سال ۵۹ـه و جنگ و ایران و عراق تازه شروع شده.
پس محمدرضا لطفی که بودن در تهران، اذیتش میکرد و میخواست کاری بکنه، تصمیم میگیره که بره به جپهههای جنگ و کنسرت بذاره برای رزمندهها. پس همراه دوست قدیمیش، حسین علیزاده، سوار بر آهوی بیابان گلآلودشدهی لطفی، رهسپار خوزستان و خطمقدم میشن که...
در راه، سه بار تا مرز مرگ میرن. یک بار جنگندههای عراقی در ۲۰۰متری اونها جاده رو میزنن. یک بار هواپیمای دشمن درست ۲۰متر بالاسرشون حرکت میکنه و در نهایت هم ماشینشون تیرباران میشه.
اما آیا لطفی و علیزاده و چاووشیان، موفق میشن در خطمقدم کنسرت بذارن؟
اسپانسر این اپیزود: فلایتیو
حمایت مالی از پادکست:
http://hamibash.com/gooshepod