
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام شعر: بر لب شطّ العرب
▨ شاعر: ابولقاسم حالت
▨ با صدای: ابولقاسم حالت
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــ
هر زمان بر لبِ شطّ العرب افتد گذر من
آرد آن منظره یکباره تو را در نظر من
با تو روزی لبِ شط بودم و زان پس به همه شب
بیتو شطّ دگری میرود از چشمِ ترِ من
سحری پیش تو شب کردم و افسوس کزآن پس
روزها رفت که بیرویِ تو شب شد سحرِ من
شاخ هر نخل بَری داده و من نخلِ امیدم ندهد بَر
مگر آندم که تو آیی به برِ من
قمر و شمس به شکل تو در آیند به چشمم
زآن که دانند تو هم شمسِ منی هم قمر من
خبرم هست که از خانهی من با خبری تو
خبرم نیست که بهرِ چه نگیری خبر من
رحم اگر بر منِ بیدل نکنی، رحم به خود کن
زان که ترسم زَنَد آتش به تو سوزِ جگر من
در تو روزی اثری میکند این شعر، ولیکن
دیگر آن روز نماندهست ز من جز اثر من
دولت وصل نیاورده هنوزت به بر من
لیک، هجرانِ تو آورده بلاها به سرِ من
▨
ابوالقاسم عبداللَّه فرد
متخلص به حالت
تیر ماه ۱۳۲۷ - آبادان
By Schahrouz4.9
1717 ratings
▨ نام شعر: بر لب شطّ العرب
▨ شاعر: ابولقاسم حالت
▨ با صدای: ابولقاسم حالت
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــ
هر زمان بر لبِ شطّ العرب افتد گذر من
آرد آن منظره یکباره تو را در نظر من
با تو روزی لبِ شط بودم و زان پس به همه شب
بیتو شطّ دگری میرود از چشمِ ترِ من
سحری پیش تو شب کردم و افسوس کزآن پس
روزها رفت که بیرویِ تو شب شد سحرِ من
شاخ هر نخل بَری داده و من نخلِ امیدم ندهد بَر
مگر آندم که تو آیی به برِ من
قمر و شمس به شکل تو در آیند به چشمم
زآن که دانند تو هم شمسِ منی هم قمر من
خبرم هست که از خانهی من با خبری تو
خبرم نیست که بهرِ چه نگیری خبر من
رحم اگر بر منِ بیدل نکنی، رحم به خود کن
زان که ترسم زَنَد آتش به تو سوزِ جگر من
در تو روزی اثری میکند این شعر، ولیکن
دیگر آن روز نماندهست ز من جز اثر من
دولت وصل نیاورده هنوزت به بر من
لیک، هجرانِ تو آورده بلاها به سرِ من
▨
ابوالقاسم عبداللَّه فرد
متخلص به حالت
تیر ماه ۱۳۲۷ - آبادان

7,922 Listeners

2,064 Listeners

1,074 Listeners

1,151 Listeners

181 Listeners

428 Listeners

141 Listeners

147 Listeners

2,993 Listeners

63 Listeners

403 Listeners

518 Listeners

135 Listeners

192 Listeners

69 Listeners