فر به سیستان و بلوچستان قسمت دو : در اپیزود قبل از گشت و گذارمون توی طبس و چشمه مرتضی علی و ماجراهامون تعریف کردیم تا جایی که راه افتادیم سمت بیرجند. اگر هنوز قسمت قبل رو گوش نکردین قبل از شنیدن این قسمت حتما قست اول از سفرمون به سیستان و بلوچستان رو گوش کنین.
«… هوا که تاریک شد راه افتادیم سمته بیرجند، حدود 300 کیلومتر راه داشتیم که سینا نشست پشت فرمون و سجاد هم کنار دستش، تقریبا یک ساعتی گذشته بود و همه بچهها بجز من و سجاد خواب بودن. نزدیکهای دیهوک بودیم، یه جاده باریکو تاریکه دو طرفه که هر از چند گاهی یه کامیون با سواری از روبهرو رد میشد. من داشتم با سجاد صحبت میکردم و سینا هم حواسش به رانندگی بود که به یه پیچ رسیدیم و همزمان هم یه کامیون از رو به رو داشت بهمون نزدیک میشد. یه دفعه سر پیچ، موقعی که کامیون دقیقا از کنارمون رد میشد در راننده کامل باز شده و…»
متن بالا قسمتی از اپیزود سفر به سیستان و بلوچستان قسمت دو است که با هم خوندیم و بهتر است برای فهمیدن بقیه داستان این اپیزود رو گوش کنین.
------------
نظرتون درباره اتفاقهایی که برای بچهها در سفر به زاهدان افتاده چی هست؟ آیا شما هم توی سفرهاتون با این اتفاقها روبهرو شدهاید؟
سفر به سیستان و بلوچستان در چهار اپیزود تنظیم شده و در هر کدام ماجراهای عجیبی رو که برامون اتفاق افتاد تعریف میکنیم.