معرفی کتاب ویکتور فرانکل : انسان در جستجوی معنا.
خیلی وقتا ما خشم رو خودمون دوست داریم زنده نگه داریم چون فکر میکنیم برای تغییر نیاز به خشم داریم. نیاز داریم داغ رو تازه نگه داریم. در صورتی که به نظرم میاد این نیاز به خشم شبیه همون نیاز به خشم در رابطه ست برای معترض بودن.
درسته در وقایع اجتماعی ماجرا مثل رابطه دو سویه نیست و یکسویه ست. نمیشه کنترلی روی سیستم داشت و همین به اندازه کافی خشم سازه، اما میشه روی خودمون کنترل داشته باشیم تا بتونیم ارام تر بشیم و مفید تر عمل کنیم.
و همچنین خروجی اون داغ و سوگ بهتره تبدیل به اندیشهای بشه که نیت پشت اون رو در دل و سر نگه داریم برای ادامه دادن…
دقت کنید جوامع مذهبی سالهاست دارن همین کارو میکنن. سعی شون زنده نگه داشتن داغ ماجرای عاشوراست تا بینش و اندیشه پشتش… برای همین همیشه روضه بخش مهم مراسمهاشون هست.
اندکی اندیشه
میدهد نیک خبر از ریشه
کی تو با کاشتن کینه و خشم
خواب آرام و صفا داشتهای؟!
حتا اگر با نظری مخالفیم نیازی نیست عصبانی بشیم از اون نظر. میتونیم دیدگاه خودمون رو مطرح کنیم. شاید تاثیر متقابل بذاره اصلا و طرف روبرو روشن بشه. منظورم بحث متعصبانه نیست اصلا. که اساسا تعصب و اینها همه چیزو شبیه حواشی فوتبال کلکلای فوتبالی میکنه…