در این پادکست قصه های هزار و یک شب به زبان ساده اجرا میشه. در این قسمت سرنوشت پیر زال و دوتا سگش مشخص میشه، همچنین مرد قاطر سوار، داستانش رو برای عفیرت تعریف میکنه تا شاید بتونن جون بازرگان رو نجات بدن....
قصه بخشی از زندگی ماست و خود ما هم هرکدوممون یک قصه در این دنیای پر از داستان هستیم،چه بسا قصه ما در روزگاران قدیم اتفاق افتاده باشه و کسی اونو با اغراق تعریف کرده،من در این پادکست قصد دارم داستان های هزارویک شب رو به زبان ساده تعریف کنم،اینجوری هم از قصه لذت میبرید،هم اینکه شاید بتونید چند دقیقه ای وارد یک دنیای فانتزی بشید.من کاری که کردم این قصه ها رو جوری تعریف میکنم که بشه برای بچه ها هم پخش کرد و اونا رو با داستان های کلاسیک آشنا کرد. اگر دوست داشتید به من ایمیل بزنید [email protected]