید، داوطلب شوید
اگر این پادکست را دوست دارید و میخواهید کاری واقعی و مؤثر انجام دهید، ما در خیامخانه همیشه به کتاب و داوطلب نیاز داریم.
ما کتابها را جمعآوری میکنیم، دستهبندی میکنیم و برای زندانها میفرستیم — جایی که هر کتاب میتواند واقعاً زندگی یک نفر را تغییر دهد.
اگر میخواهید:
* کتاب اهدا کنید
* داوطلب شوید
* یا در جمعآوری و ارسال کمک کنید
میتوانید با رضا در تماس باشید:
📞 ۰۹۱۲۵۱۷۲۹۱۳
عضویت در خبرنامه
برا دوستاتوت بفرستید
سلام و خوش آمدید به اولین قسمت پادکست «خیام خانه».
در این پادکست با هم آثار کلاسیک ادبیات فارسی را میخوانیم و دربارهشان به زبانی ساده و صمیمی صحبت میکنیم. امروز سراغ دو بخش از گرشاسبنامه نوشته اسدی طوسی رفتهایم — بخش ۴۲ و بخش ۴۳ — که میتوانید متن کاملشان را در این لینکها ببینید:
* بخش ۴۲ → https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh42
* بخش ۴۳ → https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh43
📖 خلاصه بخش ۴۲
در این بخش، گرشاسب با پیر دانایی گفتوگو میکند و میپرسد چرا او چنین در تنهایی — بر کوهی دور افتاده — نشسته است، با این که گیاه برای خوردن و پوشیدن دارد. پیر پاسخ میدهد که سالهاست در این کوه زندگی میکند و نیازی به عمارت یا تشریفات ندارد؛ غذایش از گیاهان است و همه کارش با خداست. روح را زندانی جسم دانسته و دلبستگی به لذات دنیا را بیمعنی میشمرد. پیر بر خرد، اندیشه و آرامش روح تأکید میکند و هشدار میدهد که تنپروری و پیروی از زخارف دنیا، تنها زحمت و در نهایت فناست.
🌌 خلاصه بخش ۴۳
در این بخش پیر به اصل آفرینش و سرشت جهان میپردازد. او از چهار عنصر اصلی (خاک، آب، هوا و آتش) سخن میگوید و توضیح میدهد که چگونه با ترکیب و تنظیم این عناصر عالم پدید آمد. سپس بحث بر سر سرنوشت جان و جهان پس از زندگی مادی است: بسیاری از آدمیان مسیر عقل و دانش را ترک کردهاند، در بند گناهان افتادهاند و از بندگی دور شدهاند. اما آنها که با خرد و بندگی خدای عالم رفتهاند، روحشان جاودان است. پیر میخواهد ما بفهمیم که هستی نه تصادفی است و نه بیمعنا — اگر دقیق بنگریم، ردّی از ذات والاتر مییابیم.
معرفی «خیامخانه»
ما با کمک داوطلبها کتابها را جمع میکنیم، دستهبندی میکنیم و برای زندانیها میفرستیم. اگر میخواهید مشارکت کنید یا کتاب بدهید، با رضا تماس بگیرید:
09125172913
اینستاگرام: peacegulf
ایمیلتان وارد کنید تا قسمت های جدید دریافت کنید
این قسمت برای دوستانتون بفرستید
From the publisher's feed