دم پس گوچهی نور
لب جوی ملکوت
کودکی شاد در آب، به تو میخندد
پشت آن خنده درختیست
پر از میوهی صدق
در دل دانهی هر میوه که میداند راه
یاد صدها جنگل مهر و صفاست
پس هر جنگل سبز
هست یک برکهی صاف
_عین یک آینه_
همسایهی یک سنگ صبور
مینماید به تو او
میسراید که کجاست
آنچه مشتاق به دنبال نشانش هستی
م.
.
لینک حمایت از ما ورای بازیگری:
zarinp.al/mavarayebazigari