
Sign up to save your podcasts
Or


Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.
چند سالتان بود که برای اولین بار «شازده کوچولو» را خواندید؟ و حالا اگر دوباره ورقش بزنید، چه چیزی در آن پیدا میکنید؟
شاید این کتاب هیچوقت فقط درباره یک پسربچه موطلایی در صحرای آفریقا نبوده؛ بلکه درباره همه ما بزرگسالانی است که روزی نقاشی ماری را کشیدیم که فیلی را خورده بود، اما بقیه در آن فقط یک کلاه دیدند. ما بزرگ شدیم، با اعدادی مثل موجودی حساب و تایید دیگران سرگرم شدیم و فراموش کردیم که ریشههای بائوباب را هرس کنیم.
در این اپیزود از «بند کفش»، با آنتوان دو سنتاگزوپری به وسط کویر میرویم و داستان را اینبار از چشم خلبانی میبینیم که فراموش کرده بود چگونه با دل نگاه کند:
چرا شازده کوچولو نماد بخش فراموششده درون هر بزرگساله؟
سیارههای عجیب؛ ما کجای این سیارهها ایستادهایم؟ (از پادشاه بیرعیت تا تاجر ستارهها)
«اهلی کردن» در دنیای پرشتاب امروز به چه معناست؟
راز روباه: چرا زمانی که برای گُلت گذاشتی، او را تا این حد مهم کرده؟
امشب بعد از شنیدن این اپیزود، به کسی که اهلیاش کردهاید زنگ بزنید؛ بدون هیچ بهانه بزرگی، فقط بگویید: «به یادت بودم».
بند کفشهاتون محکم!
Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.
زندگی ایوان ایلیچ سادهترین و عادیترین بود، و دقیقاً به همین خاطر هولناکترین.» — لئو تولستوی
چند تا از تصمیمهای زندگیمان واقعاً انتخاب خودمان بودهاند و چندتایشان فقط برای گرفتن تأیید دیگران؟
ایوان ایلیچ قاضی موفقی بود با زندگیای بینقص، تا روزی که روبهرو شدن با مرگ از او پرسید: «نکند تمام عمر غلط زندگی کردم؟»
در این اپیزود از «بند کفش»، با قصهی این شاهکار کوتاه تولستوی همراه میشویم تا ببینیم چطور میشود پیش از افتادن پردهها، نقابها را کنار زد و به اصالت زندگی برگشت.
Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.
در اولین اپیزود از پادکست «بند کفش»، به سراغ یکی از محبوبترین کتابهای سالهای اخیر رفتهایم: «کتابخانه نیمهشب» (The Midnight Library) اثر مت هیگ.
در این قسمت، داستان دختری به نام نورا سید را مرور میکنیم که در مرز بین مرگ و زندگی، فرصت بینظیری پیدا میکند تا تمام زندگیهای ممکنی را که میتوانست با انتخابهای متفاوت داشته باشد، تجربه کند. اما این اپیزود فقط یک خلاصه داستان ساده نیست؛ من برداشتها و تحلیلهای شخصیام را از این داستان با شما در میان میگذارم و با هم به این سوال عمیق فکر میکنیم که: آیا حسرت خوردن برای انتخابهای گذشته، واقعاً ارزشش را دارد؟
همراه من باشید تا بند کفشهایمان را محکم کنیم و در قفسههای این کتابخانه شگفتانگیز قدم بزنیم. خوشحال میشوم که شما هم نظرات و برداشتهای خودتان را از این کتاب با من به اشتراک بگذارید.
From the publisher's feed
در پادکست «بند کفش»، بند کفشهایمان را محکم میکنیم تا با هم در دنیای شگفتانگیز کتابها، قصهها و ادبیات قدم بزنیم. این پادکست فقط یک مرور ساده نیست؛ بلکه فضایی است برای گپ زدن درباره…
در اولین قدم، به سراغ کتاب معروف و جذاب «کتابخانه نیمهشب» نوشته مت هیگ رفتهایم. با هم بررسی میکنیم که اگر فرصت داشتیم مسیرهای متفاوتی را در زندگی انتخاب کنیم چه میشد و من نگاه و درک شخصیام از این داستان را با شما در میان میگذارم.
اگر به کتابخوانی، داستانگویی و تأمل در مفاهیم عمیق زندگی علاقهمند هستید، در این مسیر با من همقدم شوید.