در فصل مسافرت طولانی من سینوهه باتفاق کاپتا به بابل سفر میکند و راجع به بابل توضیح میدهد و برای اولین بار با پارچه ابریشم و حیوانی به اسم ماکیان روبرو میشود
در این فصل به اسم یک خدای غیرعادی برای مصریها هورم هب از سینوهه میخواهد برود و راجع به ادوات جنگی هاتی ها و بابلی ها اطلاعی کسب کند و ببیند که آهن چگونه به دست میاید
در فصل هورم هب آشنای سابق سینوهه با هورم هب که آنروز در صحرا دیده بود ملاقات میکند و او فرماندهی قشون رو به عهده دارد که با قبایل خبیری بجنگند و در همه شهرها معبد برای آتون به پا کنند
در فصل گریه آورترین واقعه زندگی من سینوهه سخت ترین روزهای زندگی که دچار فقر شده و همه چیز خود را حتی خانه و قبر پدر و مادر خود را به نفر نفر نفر واگذار کرده میگوید و از مومیایی کردن والدینش و به خاک سپردن آنها میگوید
در فصل گریه آورترین واقعه زندگی من سینوهه سخت ترین روزهای زندگی که دچار فقر شده و همه چیز خود را حتی خانه و قبر پدر و مادر خود را به نفر نفر نفر واگذار کرده میگوید و از مومیایی کردن والدینش و به خاک سپردن آنها میگوید
در فصل من پزشک فقرا شدم سینوهه با نفر نفر نفر ملاقات میکند و میل دارد اورا خواهر خود کند و سر تراشیده اورا ببیند اما نفر نفر نفر اول از او میخواهد که به داستانش گوش دهد
در فصل اندرز هنرمند مجسمه ساز سینوهه دوستی دارد به اسم توتمس که در مدرسه هنرهای زیبا درس میخواند و میرود که او را ملاقات کند که میبیند از مدرسه اخراج شده و او را در میکده پیدا کرد..
24 min
About Online book
From the publisher's feed
پادکست راجع به کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون هستش. نوشته میکاوالتاری ترجمه ذبیح الله منصوری