Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.با شعر، قصه و دلنوشته ... more
FAQs about طعم مهر:How many episodes does طعم مهر have?The podcast currently has 2,011 episodes available.
November 09, 2017مرا بفرستید به تونلدرصفحه مانیتور کوچک بالای قفسه ، سه کلمه با حروف جدا از هم تکرار می شد : او زنده است . دکتر و خانم مهران چند لحظه به هم خیره شدند . یعنی چی اون زنده است ؟! خانم مهران : من نمی فهمم. دکتر : ضربان قلب رو دوباره چک کنین . پس شما چیو می فهمین ؟! نتیجه آزمایش خونش چی بود؟ خانم مهران : همون جمود همیشگی گلبول ها ! ...داستان "مرا به تونل بفرستید"نویسنده : بیژن نجدیخوانش : مرضیه مهاجر...more17minPlay
November 09, 2017پریشان خانهحوض مربعی کم ارتفاع آبی رنگ خانه ما به درد لباس شستند نمی خورد . ولی خانم هاشم آقا که آب خانه شان قطع شده ، لباس هایش را آورده خانه ما بشوید. مامان آقای خجتی معلم کیوان را برای دختر طلاق گرفته ی خانم هاشم آقا پیشنهاد کرده و حالا صحبت سر خصوصیات اخلاقی خانم پری و آقای حجتی است...داستان "پریشان خانه"نویسنده : فروغ کشاورزخوانش : حمیدرضا دانش...more11minPlay
November 09, 2017بختکاز بچگی از فوتبال متنفر بودم از همان وقتی که علی و جواد در کوچه گل کوچیک بازی می کردند و من را بازی نمی دادند! می گفتند : آخه دخترا که فوتبال بلد نیستند!!! می گفتند پسرا شیرن مثه شمشیرن ! دخترا ... بقیش یادم نمی آید . اما می دانم حرف خوبی نبود. چون همین الان هم که فکر می کنم بدون اینکه کلماتش را به یاد بیاورم ، ته گلویم تلخ می شود. فوتبال مزخرف ترین بازی دنیاست!...داستان "بختک"نویسنده : ناهید طباطباییخوانش : شوکا زندباف...more13minPlay
November 09, 2017خواب شفیره هاصدای وحشت زده و بغض آلود مریم را از دور می شنیدم که یک بند فریاد می زد: افسانه! افسانه! افسانه! ...آن قدر در جنگل پیش رفتم که به صخره های عظیم کوه رسیدم. امکان نداشت افسانه (دختربچه توانسته باشد از این صخره ها بالا برود. از مسیر دیگری برگشتم و دوباره از رودخانه عبور کردم . حالا مریم هم نبود! دیگر صدایش هم نمی آمد!میان درختان راش راه افتادم و بلند فریاد زدم : افسانه ! مریم ! افسانه ! مریم !...داستان "خواب شفیره ها"نویسنده و خوانش : علیرضا ایرانمهرموسیقی و تنظیم : آرش سلگی...more24minPlay
November 09, 2017شیرینیمادربزرگ بلند شد و توپ را برداشت و دست هایش را بالا برد از سر کمرش تا نوک انگشتانش تیر کشید. ناله کرد و توپ را انداخت در خانه بغلی. دوباره صدای بچه ها بلند شد . هورااااااا رضا شانس آوردیا ! لابد نوه هاش اونجان که توپ رو پس فرستاد وگرنه خودش میو مد و کلی غر می زد. مادربزرگ باز هم دلش گرفت . آمد بنشیند که دید دوباره توپ بچه ها از بالای سرش گذشت و افتاد بالای درخت نارنج و چنتا نارنجک از نارنجک های سبز درختش ریخت!...داستان "شیرینی"نویسنده و خوانش : پویا روانبخش...more7minPlay
November 09, 2017مامان تو زنی یا مرد؟- مامان تو زنی یا مردی ؟ - زنم دیگه ! پس چیم ؟ - بابا چی اونم زنه ؟ - نه مامانی بابا مرده . - راست می گی مامان ؟ - آره چطور مگه ؟ - هیچی مامان . دیگه کی زنه؟ ...داستان "مامان تو زنی یا مرد؟"نویسنده : ناشناسخوانش : آرش خشنود...more6minPlay
November 09, 2017لالهداستان درباره پیرمردی تارک دنیا به اسم خداداد است.چیزی که اسباب تعجب همه شده بود ، این بود که در 2-3 سال اخیر خداداد در آبادی ها و اغلب در بازار دماوند دیده می شد که پارچه زنانه قند و چای و خرده ریز می خرید. گاهی هم در کوه های اطراف در آب گرم او را با یک دخترک کولی دیده بودند. 4 سال پیش یک شب سرد. از آن سرماها که با چنگال آهنین خودش صورت انسان را می خراشد، خداداد همین که چراغ را فوت کرد و در رختخواب رفت، صدای غریبی شنید. ناله های بریده بریده که معلوم نبود صدای جانور است یا آدمی زاد...داستان "لاله"نویسنده : صادق هدایتخوانش : زهرا چشمه...more18minPlay
November 09, 2017به سر عشق چی اومد؟آدم محو شدنش را نمی بیند . اما یک جایی بین پوشیدن شلوار حاملگی ، زیر لباس خواب فلانل و هدیه گرفتن سالاد هم زن برای کریسمس ، عاشقیت و رمانس از زندگی پر می کشد. خبری از جریان های الکتریکی که وقتی از کنار هم می گذشتید وجودتان را در می نوردید ، یا حفره ای که موقع گرفتن دست های همدیگر برای اولین بار توی دلتان درست می شد، نیست. داستان " به سر عشق چی اومد"نویسنده : ارما بومبکبرگردان : احسان لطیفیخوانش : فاطمه زنده بودی...more12minPlay
November 09, 2017رفته بودیم تا خط مقدماگر نمی دونستی کجایی و تا آخرش می رفتی از خودت می پرسیدی : آخرش که چی ؟! راستش آخرش حتی همون هیچی هم نبود! چند تا تانک هم دیدیم بزرگ بودند اما قد یه کوه نبودند اما بزرگ بودند. این ور تر چند تا قمقمه گذاشته بودند. چند تا پوتین رو هم زیر خاک کرده بودند یه جوری که معلوم بود پوتین ها به پای آدمی نیست . اما اون ها دوست داشتند ما فکر کنیم پوتین ها به پای آدمی ، رزمنده ای چیزی هست. اما نبود...داستان "رفته بودیم تا خط مقدم"نویسنده : پوریا عالمیخوانش : غزال صداقت...more7minPlay
November 08, 2017طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.با سپاس...more2minPlay
FAQs about طعم مهر:How many episodes does طعم مهر have?The podcast currently has 2,011 episodes available.