
Sign up to save your podcasts
Or


رفتار «او» از سر احتياط است، از آن ديگرى ترس؛ درشتى كلام «او» به خاطر صداقتش است، آن ديگرى از سر بى ادبى. جسارت هاى «او» از اثر شجاعت است و آن ديگرى از سر جوزدگى. فرق و فاصله كجاست؟
آن كس كه من در او صفات فرشته گون مي بينم، تو چگونه مي شود كه جز سياهى چيزى در او نمي بينى؟ و او كه تو فرشته مي بينى چگونه است كه من او را انسانى عادى مى يابم با همه خطاهاى هميشه گى بشرى؟
روزهايى هستند در زندگى كه حسرت آن چيزها را مي خورى كه ديگرانى به سادگى از پيش آن گذشته اند. دهها چيز ديگر بسا كه در امكان تو هست كه براى آن ديگرى آرزوست. داشته هاى ما آرزوهاى آن ديگری است و داشته هاى او آرزوى ما.
سرگذشت هنرمندى كه يك بار به خاطر جنسيت و بارى ديگر به خاطر عقيده سقفى كوتاه بر فراز آرزوهايش بنا كردند. داستان تلاشى خستگى ناپذير براى به بالا راندن اين سقف تا آن روز كه فرصت شكوفايى دست بدهد
لحظاتى هست كه آدمى دل شكسته و مايوس شده است از دوستى كه پيشترها نهايت اعتماد را به او داشته. چه آن زمان كه تلخى در جان آدم هست، و چه بعدتر كه تغييرى در آن پديد بيايد، بُن و اساس ديگرى براى احساس آدمى معلوم می شود
درخواست كمكى از دوستان تا مرا آن گونه كه خود مي شناسند به من نيز بشناسانند. فرق و فاصله اى است ميان تصور من از خودم تا آن چيز كه در ذهن دوستان من جا گرفته است
شنيدن سخنى از زبان يك آدم بسيار خوشتر به جان آدم مي نشيند تا همان سخن از زبان ديگرى. اگر اشتياقى براى شنيدن نباشد نشان محبت كجاست؟
تفكر هميشه تمركز بر يك مساله نيست. گاهى هم آن است كه ذهن را آزاد بگذارى تا هر انديشه اى، بى هيچ قضاوتى از گوشه آن بگذرد. بسا كه شخصيت فرداى تو، تحقق همين خيال بافى هاى امروز باشند
گاهى مي بينى آشنايى در مسير زندگى تو به صورت گذرى صحبتى را با تو در ميان مي گذارد كه همان سرآغاز تحول هاى بزرگى در زندگى تو مي شود. تو را وامي دارد تا زير باران بروى و چشم ها را بشويى
فيلم هاى شادى و رقص و پايكوبى نوجوان ها در مدارس كشور كه منتشر شد بسيارى محتسبان ابراز تاسف كردند از ابتذال. هرچند رقص لزوما نشان شادابى درونى نيست، اما پايكوبى نكردن هم لزوما خبر از متانت و وقار نمي دهد
From the publisher's feed