Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.
August 01, 2023«که دشمن بهپای خود آمد بهگور!»پس از ضربات سنگین پیاپی سیاسی که رژیم فرتوت ولایت فقیه طی ماههای اخیر از مجاهدین و مقاومت ایران در صحنهٔ بینالمللی دریافت کرده، خلیفه درمانده در یک فقره فرار بهجلو احمقانه و انتشار یک آگهی عمومی، کل تشکیلات سازمان مجاهدین خلق و بیش از صد تن را فراخوانده که ظرف مهلت یک ماه وکیل قانونی خود را به دادگاه کیفری یک استان تهران معرفی کنند. «در غیراین صورت مطابق قانون، تصمیم مقتضی اتخاذ خواهد شد». برداشتن علم قانون علیه مجاهدین، با آنکه خندهدار است، بی دلیل نیست، چرا که در قطعنامهها و بیانیههایی که طی ماههای اخیر از سوی ۱۲۴تن از رهبران پیشین جهان و ۳۶۰۰قانونگذار در ۶۱پارلمان از ۴۰کشور جهان شامل ۲۹ اکثریت پارلمانی صادر شده، خواست مشترک آنها محاکمه و حسابرسی از سردمداران رژیم بهخاطر جنایت علیه بشریت و مشخصاً قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ است. اکنون رژیم هراسان جلادان در قبال این موج رو بهگسترش بینالمللی و تمایل روزافزون جهانی بهایستادن در کنار مردم ایران که حاصل قیام و ۴دهه مقاومت پر رنج و خون و سازمانیافته است، چاره را در فراخواندن مجاهدین بهقضاییهٔ اعدام و جنایت خود یافته، تا «مطابق قانون»، «تصمیم مقتضی اتخاذ» شود. معلوم نیست از کی تا بهحال برخورد با مجاهدین تابع «قانون»، حتی قانون دستساز خودشان شده است؟! مگر خمینی پلید تکلیف همهٔ مجاهدین سر موضع را که «حکمش اعدام است» روشن نکرد؟ مگر قاضیالقضات خمینی (اردبیلی) در سال۶۷ نگفت که دیگر از بردن و آوردن پرونده خبری نیست و... مگر حاکم شرع خمینی گیلانی نگفت: «مجاهدین را همان کنار خیابان اعدام کنید». و مگر همین حکم و همین شیوه در مورد مجاهدین و هوادارانشان پیوسته اجرا نشده است؟ واقعیت آن است که دم زدن دژخیم و جلاد از قانون، نشانهٔ ضعف و درماندگی اوست؛ بهخصوص در شرایطی که علاوه بر هزاران نمایندهٔ پارلمان و رهبران سابق، جاوید رحمان گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل در امور ایران نیز «عدم پاسخگویی سران و مقامات رژیم در قبال جنایات انجام گرفته در ایران و استمرار مصونیت از مجازات را محکوم کرده» و خواستار «تحقیق بینالمللی در مورد قتلعام هزاران زندانی سیاسی در سال۶۷» شده است؛ (ٰکنفرانس در پارلمان انگلستان ـ ۲۷تیر ۱۴۰۲) خلیفهٔ ارتجاع در پرتو شعلههای آتش کانونهای شورشی و جوانان شورشگر، چشمانداز سرنگونی خود را دیده و در یک ژست مضحک حقوقی، اینچنین با پای خود بهگور آمده است. پیش از این نیز در مقاطعی رژیم درصدد برآمده در شیطانسازی و پروپاگاندا علیه مجاهدین از حربهٔ دادگاه و قانون استفاده کند و البته هر بار بهطور مفتضحانهیی شکستخورده است. از جمله در قتلهای زنجیرهیی کشیشهای آزادیخواه کوشید با صحنهسازی و با بهخدمت گرفتن ۳زن که بهاستخدام وزارت اطلاعات درآمده بودند، این جنایت فجیع را بهگردن مجاهدین بیندازد؛ لذا یک دادگاه مسخره (در مهر۱۳۷۴) ترتیب داد و بهمنظور تکمیل این نمایش، از گزارشگر ویژه سازمان ملل نیز دعوت کرد که در دادگاه کذایی حضور یابد، اما این گزارشگر پس از بازگشت از ایران با گواهی بهساختگی بودن دادگاه، رژیم را مفتضح کرد و نوشت: «این ۳زن... مأموران دولت هستند که خود را فدای منافع دولت کردهاند و مجازات اعلامشده علیه آنها عملاً انجام نخواهد شد. ». (گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد بردباری مذهبی ـ۲۰بهمن۱۳۷۴). . اما گویا خلیفهٔ ارتجاع در حال حاضر از فرط درماندگی این درسها را بهفراموشی سپرده و بار دیگر بهدامی که خودش تعبیه کرده، افتاده و بهخودش شلیک کرده است. اما این مانور احمقانه هیچ اثری که نداشته باشد، این خاصیت را دارد که یک بار دیگر کابوس خلیفهٔ ارتجاع از سرنگونی و قدرت و اعتبار جایگزین سیاسیاش را نمایان میسازد؛ بیجهت نیست که دلواپسان نظام هم در این رابطه بهخامنهای هشدار میدهند و مینویسند: «این دادگاه فرصتی در اختیار سازمان (مجاهدین) قرار میدهد تا در تبلیغاتش، خود را اپوزیسیون اصلی و مؤثر نظام و قربانی آن معرفی کند» (زیدآبادی از مهرههای باند مغلوب ـ ۷مرداد). روزنامهٔ فرهیختگان (۸مرداد) متعلق بهولایتی مشاور نزدیک خامنهای نیز هشدار میدهد: «بهنظر نمیرسد که حتی در صورت تکمیل فرآیند بررسی پرونده و محکومیت قطعی این افراد، این اقدامات فایده خاصی داشته باشد و صدمهای بهسازمان مجاهدینخلق وارد کند». مسعود رجوی طی پیامی ضمن یادآوری موارد قبلی که خامنهای را بهحضور در یک دادگاه بینالمللی فراخوانده و او زبونانه طفره رفته بود، گفت: «پس از ۴۲سال در یک فرار به جلوی مسخره از عدالت و دادگاه بینالمللی از ما میخواهد ضمن یک ماه وکیل خود را معرفی کنیم تا به محاکمه بپردازد. دیر آمدی ای شغال بزدل و عمامهدار! در بهمن۱۳۸۷ گفتیم و تکرار میکنیم که: "هر گاه یک دادگاه بیطرف بینالمللی بر طبق اصول و معیارهای شناخته شده حقوقی و قضایی در کار باشد، ما بهرژیم آخوندی میگوییم: بفرمایید به دادگاه، خواهش میکنیم به دادگاه بیایید... ما هم آمادهایم و میتوانید هر ادعایی را علیه ما مطرح کنید. من هم شخصاً آمادهام و از ولیفقیه ارتجاع دعوت میکنم اگر جرأت دارد بلادرنگ در یک محکمه بینالمللی با حضور خود من حاضر شود"»....more6minPlay
July 31, 2023مرزبندی مردمی با رژیم یزیدی در مراسم محرمدر آستانهٔ محرم و ایام عاشورا، عناصر و نهادهای سرکوبگر رژیم بهمنظور ارعاب و پیشگیری از هر گونه حرکت و صدای ضدحکومتی در مراسم گرامیداشت عاشورای حسینی، در سرکشی بههیأتها و تکیهها به مسئولان آنها در مورد «اخلالگران در نظم و امنیت عمومی» هشدار میدادند و خط و نشان میکشیدند که «دستگاه قضایی با مخلان نظم قاطعانه برخورد میکند و مجازات لازم در خصوص این افراد اعمال میشود»(اظهارات دادستان قضاییه جلادان در خوزستان ـ ایسنا ۳مرداد ۱۴۰۲). وزارت اطلاعات آخوندها نیز برای اعمال فضای امنیتی بر هیأتها و تکایا، در پایان یک اطلاعیه راجع به کشف یک شبکه تروریستی نوشت: «از هیأت، تکایا و سایر مجالس عزاداری و از کلیهٔ عزاداران حسینی استدعا دارد که در این ایّام... همچون گذشته با هوشیاری کامل، ضمن همکاری با خادمان جان بر کف خود و حافظان امنیت کشور، هر مورد مشکوک را به ستاد خبری وزارت اطلاعات(۱۱۳) یا نیروهای امنیتی، انتظامی و بسیجی حاضر در محل گزارش نمایند»(خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ۲مرداد). اما بهرغم این ترفندهای امنیتی و کنترلی، در بسیاری از هیأتها و تکایا در ایام عاشورای حسینی اتفاقاتی علیه رژیم یزیدی افتاد که زوزههای وحشت آخوندهای حکومتی را به آسمان رساند: آخوند حسینی بوشهری رئیس باند جامعه مدرسین حوزه قم و عضو مجلس خبرگان ارتجاع در واکنش به نوحههایی که امسال در هیأتها رایج بود، گفت: «برخی برای امام حسین نوحهسرایی میکنند، اما بهگونه دیگری دشمن شادکن میشوند، به سر و سینه هم میزنند اما در مسیری سینهزنی میکنند که رادیوها و رسانههای بیگانه حرف و شعارشان را بازتاب دهند»(ایرنا ۷مرداد). آخوند حسینی همدانی گماشتهٔ خامنهای در جمعهبازار کرج نیز با شکوه و شکایت از آنچه آن را «رواج اباحهگری» و «حرف و رفتار یزیدی» مینامید گفت: «خیمه حسین برپا میکنند و حرف یزید میزنند و رفتار یزیدی دارند. این نمونه دیگری از جنگ روایتهاست که اگر خوب تبیین نشود تحریف و انحراف شدید در دین بهوجود میآید». این آخوند حکومتی افزود: «دارند بر سر زبان بچه حزباللهیها جور دیگری دارند میاندازند با یک بیان دیگری همان حرفها را و این همان خط نفوذی است که حضرت آقا چند سال است تذکر دادند... همین قرائتهای مختلف و التقاطی که برای اسلام تبلیغ میکنند...». گزارشهای دریافتی از هیأتهای عزاداری و فضای ضدحکومتی در آنها و نوحههایی که امسال در این هیأتها رایج بود و نشان میدهد همچون اواخر حکومت شاه، رنگ غالب، رنگ خشم و اعتراض نسبت به سوءاستفادههای دجالگرانهٔ حکومت آخوندی از دین برای سرکوب و غارت افسارگسیختهٔ مردم بود، تا آنجا که روزنامهٔ حکومتی جهان صنعت(۷مرداد) نوشت: «در مراسم سوگواری محرم امسال، از حیث پرداختن به مسائل روز سیاسی و اجتماعی توجهبرانگیز بود. ارشادات و ارجاعات سیاسی به مسائل حساس روز، همچون بحث حجاب یا مشکلات اقتصادی و مصائب معیشتی بهچشم میآمد». در این نوحهها گاه به زبان استعاره و بیانهای تلویحی گویاتر از تصریح، مردم به قیام و برخاستن علیه حکومت حرامخواران یزیدی و فروافکندن» بتی دیگر» فراخوانده میشدند؛ اینکه «تمام مشکلات یک تار مو نیست» یا به دزدیده شدن بیتالمال، یا به «همراه شدن شیخ و شاه» علیه مردم اشاره میکردند. بیجهت نیست که مدیرکل ارشاد رژیم در استان یزد در واکنشی خشمآلود و شدیداللحن به اینگونه نوحههای اعتراضی، از مداحانی که نوحههای انتقادی یا اعتراضی خواندهاند، در ردیف «شیطان و یارانش» نام برد و نوشت: «شیطان و یارانش... برای ایجاد انحراف و تحریف در عزاداری شیعیان تلاش میکنند»(تلگرام حکومتی امتداد ۷مرداد). رواج و اقبال اجتماعی نوحههای ضدحکومتی و ضدارتجاعی و همچنین گرامیداشت شهیدان قیام در مراسم عزاداری محرم، از یکسو حاکی از شکست رژیم آخوندی در اعمال اختناق و کنترل مطلق خود بر جامعهٔ بهستوه آمده و از سوی دیگر گواه آن است که رژیم نتوانسته جنایات خود را تحت نام اسلام توجیه کند و تودههای بهجان آمده همچنان از امام حسین و حضرت زینب و پیام ستمستیز عاشورا، در نبرد با یزید دوران خامنهای پلید و جنایتکار الهام میگیرند و بهخروش میآیند....more6minPlay
July 30, 2023گفتگوی سیاسی هفته-نمایش انتخابات و کشمش درونی رژیم صلاح عبدالله نژاد- صلاح عبدالله نژاد-۸ مرداد ۱۴۰۲...more13minPlay
July 30, 2023دادخواهی و سرنگونی«نجوای عاشقانه اگر از درون سینه فراتر نرود عشق نیست» این جملهیی از شهید سربهدار مریم محمدی بهمنآبادی است که در جریان قتلعام سال۶۷ سربهدار شد. او معتقد بود عشق به آزادی و نجات مردم بدون پرداخت بها شعاری بیش نیست. با نگاهی به دستنوشته و خاطرات شهیدان قتلعام۶۷ میبینیم که رمز شکوفایی، بالندگی و جسارت زندانیان مجاهد همین عشق و ایمان به آزادی و پایبندی به الزامات آن بوده است. آنان فردای روشن و سرنگونی هیولای استبداد را به چشم میدیدند و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نمیکردند. شهید مریم گلزاده غفوری قبل از شهادتش در همان تابستان داغ گفت: «آینده انقلاب روشن و فروزنده است و تا یک مجاهد خلق باقی باشد نخواهد گذاشت انقلاب از حرکت باز بماند...» و عفت اسماعیلی ایوانکی گفت: «بگذار مرتجعین باز هم ما را به زندان اندازند، شکنجه کنند، اعدام کنند، اما در عزم ما خللی وارد نخواهد شد. آنان محکوم به فنا هستند و ما پیروزیم». این نمونهها که از لابهلای یادداشتها، وصیتنامهها و خاطرات زندانیان بیرون آمده یکی و دو تا و ده تا نیست. مضمون و جوهر تمام یادداشتها برخاسته از یک اراده و مشی مشخص سیاسی است که تا بن استخوان نسبت به آزادی مردم و سرنگونی استبداد وفادار است. در یکی از یادداشتهای مجاهد سربهدار بهروز بهنامزاده آمده است: «انسان گاهی اوقات احساس میکند بار مسئولیت این انقلاب و خوشبختی مردم بر دوشش است و کمترین کوتاهی در آن، آزادی مردم را به خطر میاندازد». فرمان قتلعام مجاهدین سرموضع توسط خمینی هم یک علت تعیین کنندهٔ سیاسی و استراتژیکی داشت و آن خطر تعیینکننده سرنگونی رژیم ولایت فقیه با پیشتازی مجاهدین خلق ایران بود که پایگاه گسترده اجتماعی داشتند و سرسوزنی حاضر به سازش با او بر سر حقوق مردم نبودند. خمینی ملعون پس از قتلعام زندانیان طی نامهیی به منتظری، دلیل عزل او را چنین نوشت: «روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین میسپارید». آخوند حسینعلی نیری رئیس هیأت مرگ سال گذشته (۲۰تیر ۱۴۰۱) به صراحت گفت: «وضع مملکت بحرانی بود. یعنی اگر قاطعیت امام نبود شاید اصلاً وضعیت طور دیگری بود. شاید اصلاً نظام نمیماند». آخوند علی فلاحیان وزیر اطلاعات سابق رژیم هم در پاسخ به سؤالی در مورد علت قتلعام گفته است، آنها سرموضع بودند «سرموضعی میگوید من سازمان را قبول دارم، شما را قبول ندارم، رها هم بشوم علیه شما میجنگم» وی در تشریح اهمیت و ضرورت این کار افزود: «اگر ما آنها را نمیگرفتیم و نمیکشتیم، دیگر کشوری نبود، مملکتی نبود. این حرف من نیست، حرف امام است، حرف همهٔ بزرگان است» (خشت خام ـ ۲۶تیر ۱۳۹۶). از همان خونها و شرارههای سرخ و آتشین بود که جنبش دادخواهی برای سرنگونی شکوفا شد. جنبشی که نه بهمنظور گرامیداشت یاد عزیزان در سالنهای دربسته، یا صرفاً یک ادعای حقوقی برای حسابرسی از قاتلان، بلکه یک خروش سیاسی برای سرنگونی و محاکمهٔ قاتلان است. دادخواهی از خون سربداران بخش جداییناپذیر مقاومت برای سرنگونی و قیام علیه استبداد دینی است. خانم مریم رجوی در سومین روز از اجلاس جهانی ایران آزاد ـ جنبش دادخواهی (۱۲تیر ۱۴۰۲) گفت: «این مبارزهیی است تا کشاندن خامنهای و رئیسی و سایر آمران جنایت علیه بشریت به پای میز عدالت. این دادخواهی بخش جداییناپذیر مقاومت برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. شما که هر روز آماده خیزش و قیامید و انتخاب کردهاید که قیمت این نبرد را بدهید، پیشبرد این جنبش و دادخواهی خون شهیدان به عهده تکتک شماست. آنها شما را در هر کوی و برزن صدا میکنند. از هر مزار پیدا و ناپیدا شما را فرامیخوانند تا صدای آنها باشید و عصیان و شورش را که از خونهایشان میجوشد به همه جا ببرید و دادخواهی و قیام را به سرنگونی این رژیم خونریز و مستبد برسانید». آری، این نبردی است بین مردم ایران با رژیم ضدانسانی ولایت فقیه که حق حاکمیت و حق آزاد زیستن را از آنان ربوده است. این نبرد بین آزادی و استبداد در میهن ماست که از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ تا امروز ادامه دارد و یکی از قلههای پرشکوه آن حماسهٔ ۳۰هزار سر بدار آزادی است که در دوراهی انتخاب، به تسلیم و سازش با ولایت فقیه نه گفتند و برعهد و پیمان سرنگونی و بر سر موضع شرف و آزادی ایستادند و مرگ با عزت را برگزیدند. بنابراین، دادخواهی و پیام خون آنها خط سرخی است که یک مشی سیاسی و استراتژیک و عزم خللناپذیر مردم ایران برای سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه را ترسیم میکند و تا برکندن ریشه «سلطنت و ولایت با یکصد سال جنایت» و تحقق ایران آزاد فردا ادامه دارد. این اراده سرنگونی با همه ریشهها و پیوندهایش در جامعه ایران طی بیش از چهار دهه در هزاران هزار لحظهٔ پایداری و انتخاب و پیشروی مجاهدان سرموضع موج زده و میزند و در خیزشها و قیامهای مردم ایران برای به زیر کشیدن ضحاک و یزید دوران، پیوسته توفان بهپا میکند. صحنهٔ خروش یک شیرزن مجاهد خلق در زندان اهواز تصویری از امواج این دریای توفانی است: مرداد۱۳۶۷ در یکی از بندهای زندان اهواز آخوند جزایری و آخوند عبداللهی سراسیمه وارد بند شدند و با صدای بلند خطاب به زندانیان گفتند: «باید موضع بگیرید یکطرف خمینی است و یکطرف مسعود رجوی. شما در کدام طرف میایستید؟» از انتهای بند دختری با صدای بلند فریاد زد: «زنده باد مسعود، مرگ بر خمینی» نام او سکینه دلفی بود. دختری ۲۶ساله اهل آبادان. پاسداران وحشتزده به سمتش حمله کردند. سکینه دلفی روز بعد پس از ساعتها شکنجه همراه با سایر زندانیان سربهدار شد اما راهش و آرمان و مرامش در جنبش داخواهی برای سرنگونی شکوفا شد....more6minPlay
July 29, 2023عاشورا؛ فدا، رمز بقااین روزها تقارن چند سالگرد و رویداد مهم در تاریخچهٔ سرخفام مجاهدین و همزمانی آن با عاشورای حسینی، تأملبرانگیز است. - سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال۶۷ که خمینی بهدنبال زمینهسازیهای قبلی با خوردن زهر آتشبس و با حکم نسلکشی و نابودی جمعی همهٔ مجاهدین سر موضع آن را بهطور سراسری به اجرا گذاشت. - سالگرد خیز انقلابی و متهورانهٔ ارتش آزادیبخش ملی ایران به عمق خاک میهن و پیش تاختن تا دروازه کرمانشاه در عملیات کبیر فروغ جاویدان که نقشهٔ خمینی را برای قفل کردن جنبش مقاومت انقلابی درهم ریخت و لرزهٔ سرنگونی را بر سراپای رژیم انداخت. -و سالگرد حماسه فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ که طی آن مقاومت سترگ مجاهدان بیسلاح اشرفی هجوم جنایتکارانه مزدوران شقاوتپیشه و تا دندان مسلح خلیفه ارتجاع به سرکردگی مالکی و قاسم سلیمانی و رگبار تیر و تبر بر بدنهای بیسپر را به یکی از قلل رفیع پایداری پرشکوه اشرف تبدیل کرد و جنبش مقاومت انقلابی را با قیامهای جاری میهن در همان سال۸۸ پیوند زد. یکی از وجوه مشترک این رخدادها این است که در آنها دشمن غدار و ضدبشر تمام نیروی اهریمنی همدستان خارجی و طمع ورزان استعماری را برای از میان برداشتن و خنثی کردن نیروی مقاومت مردمی بسیج کرده و راه را از هر سو بسته است؛ بهنحوی که دشمنان خلق و میهن ما هلهله میکردند که دیگر کار مجاهدین تمام شد و دوستان نفس در سینه حبس کرده بودند که چه خواهد شد؟اگر در لحظات نفس گیر این آزمایشها از مجاهدین بپرسید که راز این بنبست شکنی و چرخاندن تعادل نابرابر به سود اردوی انقلاب و آزادی چیست و چگونه است که به جای قفل شدن، جبرشکن میشوید؟ جوابهایی خواهید شنید که روح و جان کلام آنها از عاشورای حسینی الهام گرفته و پرتوی از آن خورشید فروزان تاریخ انسان را در خود دارد. مجاهد سربهدار «مریم پاکباز» از شهیدان قتلعام۶۷ به شکنجهگرانش که او را بهتسلیم فرامیخواندند، گفت: «اگر امام حسین در برابر شمر و ابنزیاد زانو زد و توبه کرد، من هم در برابر شما توبه خواهم کرد». مجاهد شهید امیر مهران بیغم یکی دیگر از سربداران قتلعام۶۷، در نامهیی بهمادرش بهتاریخ ۱۴فروردین ۶۶ که مصادف با سالروز میلاد امام حسین (ع) بود، نوشت: «در این عرصه الگوی ما بیشک حسین و زینب است که چون رابطهشان پیوستگی عمیقی با دوران و تاریخ دارد، اینگونه هنوز بر تارک قله تاریخ چون مشعلی فروزان میدرخشند». سمبل زن انقلابی مجاهد اشرف رجوی طی نامهیی بهتاریخ ۳۱شهریور ۶۰ نوشته است: «ما بیآنکه مرعوب این جنایتها و رذالتهای خمینی گردیم در دنبالهٔ سوگند تاریخی زینب، با قلبی سرشار از کینه و خشم، کینه و خشمی برآمده از خون شهیدانمان سوگند یاد میکنیم... تا پیروزی نهایی و حاکمیت خلق دست از مبارزه برنداریم و تا سرود فتح و پیروزی را در گوش کودکان این آب و خاک سر ندهیم از پا ننشینیم و در این راه جز بهانتقام تاریخی که زینب قهرمان نوید آن را داده، نیندیشیم». مسعود رجوی در زیارت قتلگاه امام حسین در کربلا گفته است: «یا اباالشهدا آنچه جوشید از این نقطه و از این مکان جوشید، هر چه بود درس آزادگی بود. دوران ما دوران بیاثر بودن و درهم شکستن بسیاری از ایدئولوژیها و خطمشیها بود. راستی که در شرایط سلطه دجال خونآشامی مثل خمینی چه میشد کرد؟... اما تو بودی که بهکلمه مجاهد خلق محتوا بخشیدی فقط تو، چه خط مشییی جز خط مشی عاشورایی جواب داشت؟... هر چه نظر کردیم و اندیشه کردیم هیچ خط مشیای جز خطمشی تو پاسخ نداشت... این بود که بهما محتوا و اعتبار بخشید والا چه بودیم؟ نابود و نفرین میشدیم» (مسعود رجوی - نوروز ۱۳۶۹). آری، آنجا که دژخیم تنوره میکشد و زندانی دست و پا بسته را بین تسلیم و زندگی ذلتبار یا مرگ سرخ مخیر میکند و در ظلمات زندان و شکنجه و تعادلقوای مطلقاً نابرابر، هیچ کورسوی امیدی از هیچ سو دیده نمیشود، این الگوهای جاودان فدا، حسین و زینب و فروغ جاویدان عاشوراست که فضا را روشن میکند و راه را نشان میدهد. درس جاویدان عاشورای حسین، بهمثابه فروغی جاودان فرا راه انسان، این است که هیچ بنبستی برای انسانی که آزادی و آزاد زیستن را اراده کرده وجود ندارد. تاریخ نیز گواه مکرر این حقیقت است که تعادل قوایی که ستمگران میکوشند آن را لایتغیر و نیروی انسان را مقهور آن جلوه دهند، یک فریب است. این حکم خدا و تاریخ است که خلقهای ستمدیده با نیروی آگاهی و ارادهٔ انسانهای آزادیخواه بر ستمگران پیروز میشوند و فرزند انسان از قلمرو اجبار به قلمرو آزادی راه میگشاید....more6minPlay
July 28, 2023گشت ارشاد و مخمصهٔ نظامرژیم آخوندی که با راهاندازی مجدد گشت ارشاد میخواست به بسیجیان سیلی خورده ولایت روحیه بدهد، طی روزهای گذشته تلاش کرده تا کارکرد این گشت سرکوبگر را برای تحمیل حجاب اجباری با روشهای سرکوبگرانه غیرمستقیم اعمال کند. روز ۴مرداد خبرگزاری قضاییه جلادان نوشت: «در پی انتشار تصاویری در فضای مجازی در خصوص عدم رعایت حجاب از سوی کارمندان خانم شرکت طاقچه در محیط کار، در این رابطه پرونده قضایی تشکیل شد». در همین روز سایت حکومتی اعتماد آنلاین نوشت: «دادستان عمومی و انقلاب شهرستان دماوند از بازداشت مدیر و کارمند بانک در دماوند بهعلت ارائه خدمات به خانم بیحجاب با دستور مدعی العموم خبر داد». در ادامهٔ خبر، از قول دادستان جنایتکار آمده است: «در صورت عدم توجه شخص بیحجاب نسبت به تذکر داده شده و اصرار بر منکر ارتکابی، لازم است بلافاصله با پلیس فراجا تماس گرفته و موضوع به ضابطین اطلاع داده شود». در خوزستان دادستان قضاییه جلادان با اشاره به مقاومت اجتماعی در برابر حجاب اجباری که آن را «ناهنجاری اجتماعی و عدم رعایت شئونات اسلامی» مینامید، گفت: با این موارد «بهنحو مقتضی برخورد میشود، اماکن تجاری و مراکز خرید و فروش چنانچه طبق مقررات در فعالیت خود، عمل نکنند، پلمب خواهند شد. با وجود اینکه در این قبیل اقدامات سرکوبگرانه برای تحمیل حجاب «گشت ارشاد» که آخوندها در بکارگیری آن دچار مخمصه هستند حضور فعالی ندارد، اما عفو بینالملل طی گزارشی به تاریخ ۲۶ژوئیه ۲۰۲۳ (۴مرداد۱۴۰۲) نوشت: مقامات رژیم ایران روشهای ظالمانه پلیسی و سرکوب شدید زنان و دختران ایرانی را بهدلیل سرپیچی از قوانین تحقیرآمیز حجاب اجباری دو برابر کردهاند. زنان بیشماری از دانشگاهها تعلیق یا اخراج شدهاند، از شرکت در امتحانات نهایی و از دسترسی به خدمات بانکی و حمل ونقل عمومی محروم گردیدهاند. صدها کسب و کار به اجبار تعطیل شدهاند. تشدید سرکوب ماهیت مشکوک ادعاهای قبلی مقامات رژیم ایران مبنی بر انحلال گشت ارشاد را آشکار میکند». به این ترتیب، رژیم آخوندی نه تنها از جامعهٔ ایران و زنان میهنمان تودهنی خورده، بلکه در سطح بینالمللی نیز روشهای غیرمستقیم سرکوب و تحمیل حجاب اجباری همان مهر «گشت ارشاد» را بر پیشانی دارد و «ماهیت مشکوک ادعاهای قبلی رژیم مبنی بر انحلال گشت ارشاد» به کلی بیاعتبار شده است. از همین روست که دبیرکل عفو بینالملل در همان بیانیه ۴مرداد تأکید میکند «جامعه بینالمللی نباید در حالی که مقامات رژیم ایران ظم خود را علیه زنان و دختران تشدید میکنند، بیتفاوت و بدون اقدام باشند. پاسخ دولتها نباید محدود به اظهارات و بیانیههای عمومی و علنی و دخالتهای دیپلماتیک باشد، بلکه باید شامل پیگیری مسیرهای قانونی برای حسابرسی از مقامات رژیم ایران بهخاطر نقض گسترده و سیستماتیک حقوقبشر علیه زنان و دختران باشد». بنابراین، آنچه برای خلیفه خونریز ولایت باقی مانده، همچنان تلوتلو خوردن پس از قیام و مخمصه گشت ارشاد است که سلیمی نمین از مهرههای امنیتی و مطبوعاتی قدیمی خامنهای آن را به این شکل تصویر کرده است: «اظهارات در مورد بازگشت ونهای ارشاد متناقض است. به نظر میرسد هیچکس دلش نمیخواهد تبعات بازگشت این ونها و رویارویی با زنان را برعهده بگیرد. رؤسای دولت، مجلس و قوه قضاییه صراحتاً بازگشت گشت ارشاد را تکذیب کرده یا یکی به نعل و یکی به میخ بر رویکرد فرهنگی و نه انتظامی در حوزه حجاب تأکید کردهاند». پیشتر نیز یک عضو دیگر مجلس ارتجاع با وحشت از قیام گفته بود: «ما شهریور ۱۴۰۱ و آن اتفاقات را پشت سرگذاشتهایم و این رفتار بسیار عجیب است. کسانیکه دلسوز کشور و آینده آن هستند بهخوبی میدانند که ما نتیجه این رویهها و آسیبهای آن را دیدهایم. بسیاری از کارشناسان حقوقی نیز معتقدند که گشت ارشاد موازین حقوقی و قانونی لازم را ندارد» (معینالدین سعیدی ـ ۲۵تیر)....more5minPlay
July 27, 2023فروغ جاویدان، راهبند راهحلهای ارتجاعی و استعماریزنده یاد دکتر منوچهر هزارخانی درمقالهٔ ارزشمندش پس از عملیات فروغ جاویدان، با تأکید براینکه «شتابزدگی خمینی در اعلام پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ و اصرارش در اجرای فوری آن را به چیزی جز احساس سرنگونی قریبالوقوع رژیمش نمیتوان تعبیر کرد»، مینویسد: «هدف رژیم از پذیرش قطعنامه، پیش از هر چیز اجرای آتشبس و بسته شدن مرزها بود تا نیروهای ارتش آزادیبخش ملّی امکان ورود به خاک میهن را پیدا نکنند. شک نباید کرد که این خواست خمینی مورد تأیید "شیطان بزرگ"هم بود. نگاهی به اظهارنظرهای سیاستمداران و سخنگویان رسمی آمریکا در مورد توقّع خویشتنداری از"همهٔطرفهای درگیر"ـ و نه دو طرف درگیر ـ مؤید این نظر است. همین بند و بست و زمینهچینی برای قفل کردن نیروهای مقاومت به بهانهٔ "آتش بس"است که گاه از آن بهعنوان"توطئه" یاد میشود. به هرحال، به امید دست یافتن به این ریسمان نجات بود که خمینی تلخی نوشیدن زهر را برخود هموارکرد». هزارخانی در ادامه اضافه میکند «جنبش انقلابی ایران، در لحظهٔ حساسی که استعمار و ارتجاع برای خنثی کردنش همپیمان شده بودند، با دست زدن بهعملیات "فروغ جاویدان"، در میدان نبرد برای دفاع از شرف انقلاب و حیثیت یک ملّت حاضر شد و در مقابله با دشمنان مردم ایران از همهٔ هستی خود مایه گذاشت. این حضور انقلابی در صحنهٔ نبرد، بهعنوان نمایش درخشانی از شایستگی، غرور و افتخار ملّت ایران، تا ابد در تاریخ به جا خواهد ماند» (ماهنامه شورا شماره ۴۳و۴۴ -مردادوشهریور۶۷). آری، در آن نمایش درخشان «شایستگی و غرور و افتخار ملت ایران» ارتش آزادیبخش با فرماندهان و رزمندگان دلاور و فداکارش و بهویژه با طلایهداران جاودانه فروغش نشان داد که جنگ مردم ایران و فرزندان رشید میهن با استبداد خونآشام دینی حسابش از جنگ رژیم و عراق جداست. به این ترتیب، عملیات فروغ جاویدان با خیز متهورانه تا دروازه کرمانشاه– عمقی که هرگز در طول جنگ ۸ساله با عراق سابقه نداشت- شعلههای نبرد آزادیبخش برای سرنگونی بدترین دشمن ایران و ایرانی و جایگزینی راهحل مردمی و آلترناتیو دموکراتیک را در عمق خاک میهن برافروخت و لرزهٔ سرنگونی را بر سراپای رژیم خمینی افکند؛ آنچنانکه بعد از ۳۵سال زوزههای وحشت سردمداران و سرکردگان رژیم با بلندترین صداها همچنان بهآسمان بلند است. ارتش آزادیبخش نشان داد در جنگ مردم ایران با استبداد خونآشام دینی که از ۳۰خرداد ۱۳۶۰شروع شده تا سرنگونی این رژیم و جایگزینی راهحل مردمی و آلترناتیو دموکراتیک آتشبسی وجود نداد و ارتش آزادیبخشی در کار است که آمادهٔ فدای حداکثر برای نیل به آرمان آزادی است. آن چنان که سرکردگان دشمن نیز ناگزیر اعتراف کردند: «من یک کلمه نمیگویم مذبوحانه جنگیدند، ترسو بودند، نیروهای سازمان مجاهدین خلق جانانه جنگیدند. زیر آتش شدید راکتها و موشکهای ضد زره، زیر موشکهای نیروی هوایی که از همه طرف ریخته بودند روی سرشان، میجنگیدند». عملیات فروغ جاویدان در صحنهٔ نظامی و جنگ رویاروی با تمامیت رژیم نشان داد که این مقاومت و این ارتش آزادیبخش تنها هماورد و نیروی سرنگون کنندهٔ رژیم است. بیسبب نیست که سناتور لیبرمن در سخنرانیش در اجلاس ایران آزاد میگوید: «باور کنید شما در شورای ملی مقاومت، سازمان مجاهدین و مبارزان مقاومت در تهران، بیش از هر دولتی در جهان، از جمله دولتهای قدرتمندی مانند دولت من و دولتهای اروپایی، رژیم را میترسانید، چرا که شما نمایندهٔ مردم ایران هستید و مبرمترین تهدید برای بقای این رژیم هستید. کما اینکه خمینی با شم ضدانقلابی خود خوب تشخیص داد که فروغ جاویدان برایش جنگ بود و نبود است. بنابراین تمام دار و ندارش را بهصحنه آورد... همهٔ ادارات، حتی مجلسش را تعطیل کرد. حوزههای آخوندی را تعطیل کرد و همهٔ افراد آنها و همهٔ امکانات دولتی و عمومی را بهجبهه فرستاد. خودش هم پیام داد و گفت امروز تمامی اسلام با تمامی کفر روبهرو شده و بهنیروهایش گفت که وجب بهوجب باید بجنگید! رژیم که بهخوبی از خطر پیوستن مردم به ارتش آزادی خبر داشت، در وحشت از پیوستن جوانان به رزمندگان تا ۴۸ساعت خبر حرکت ارتش آزادیبخش را از مردم پنهان میکرد و آن را حملهٔ ارتش عراق جلوه میداد؛ اما مردم منطقه همین که واقعیت را فهمیدند به روی خواهران و برادران و فرزندان مجاهدشان آغوش گشودند و صدها نفر در صحنه بهارتش آزادیبخش پیوستند و دوشادوش رزمندگان آزادی جنگیدند. بهاعتراف سرکردگان رژیم حضور جوانهایی که از نقاط مختلف کشور خود را به کرمانشاه رسانده بودند، فضای شهر را عوض کرده بود. رژیم صدها نفر از آنها را دستگیر کرد و بسیاری از آنها را همراه با سربازانی که از رویارویی با رزمندگان ارتش آزادیبخش خودداری کرده بودند، اعدام کرد. افزون بر اینها، گذشت سالها نشان داد که فروغ جاویدان یک واقعهٔ مربوط بهگذشته نیست. یک الهامبخش جاودان است. بهکانونهای شورشی در سراسر ایران پیام مبارزه بههر قیمت را میدهد و پیوسته مردم و جوانان و زنان را فرامیخواند که قدم در راه آزادی بگذارند و برای بهدست آوردن آزادی از فدای جان خود پروا نداشته باشند. درباره فروغ جاویدان، حق مطلب همان است که مسعود رجوی در سخنانش در ۳مرداد ۱۳۸۹ خطاب به مجاهدان اشرفی گفت: «شما با جاودانه فروغهایتان میزی را که ارتجاع چیده بود و بسا طمعها برانگیخته بود برهم زدید و فروپاشاندید. راه بر راهحلهای ارتجاعی و استعماری بسته شد؛ البته با آتشفشان آن خونهای پاک و والا. او میخواست بهسرعت مقاومت ایران را به این وسیله دور بزند و نابود کند. قتلعام زندانیان سیاسی از قبل تصمیمگیری شده بود؛ از زمانی که تصمیم به آتشبس گرفت. اما در همین ایام به اجرا گذاشته شد. به این ترتیب، او میخواست با آتشبس شما را قربانی صلحی بکند که پرچمش را خودتان برافراشته بودید. اما شما با آن پیشدستی و با آن تعرض عظیم و با آن حماسهٔ جاودان در تاریخ ایران، خودتان را تثبیت و اثبات کردید؛ منظورم از خودتان، پیامی است که حامل آن بودید»....more6minPlay
July 26, 2023گرانی در شرایط انفجاریبهگواه اغلب کارشناسان حکومتی و غیرحکومتی معادلهٔ اقتصاد در نظام آخوندی با زیرمجموعههای فقر و فساد و گرانی و شاخص «رکورد ۸۰سالهٔ تورم» در دولت رئیسی (بهارنیوز ـ ۳مرداد ۱۴۰۲)، معنا و پاسخ سیاسی دارد. یک کارشناس حکومتی با اشاره به معادلهٔ فساد حکومتی گفت: «پروژه مولدسازی مصداق بارز فساد کلاسیک در عرصههای اقتصادی و عمومی است. در علوم اقتصادی در خصوص فساد از معادلهای رونمایی میشود که مولدسازی مصداق بارز آن است. میگویند، فساد مساوی است با انحصار بهعلاوه صلاحدید، منهای پاسخگویی. این معادلهای است که فساد در بطن آن شکل میگیرد و منابع عمومی را غارت میکند» (راغفر ـ روزنامه اعتماد ۲۸تیر ۱۴۰۲). اگر رئیسی جلاد در نمایش انتخابات با وعدهٔ ۴میلیون مسکن و کاهش نرخ دلار و مهار تورم از صندوق و پستوی خامنهای بیرون آمد، هدف تحکیم پایههای نظام ولایت در برابر قیام بود نه مبارزه با فقر و فساد و گرانی!اگر امروز خودیهای خامنهای هم بهورشکستگی دولت جلاد اعتراف میکنند، در وحشت از شرایط انفجاری جامعه و پیآمد شکست یک «سیاست» در برابر ارتشی از گرسنگان است. روزنامهٔ حکومتی آرمان امروز (۳مرداد) نوشت: «یک کارگر حداقلبگیر باید بیش از ۱۷۰ سال کار کند و بخشی از درآمد خود را هر ماه پسانداز کند تا بتواند یک آپارتمان ۸۰ متری خریداری کند و این در حالیست که در واقعیت چنین معادلهای بهدیوار بسته برمیخورد چرا که یک کارگر بیخانه که مستأجر است، اصولاً توان پسانداز ماهانه ندارد؛ همان اجارهخانه را «اگر» بتواند بپردازد خیلی هنر کرده است». این در حالی است که متوسط قیمت هر متر ملک مسکونی در تهران از ۴۷ میلیون تومان زمستان سال گذشته به ۶۵میلیون تومان در بهار و ابتدای تابستان امسال رسیده است. پیشبینی کارشناسان اقتصادی رژیم حاکی از آن است که «رشد قیمت مسکن در سال۱۴۰۲ در حدود ۴۰ ـ۵۰درصد خواهد بود» (خبرگزاری حکومتی ایلنا ۲مرداد ۱۴۰۲).روز یکشنبه دوم مرداد بسیاری از اعضای دستچین شده مجلس ارتجاع که دو سال قبل از مدافعان پروژهٔ خامنهای ـ رئیسی بودند، در وحشت از شرایط انفجاری جامعه، دولت جلاد را زیر سؤال بردند: جلال رشیدی با اشاره به اینکه زمان به نفع نظام نیست گفت: «آقای دولت حواست هست که مرغ شده کیلویی ۱۲۰هزار تومان؟آقای رئیس جمهور دو سال قبل بهشما گفتم... حواست جمع باشد زمان خیلی سریعتر از آن چیزی که فکر میکنی دارد میگذرد».در همین روز آخوند حسینیکیا هم هراسآلود گفت: «آقای رئیسجمهور! گرانی بیداد میکند به فریاد بازار برسید امروز صدای مردم درآمده است». آخوند صفری نیز با اشاره به سیاست نابود سازی کشاورزی و کشاورزان در ایران گفت: «آقای رئیسی ما متوجه نمیشویم در دولت شما چه خبر است و چه کسانی دارند تصمیمگیری میکنند؟ مهمترین موضوعی که امروز در استان گیلان همه را به چالش انداخته بحث واردات بیرویه برنج است» (مجلس آخوندی ۲مرداد).واردات برنج و چای و نابودی کشاورزان، همچنین صادرات لبنیات و افزایش بیسابقهٔ قیمت مواد غذایی، مسکن و دارو... اگر چه با یک برنامهٔ مشخص و بر اساس منافع غارتگران پیش میرود اما علائم آشکار شکست یک سیاست و گسترش شرایط انفجاری در جامعه است. شرایطی که هر آن با هر جرقه ممکن است به آتشفشان تبدیل شود. مهدی نصیری مسئول سابق روزنامه کیهان که سرش بهسنگ سخت واقعیتهای اجتماعی خورده است، با اشاره بهشکست سیاست یکدستسازی و شرایط انفجاری جامعه میگوید: «به نظر من این یک ترکیبی از انشقاق در رأس حاکمیت رقابتها میتواند باشد بعد عنصر خیابان ممکن است در آن لحظه به ماجرا افزوده بشود با توجه به آمادگی که افکار عمومی دارد یک اتفاق، یک حادثه، یک تصمیم غلط میتواند چنین جرقهای بزند» (یوتوپ ـ ۳مرداد ۱۴۰۲)....more5minPlay
July 26, 2023گفتگوی سیاسی هفته- گرانی سرسام آور مواد غذایی در ایران،علل و پیامدها - صلاح عبدالله نژاد-۳مرداد ۱۴۰۲...more17minPlay
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.