پادکست داستانی مهراد بذرگر

پادکست داستانی مهراد بذرگر

By Mehrad BazrgarArts
Download on the App Store

پادکست داستانی مهراد بذرگر episodes

  • رمان مَتوری آرشیو_اپیزود ۸: محاسنِ سرخ ولید مارگیر
    ولید مارگیر اونقدر خندیده بود که ماهیچه‌های صورتش فلج بود. صورتش عین شمع سوخته ریخته بود پایین. اما خنده از اون دهن شُلش نمی‌افتاد. حتی وقتی که رسید به سرپناهش و سرش رو گذاشت زمین که بخوابه. بخوابه تا فردا که سرنوشت از کدوم خال براش آس رو می‌کنه

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    21 min
  • رمان مَتوری آرشیو_اپیزود ۷: آهوی دست شسته از جان
    ظهر جمعه حسن روشندل بعد از هفت سال از خانقاه دراومد و راه افتاد به سمت بیابون‌های اطراف. هنوز از شوراب خارج نشده، پشتش از ازدحام جماعتی سیاه شد. من اونجا نبودم. اینها رو کدخدا تعریف کرد. راست و دروغش با خودش. هیچ‌کس نمی‌دونست شیخ کجا میره. بی‌جهت می‌رفت. یه ساعت، دو ساعت. یکنفس، بی‌توقف. جماعت پشتش چند روز بود که دربه‌در بودند. غذای درست نخورده بودند. زمستون نزدیک بود، اما آفتاب ظهر حرارت داشت. همه‌ی اونهایی که پشت شیخ به راه بادیه افتاده بودند، ضعف داشتند. اما باز هرچقدر که شیخ دورتر می‌رفت، دنباله‌ی جماعتِ پشتش کشیده‌تر می‌شد. شیخ کاری به عقبش نداشت. نگاهش به انتهای بیابون میخ‌دوز بود. همون جایی که جز وهم و سراب چیزی نیست. شیخِ بی‌پروا ‌می‌رفت سمت اون سراب، که رسید به یه پشته خاکی. از چوب‌دستی‌اش کمک گرفت و رفت بالا، سر تپه. جماعت هم پایین پشته منتظر. بیابون ساکت. انگار نه انگار اون همه آدم اونجا بودند. همهمه‌ وقتی راه افتاد که نقطه‌ای از دل سراب ظاهر شد. این نقطه حرکت می‌کرد.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    27 min
  • رمان مَتوری آرشیو_اپیزود ۶: ج
    تا به حال به حرف ج فکر کردی؟ شکلش رو مجسم کن. چه هندسه‌ی عجیبی داره! سر نیم‌دایره‌ش شبیه یه تاج شکسته است. تو جسم این نیم‌دایره یه نقطه است معلق میون یه فضای بیجاذبه. این نقطه با وجود یک دهنه‌‌ راه فرار، از جاش تکون نمیخوره. انگار توی این حرف یه میدان مغناطیسیه که نقطه رو با فاصله‌ی معینی از هلال ماه جذب می‌کنه. به آوای جنون‌آورش فکر کن. واژه‌ی مجنون روی جیمش وایمیسته. تمام جنون این واژه به جیمشه. وقتی میگیم جیغ، شروع میکنیم به گفتن یه جیم جون‌خراش که در تمام آواز واژه کشیده میشه. جهان با جیم شروع می‌شه. چرا واژه‌ی جنایت ترسناکه؟ آره، مفهومه که جن واژه رو احضار می‌کنه، اما روح ترسناک جنایت با همون آوای جسور جیمش دمیده میشه که مثل چاقو به جناق واژه خورده. من به جادوی جهنمی جیم باور دارم.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    24 min
  • رمان مَتوری آرشیو_اپیزود ۵: سردابه
    می‌دونی چرا همه‌مون از تاریکی می‌ترسیم؟ چون در برابر تاریکی بی‌نهایت جهان هیچی نیستیم. چون ما تموم شدنی هستیم و تاریکی جاویدان. چون تاریکی تنها چیزیه که همیشه وجود داره، حتی وقتی که ما توی نور چراغ نمی‌بینیمش.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    20 min
  • رمان مَتوری آرشیو_اپیزود ۴: کفترهای طبقه‌ی سوم
    بعد از من این تپانچه واسه تو. اما فراموش نکن با پنجه‌هات می‌تونی یک نفر رو نفله کنی، با این تپانچه چند نفر، اما با ترس می‌تونی یه ملت رو به خاک سیاه بنشونی. قدر یاقوتی رو که توی چشمهات داری بدون! آدم بی‌قصه آدم نیست. کسی که آدم نیست، جاوید نیست

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    25 min
  • رمان مَتوری آرشیو_اپیزود ۳: فراموشی
    ازل یعنی زمان بی‌ابتدا. زمان بی‌ابتدا زمان ماست. چون ابتداش رو به یاد نداریم. کدوممون لحظه‌ی پیوند روح رو به جنین در خاطر داریم؟ یا اون نفس اول رو که بیرون از شکم مادر کشیدیم. ما از فراموشی شروع شدیم. از ازل

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    25 min
  • رمان مَتوری آرشیو_اپیزود ۱: تمساح خلیج
    قاعده‌اش همینه، مثل موج‌های دریاست که شبِ طوفان، کف‌آلود و خشمناک، پشت هم از دل سیاهی سر برمی‌دارند. جای مدارا نیست. تو یا سوار موجی، یا زیر اون بار سنگین و بلند، بلعیده شدی. من و تو ماهی‌های همین دریاییم... مَتوری داستان قدرت نیست...

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    16 min

About پادکست داستانی مهراد بذرگر

From the publisher's feed

رمان/داستان/ادبیات

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.