«تکوین دولت مدرن در ایران» موضوع سلسله گفتارهایی است که محمد حاجینیا در آنها شکلگیری و تحول دولت مدرن در ایران، از پهلوی اول تا جمهوری اسلامی، را در بستر تحولات و تغییر «فازها»ی سرمایهداری امپریالیستی مورد بررسی قرار میدهد. این مجموعه با اتکا به مفهومپردازی نظری لنین در مورد امپریالیسم و بسط مفهومی آن نزد نیکولاس پولانزاس، روندهای تاریخی شکلگیری ساختار دولت مدرن، تحول مبارزهٔ طبقاتی، تغییرات تاریخی ترکیببندی طبقاتی، را از شکلگیری دولت پهلوی اول تا شکلگیری، تثبیت و تکامل دولت جمهوری اسلامی، در متن گسترش و تحول مناسبات سرمایهداری امپریالیستی تحلیل میکند. تز اساسی این مجموعه این است که امپریالیسم نه بهمثابه یک نیروی خارجی، بلکه بهمثابه یک دستگاه «به طور درونی» در تحولات تضادهای طبقاتی (اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک)، ترکیببندی طبقهٔ حاکم، ساختار دولت و بازتولید بحران در فرماسیون اجتماعی ایران مدرن ایفای نقش کرده است. نتیجهٔ سیاسی این تز که در این گفتارها بسط داده خواهد شد، این است که نه دولت پهلوی اول و دوم را میتوان به ابزارها تصنعی دستساخت امپریالیستها فروکاست که توسط عروسکگردانهای خارجی جهتدهی میشدند، و نه جمهوری اسلامی را، چه از منظر تاریخی و چه در مقطع کنونی، میتوان نیرویی ضدامپریالیستی قلمداد کرد. در عوض، شکلگیری، تحول و بازتولید بحرانماند هر یک از آنها نتیجهٔ فرایند درونی شدن تضادهای امپریالیسم در درون فرماسیون اجتماعی ایران با «فراتعین شدگی» مبارزات طبقاتی تاریخی - جهانی است. گفتار نخست به توضیخ مفاهبم و نظریات گذشت. حاجینیا در پاره دوم این سلسله گفتارها به سراغ این پرسش میرود: چرا گرایش به جنگ امپریالیسم مهارناشدنی است؟