انگار انداختنت ته یه چاه عمیق، تاریک و سرد که انگار هرچی بیشتر دست و پا می زنی خاک بیشتری روت میریزه! انگار دیگه نفست بالا نمیاد! نه؟ صدای اخبار، صدای ترس، صدای گریه مادرا، خشمی که نمی دونی باید چیکارش کنی... شاید با خودت میگی این خاک نفرین شدست... شاید فکر کنی دیگه آخر خطه و دیگه قراره همین جا زیر این همه فشار تموم بشیم... ولی بزار یه چیزی بهت بگم... یه چیزی که شاید وسط این جهنم یه کمی آرومت کنه... این تاریکی، تاریکیه گور نیست و این فشار که داری سنگینی اش رو روی قلبت حس می کنی، فشار مرگ نیست...
این فکرها "پیشبینیِ آینده" نیستن؛ اینها "فاجعهسازیِ" مغزِ وحشتزدهی ماست که به اشتباه فکر میکنه با مرورِ مدامِ این بدبختیا، داره ما رو برای روزِ واقعه آماده میکنه. اما حقیقت اینه که این آمادگی نیست؛ این غرق شدن توترس و اضطرابیه که هنوز اتفاق نیفتاده و فقط داره توانِ امروزت رو جذب خودش می کنه.
اگه شنیدنِ این حرفها، لایِ این همه آشوب، برات مثل یه لنگرِ کوچیک بود یا حتی برای چند دقیقه قلبت رو آروم کرد، این حس رو تکثیر کن. این اپیزود رو برای کسی بفرست که میدونی شبها با فکرهای ترسناک بیداره؛ برای کسی که رویاهاش زیرِ آوارِ "اگه فلان بشه چی" دفن شده.
مراقبِ آرامشِ لرزانِ این روزهاتون باشین.
Music by:
#Bomrani #بمرانی
#Habib #حبیب
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.