بالاخره فرنگیس لب به سخن گشود و از اولین بار آشنایی با استاد وقتی که ۱۸-۱۹سال بیش نداشت تعریف کرد و با آب و تاب از خصوصیات خود وخانواده اش ...تعریف کرد و...
بالاخره فرنگیس را یافتم با پای خود به دام افتادمن باید انتقام استاد را از این زن که موجب زجر و آزار استاد و شاید مرگ او شده بگیرم ،تابلو چشمهایش را یه انبار بردم و همراه فرنگیس وارد تالار شدم و...
من می خواستم از زیر زبان اقا رجب هر طور شده راز آن پرده چشمهایش را بیرون بکشم اما آقا رجب مقاومت می کرد و خود را به آن راه میزد،روزی زنی برای دیدن پرده های استاد آمد که....