طعم مهر

طعم مهر

Download on the App Store

طعم مهر episodes

  • مهر مادربزرگ
    آدم ها بوی خاص خودشان را دارند مثل اثر انگشت. کاش می شد از بو ها هم بایگانی درست کرد. مثلا مادربزرگم بوی مهربانی میداد. فرقی نمی کرد کجا باشد. خواب باشد یا بیدار. مریض باشد یا سرحال . بویش مثل ادکلن های فرانسوی جذاب بود. نگهبان ، رفته گر، میوه فروش و راننده آژانس همه عاشق او بودند...
    داستان "مهر مادربزرگ"
    نویسنده : روزبه محمدی
    خوانش : آرین حسین زاده
    5 min
  • کباب غاز
    معلوم بود که فکر و خیال مصطفی جای دیگر است. بدون آنکه اصلا به حرف های من گوش داده باشد، دنباله افکار خود را گرفت و گفت : اگر ممکن باشد شیوه ای سوار کرده که امروز مهمان ها دست به غاز نزنند ، می شود همین غاز را فردا از نو گرم کرده دوباره سر سفره آورد! ...
    داستان "کباب غاز"
    نویسنده : محمدعلی جمالزداه
    خوانش : ستاره حاجی زاده
    27 min
  • داستان شب پدر
    اشک ها که آپلود نمی شوند! آدم ها غمگین تر از عکس هایشان هستند. غمگین تر از اینستاگرام و تلگرام . آدم های دوران عکس های کاغذی هم همین بودند. لبخند های هیچ آلبومی راست راستکی نبود. چه کسی از گریه های خودش ، از اشک های خودش عکس می گیرد. چه کسی پیدا می شود که عکس قلب شکسته اش را برای پروفایل تلگرام انتخاب کند. روزهای بد توی آلبوم نمی آیند. روز های بد توی اینستاگرام و تلگرام هم نمی آیند...
    داستان: "داستان شب پدر"
    نویسنده: علیرضا ایرانمهر
    خوانش: محمدامین چیت گران
    29 min
  • حمید آقا چراغچی حرم امام هشتم
    مشهدی شدن ، یه دل مشتاق و چند روز زحمت سفر و چند منزل بیتوته و هفت تا کفش آهنی و هفت تا عصای آهنی می طلبه گل بهار ! اما براورده کردن آرزوی یه پیرزن آرزومند ، صد سال عاشقی می خواد...
    داستان "حمیدآقا چراغچی حرم امام هشتم"
    نویسنده : شرمین نادری
    خوانش : زهرا عنایتی
    10 min
  • دردهای خیس
    خیره شد به عکس های عروسی لعنتی که هنوز روی میز توالتش بودند. از حماقتی که باعث لبخند زدنش در تمام عکس های عروسی اش شده بود ، لجش گرفت...
    داستان "دردهای خیس"
    نویسنده و خوانش : سارا آراسته
    23 min
  • برکه من
    گفتم مبادا سرما بخوری ؟ اما به فکر خودم بودم . این من بودم که گرما می خواستم . گرمای او را! ...
    داستان "برکه من"
    نویسنده : حسین سناپور
    خوانش : زهره زنگنه
    7 min
  • شراب خانه
    آدم ها در زندگیشان لحظاتی را تجربه می کنند که عجیب سخت می گذرد. آن قدر سخت که دیگر نمی توانند با کسی حرف بزنند. از سر ناچاری لیست تماس ها و مخاطبین تلفن های همراهشان را جستجو می کنند و هیچ کس نیست! نه . هیچ کس نیست . و بعد ناخوداگاه پرت می شوند میان هرازلوی درونشان و هیچ کس هم نمی فهمد در جواب پرسش دیگران از آن ها که حالشان را می پرسند، مجبورند سری به نشانه تایید این که حالشان خوب است تکان بدهند و سعی می کنند چشم هایشان را مخفی کنند تا کسی آن ها را نبیند...
    داستان "شراب خانه"
    نویسنده و خوانش : محمدامین چیت گران
    21 min
  • انگار من نیستم!
    من چشم هایش را می فهمیدم و خوب می دانم تمام وزن این زندگی را یک نخ پوسیده تحمل می کند. نخی که هر لحظه ممکن است با جمله ای پاره شود و زندگیمان را شبیه یک کریستالی که بر روی زمین سخت می افتد ، رها کند تا به هزار تکه تقسیم شود. وبرای همیشه رفتن و باز نگشتن و برای پاره کردن این نخ چه فرصتی بهتر از الان! ...
    داستان "انگار من نیستم"
    نویسنده و خوانش : کورش محمدی
    8 min
  • ماجرای من و حموم رفتنام

    طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس

    Hosted on SHENOTO

    3 min
  • بیسکوئیت های توی دست

    طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس

    Hosted on SHENOTO

    4 min

About طعم مهر

From the publisher's feed

طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
با شعر،…