پادزند

پادزند

By محمدجعفر سعادت آبادی نسبSociety & Culture
Download on the App Store

پادزند episodes

  • خادم کلیسا
    گاهی تکان دادن شما از جایتان ممکن است شما را آزار دهد. شاید شما احساس کنید به آخر خط رسیده‌اید؛اما ممکن است در این میان موقعیت‌های تازه‌ای برای شما خلق شود که مسیر زندگی و آیندۀ شما را تغییر دهد. داستان خادم کلیسا روایتی است از چنین موقعیتی. مردی که تمام گذشته و آینده‌اش را در یک مسیر مشخص می‌بیند با تغییر اوضاع چشمانش گشوده می‌شود و چیزی را می‌بیند که پیش از این ندیده بود.
    این داستان از مجموعه داستان‌های سامرست موام با عنوان وطن‌فروش انتخاب شده که توسط علی‌محمد حق‌شناس ترجمه و توسط نشر مرکز منتشر شده است.
    23 min
  • آن سوی پرچین
    داستان درباره خروج از راه است. خروج از عادت‌ها و خستگی از تکرار کارهای مداوم در محیط یکنواخت است. داستان جاده‌ای که همه برای رفتن در آن در تکاپو هستند و ایستادن گناهی است بزرگ. اما خارج از این جاده گویا دنیایی دیگر در جریان است که قهرمان دیر متوجه آن شده است. گوش کنید.
    21 min
  • در گورستان
    در گورستان داستانی است درباره بازماندگان و اشتباهاتی که انگار هنوز از دنیای مردگان به دنیای زندگان سرریز می‌شود. دوستان و محبان شما بعد از مرگ شما را فراموش می‌کنند اما شما در ذهن و اندیشۀ دشمنانتان و آنان که از شما نفرت داشتند هنوز به حیات خود ادامه می‌دهید و می‌توانید آنان را به دنبال خودتان بکشانید. در گورستان که قدم بزنید داستان‌‌های زیادی سر راهتان سبز می‌شود. گوش کنید.
    8 min
  • صدف
    گرسنگی یک بیماری است. یعنی وقتی شما گرسنه هستید دیگر یک آدم معمولی نیستید مغزتان درست کار نمی‌کند. مغزتان شما را به هر طرف که خواست می‌کشاند. در این داستان چخوف با دانش پزشکی‌اش گرسنگی را می‌بیند. می‌بیند که چگونه فقر و بی‌پولی و گرسنگی مغز را به واکنش‌های عجیب وامی‌دارد. او به جای تمرکز بر فقر و صادر کردن مانیفست در مورد آن بر تجربۀ گرسنگی تمرکز دارد. بیایید داستان صدف را گوش کنید و اگر تا به حال تا مرز جنون گرسنه نبوده‌اید تجربۀ آن را لمس کنید.
    13 min
  • بی‌عرضه
    شده بخواهید حقتان را بگیرید و خجالت بکشید. شده همین خجالت باعث از دست رفتن چیزهایی در زندگیتان شده که مستحقش بودید. فکر می‌کنید این مشکل شماست که برای زندگی در چنین جهانی آماده نیستید یا این مشکل جهانی است که ساخته‌ایم که آنکس که قدرت دارد می‌تواند حقوق بی‌قدرتان را نادیده بگیرد. چخوف در این داستان شاید به تردیدهای خودش پاسخ می‌دهد. داستان بی‌عرضه را گوش کنید.
    7 min
  • خوش دست
    به نظر می‎رسد بعضی مخالف‌خوان به دنیا می‌آیند. هر چه بگویی آنها ساز خود را می‌زنند. می‌گویی شب است می‌گویند پس آن چیز در آسمان مگر خورشید نیست؟ می‌گویی ماست سفید است می‌گوید حاشا، اگر راست می‌گویی برای من هم از آن ماست سفید بیاور. القصه این داستان سرنوشت خوبی برای این قبیل آدم‌ها را روایت نمی‌کند. آدم‌هایی که بیش از آنکه عمل کنند حرف می‌زنند و انتقاد می‌کنند آنقدر که حتی آرام‌ترین آدم‌ها را از کوره به در می‌برد. به هر حال به نظر می‌رسد نویسنده جانب آدم‌هایی را که کمتر حرف می‌زنند و بیشتر کار می‌کنند را گرفته است. گوش کنید.
    این داستان از کتاب «پیش‌کسوت‌های داستان کوتاه» گردآوری و ترجمه جمال میرصادقی و... انتخاب شده است.
    17 min
  • ادای احترام
    وقتی یک قاتل مزدور راوی داستان است ما به عنوان خواننده یک داستان کوتاه برای لذت بردن از داستان با مشکل هم‌ذات پنداری روبه‌رو می‌شویم. در این داستان نورافکن بر روی قاتل بی‌نام و نشانی افتاده که بدون سرزمین است و سرگردان و به راحتی می‌تواند ماشۀ هر تفنگی باشد. ضاربی که تنها راه ارتباطش با جهان قبری است که از مضروبش به جا مانده است.
    اگر از این داستان خوشتون اومده ما رو به دوستاتون هم معرفی کنید.
    ترجمه: اسدالله امرایی
    12 min
  • چپ‌دست‌ها
    این داستان به ما یادآوری می‌کند که چگونه اجتماع که تا حد زیادی زندگی را بر ما آسان کرده می‌تواند تفاوت‌های فردی و استعدادهای طبیعی ما را محدود کند. جامعه همواره توصیه به همگون‌شدن و همرنگ‌شدن می‌کند و تمایزها را سرکوب می‌کند. این داستان تنها محدود به استفاده از نیمکرۀ چپ یا راست نیست داستانی است دربارۀ سرکوب تمایزات در جامعه.
    17 min
  • روزی که من گم شدم
    این داستان از کتاب بیست داستان از بیست نویسنده برنده جایزه نوبل ترجمه اسدالله امرایی انتخاب شده است. نویسنده ایساک بشویس سینگر در این داستان با لحن طنز آمیز دربارۀ یک موقعیت غمبار حرف می‌زند. فراموشی و زوال.
    14 min
  • سوگواری
    این داستان دربارۀ مرگ نیست. داستانی دربارۀ اندوه هم نیست. این داستانِ تنهایی است. داستانی که بعد از خواندن می‌فهمی، وقتی از تنهایی حرف می‌زنیم دقیقاً دربارۀ چه موضوعی سخن می‌گوییم. جانگداز بودن مرگ و اهمیتش برای فرد عزادار یک موضوع است و ضرورت درک و بیان آن، سوی دیگر ماجراست. چخوف در این داستان ساده تنهایی و شکاف بین آدم‌ها به‌ویژه آدم‌هایی از طبقۀ اجتماعی فرودست را مقابل چشم ما قرار می‌دهد. گوش کنید. آیا شما تجربۀ مشابهی داشته‌اید؟ برایمان بنویسید.
    17 min

About پادزند

From the publisher's feed

پادزند | کاوشی در معنای متون ایران‌باستان.

در «پادزند» به خوانش و تأمل در متون کهن ایران‌باستان می‌پردازیم؛ با نگاهی جستجوگر و بدون ادعای تفسیر نهایی. متن‌ها واژه‌به‌واژه خوانده می‌شوند،…