Neurofact

Neurofact

By مونا مشتاقHealth & FitnessMental Health
Download on the App Store

Neurofact episodes

  • اپیزود بیست و یکم نوروفکت | خستگی همدلی | قسمت دوم


    در این قسمت، خستگی همدلی را در روابط عاشقانه، خانوادگی، دوستی و حتی فضای دیجیتال باز می‌کنیم.همان جایی که مرزهای احساسی آرام‌آرام نازک می‌شوند و آدم، بی‌آنکه متوجه شود، وزن احساسات دیگران را روی شانه‌های خودش حمل می‌کند.

    این اپیزود درباره‌ی لحظه‌هایی است که پیام‌ها، درد دل‌ها، توقع‌ها و حضورهای دائمی، ظرفیت روانی را تهی می‌کنند چه در رابطه‌ی عاشقانه، چه در خانواده، چه میان دوستان، و چه در شبکه‌های اجتماعی.


    در ادامه، سراغ تکنیک‌های عملی می‌رویم:

    چطور مرز بگذاریم؟

    چطور از خودمان مراقبت کنیم؟

    چطور بدون فرسودگی، همراه بمانیم؟

    و چطور نقش‌های مراقبتی از درمانگران و پرستاران تا هر کسی که شنونده‌ی حرفه‌ای یا همیشگی است می‌توانند دوباره انرژی روانی‌شان را بازیابی کنند.


    این اپیزود دعوتی است برای مکث، برای بازگشت به خود، و برای ساختن همدلی‌ای که می‌ماند اما نمی‌سوزاند.


    منابع


    • ​Figley, C. R. (1995). Compassion fatigue: Coping with secondary traumatic stress disorder in those who treat the traumatized. Brunner/Mazel.
    • ​Maslach, C., & Leiter, M. P. (2016). Understanding the burnout experience: Recent research and its implications for psychiatry. World Psychiatry, 15(2), 103–111.
    • ​Orloff, J. (2017). The empath’s survival guide: Life strategies for sensitive people. Sounds True.
    • ​گفت‌وگوهای میدانی با درمانگران، پرستاران، مشاوران روابط و متخصصان سلامت روان درباره‌ی خستگی همدلی در روابط نزدیک و ارتباطات دیجیتال.
    31 min
  • اپیزود بیستم نوروفکت| خستگی همدلی | قسمت اول


    در این اپیزود، از دل تجربه‌های انسانی و علمی، به لحظه‌ای می‌رسیم که مغز دیگر توان حمل احساسات دیگران را ندارد.

    از همدلیِ بی‌مرز تا فرسودگیِ آرام، از شنیدنِ زیاد تا سکوتی که درمان است.

    این قسمت، دعوتی است به شناخت ظرفیت خود، به بازگشت به بدن، و به ساختن همدلی سالم‌تر.

    برای همهٔ کسانی که زیاد گوش داده‌اند، زیاد همراه بوده‌اند، و حالا فقط می‌خواهند کمی نفس بکشند.


    منابع

    • ​ Figley, C. R. (1995). Compassion fatigue: Coping with secondary traumatic stress disorder in those who treat the traumatized. New York: Brunner/Mazel.
    • ​ Orloff, J. (2017). The empath’s survival guide: Life strategies for sensitive people. Sounds True.
    • ​ Maslach, C., & Leiter, M. P. (2016). Understanding the burnout experience: Recent research and its implications for psychiatry. World Psychiatry, 15(2), 103–111.
    • ​ گفتگوهای میدانی با درمانگران و مددکاران اجتماعی درباره‌ی مرزهای همدلی و فرسودگی هیجانی.


    25 min
  • اپیزود نوزدهم نوروفکت | بار شناختی پنهان |قسمت دوم

    «این اپیزود، بخش دوم بررسی بار شناختی پنهانه،بارهایی که در پس‌زمینهٔ ذهن فعال‌اند و بدون اینکه متوجه شویم بر عملکرد، تصمیم‌گیری و سلامت روان تأثیر می‌گذارند. در این قسمت، به سازوکارهای ذهنی کمتر دیده‌شده می‌پردازیم و توضیح می‌دهیم چگونه فعالیت‌های کوچک و نادیده، می‌توانند به خستگی شناختی گسترده تبدیل شوند. ادامهٔ این بحث، برای هر کسی که با فشار ذهنی روزمره مواجه است ضروری است.»

    27 min
  • اپیزود هجدهم نوروفکت | بار شناختی پنهان | قسمت اول


    اپیزود هجدهم نوروفکت | بار شناختی پنهان | قسمت اول


    در بخش اول اپیزود هجدهم، سراغ یکی از آن فشارهای ذهنی رفتیم که معمولاً دیده نمی‌شود اما هر روز در پس‌زمینه‌ی زندگی ما کار می‌کند: بار شناختی پنهان.

    در این قسمت توضیح دادیم که چطور مغز، بدون اینکه متوجه شویم، درگیر پردازش‌های کوچک اما پیوسته‌ای می‌شود که انرژی شناختی را مصرف می‌کنند، از تصمیم‌های ریز روزمره تا مدیریت اطلاعات پراکنده‌ای که هیچ‌وقت فرصت سامان‌دهی‌شان را نداریم.


    با نگاه علوم اعصاب و روان‌شناسی شناختی، بررسی کردیم این بار پنهان چطور روی توجه، حافظه کاری، تنظیم هیجان و کیفیت تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد و چرا گاهی احساس خستگی ذهنی داریم حتی وقتی «کار خاصی» نکرده‌ایم.

    اگر می‌خواهید بفهمید مغزتان پشت صحنه چه حجم کاری را مدیریت می‌کند، این قسمت برای شماست.


    منابع


    Miller, G. A. (1956). The magical number seven, plus or minus two: Some limits on our capacity for processing information. Psychological Review, 63(2), 81–97.


    Raichle, M. E., MacLeod, A. M., Snyder, A. Z., Powers, W. J., Gusnard, D. A., & Shulman, G. L. (2001). A default mode of brain function. Proceedings of the National Academy of Sciences, 98(2), 676–682.


    Miller, E. K., & Cohen, J. D. (2001). An integrative theory of prefrontal cortex function. Annual Review of Neuroscience, 24, 167–202.


    Baumeister, R. F., & Tierney, J. (2011). Willpower: Rediscovering the Greatest Human Strength. New York: Penguin Press.


    Sweller, J. (1988). Cognitive load during problem solving: Effects on learning. Cognitive Science, 12(2), 257–285.


    Sweller, J., van Merriënboer, J. J., & Paas, F. (2019). Cognitive load theory: A retrospective. Educational Psychology Review, 31, 261–292.

    20 min
  • اپیزود هفدهم نوروفکت | خطاهای ادراکی، وقتی مغز اشتباه می‌کند !

    اپیزود هفدهم نوروفکت | خطاهای ادراکی


    ما جهان را همان‌طور که هست نمی‌بینیم…

    ما جهان را همان‌طور که مغزمان می‌سازد می‌بینیم.


    در این اپیزود، می‌رویم سراغ خطاهای ادراکی

    جایی که مغز در دیدن، شنیدن، توجه کردن و حتی در برداشت‌های روزمره اشتباه می‌کند.

    از سایه‌ای که آدم می‌شود…

    تا صدایی که تهدید به‌نظر می‌رسد…

    تا چهره‌ای که احساس ما را بازتاب می‌دهد، نه واقعیت را.


    این اپیزود، سفری است به پشت‌صحنهٔ ادراک

    جایی که می‌فهمیم چرا مغز میان‌بر می‌زند،

    چرا پیش‌بینی می‌کند،

    و چرا گاهی جهان را اشتباه می‌سازد.


    منابع


    • Predictive Coding – Friston, K. (2005). A theory of cortical responses.

    • Pareidolia – Liu et al. (2014). Neural mechanisms of face perception in ambiguous stimuli.

    • Inattentional Blindness – Simons & Chabris (1999). Gorillas in our midst.

    • False Memory – Loftus, E. (2005). Planting misinformation in the human mind.

    • Auditory Illusions – Bendixen et al. (2010). Predictive auditory processing.

    20 min
  • اپیزود شانزدهم نوروفکت | همزیستی انسان و‌حیوان

    اپیزود شانزدهم نوروفکت |وقتی حیوانات، مغز ما را دوباره تنظیم می‌کنند


    گاهی یک موجود کوچک…

    با یک نگاه، یک قدم، یک نفس…

    بدن ما را آرام می‌کند، ذهن ما را سبک می‌کند، و مغز ما را دوباره تنظیم می‌کند.


    در این اپیزود به دنیای همزیستی انسان و حیوان می‌رویم

    جایی که لمس آهسته، حضور بی‌قضاوت، و ریتم مشترک تنفس،

    می‌تواند کورتیزول را پایین بیاورد، اکسی‌توسین را بالا ببرد،

    ضربان قلب را آرام کند، و احساس امنیت را در بدن روشن کند.


    از نقش حیوانات در کاهش اضطراب و افسردگی،

    تا تأثیرشان بر PTSD، تنهایی، معنا، و ساختار روزانه…

    و از علم فیزیولوژی بدن، تا روایت‌های انسانی و لحظه‌های آرامی که

    فقط یک حیوان خانگی می‌تواند بسازد.


    این اپیزود، سفری است به جایی که حیوانات،

    بی‌آنکه حرف بزنند،

    ما را دوباره انسان می‌کنند.


    منابع


    Beetz, A., Uvnäs-Moberg, K., Julius, H., & Kotrschal, K. (2012).

    Psychosocial and psychophysiological effects of human–animal interactions: The possible role of oxytocin. Frontiers in Psychology, 3, 234.

    Odendaal, J. S. J. (2000).

    Animal-assisted therapy: Magic or medicine? Journal of Psychosomatic Research, 49(4), 275–280.

    Handlin, L., Hydbring-Sandberg, E., Nilsson, A., Ejdebäck, M., & Uvnäs-Moberg, K. (2011).

    Short-term interaction between dogs and their owners: Effects on oxytocin, cortisol, insulin and heart rate. Anthrozoös, 24(3), 301–315.

    Morrison, I. (2016).

    Keep calm and cuddle your pet: The neurobiology of C-tactile afferents. Current Opinion in Behavioral Sciences, 7, 22–29.

    Cole, K. M., Gawlinski, A., Steers, N., & Kotlerman, J. (2007).

    Animal-assisted therapy in patients hospitalized with heart failure. American Journal of Critical Care, 16(6), 575–585.

    Serpell, J. (1991).

    Beneficial effects of pet ownership on some aspects of human health and behaviour. Journal of the Royal Society of Medicine, 84(12), 717–720.

    Fine, A. H. (Ed.). (2019).

    Handbook on animal-assisted therapy. Academic Press.


    22 min
  • اپیزود پانزدهم نوروفکت | حس قضاوت شدن

    اپیزود پانزدهم نوروفکت | حس قضاوت شدن


    «قضاوت؛ لحظه‌ای که هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید… اما مغز همه‌چیز را می‌شنود.»


    در این اپیزود، از اتاقی شروع می‌کنیم که در آن نگاه‌ها، سکوت‌ها و مکث‌های کوتاه، مدارهای قدیمی مغز را روشن می‌کنند.مدارهایی که میلیون‌ها سال برای بقا ساخته شده‌اند.

    سفری می‌رویم به آمیگدالا، DMN، نورون‌های آینه‌ای و درد اجتماعی

    و بعد یاد می‌گیریم چطور از مدار قضاوت خارج شویم و دوباره به لحظهٔ حال برگردیم.


    این اپیزود دربارهٔ لحظه‌هایی است که هیچ‌کس حرف نمی‌زند…

    اما مغز، بلندترین داستان‌ها را می‌سازد.


    منابع


    • Eisenberger & Lieberman – Social Pain and Physical Pain Overlap

    • Matthew Lieberman – Social Brain Theory

    • Naomi Eisenberger – Neural Correlates of Social Rejection

    • Default Mode Network – Raichle et al.

    • Amygdala and Social Threat Processing – LeDoux

    • Mirror Neuron System – Rizzolatti & Craighero



    20 min
  • اپیزود چهاردهم نوروفکت | وقتی کارهای ناتمام دهن را گروگان میگیرند یا اثر زیگارنیک


    اپیزود چهاردهم نوروفکت| کارهای ناتمام در مغز یا اثر زیگارنیک


    ذهن ما کارهای ناتمام را رها نمی‌کند؛

    آن‌ها مثل تب‌های بازِ یک مرورگر قدیمی،

    پشت‌صحنه‌ی مغز را اشغال می‌کنند و انرژی می‌خورند.


    در این اپیزود می‌شنوی چرا مغز

    به «ناتمامی» حساس است،

    چطور این اثر روی تمرکز، اضطراب و تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد،

    و چه کارهایی می‌شود کرد تا ذهن بالاخره

    دکمه‌ی بستن تب را فشار بدهد.


    برای همه‌ی کسانی که

    بین کارهای نیمه‌کاره و فکرهای رها نشده گیر کرده‌اند.


    منابع


    Zeigarnik, B. (1927). Über das Behalten von erledigten und unerledigten Handlungen. Psychologische Forschung.

    Sweller, J. (1988). Cognitive Load During Problem Solving. Cognitive Science.

    Baumeister, R. & Masicampo, E. (2011). Unfulfilled goals interfere with tasks that require executive functions. Journal of Experimental Social Psychology.

    Forster, S. & Lavie, N. (2008). Distracted by your mind? Psychological Science.

    Klinger, E. (1975). A motivational perspective on mind wandering.

    Posner, M. & Petersen, S. (1990). The Attention System of the Human Brain. Annual Review of Neuroscience.

    23 min
  • اپیزود سیزدهم نوروفکت| اختلال حافظه و فشار روانی


    در این اپیزود از نوروفکت، می‌ریم سراغ یکی از تجربه‌های مشترک همه‌ی ما:

    لحظه‌ای که مغز ناگهان تار می‌شود…

    حافظه قفل می‌کند…

    کلمات فرار می‌کنند…

    و انگار یک مه غلیظ روی ذهن می‌نشیند.

    در این روایت، قدم‌به‌قدم وارد مغز می‌شویم و می‌بینیم وقتی تحت فشار روانی هستیم، چه اتفاقی برای آمیگدالا، قشر پیش‌پیشانی، هیپوکامپ و کورتیزول می‌افتد.

    چرا مغز از حالت «یادگیری» وارد حالت «بقا» می‌شود؟

    چرا حافظه‌ی کاری خاموش می‌شود؟

    چرا زمان تحریف می‌شود؟

    و چرا خاطرات احساسی ناگهان با وضوح بالا برمی‌گردند؟

    این اپیزود یک سفر عصبی–احساسی است

    سفری که کمک می‌کند بفهمیم خاموشی حافظه ضعف نیست،

    بلکه یک تصمیم عصبی برای محافظت از ماست.

    در پایان، درباره‌ی بازگشت مغز بعد از کاهش فشار هم حرف می‌زنیم

    این‌که چطور قشر پیش‌پیشانی دوباره روشن می‌شود،

    چطور هیپوکامپ نفس می‌کشد،

    و چطور حافظه، تمرکز و وضوح ذهنی آرام‌آرام برمی‌گردند.


    منابع


    McEwen, B. S., Nasca, C., & Gray, J. D. (2016). Stress effects on neuronal structure: Hippocampus, amygdala, and prefrontal cortex. Neuropsychopharmacology, 41(1), 3–23.

    Kim, E. J., & Kim, J. J. (2019). Amygdala, medial prefrontal cortex and glucocorticoid interactions produce stress-like effects on memory. Frontiers in Behavioral Neuroscience, 13, 1–12.

    Nature Portfolio. (2026). Neurobiological effects of chronic stress on memory and behavior. Nature Index Review.

    Translational Psychiatry. (2026). Predicting stress response trajectories: Differential contributions of limbic and prefrontal regions to cortisol and affective responses. Translational Psychiatry, 12(4), 1–15.

    17 min
  • اپیزود دوازدهم نوروفکت | سکوت عصبی



    اپیزود دوازدهم نوروفکت| سکوت عصبی


    سکوت عصبی لحظه‌ای‌ست که مغز برای محافظت، فعالیتش را پایین می‌آورد و ما را وارد حالتی شبیه آرامش می‌کند؛ اما درونش یک مکانیسم دفاعی فعال جریان دارد.

    در این اپیزود، درباره‌ی این خاموشی عصبی، شبکه‌های درگیر و راه‌های شناخت و عبور از آن صحبت می‌کنیم.



    منابع


    • Porges, S. W. (2011). The polyvagal theory: Neurophysiological foundations of emotions, attachment, communication, and self-regulation. W. W. Norton.

    • LeDoux, J. (2015). Anxious: Using the brain to understand and treat fear and anxiety. Viking.

    • Schauer, M., Neuner, F., & Elbert, T. (2011). Narrative Exposure Therapy: A short-term treatment for traumatic stress disorders. Hogrefe Publishing.

    • Kozlowska, K. (2017). The neurobiology of the freeze response. Clinical Child Psychology and Psychiatry.

    • Sapolsky, R. M. (2004). Why zebras don’t get ulcers. Henry Holt.




    21 min

About Neurofact

From the publisher's feed

کارکرد مغز به زبانی ساده با هدف بالا بردن آگاهی و‌ کیفیت زندگی