
Sign up to save your podcasts
Or


تحلیلهای بسیاری درباره كودتای 28 مرداد صورت گرفته است؛ اما ما بهدنبال ابعاد تازهای از ماجرا هستیم. آیا در 28 مرداد سال 1332 واقعا كودتایی علیه دولت دكتر محمد مصدق اتفاق افتاد یا شاه به وظیفه قانونیاش عمل كرد؟ این سؤالاتِ بهظاهر ساده به تحلیلها و آرای متفاوتی دامن زده است و مهمتر از همه، این تحلیلها در سیاست امروز نقشآفرینی میكند. شاید هیچ رویداد تاریخی به اندازه كودتای 28 مرداد، سیاست كنونی ایران را اینچنین متأثر نکرده باشد. از همینرو، مورخان و پژوهشگران درصدند زوایای تازهای از این كودتا را كشف و بازگو كنند. به همین مناسبت با داریوش رحمانیان و كریم سلیمانی به گفتوگو نشستهایم. رحمانیان معتقد است در حوزه «تاریخ انتقادی» مسئله این نیست که کدام روایت حقیقت و کدام روایت دروغ است؛ بلكه مسئله اصلی این است که کدامیک از روایتها در میدان هماوردی و رقابت روایتها با یکدیگر، جبههبندی جنگ روایتها را سامان میدهند و روایتها چرا و چگونه برمیآیند؛ مطرح میشوند و قدرت پیدا میکنند. سلیمانی نیز روایت خود از كودتا را بر اساس اصل حاكمیت ملی مطرح میكند و معتقد است حداقل 30 مورد از اسناد کتاب دوجلدی «اسناد سخن میگویند» بیانگر نقض حاکمیت ملی توسط دستگاه سلطنت است.
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
سوءتفاهمهاي تاريخي درباره گلستان
اكبر معصومبیگی: تاریخ حرفِ خودش را خواهد زد
سهند عبيدي: گلستان را در زمان حياتش بايكوت كردند
ابراهیم گلستان چهرهای چندوجهی است. او داستاننویس است، فیلم میسازد، روزنامهنگار است، فعال سیاسی و یکی از چهرههای مؤثر حزب توده است. گلستان همواره خودش را در مقابله با چهرهها و جریانهای سیاسی و فرهنگی قرار میدهد و گویا در همین مقابلههاست که هویتش را میسازد. مقابله با جلال آلاحمد یکی از آشکارترین این مقابلههاست. همین مقابلهها باعث شده است دیگران درباره او دست به قضاوتهای گاه بیرحمانه و گاه ستایشآمیز بزنند. هرچه باشد، او داستاننویسی ارزشمند و کارگردانی نوگرا است که با فیلم «خشت و آینه» و مستندهای مهمش توانست راه جدیدی در سینمای ایران باز کند. درباره آثار ابراهیم گلستان با اکبر معصومبیگی و سهند عبیدی به گفتوگو نشستهایم. معصومبيگي روشنفكري را به دو نوع سياسي و ادبي تقسيم ميكند و البته تأكيد دارد كه این تقسیمبندی مطلقاً به معنای ایجاد شکاف نیست، منتها همیشه روشنفکری ادبی ذیل روشنفکری سیاسی قرار گرفته است. او ابراهيم گلستان را با اينكه بعد از جدايي از حزب توده بيشتر مسير ادبي هنري را در پيش گرفت، روشنفكر ارگانيك ميداند و معتقد است بعد از مرگ گلستان، حواشي كنار ميروند و بهتر ميتوان درباره آثار گلستان قضاوت كرد. سهند عبيدي به بايكوت گلستان اشاره ميكند، در دوراني كه فضاي حاكم بر فرهنگ و سياست بيشتر مايل به آلاحمد بود و معتقد است علتِ اينكه نسل امروز توجه بيشتري به گلستان دارند اين است مسئله بايكوتِ او بوده وگرنه بيشتر نويسندگان از روی دستش برمیداشتند و صدایش را درنمیآوردند. معصومبيگي نيز باور دارد كه با وجود بایکوت یا نادیدهانگاری گلستان در دورهاي، تاریخ حرفِ خودش را خواهد زد و هم در مورد گلستان هم در مورد آلاحمد، سخن خود را خواهد گفت. از ديدِ او گلستان هم از بابت کارنامه ادبی و هم كارنامه سینماییاش، همچنان در آینده هم مورد توجه خواهد بود و نيز از بابت پایبندی به باورهای سیاسی خود كه تا آخر عمر بر آن تأكيد داشت. از نظر او، تأثير گلستان بلندمدت بوده و بهصورت نگاتیو یا منفی بر جريان فرهنگي ما تأثیر داشته است و ميگويد خیلی از داستاننويسان و فعالانِ سياسي معاصر گلستان، به کار او بیاعتنا نبودندو یک رویآوری از وجه منفی و وجه نقد به کار گلستان داشتند كه این اصلاً کماهمیت نیست.
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
ریحانه جولایی: پس از جانباختن مهسا امینی در شهریور 1401 جامعه با تنشهای بسیاری مواجه شد. در این میان مسئله پوشش زنان تبدیل به یک چالش بزرگ شد و بهتدریج جامعه را به سمت یک دوقطبی کشاند. یک طرف این قضیه زنانی که حق آزادی پوشش میخواهند و سوی دیگر زنانی که معتقدند حجاب قانون است و باید تحت هر شرایطی رعایت شود. این جهتگیریها در مواردی منجر به برخوردهای کلامی و فیزیکی شد. از آنجا که حجاب در تاریخ ایران همیشه مسئلهای بزرگ بوده و با فراز و فرودهای زیادی مواجه شده است، با دکتر فاطمه علمدار، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه روانشناسی اجتماعی، درباره سیر تاریخی حجاب گفتوگو کردیم. او در این گفتوگو چگونگی شگلگیری حجاب را از تمدنهای پیش از اسلام تا اتفاقاتی که در سالهای اخیر افتاده است، بررسی میکند.
موضوع را با سیر تاریخی حجاب آغاز کنیم. از چه زمانی حجاب بهعنوان پوشش شکل گرفت؟
مسئله حجاب با مسئله زنان دو مسئله کاملا به هم پیوسته هستند. اول باید این موضوع را که چه اتفاقی افتاد که زنان تبدیل به قشر فرودست جامعه شدند، بررسی کنیم. مورخان و استادان در بررسیهای خود میگویند فرودستی زنان از زمانی شکل گرفت که بحث مالکیت مطرح شد و جامعه به جامعهای یکجانشین تبدیل شد و کشاورزی شکل گرفت و در این زمان مالکیت اهمیت زیادی پیدا کرد؛ چراکه بحث نیروی کار مطرح شد و این موضوع مهم شد که نیروی کار به چه کسی تعلق دارد. زنان باید به یک همسر تعلق میگرفتند و تعداد فرزندانی که میآوردند، بسیار حائز اهمیت بود. در همان زمان زنها تبدیل به یک غنیمت مهم در جنگها و راهزنانیها شدند؛ بنابراین باید از زنها محافظت میشد. محدودیتهای زنان در طول تاریخ از چنین نقطهای شروع شد و بعد عدم مشارکتشان در فعالیتهای اقتصادی و حرفهای باعث شد تا روزبهروز خانهنشینتر شوند و در پرده بروند. برای حفظ این وضعیت بهاصطلاح پدرسالارانه قوانینی هم شکل گرفت. در قوانین آشور و حمورابی یا در قوانین بینالنهرین مواردی وجود دارد که اگر زنی به حرف همسرش گوش ندهد، میتوان با خشت خام در دهانش زد یا دندانهایش را شکاند یا مجازاتهایی از این دست اما بحث حجاب بهمعنای امروزی و به این شیوه وجود نداشت. حجاب به معنای لباسهای بلند وجود داشت اما روبنده یا مثلا پوشاندن موی سر وجود نداشت. اگر دیوارنگاره آناهیتا را در طاقبستان یا نقش رستم نگاه کنیم، میبینیم که اصلا پوشش مو وجود ندارد. در زمان ساسانیان ما با تعدد زوجات و همچنین حرمسراهای گسترده مواجه هستیم. وقتی اسلام ظهور میکند و مسلمانان پیروز میشوند، آیینها و فرهنگهای خاورمیانهای به همراه آیینهای مدیترانهای امپراتوری بیزانس و ساسانیان و ایده و باورهای اعراب همه در هم تنیده میشود و چیزی را شکل میدهد که در طول تاریخ وضعیت زنان را رقم میزند. با این حال پوشش زنان با همان شکلی که در زمان ساسانیان وجود داشته تا زمان سامانیان هم ادامه پیدا میکند. در دوران تیموری اسنادی موجود است که میگوید زنان در آن زمان از روبنده استفاده میکردند. در زمان خوارزمشاهیان، ترکانخاتون که زنی بسیار قدرتمند بوده و وزرا و ارتش برای خودش داشته، وقتی توسط مغولان دستگیر میشود، چیزی شبیه چادر امروزی به سر داشته اما روبندهای ندارد.
مححبهبودن زنان به معنی پوشش سر، از چه زمانی رواج پیدا میکند و آیا این حجاب مختص گروهی خاص بوده است؟
قانون حجاب به این معنا در قوانین آشور وجود داشت، اما نه برای همه اقشار. عمدتا حجاب زنان توسط مردان خانواده کنترل میشد، با این حال در قوانین آشور زن آزاد باید محجبه میبود ولی کنیزان حق حجابگذاشتن نداشتند و اگر کسی حجاب غیرقانونی داشت، مثلا کنیزی که حجاب میگذاشت، با مجازاتهایی ازجمله قیراندودشدن سرش، بریدن گوشهایش یا تبعید و چوبخوردن مواجه میشد. در زمان صفویه ما پریخان خانم را داریم که طبق اسناد تاریخی مدتی در دولتخانه صفوی قزوین حکومت کرده بود تا برادرش سلطانمحمد خدابنده به سلطنت رسید. نگارههایی وجود دارد و نشان میدهد او هم اصلا حجابی شبیه حجاب متداول امروزی یعنی پوشش سر و گردن ندارد. در نگارههای رضا عباسی در دوران صفوی هم زنان فقط چیزی روی فرق سرشان است؛ نه به شیوهای که فقط وجه و کفین وجود داشته باشد. اگر بخواهیم نگاهی به سفرنامههایی که در آن زمان نوشته شده بیندازیم، میبینیم که کلاویخو (جهانگرد اسپانیایی) در زمان صفوی میگوید که اغلب زنان حجاب داشتند. زنان مسلمان چادر سفید و روبنده داشتند و برای زنان اروپایی که بدون حجاب راه میرفتند، دلسوزی میکردند؛ چون حجاب نشاندهنده طبقه بالای اجتماعی بود و کنیزان و زنان غیرمسلمان حجاب نداشتند. بنابراین حجابگذاشتن برای زنها حس بدی نداشت و نشاندهنده طبقه بالای اجتماعی بود؛ مثل لباسها و تاجی که پادشاه بر سرش میگذارد و با وجود سنگینی نشاندهنده بلندمرتبه اجتماعیبودنش است. پس ما در آن زمان مسئلهای با حجاب نداشتیم. حتی شرلی در سفرنامهاش موی زنان صفوی را توصیف کرده که موهای بلندی داشتهاند یا لباسهایشان چطور بوده است. خلاصه کلام اینکه زنان مسلمان پوشش داشتند و این پوشش را نشانه برتری خودشان میدانستند تا وقتی که ما با پدیده استعمار مواجه میشویم.
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
From the publisher's feed