دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

By
Download on the App Store

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها episodes

  • چرا شمار پناهجویان در آلمان اندکی کاهش یافته است؟
    برای نخستین بار پس از سال‌ها شمار پناهجویان در آلمان اندکی کاهش یافته است. نقش کنترل‌های مرزی، اخراج مهاجران، اعطای تابعیت آلمانی و تحولات سیاسی اخیر سوریه در این روند چیست؟ در مجموع چه تعدادی موظف به ترک آلمان هستند؟برای نخستین بار از سال ۲۰۱۱ میلادی، شمار پناهجویان ساکن آلمان اندکی کاهش یافته است. بر اساس پاسخ دولت فدرال آلمان به پرسشی از سوی فراکسیون حزب چپ در پارلمان، تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ در مجموع نزدیک به سه میلیون و ۵۳۰ هزار پناهجو، یعنی حدود ۱۷ هزار نفر کمتر از سال پیش از آن، در این کشور حضور داشته‌اند.
    چگونگی روند بلندمدت
    تعداد کل پناهجویان ساکن آلمان در سال ۲۰۱۵ نسبت به سال پیش از آن تقریباً دو برابر شد. یکی از دلایل این امر مداخله نظامی روسیه در جنگ داخلی سوریه در حمایت از بشار اسد، رئیس جمهور وقت این کشور بود. شمار پناهجویان افغانستانی هم که به آلمان آمدند، پس از به قدرت رسیدن گروه اسلام‌گرای طالبان در سال ۲۰۲۱ افزایش یافت.
    در سال ۲۰۲۲، زمانی که روسیه تجاوز نظامی علیه اوکراین را آغاز کرد، شمار بسیار بیشتری از پناهجویان وارد آلمان شدند و در مدت چند ماه حدود یک میلیون شهروند اوکراینی در این کشور پناهنده شدند. آنها لازم نیست درخواست پناهندگی ارائه دهند، بلکه بر اساس دستورالعمل اتحادیه اروپا، مورد حمایت موقت قرار می‌گیرند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    شمار افرادی که برای نخستین بار در آلمان درخواست پناهندگی می‌دهند از پاییز ۲۰۲۳ رو به کاهش بوده است. در حالی که در سال ۲۰۲۴ هنوز نزدیک به ۲۳۰ هزار درخواست نخست پناهندگی ثبت شده بود، این رقم در سال گذشته (۲۰۲۵) به حدود ۱۱۳ هزار مورد کاهش یافت.
    دلیل کاهش شمار پناهجویان
    اینکه در پایان سال ۲۰۲۵ شمار پناهجویان در آلمان کمی کمتر از یک سال پیش از آن بود، از یک سو به کنترل‌های مرزی مربوط می‌شود. اکنون نه تنها در همه مرزهای زمینی آلمان کنترل انجام می‌شود، هرچند در محدوده شنگن اصولاً چنین چیزی پیش‌بینی نشده است، بلکه شدت این کنترل‌ها افزایش هم یافته است. افزون بر این، الکساندر دوبرینت، وزیر کشور آلمان از حزب سوسیال مسیحی، در ماه مه گذشته دستور داد که پناهجویان عموما باید بازگردانده شوند.
    از سوی دیگر، در مجموع شمار کمتری پناهجو وارد اروپا شده است. علاوه بر این، شمار زیادی از کسانی که در سال ۲۰۲۵ وارد اروپا شده‌اند، ونزوئلایی‌هایی بوده‌اند که به دلیل زبان مشترک و سیاست مهاجرتی لیبرال‌تر اسپانیا، بیشتر به این کشور رفته‌اند.
    یکی از دیگر دلایل مهم کاهش شمار پناهجویان در آلمان، سرنگونی حاکم پیشین سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ بود. افزون بر این، بسیاری از سوری‌هایی که میان سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ وارد آلمان شده بودند، اکنون شرایط لازم برای دریافت تابعیت را دارند و در صورت استفاده از این حق، دیگر در آمار به عنوان پناهجو ثبت نمی‌شوند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    در سال گذشته ۲۲ هزار و ۷۸۷ مورد اخراج از آلمان، یعنی رقمی بیشتر از سال پیش از آن، صورت گرفته است. در سال ۲۰۲۴ نیز ۲۰ هزار و ۸۴ نفر به کشور مبدأ خود یا به یک کشور اروپایی مسئول رسیدگی به پرونده پناهندگی‌شان، بازگردانده شده بودند.
    تأثیرات ناشی از اصلاحات دولت پیشین آلمان
    در دولت ائتلافی پیشین آلمان، متشکل از احزاب سوسیال دموکرات، سبزها و دموکرات‌های آزاد، مدت انتظار برای ارائه درخواست تابعیت کوتاه‌تر شد. به این ترتیب واجدان شرایط اکنون می‌توانند پس از پنج سال، به جای هشت سال، تابعیت آلمانی دریافت کنند.
    قانون مربوط به "فرصت حق اقامت" که از سوی دولت پیشین تصویب شد تا پایان سال ۲۰۲۵ اعتبار داشت. این قانون برای افرادی طراحی شده بود که تا ۳۱ اکتبر ۲۰۲۲ دست‌کم پنج سال با وضعیت "دولدونگ"، اجازه اقامت موقت یا اجازه اقامت در آلمان زندگی کرده بودند.
    وضعیت "دولدونگ" به نوعی از اقامت اطلاق می‌شود که در آن فرد از نظر قانونی باید آلمان را ترک کند، اما اخراج او فعلاً به دلایلی، از جمله بیماری یا نداشتن مدارک هویتی، امکان‌پذیر نیست.
    افراد با چنین مختصاتی می‌توانستند همراه با اعضای خانواده خود برای ۱۸ ماه نوعی اجازه اقامت آزمایشی دریافت کنند. پس از آن، حق اقامت دائمی به کسانی اعطا می‌شد که می‌توانستند هزینه اصلی زندگی خود را تأمین کنند، به زبان آلمانی صحبت کنند، مرتکب جرم نشده باشند و مدارک هویتی لازم را ارائه داده یا «همه اقدامات لازم و معقول برای روشن شدن هویت خود را انجام داده باشند.»
    حدود ۴۳ درصد از افراد واجد شرایط از این امکان استفاده کردند. حدود ۲۸ هزار نفر از این طریق حق اقامت به دست آوردند. نزدیک به ۱۰ هزار تبعه خارجی در این روند ناکام ماندند و دوباره به وضعیت "تحمل‌شده" یا اصطلاحا "دولدونگ" بازگشتند. درباره بیش از ۱۵ هزار نفر که از اقامت فرصت برخوردار شده‌اند هنوز نتیجه مشخص نشده است.
    اشکال دیگر پذیرش یا حق اقامت
    یکی از شکل‌های پذیرش، مواردی است که بر اساس قوانین بین‌المللی یا دلایل بشردوستانه صورت می‌گیرد. در سال‌های گذشته حدود ۳۸ هزار افغانستانی، از جمله کارکنان محلی سابق مؤسسات آلمانی، در آلمان پذیرفته شده‌اند.
    طبق اعلام دولت آلمان، از سال ۱۹۹۳ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ در چارچوب برنامه پذیرش تنظیم‌شده برای مهاجران یهودی، در مجموع ۲۱۴ هزار و ۹۴۰ نفر از جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق وارد آلمان شده‌اند.
    راه دیگر برنامه موسوم به اسکان مجدد است. در این چارچوب کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل افراد آسیب‌پذیر را برای اسکان مجدد معرفی می‌کند. نمایندگان نهادهای آلمانی پیش از این انتقال، در محل با آنان مصاحبه کرده و بررسی‌های امنیتی را انجام می‌دهند.
    ائتلاف دولتی کنونی آلمان، متشکل از احزاب مسیحی و حزب سوسیال دموکرات، موافقت کرده است که برنامه‌های پذیرش بشردوستانه تا حد امکان متوقف شده و برنامه جدیدی هم آغاز نشود. به همین دلیل اخیراً تنها شمار اندکی، برای نمونه از سودان و اریتره، در قالب اسکان مجدد پذیرفته شده‌اند. روند پذیرش این افراد نیز پیش از تغییر دولت، تا حد زیادی پیش رفته بود.
    شمار افراد موظف به ترک آلمان
    در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۲۳۲ هزار نفر از مشمولین ترک آلمان، در این کشور زندگی می‌کردند. بسیاری از آنان از ترکیه، عراق یا افغانستان آمده بودند. یک سال پیش از آن، شمار این افراد نزدیک به ۲۲۱ هزار نفر بود. از میان افرادی که تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ موظف به ترک آلمان بودند، نزدیک به ۱۹۱ هزار نفر اقامتی از نوع "دولدونگ" داشتند.
    0 min
  • تداوم جنگ و پایداری نظام؛ سپاه پاسداران چگونه مانع انشقاق قدرت شد؟
    در میانه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، نقش واقعی سپاه پاسداران در هدایت این بحران چیست؟ بررسی ابعاد توان نظامی سپاه، در گفتگو با تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد تاریخ اجتماعی در دانشگاه لیدن هلند.امروز یکشنبه، ۱۵ مارس (۲۴ اسفند)، جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل با ایران وارد شانزدهمین روز خود شده است. عملیات موسوم به "خشم حماسی" که از نهم اسفند با حملات سنگین هوایی به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای آغاز شد، اکنون به مرحله‌ای سرنوشت‌ساز رسیده است.
    در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از "تخریب کامل" تأسیسات استراتژیک در جزیره خارک و مراکز موشکی سپاه سخن می‌گوید و گزارش‌های پنتاگون از نابودی بخش بزرگی از توان پهپادی ایران خبر می‌دهند، واقعیت میدانی حکایت از پیچیدگی‌های ساختاری عمیق‌تری دارد. برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه که فقدان فیزیکی علی خامنه‌ای در همان روز نخست حملات را پایانی بر انسجام نظام می‌دانست، سپاه پاسداران طی دو هفته گذشته توانسته است به عنوان "هسته سخت قدرت"، فرماندهی عملیات و مدیریت سیاسی کشور را تحت کنترل داشته باشد.
    با این حال، در شانزدهمین روز نبرد، پرسش‌های تازه‌ای افکار ناظران بین‌المللی را به خود مشغول کرده است:
    آیا با تداوم بمباران‌های بی‌وقفه و افزایش هزینه‌های کمرشکن جنگ، احتمال انشقاق و دو دستگی در بدنه فرماندهی سپاه وجود دارد؟ آیا سپاه بر اثر ضربات هولناک دو هفته اخیر به واقع ضعیف شده است یا همچنان قدرت بازسازی و باززایی خود را حفظ کرده؟و در نهایت، آیا این نهاد نظامی-امنیتی که خود را ضامن بقای نظام می‌داند، در برابر فشارهای خردکننده واشنگتن و تهدید به نابودی کامل زیرساخت‌ها، سر خم خواهد کرد یا تا مرز مستحیل شدن پیش خواهد رفت؟
    بخش فارسی دویچه‌وله با پروفسور تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد تاریخ اجتماعی در دانشگاه لیدن، به گفتگو نشسته‌ تا دریابد چرا ساختار قدرت در ایران بر خلاف نمونه‌هایی چون ارتش بعث عراق، همچنان در برابر طوفان مقاومت می‌کند.
    آقای دکتر تصور کلاسیک این بود که قدرت در ایران کاملا پیرامون شخص خامنه‌ای سازمان یافته است. با کشته شدن خامنه‌ای، انتظار می‌رفت شاهد فروپاشی سریع یا "بی‌سری" در نظام باشیم، اما سپاه ۱۳ روز است که انسجام خود را حفظ کرده. آیا سپاه موفق شده قدرت را از "شخص" به "نهاد" منتقل کند؟
    تورج اتابکی: ما باید انتظار داشته باشیم که قدرت سپاه به این سادگی‌ها از بین نخواهد رفت. اجازه دهید با یک اشاره تاریخی آغاز کنم؛ یکی از ویژگی‌های انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، شکل‌گیری نهادی موازی با نیروی نظامی کلاسیک کشور بود. این جریان با تشکیل کمیته‌های انقلاب نطفه بست و در مدت زمانی بسیار کوتاه به شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتهی شد. سپاه از همان بدو تأسیس، خود را به عنوان ضامن بقای این نظام معرفی کرد؛ نهادی که قرار بود مستقل از رهبران یا فرماندهان انقلاب حضور داشته باشد و در غوغای سیاست نیز دخالت نکند. هدف اصلی آن، بقای جمهوری اسلامی به هر شرط و به هر قیمتی بود. این ویژگی بسیار برجسته بود؛ حتی زمانی که زمزمه‌های دخالت این نهاد در امور سیاسی مطرح شد، به صراحت اعلام گردید که وظیفه سپاه پرداختن به مسائل جاری سیاست نیست و نباید در آن دخالت کند. اما این هرگز به معنای عدم مداخله در فرآیند بقای نظام نبود؛ سپاه موظف بود ضامن این بقا باشد و جمهوری اسلامی اساساً با همین ویژگی شناخته می‌شد. نخستین باری که نقش سپاه به شکل برجسته‌ای فراتر از مرزهای نظامی ظهور کرد، بیست سال پس از شکل‌گیری‌اش و در تیرماه ۱۳۷۸ بود. در اوج اعتراضات دانشجویی، در حالی که دولت اصلاح‌طلب وقت در قدرت بود، ۲۴ فرمانده سپاه اولتیماتومی به دولت دادند. آن‌ها تصریح کردند که برای دفاع از اسلام و ارزش‌های انقلاب حضور دارند و دولت باید این جایگاه را به رسمیت شناخته و از خطوط قرمز ترسیم‌شده فراتر نرود. افرادی نظیر محمدباقر قالیباف، قاسم سلیمانی، حسین الله‌کرم، حسین طائب و دیگران در این حلقه حضور داشتند.
    این ساختار شباهت‌های بسیاری با الگوی حزب کمونیست در اتحاد جماهیر شوروی دارد. در آن الگو، حزب همه‌جا حضور دارد، حرف آخر را می‌زند و عضویت در آن به معنای دستیابی به والاترین جایگاه اجتماعی و تصمیم‌گیری برای کل نظام است. حزب کمونیست دارای ارگانی به نام پولیت‌بورو (دفتر سیاسی) است که درباره چشم‌اندازهای آینده تصمیم می‌گیرد. نمایندگان واحدهای مختلف حزبی در آنجا گرد هم می‌آیند و به تصمیم‌گیری یا تنبیه و توبیخ افراد می‌پردازند. اما نکته کلیدی اینجاست که این دفتر سیاسی وسیع، خود دارای یک دفتر کوچک‌تر است که تصمیمات اصلی در آنجا اتخاذ شده و سپس در دفتر سیاسی وسیع مطرح می‌گردد.
    سپاه پاسداران نیز دقیقاً چنین ساختاری دارد؛ دارای یک دفتر و اتاق فکر کوچک متشکل از فرماندهان نخبه و زبده است که برای کل سپاه و در پی آن برای کل نظام تصمیم‌گیری می‌کنند. اعضای این دفتر لزوماً ثابت و تغییرناپذیر نیستند؛ اندیشه آن دفتر کوچک همواره برقرار است. با مرگ افرادی نظیر قاسم سلیمانی، جمع باقی‌مانده با نوعی تصمیم‌گیری درونی، چهره‌های جدیدی را وارد این حلقه می‌کنند، اما این فرم همواره حفظ می‌شود. ما نخستین بار در جنبش دانشجویی سال ۷۸ این ساختار را دیدیم و پس از آن نیز در مقاطع مختلف حضور این نهاد را مشاهده می‌کنیم. این به معنای نادیده گرفتن جایگاه رهبری نیست؛ رهبری تکیه‌گاه خود را در این دفتر کوچک تصمیم‌گیری می‌یابد و می‌داند که پیوند با این اتاق کوچک بسیار تعیین‌کننده است. برای نمونه، بیانیه‌ای که اخیراً منسوب به مجتبی خامنه‌ای، پسر علی خامنه‌ای منتشر شده، در حقیقت محصول همان اتاق فکر کوچک است، نه شخص او.
    بیشتر بخوانید: عواقب زیست‌محیطی ناروشن حمله به تأسیسات اتمی و نظامی ایران
    حتی در فرآیند جانشینی مجتبی خامنه‌ای نیز، موضوع تشکیل مجلس خبرگان و روال‌های معمول مطرح نبود؛ بلکه قرار بر این بود که سپاه جایگاه خود را تثبیت کند. اگرچه برای مدتی کوتاه یک شورای موقت طبق موازین بوروکراتیک تشکیل شد و افرادی نظیر مسعود پزشکیان، رئيس جمهور ایران بابت برخی اقدامات از جمله حمله به کشورهای عربی عذرخواهی کردند، به سرعت کنار گذاشته شدند. سپاه اعلام کرد که رهبر جدید تعیین شده است و این رهبر، چه به لحاظ فیزیکی در صحنه باشد و چه در تخت بیمارستان، تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد نمی‌کند، زیرا تصمیمات توسط آن اتاق کوچک اتخاذ می‌شود. این دقیقاً مشابه الگوی حزب کمونیست در شوروی یا چین است؛ مانند زمانی که شوروی به افغانستان حمله کرد، تصمیم نه در دفتر سیاسی بزرگ، بلکه در آن هسته کوچک حزبی گرفته شد و سپس لشکرکشی آغاز گشت. این آخرین نمونه رفتار سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی بود.
    مشخصا منظورتان این است که در واقع یک ایدئولوژی‌ وجود دارد که دیگر شخص‌محور نیست و این نهادینه شدن ایدئولوژی باعث ماندگاری ساختار شده است؟
    تورج اتابکی: دقیقاً همین‌طور است. ملهم از آن ایدئولوژی، ساختار و نهادی شکل گرفته که در طول دهه‌ها روی آن کار شده، تجربه اندوخته و مشق کرده است تا به جایگاه هولناک کنونی دست یابد. این نهاد در انتخابات دخالت می‌کند، مهره‌چینی می‌کند و آگاهانه فضا را باز یا بسته نگه می‌دارد. البته این به معنای آزادی عمل مطلق نیست؛ آن‌ها با موانعی روبرو می‌شوند و گاهی مجبور به عقب‌نشینی یا ارائه طرح‌های تازه می‌شوند. اما ادعای اینکه در جمهوری اسلامی تنها ولی فقیه حرف آخر را می‌زند، نادیده گرفتن جایگاه نهادی است که با انقلاب زاده شد و با دسترسی به منابع مالی فراتر از تصور، مدام گسترده‌تر شده است. تمام منابع در اختیار این نهاد است. گاهی افرادی که سپاه آن‌ها را بالا می‌کشد، جسارت به خرج داده و حقایق پشت پرده را بازگو می‌کنند، اما بلافاصله حذف می‌شوند؛ نظیر اشاراتی که احمدی‌نژاد به برادران قاچاقچی داشت (برادران قاچاقچی اصطلاحی است که برای اولین بار توسط محمود احمدی‌نژاد برای توصیف قاچاقچیان وابسته به مراکز قدرت در جمهوری اسلامی ایران در تیرماه ۱۳۹۰ به‌کار رفت) یا سخنان حسن روحانی مبنی بر اینکه وقتی ثروت، اسلحه و رسانه در اختیار یک نهاد باشد، کسی نمی‌تواند با آن‌ها مقابله کند.
    بیشتر بخوانید: شریان نفت ایران زیر آتش؛ سرنوشت خارک پس از بمباران چه می‌شود؟
    پس می‌توان گفت ما با سیستمی روبه‌رو هستیم که حتی روحانیت را کنار گذاشته و سکان این جنگ را کاملاً خودش به دست گرفته است؟
    تورج اتابکی: من در این موضوع تردیدی ندارم. سپاه پاسداران لزوماً علیه روحانیت عمل نمی‌کند، بلکه از وجود آن‌ها برای مشروعیت‌بخشی به حکمرانی خود بهره می‌برد، اما در صورت لزوم، روحانیت را نیز کنار می‌گذارد یا آن‌ها را در قالب مورد نظر خود محدود می‌کند (اصطلاحاً شاپو به سر روحانیت می‌گذارد). اولویت اصلی، دفاع از نظام است. این الگو را امروزه در چین کمونیست نیز می‌توان دید.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    من همواره تأکید داشته‌ام که نظام جمهوری اسلامی دو شناسه اصلی دارد: نخست، وجه الهیاتی آن است که بدون درک دیالکتیک الهیاتی قابل فهم نیست. این یک ایدئولوژی شسته و رفته بر بنیاد خوانشی ویژه از تشیع است. شناسه دوم، وجه میلیتاریستی و نظامی آن است. این نظام کاملاً الهیاتی-نظامی است و خود را برای این صحنه آماده کرده و در میدان حضور دارد.
    در جنگ پیش رو سناریوی ارتش بعث عراق در سال ۲۰۰۳ و فروپاشی ناگهانی آن در مورد سپاه تکرار نشد. چه ویژگی ساختاری در بوروکراسی نظامی سپاه وجود دارد که مانع از ریزش بدنه یا کودتای داخلی در این شرایط بحرانی شد؟
    تورج اتابکی: سپاه پاسداران جایگاه بسیار ویژه‌ای دارد و امتیازات گسترده‌ای به فرماندهان عالی و میانی خود می‌بخشد تا آن‌ها را از گرایش‌های سیاسی و اقتصادی جامعه متمایز کند. اما باید توجه داشت که این‌ها در خلاء فعالیت نمی‌کنند. آنچه در حقیقت حکومت اتحاد جماهیر شوروی را به تباهی کشاند، ناکارآمدی شدید و فساد حاکم بر جامعه بود؛ فسادی بی‌کران که از پایین‌ترین سطوح آغاز شده بود و تا عالی‌ترین مراتب قدرت امتداد داشت. دقیقاً همین جریان اکنون به سراغ جمهوری اسلامی نیز آمده است؛ ما امروزه شاهد یک فساد گسترده هستیم.
    بیشتر بخوانید: رقص بر ویرانه‌ها؛ چرا بخشی از دیاسپورا برای جنگ شادی می‌کند؟
    البته این به آن معنا نیست که حکومت با وجود مشکلات عدیده اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی، توان اداره کشور را ندارد. ما پیش‌تر به جایگاه سپاه اشاره کردیم، اما نباید تصور کرد که این نهاد برای اداره امور، از قدرت قاهره‌ بی‌حد و مرز برخوردار است؛ چرا که اگر چنین بود، با بحران‌های عدیده کنونی روبرو نمی‌شد.
    بیشتر بخوانید: بیماران مزمن، قربانیان خاموش پشت خطوط جنگ علیه ایران
    بنابراین با نگاهی دقیق‌تر می‌بینیم که ساختار قدرت بیش از پیش به سمت نوعی انسجامِ مرکزی و بسیار محدود حرکت می‌کند. در واقع، بیشتر تصمیمات در آن اتاق فکر اتخاذ می‌شود تا از فروپاشی نهاد تحت فشارهای اجتماعی جلوگیری شود؛ تلاشی که به باور من ناموفق خواهد بود.
    سپاه در این جنگ چطور توانسته از واژه ناسیونالیسم برای منسجم نگه داشتن بدنه و توجیه جنگ استفاده کند؟ و فکر می‌کنید تا کجا توان ادامه این جنگ را دارد؟
    تورج اتابکی: سپاه از هر ابزاری، از جمله ناسیونالیسم، برای بقای خود و نظام بهره می‌برد اما می‌کوشد تمام این‌ها را در انحصار خود درآورد. برای نمونه، پس از جنگ دوازده روزه، نوعی حس همبستگی ملی در هنر و موسیقی در میان مردم بروز کرد؛ علی خامنه‌ای با فراخواندن مداحان به بیت و درخواست برای خواندن اشعار ملی (ایران)، کوشید این حس ملی‌گرایی را مصادره کرده و خود را متولی آن نشان دهد. طی دو سال گذشته، شاهد برنامه‌های تصویری در ایران بودیم که در آن‌ها تندترین تحلیل‌ها علیه رهبری مطرح می‌شد؛ افرادی مانند مصطفی مهرآیین که بعداً دستگیر شدند. به نظر من، این فضاها بدون موافقت و قبول سپاه امکان‌پذیر نبود. سپاه حتی تا این حد پیش می‌رود که فضای سیاسی را کنترل کند؛ حتی در نوع پوشش مجریان تلویزیونی مداخله می‌کند. این اتاق فکر از تمام تجربه‌ها و مشاوره‌ها برای بقا استفاده می‌کند. آن‌ها حتی خود را برای به رسمیت شناختن اسرائیل در سازمان ملل (بدون رابطه دیپلماتیک) یا برقراری رابطه با آمریکا آماده کرده‌اند؛ این‌ها برایشان تابو نیست.
    شما چقدر این فرضیه را محتمل می‌دانید که سپاه برای بقا در قدرت، آگاهانه بخواهد جنگ را طولانی‌تر کند؟ و اساسا تا چه زمانی به این جنگ ادامه خواهد داد؟
    تورج اتابکی: به عقیده من، سپاه تا زمانی به مسیر خود ادامه می‌دهد که احساس کند بقایش تضمین شده است. اگر در برابر این نهاد گزینه‌ای قرار بگیرد که تضمین‌کننده ماندگاری آن و ثبات نظامی باشد که به آن تکیه دارد، در صورت دستیابی به چنین اطمینان خاطری، اسلحه را زمین خواهد گذاشت و شرایط را خواهد پذیرفت. با این حال، چون در حال حاضر چنین چشم‌اندازی در افق دیده نمی‌شود، به باور من این نهاد تا مرحله استحاله کامل به پیش خواهد رفت.
    البته باید توجه داشت که ما در اینجا تنها درباره یک نهاد در جمهوری اسلامی سخن گفتیم، در حالی که سپاه تنها بازیگر حاضر در صحنه نیست. نهادهای دیگری نیز وجود دارند که اگرچه قدرت و نفوذشان به اندازه سپاه نیست، اما همچنان حضور دارند و نقش‌آفرینی می‌کنند. علاوه بر این، ما با خاندان‌های حکومت‌گر در ایران روبه‌رو هستیم؛ خاندان‌هایی که برخی همسو با سپاه و برخی دیگر مستقل از آن هستند، اما همگی قدرتمند بوده و شریان‌های اقتصادی را تا حد قابل توجهی (هرچند نه به وسعت سپاه) در اختیار دارند.
    این خاندان‌ها نیز برای بقای خود طرح و برنامه‌های ویژه‌ای دارند و منفعل نخواهند ماند. آن‌ها تا زمانی که احساس کنند بقایشان با منافع سپاه گره خورده است، در کنار این نهاد باقی می‌مانند، اما به محض اینکه حس کنند رفتار و رویکرد سپاه، امنیت و بقای آن‌ها را تهدید می‌کند، از آن فاصله خواهند گرفت.
    چرا برخلاف تجربیات تاریخی، ارتش ایران در زمان فقدان رهبر واکنشی نشان نداده است؟
    تورج اتابکی: ارتش در ایران، در سایه حضور سپاه پاسداران، دیگر آن جایگاهی را که برای مثال در دوران حکومت پهلوی شاهد بودیم، دارا نیست. در حقیقت، باید ارتش را بخشی از ساختار سپاه یا یک اداره‌ جنبی از آن دانست که برخی وظایف را به نیابت از سپاه انجام می‌دهد؛ اما فاقد جایگاهی برجسته است. از همان ابتدا، هدف از تأسیس سپاه پاسداران دقیقاً این بود که ارتش به شکلی نمادین (مشابه سایر کشورها) وجود داشته باشد، اما هیچ‌گاه تهدیدی برای بقای جمهوری اسلامی محسوب نشود. آن‌ها با موفقیت ارتش را در حوزه‌های رفتار سیاسی و اجتماعی به نهادی بی‌اثر و فاقد قدرت تبدیل کردند.
    امروزه ارتش عملاً به یکی از ادارات وابسته به سپاه بدل شده است که کارهای اجرایی سپاه در برخی زمینه‌ها به آن واگذار می‌شود. برای مثال، ما نهادهایی چون وزارت دفاع، ستاد ارتش یا فرماندهی‌های مختلف را داریم که مشابه الگوهای جهانی در ایران نیز کپی‌برداری شده‌اند؛ اما هیچ‌کدام از این نهادها جایگاه سپاه را ندارند. مهم‌تر از همه، این ساختارها فاقد اتاق فکر یا دفتر سیاسی کوچک هستند که در سپاه وجود دارد. آن هسته مرکزی در واقع مغز متفکر و کانون اصلی اندیشه‌ نظام جمهوری اسلامی است که همواره خود را بازآفرینی و باززایی می‌کند؛ به این معنا که با دعوت از نیروهای جوان، تداوم اندیشه آن دفتر را تضمین می‌کند.
    بیشتر بخوانید: نخستین پیام مجتبی خامنه‌ای؛ رهبری که صدا و تصویر ندارد
    در این زمینه می‌توان به نمونه مشابهی در پاکستان اشاره کرد. در پاکستان نهادی به نام ارتش وجود دارد که درست مانند حزب کمونیست، دارای یک هسته کوچک مرکزی است. این هسته که در واقع همان اداره اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) است، کنترل همه‌چیز را در دست دارد. از بدو تأسیس جمهوری اسلامی پاکستان تاکنون، به ندرت شاهد روی کار آمدن حکومت‌های غیرنظامی (سیویل) پایدار بوده‌ایم و همواره نظامیان قدرت را در دست داشته‌اند. این نهاد با برخورداری از امتیازات ویژه، همه‌چیز را زیر کنترل دارد و مدام خود را روزآمد می‌کند؛ با جایگزینی افسران قدیمی با نیروهای تازه‌نفس، آن اتاق فکر همواره شریان‌های سیاسی پاکستان را در اختیار دارد. جالب اینجاست که این نهاد نظامی جایگاه بسیار ویژه‌ای نیز در حیات اقتصادی پاکستان به دست آورده که مشابه آن در کمتر کشوری دیده می‌شود.
    چقدر این فرضیه را محتمل می‌دانید که سپاه برای بقا در قدرت، آگاهانه بخواهد جنگ را طولانی‌تر کند؟
    تورج اتابکی: باید توجه داشت که سپاه پاسداران تداوم و طولانی‌تر کردن جنگ را تا زمانی دنبال می‌کند که این وضعیت به سود نظام باشد و بتواند از پس هزینه‌های آن برآید. پیش‌تر گفته می‌شد که جنگ ایران و عراق عامل نجات انقلاب بود؛ این گزاره تا حد زیادی مقرون به واقعیت است و آن‌ها از آن تجربه بهره بردند. اما این راهبرد، نامحدود و بی‌مرز نیست؛ چرا که خودِ جنگ نیز در حقیقت می‌تواند نهادها را فرسوده کرده و از میان ببرد.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    هزینه نبرد بسیار گزاف است؛ مخارج حتی یک روز جنگ بسیار سنگین بوده و جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی کنونی، در صورت طولانی شدن درگیری‌ها، نمی‌تواند به راحتی از پس تأمین این هزینه‌ها برآید. بنابراین ما با یک پیچیدگی راهبردی روبرو هستیم: از یک سو، شرایط جنگی این امکان را به نظام می‌دهد تا با تشدید سرکوب، برقراری ایست‌بازرسی‌ها و بازداشت‌ها، هرگونه صدای اعتراضی را خفه کند؛ اما از سوی دیگر، به درازا کشیدن جنگ منجر به بحران‌های فزاینده اقتصادی و حتی وقوع قحطی‌های گسترده خواهد شد.
    این وضعیت می‌تواند بقای نظام را به شکلی جدی تهدید کند؛ چرا که در آن مرحله، توده‌های مردم نه برای آرمان‌هایی چون آزادی و دموکراسی، بلکه برای نان به خیابان‌ها سرازیر خواهند شد. در برابر لشکر گرسنگان، نه سپاه و نه هیچ نهاد دیگری توان ایستادگی نخواهد داشت، زیرا شمار آن‌ها بی‌کران است. در نتیجه، چنین نیست که سپاه بتواند تا انتها به این مسیر ادامه دهد؛ توانمندی این نهاد محدود به منابع و امکاناتی است که در اختیار دارد و این پتانسیل، حد مشخصی دارد.
    0 min
  • معترضان کوبایی دفتر حزب کمونیست را ویران کردند
    حرکت‌های اعتراضی به ندرت در کوبا اتفاق می‌افتد. اکنون گروهی از معترضان به یک دفتر محلی حزب کمونیست یورش برده‌اند. رئیس جمهور کوبا این حرکت را محکوم کرده، اما در عین حال تا حدی هم از خود تفاهم نشان داده است.یه گزارش رسانه‌ها، در جریان یک حرکت اعتراضی در روز ۱۴ مارس (۲۳ اسفند) به وقت محلی، معترضان خشمگین کوبایی یکی از دفاتر محلی حزب کمونیست این کشور را ویران کردند.
    ویدئوهای منتشرشده در اینترنت نشان می‌دهد که معترضان به دفتر حزب در منطقه "مورون" واقع در استان "سیه‌گو ده آویلا" یورش برده و پرونده‌ها، رایانه‌ها و مبلمان آن را در خیابان به آتش می‌کشند. در کوبا تظاهرات و حرکت‌های اعتراضی به ندرت رخ می‌دهد.
    میگل دیاز کانل، رئیس جمهور کوبا، این ناآرامی‌ها را محکوم کرد. با این حال او در اقدامی کم‌سابقه اذعان کرد که در میان مردم نارضایتی وجود دارد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    دیاز کانل گفت: «می‌توان نارضایتی مردم ما را در برابر قطع‌های مداوم برق درک کرد.» او در عین حال افزود: «اما چیزی که هرگز قابل درک یا توجیه نیست، خشونت است.»
    تأیید گفت‌وگوی هاوانا با آمریکا
    طبق گزارش رسانه‌ها، این اعتراض در واکنش به قطع برق و مشکلات موجود در کوبا بر سر تأمین کالاها شکل گرفته و رئیس جمهور کوبا نیز تشدید محاصره انرژی از سوی آمریکا را عامل این بحران دانسته است.
    دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، فشار بر کوبا را افزایش داده است. پس از دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس جمهور سرنگون‌شده ونزوئلا، توسط نیروهای آمریکایی، ارسال بخش مهمی از نفت ونزوئلا به کشور متحدش کوبا، قطع شد.
    مردم کوبا اکنون با ساعت‌های طولانی بی‌برقی مواجه‌اند، خیلی از اقلام مواد غذایی فقط با قیمت‌های بالا و به دلار قابل دسترسی است و بنزین که یافت نمی‌شود هیچ، حتی حمل و نقل عمومی شهری هم تقریباً از کار افتاده است.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    در پی محاصره نفتی کوبا، کارکنان دولتی حداکثر چهار روز در هفته کار می‌کنند و فعالیت دانشگاه‌ها و مدارس نیز با محدودیت‌های شدید آموزشی دست به گریبان‌اند. قطعی‌های طولانی‌مدت برق و وضعیت اسفبار اقتصادی بر امنیت اجتماعی هم اثر گذاشته است.
    مردم کوبا مجبورند برای ابتدایی‌ترین نیازهای روزانه خود در صف‌هایی طولانی در برابر نانوایی‌ها، در بازار، در اداره‌ها و در مطب پزشکان به انتظار بایستند. کمبود شدید مواد غذایی و دارو بیداد می‌کند و قطعی‌های طولانی‌مدت برق باعث رواج سوءتغذیه و بیماری‌های مختلف شده است.
    تورم بالا و دلاری شدن اقتصاد، قیمت‌ها را به‌شدت افزایش داده است. پزوی کوبا هم تقریباً بی‌ارزش شده است. در چنین شرایطی، کالاهای اندکی که در بازارهای غیررسمی یافت می‌شوند، برای بسیاری از مردم غیرقابل پرداخت‌اند.
    در پی این وضعیت، دولت کوبا جمعه گذشته ۱۳ مارس (۲۲ اسفند) برای نخستین بار اعلام کرد که با نمایندگان آمریکا برای "حل اختلافات دوجانبه" گفت‌وگوهایی انجام داده است.
    0 min
  • انصراف سه فوتبالیست زن ایرانی از پناهندگی در استرالیا
    وزیر کشور استرالیا اعلام کرد در مجموع سه عضو دیگر تیم ملی فوتبال زنان ایران استرالیا را ترک کرده‌اند و تصمیم گرفته‌اند به ایران بازگردند. برخی فعالان، علت انصراف آنان از پناهندگی را تهدید و فشار جمهوری اسلامی می‌دانند.به گفته وزیر کشور استرالیا و رسانه‌های حکومتی در ایران، سه فوتبالیست زن دیگر به همراه یک عضو کادر تیم ملی فوتبال زنان ایران، درخواست پناهندگی خود را که پیش‌تر در استرالیا ارائه کرده بودند، پس گرفته‌اند.
    بر اساس این گزارش‌ها، این سه عضو تیم در مسیر مالزی هستند؛ جایی که بخش عمده تیم ملی فوتبال زنان ایران اکنون در انتظار بازگشت به تهران به سر می‌برد.
    تونی برک، وزیر کشور استرالیا، نیز ضمن اعلام این خبر گفت این زنان تصمیم گرفته‌اند به کشور خود که به‌شدت از جنگ آسیب دیده است بازگردند. درباره دلایل این تصمیم توضیحی داده نشده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    پس از حذف تیم ملی فوتبال زنان ایران در مرحله گروهی مسابقات جام ملت‌های آسیا، نگرانی‌های زیادی درباره بازیکنان این تیم به وجود آمده بود.
    از آنجا که تیم در نخستین بازی گروهی مقابل کره جنوبی از خواندن سرود جمهوری اسلامی خودداری کرده بود، گروه‌های مدافع حقوق بشر نگران بودند که بازیکنان پس از بازگشت به کشور با اقدامات تلافی‌جویانه روبه‌رو شوند.
    این اقدام بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان، در ایران به عنوان نشانه‌ای از مخالفت با رهبری جمهوری اسلامی تعبیر شده بود و رسانه‌های حکومتی نیز سپس، با وجود اینکه حتی آنان در مسابقات بعدی هم سرود خواندند و هم سلام نظامی دادند، آنها را "خائن" نامیدند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    پس از آن بود که هفت عضو تیم ملی در استرالیا پناهندگی دریافت کردند. بر اساس اعلام مقام‌های استرالیا، پیش از این نیز یک بازیکن دیگر با انصراف از درخواست پناهندگی، تصمیم گرفته بود استرالیا را ترک کند.
    صدا و سیمای جمهوری اسلامی اینک اعلام کرده است که "دو بازیکن و یک عضو کادر فنی" تیم ملی "از درخواست پناهندگی در استرالیا انصراف داده‌اند و در حال حاضر در مسیر مالزی هستند.»
    این شبکه عکسی از این سه زن منتشر کرده که ظاهراً اندکی پیش از سوار شدن به هواپیما گرفته شده است.
    بسیاری از فعالان سیاسی و حقوق بشری این احتمال را مطرح کرده‌اند که فوتبالیست‌های منصرف‌شده از ماندن در استرالیا، زیر فشار و تهدید حکومت جمهوری اسلامی دست به این اقدام زده باشند.
    پیش‌تر نیز دادستانی کل کشور جمهوری اسلامی به شکل غیرمستقیم بازیکنان را تهدید کرده بود و با انتشار بیانیه‌ای از آنها خواسته بود تا "برای رفع دغدغه‌های خانواده‌ها" به ایران بازگردند.
    0 min
  • حملات تازه در تهران؛ قطع برق در شهرستان ملارد
    رسانه‌ها و تصاویر شبکه‌های اجتماعی از حملات تازه هوایی اسرائيل و آمریکا به تهران در یک‌شنبه شب ۲۴ اسفند (۱۵ ‏مارس) خبر می‌دهند‎.‎جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. بر اساس اعلام دفتر نخست‌وزیری اسرائیل، عملیات نظامی جدید این کشور، "غرش شیران" نام‌گذاری شده است. آمریکا نیز عملیات نظامی خود علیه جمهوری اسلامی را "خشم حماسی" نام‌گذاری کرده است.
    علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در جریان این حملات کشته شد. بنا به اعلام ترامپ و ارتش اسرائیل تا كنون ده‌ها تن از مقام‌های عالیرتبه حکومت ایران نیز کشته شده‌اند.
    جمهوری اسلامی در واکنش به حملات مشترک اسرائیل و آمریکا، تا کنون خاک اسرائیل و نیز چند کشور منطقه خلیج فارس از جمله قطر، کویت، عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی و حتی آذربایجان را نیز هدف قرار داده است.
    یک هفته پس از اعلام رسمی مرگ خامنه‌ای، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی فرزند او را به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی انتخاب کرد.
    آخرین خبرها از تحولات جنگ را از اینجا دنبال کنید: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران
    حملات تازه در تهران؛ قطع برق در شهرستان ملارد
    رسانه‌ها و تصاویر شبکه‌های اجتماعی از حملات تازه هوایی اسرائيل و آمریکا به تهران در یک‌شنبه شب ۲۴ اسفند (۱۵ مارس) خبر می‌دهند.
    کانال تلگرامی روزنامه هم‌میهن از فعال شدن پدافند هوایی در مرکز شهر و نزدیکی خیابان انقلاب خبر داده و در شبکه‌های اجتماعی اخباری منتشر شده که حاکی از وقوع انفجارهای متعدد در چند منطقه در پایتخت ایران، از جمله جنوب تهران و نیز حملاتی به منطقه امیرآباد، یوسف‌آباد، سعادت آباد و تهرانپارس است.
    خبرها همچنین حاکی از شنیده شدن صدای جنگنده‌‌ها و پهپادها حین عبور از آسمان تهران است.
    همچنین طبق گزارش‌های رسانه‌های ایران، رئیس اداره برق ملارد اعلام کرده که به دلیل اصابت چند پرتابه، برق چند منطقه از این شهرستان قطع شده است.
    حمله به مرکز دیپلماتیک آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد
    خبرگزاری فرانسه به نقل از سه منبع امنیتی اعلام کرد، چندین پهپاد و راکت به سوی یک پایگاه نظامی در مجموعه فرودگاه بغداد پرتاب شده‌اند که شامل مرکز دیپلماتیک آمریکا نیز می‌شود.
    یکی از این مقام‌‌ها گفت: «۹ حمله با پهپاد و موشک پایگاه نظامی ویکتوری در محوطه فرودگاه را نشانه گرفتند.»
    یک خبرنگار این خبرگزاری هم از شنیده شدن صدای چند انفجار در بغداد، پایتخت عراق گزارش داده است.
    یک منبع امنیتی دیگر نیز گفت، دست کم سه پهپاد سرنگون شده‌اند. با این همه هنوز مشخص نیست که این پایگاه نظامی آیا مستقیما مورد اصابت قرار گرفته یا نه.
    در همین حال خبرگزاری‌ها از برخورد قطعه‌ای از یک موشک ایرانی به یک ساختمان مسکونی در اورشلیم (بیت‌المقدس) که مورد استفاده کنسولگری آمریکاست خبر داده‌اند. وزارت خارجه آمریکا می‌گوید، هیچ‌کدام از کارکنان آمریکایی زخمی نشده‌اند.
    سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده در بیانیه‌ای گفت، پس از رهگیری یک موشک، بقایای آن در یک منطقه مسکونی سقوط کرد.
    عراقچی: من اینترنت دارم چون صدای ایرانی‌ها هستم
    وزیر خارجه ایران در تازه‌ترین سخنان خود برخورداری‌‌اش از اینترنت را در شرایطی که مردم ایران محروم از این دسترسی شده‌اند توجیه کرد و آن را مشروع دانست.
    عباس عراقچی که یکشنبه ۱۵ مارس (۲۴ اسفند) با شبکه خبری "سی‌بی‌اس" آمریکا سخن می‌گفت در پاسخ به پرسش مجری که از از پرسید شما با استفاده از اینترنت این مصاحبه را انجام می‌دهید اما مردم ایران از اینترنت محروم هستند، گفت چون "صدای مردم" است و باید از "حقوق آ‌ن‌ها دفاع" کند از این نعمت برخوردار است.
    او افزود: «اینترنت به دلایل امنیتی بسته شده، زیرا ما تحت حمله قرار داریم.»
    اینترنت برای مردم ایران چنان‌‌چه در جنگ اول آغازشده توسط اسرائيل در خردادماه بسته شد، در دور دوم حملات این کشور و آمریکا که از نهم اسفند تا کنون ادامه دارد نیز توسط مقامات جمهوری اسلامی خاموش شده است.
    عراقچی در پاسخ به سئوالی دیگر که نگرانی در مورد سلامت آمریکایی‌های زندانی در زندان اوین را بازتاب می‌داد نیز گفت: «اگر ایالات متحده و اسرائيل به زندان‌های ما حمله نکنند فکر می‌کنم آن‌ها در امنیت باشند.»
    نگرانی درباره جان زندانیان در اوین در حالی مطرح می‌شود که در تابستان نیز این زندان تحت حمله قرار گرفت و به گفته مقام‌های ایران، تلفات جانی به همراه آورد.
    بر اساس قوانین بین‌المللی در شرایط جنگی زندانیان غیرخطرناک باید آزاد شوند. رضا خندان فعال مدنی محبوس در اوین نیز پیشتر با انتشار نامه‌ای خواستار آزادی زندانیان در شرایط جنگی شده بود.
    بارگیری نفت در جزیره خارک "همچنان ادامه دارد"
    "تانکرترکرز"، وب‌سایت تخصصی ردیابی نفتکش‌ها از تداوم بارگیری نفت در جزیره خارک پس از حملات اخیر آمریکا خبر داده است.
    این سامانه نظارتی از مشاهده یک نفتکش خبر می‌دهد که در روز یکشنبه ۲۴ اسفند در این جزیره در حال بارگیری نفت بود. به علاوه، هفت نفتکش دیگر نیز در منطقه لنگرگاه مشاهده شده است.
    پنج نفتکش قبلا نفت کوره بارگیری کرده بودند و دو نفتکش دیگر مطابق تصاویر ماهواره‌ای، در انتظار بارگیری هستند. با این همه هنوز معلوم نیست که این کشتی‌ها متعلق به چه کسانی‌هستند.
    تأسیسات نظامی جزیره خارک سحرگاه شنبه ۲۳ اسفند هدف حمله قرار گرفت.
    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که کشورش همراه با اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران می‌جنگد در پی این حمله به مقامات جمهوری اسلامی هشدار داد، در صورتی که از بستن تنگه هرمز دست برندارند، در تصمیم خود مبنی بر عدم حمله به زیرساخت‌های نفتی خارک صرفنظر خواهد کرد.
    سخنگوی ارتش اسرائيل: جنگ با ایران حداقل سه هفته دیگر ادامه دارد
    افی دفرین، سخنگوی ارتش اسرائيل می‌گوید، این کشور در نظر دارد عملیات جنگی خود علیه ایران را دست کم تا سه هفته دیگر ادامه دهد.
    او به شبکه خبری "سی‌ان‌ان" گفت که هنوز "هزاران هدف" برای حمله در ایران باقی مانده است.
    دفرین افزود، اسرائيل در هماهنگی با متحدان آمریکایی خود برای دست کم تا عید پسح (فسح) یهودیان در اول آوریل برنامه‌ریزی کرده و برنامه‌هایی هم حتی برای سه هفته بعد از آن وجود دارد.
    این سخنگوی نظامی تصریح کرده که تمرکز اصلی ارتش کشورش بر تضعیف جدی رهبری ایران قرار دارد و ساعت پایانی و جدول زمانی مشخصی را دنبال نمی‌کند.
    منابع اطلاعاتی آمریکا: خامنه‌ای در صلاحیت پسرش برای رهبری شک داشت
    شبکه خبری "سی‌بی‌اس نیوز" آمریکا بر پایه آن چه که سرویس‌های اطلاعاتی این کشور در اختیار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور و حلقه اطراف آن قرار داده‌اند نوشته که علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران نسبت به شایستگی پسرش مجتبی، برای جانشینی او شک داشت و در این مورد نگران بود.
    مطابق این گزارش، اطلاعات جمع‌آوری‌شده همچنین نشان می‌داد که علی خامنه‌ای به توانایی پسرش برای به‌دست گرفتن رهبری مردد بود، چرا که او را به عنوان فردی نه‌چندان باهوش و فاقد صلاحیت لازم برای این مقام می‌دانست.
    منابعی در دولت آمریکا، جامعه اطلاعاتی و افراد نزدیک به ترامپ همچنین گفته‌اند، اطلاعات موجود نشان می‌دهد که علی خامنه‌ای از برخی مشکلات در زندگی خصوصی پسرش نیز آگاه بود.
    "سی‌بی‌اس نیوز" می‌گوید، این اطلاعات در اختیار مقام‌های ارشد دولت ترامپ، از جمله جی دی ونس، معاون او و تعداد کمی از مقامات ارشد دیگر قرار داده شده است. همچنین ترامپ در گفت‌وگوهای خصوصی به نزدیکانش گفته که مطمئن نیست که این اطلاعات مربوط به مجتبی اهمیت زیادی داشته باشد.
    ترامپ اعتقاد دارد که ایران در حال حاضر عملا بدون رهبری است و حتی اخیرا در زنده بودن مجبتی نیز ابراز تردید کرده است.
    طبق این گزارش، کاخ سفید بر این باور است که در شرایط کنونی این سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که سکان امور را در ایران به دست دارد؛ موضوعی که از دید مقام‌های آمریکایی، تغییری مهم در ساختار قدرت جمهوری اسلامی تلقی می‌شود که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ در قبضه روحانیت بوده است.
    مجتبی خامنه‌ای که از حمله اسرائیل و آمریکا به بیت رهبری در تهران در نهم اسفند‌ماه تا کنون در انظار عمومی ظاهر نشده سومین رهبر جمهوری اسلامی بعد از کشته شدن پدرش در همان حمله است.
    ترکیه: مجتبی خامنه‌ای زنده و قادر به انجام وظایف خود است
    هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه می‌گوید، مجتبی خامنه‌ای که بعد از کشته شدن پدرش در حمله هوایی به بیت رهبری در نهم اسفندماه جانشین او در رهبری جمهوری اسلامی شد زنده و قادر به انجام وظایف خود است.
    تا کنون خبرهای ضدونقیضی از سلامت او که در هنگام حمله در بیت حضور داشته منتشر شده که تازه‌ترین آن‌ها تردید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در زنده بودن اوست.
    فیدان که در گفت‌وگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس زنده بودن پسر رهبر پیشین را تأیید کرد در عین حال گفت، تا کنون هیچ اطلاعاتی درباره شدت زخمی شدن او در آن حمله که در آغاز حمله اسرائیل و آمریکا به محل اقامت خامنه‌ای انجام شد به دست نیامده است.
    پیش از این عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی از "سلامت کامل" مجتبی خامنه‌ای خبر داده و گفته بود که او "اوضاع را تحت کنترل دارد."
    اما پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا در این باره گفته بود، مجتبی احتمالا در همان حمله زخمی شده و گفته می‌شود که دچار تغییرشکل (احتمالا در چهره) شده است.
    عراقچی: هرگز درخواست آتش‌بس یا مذاکره نکرده‌ایم
    وزیر خارجه ایران درخواست آتش‌بس با اسرائيل و آمریکا یا مذاکره با آنان را رد کرده است.
    عباس عراقچی که این سخنان را در مصاحبه‌ای با شبکه خبری "سی‌بی‌اس" در روز یکشنبه ۲۴ اسفند بیان کرد افزود: «ما آماده‌ایم که از خود دفاع کنیم، هر چقدر هم که طول بکشد، تا زمانی که ترامپ قانع شود که جنگ غیرقانونی است و پیروزی در آن وجود ندارد.»
    در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا از نابودی وسیع توان تهاجمی و دفاعی ایران خبر داده عراقچی می‌گوید، جمهوری اسلامی به اندازه کافی قوی است و دلیلی برای گفت‌وگو با آمریکایی‌ها نمی‌بیند.
    پیشتر دونالد ترامپ گفته بود ایرانی‌ها خواهان مذاکره هستند.
    عراقچی همچنین ادعا کرد: «ما فقط دارایی‌ها، تأسیسات و پایگاه‌های نظامی آمریکا را هدف قرار می‌دهیم. از خاک کشور‌های خلیج فارس برای حمله به ایران استفاده می‌شود و نمونه‌های بسیار زیادی برای این موضوع وجود دارد.»
    پیش از آن در روز شنبه وزیر خارجه ایران در مصاحبه با شبکه خبری "ام‌اس ناو" در مورد بستن تنگه هرمز از سوی ایران مدعی شده بود که این تنگه "برای همه کشورها باز است به جز اسرائيل و آمریکا."
    او گفته بود: «دیگران آزادند عبور کنند. البته بسیاری از آن‌ها ترجیح می‌دهند عبور نکنند به خاطر مسائل امنیتی‌شان که این ربطی به ما ندارد.»
    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا پس از حمله ارتش آمریکا به جزیره خارک که در اولین ساعات ۲۳ اسفند انجام شد هشدار داد که این بار به زیرساخت‌های حیاتی نفت به دلایل انسانی ضربه وارد نیامد ولی اگر ایران همچنان به اختلال در کشتی‌رانی تنگه هرمز ادامه دهد این تأسیسات هدف قرار خواهد گرفت.
    سپاه: حمله به ریاض و الشرقیه عربستان ربطی به ما ندارد
    روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌گوید، عربستان از حمله با ۱۰ پهپاد به ریاض، پایتخت و الشرقیه (استان شرقی) این کشور خبر داده و می‌گوید، موفق به انهدام آن‌ها شده است.
    سپاه در اطلاعیه‌ای که روز یکشنبه ۲۴ اسفند منتشر شده افزوده است: «این حمله هیچ ارتباطی با جمهوری اسلامی ایران ندارد و دولت عربستان باید به دنبال کشف مبدأ حملات باشد.»
    بعد از شروع جنگ اسفند‌ماه علیه مواضع جمهوری اسلامی در ایران، عربستان و برخی از دیگر کشورهای منطقه مورد حمله قرار گرفته‌اند.
    پیش از آغاز حملات اسرائيل و آمریکا علیه ایران نیز مقام‌های جمهوری اسلامی تهدید کرده بودند که این بار اگر به ایران حمله شود "جنگ، منطقه‌ای خواهد بود."
    گروه تروریستی فلسطینی حماس در پیامی که روز گذشته ۲۳ اسفند منتشر شد از ایران خواست، به کشورهای همسایه حمله نکند.
    عربستان، کویت، قطر، بحرین، عراق و عمان از جمله کشورهایی هستند که پس از این جنگ هدف حمله قرار گرفته‌اند.
    ترکیه نیز با اعلام این که موشک‌های راهی شده از ایران بر فراز این کشور رهگیری شده از جمهوری اسلامی خواسته تا این کشور را هدف قرار ندهد.
    وزیر انرژی آمریکا: جنگ با ایران ممکن است چند هفته ادامه یابد
    کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا احتمال داده که جنگ کشورش با ایران تا چند هفته آینده پایان می‌یابد و پس از آن عرضه نفت دوباره افزایش خواهد یافت.
    به گزارش خبرگزاری رویترز، رایت همچنین پیش‌بینی کرده که تا پایان این درگیری نظامی عرضه نفت در بازارهای جهانی بهبود پیدا کرده و قیمت‌ انرژی نیز کاهش خواهد یافت.
    وزیر انرژی ایالات متحده همچنین ابراز خوش‌بینی کرده که بالا رفتن بهای نفت و بنزین که در پی این تنش‌های نظامی ایجاد شده موقتی است و در "بدترین حالت چند هفته به طول خواهد انجامید، نه چند ماه."
    جنگ اسرائيل و آمریکا علیه ایران که از ۲۸ فوریه (نهم اسفند) آغاز شده به افزایش بهای نفت انجامیده است.
    کریس رایت پنج‌شنبه ۱۲ مارس اعلام کرد که آمریکا ۱۷۲ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را با هدف کاهش قیمت نفت آزاد خواهد کرد. او افزود تحویل این مقدار از نفت حدود ۱۲۰ روز طول خواهد کشید.
    آژانس بین‌المللی انرژی نیز روز چهارشنبه ۱۱ مارس در تلاش برای پایین آوردن قیمت نفت اعلام کرد که هر ۳۲ کشور عضو این نهاد با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت موافقت کرده‌اند.
    کره‌ جنوبی: درخواست ترامپ برای اعزام ناو جنگی بررسی می‌شود
    دفتر ریاست‌ جمهوری کره‌ جنوبی اعلام کرد که این کشور درخواست دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهور آمریکا از متحدان برای اعزام ناوهای جنگی به تنگه هرمز را با دقت بررسی خواهد کرد.
    ترامپ از کشورهایی مانند فرانسه، ژاپن، کره جنوبی و بریتانیا خواسته است که برای حفاظت از تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، ناوهای جنگی اعزام کنند؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند.
    در بیانیه دفتر ریاست‌ جمهوری کره‌ جنوبی تاکید شده که این کشور در این ارتباط، با آمریکا همکاری نزدیک خواهد داشت و پس از بررسی‌های دقیق در مورد درخواست واشنگتن تصمیم‌گیری می‌کند.
    سپاه پاسداران نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل را تهدید به کشتن کرد
    خبرگزاری‌های دولتی و رسمی جمهوری اسلامی، از جمله فارس و ایرنا با استناد به بیانیه‌ سپاه، ضمن تهدید نخست‌وزیر اسرائیل نوشتند "اگر نتانیاهو هنوز زنده باشد، او را تعقیب کرده و خواهند کشت".
    نتانیاهو پیش‌تر و همزمان با تشدید جنگ ، با اشاره به انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی تهدید کرده و گفته بود که او برای مجتبی خامنه‌ای بیمه عمر صادر نمی‌کند.
    نتانیاهو مجتبی خامنه‌ای را "عروسک سپاه پاسداران" خوانده و گفته بود او نمی‌تواند در ملا عام ظاهر شود. نخست‌وزیر اسرائیل همچنین خطاب به مردم ایران گفته بود که زمان یک "مسیر تازه به سوی آزادی" نزدیک است و اسرائیل در کنار آن‌ها ایستاده است.
    زلنسکی: ایران با پهپادهای روسی شاهد به پایگاه‌های آمریکا حمله می‌کند
    ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین در مصاحبه با شبکه خبری "سی‌ان‌ان"گفت که حکومت ایران به طور "صددرصد و قطعی" از پهپادهای شاهد ساخت روسیه برای حمله به پایگاه‌های آمریکا استفاده کرده است.
    پهپادهای شاهد که نخستین بار توسط جمهوری اسلامی توسعه داده شدند، به عنوان جایگزینی ارزان‌تر برای موشک‌های گران‌قیمت شناخته می‌شوند.
    این پهپادها در جنگ روسیه و اوکراین به‌طور گسترده مورد استفاده قرار گرفتند و بنا بر گزارش‌ها از پاییز سال ۲۰۲۲ هزاران فروند از این پهپادها توسط نیروهای روسیه علیه اوکراین به کار گرفته شده است.
    بر اساس این گزارش، اگرچه ایران در ابتدا این پهپادها را در اختیار روسیه قرار داده بود، اما مسکو اکنون نسخه‌های خود از این پهپادها را تولید می‌کند و مدل‌های مشابه آن بعدها در زرادخانه برخی کشورهای دیگر نیز قرار گرفته‌اند.
    دونالد ترامپ تهدید به حملات بیشتر به جزیره خارک کرد
    دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهور ایالات متحده هشدار داد که ممکن است حملات بیشتری به جزیره خارک، پایانه اصلی صادرات نفت ایران انجام شود.
    ترامپ از کشورهایی مانند چین، فرانسه، ژاپن، کره جنوبی و بریتانیا خواست برای حفاظت از تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز ناوهای جنگی اعزام کنند؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند.
    رئیس جمهور ایالات متحده با اشاره به ادامه جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران که وارد سومین هفته خود شده است، گفت حملات آمریکا "بخش بزرگی از جزیره خارک را کاملا ویران کرده است" و احتمال انجام حملات بیشتر نیز وجود دارد.
    او در گفت‌وگویی با شبکه"ان‌بی‌سی"اظهار داشت: «ممکن است چند بار دیگر هم صرفا محض سرگرمی و تفنن آنجا را هدف قرار دهیم.»
    این اظهارات به عنوان تشدید لحن ترامپ ارزیابی شده است. او پیش‌تر گفته بود که حملات آمریکا صرفا مراکز نظامی در جزیره خارک را هدف قرار می‌دهد اما در صورت تداوم اختلال در تنگه هرمز ممکن است به زیرساخت‌های نفتی خارک هم حمله شود.
    با ادامه درگیری‌ها، تحلیلگران از افزایش قیمت انرژی و احتمال تداوم بحران جهانی نفت خبر داده‌اند؛ بحرانی که می‌تواند در صورت مختل‌ شدن عبور نفت از تنگه هرمز عمیق‌تر شود.
    دستگیری ۲۰ نفر در ارتباط با اتهام "همکاری با اسرائیل" در ارومیه
    حسین مجیدی دادستان مرکز آذربایجان غربی روز یکشنبه ۲۴ اسفند (۱۵ مارس) از دستگیری ۲۰ نفر از به گفته خود، "مزدوران مرتبط با رژیم صهیونیستی" در ارومیه خبر داد.
    مجیدی مدعی شده است که در پی اقدامات اطلاعاتی و رصد سایبری و "با همکاری بسیج مردمی"، نیروهای سازمان اطلاعات سپاه در آذربایجان غربی، "چند شبکه مرتبط با اسرائیل" را که متهم به ارسال اطلاعات درباره مراکز نظامی، انتظامی و امنیتی بودند، شناسایی و "متلاشی" کرده‌اند.
    تسنیم خبرگزاری وابسته به سپاه به نقل از این مقام حکومتی نوشته است که با صدور دستور قضایی، ۲۰ نفر از این افراد دستگیر و بازداشت شدند.
    این مقام قضایی محلی درباره هویت افراد دستگیر شده اطلاعاتی نداده و درباره جزئیات فعالیت ادعایی آنان نیز توضیحی نداده است.
    نهادهای حقوق بشری هشدار داده‌اند که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، از جمله سازمان اطلاعات سپاه، موج دستگیری‌ها را افزایش داده‌اند. به گفته این نهادها، بسیاری از این بازداشت‌ها با هدف ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه انجام می‌شود.
    بر اساس این گزارش‌ها، با ادامه جنگ و کشته شدن برخی از مقام‌ها و فرماندهان نظامی و امنیتی، حاکمیت نسبت به احتمال شکل‌گیری اعتراض‌های خیابانی ابراز نگرانی کرده و تلاش دارد با تشدید اقدامات امنیتی از بروز ناآرامی‌ها جلوگیری کند.
    0 min
  • برنامه اسرائیل برای عملیات زمینی گسترده در لبنان
    طبق گزارش‌ها، اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای بزرگ‌ترین عملیات زمینی در لبنان از زمان جنگ سال ۲۰۰۶ است. به گفته یک مقام نظامی اسرائیل، هدف این عملیات نابودی کامل توانایی‌های نظامی گروه تروریستی حزب‌الله است.به نوشته باراک راوید، روزنامه‌نگار تحقیقی که برای وب‌سایت خبری آکسیوس می‌نویسد، ارتش اسرائیل ممکن است همه مناطق جنوب رود لیتانی را اشغال کند تا زیرساخت‌های گروه تروریستی حزب‌الله را از بین ببرد.
    در همین رابطه به گفته یک مقام نظامی اسرائیل، هدف این عملیات نابودی کامل توانایی‌های نظامی این گروه است. او گفته است: «ما در لبنان همان کاری را خواهیم کرد که در غزه انجام دادیم.»
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    زمینه تشدید این تنش‌ها، حمله هماهنگ گروه حزب‌الله و جمهوری اسلامی در روز چهارشنبه ۱۱ مارس عنوان شده است. در جریان این حمله‌ بیش از ۲۰۰ راکت تنها از خاک لبنان به سوی اسرائیل شلیک شد.
    ارتش اسرائیل روز جمعه نیز برای نخستین بار پلی را که بر روی رود لیتانی قرار دارد هدف قرار داد. ارتش اسرائیل اعلام کرد این پل برای اسلام‌گرایان افراطی حزب‌الله یک مسیر مهم انتقال نیرو و تجهیزات به سمت جنوب بوده و در نزدیکی آن سکوی پرتاب موشک قرار داشته است.
    بیشتر بخوانید: لبنانی‌ها برای تشدید حملات حزب‌الله و اسرائیل آماده می‌شوند
    با این حال گزارش‌ها حاکی است که بسیاری از غیرنظامیان و آوارگان نیز از این پل برای خروج از مناطق درگیری استفاده می‌کردند.
    هشدار اسرائیل به دولت لبنان
    در همین حال یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، هشدار داد اگر دولت لبنان حزب‌الله را خلع سلاح نکند، این کشور بهای سنگینی خواهد پرداخت.
    او گفت در صورتی که بیروت به تعهدات خود عمل نکند، اسرائیل ممکن است کنترل بخش‌هایی از خاک لبنان را در دست بگیرد.
    خلع سلاح حزب‌الله بخشی از توافق آتش‌بسی بود که در نوامبر ۲۰۲۴ میان اسرائیل و این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی حاصل شد.
    بیشتر بخوانید: تداوم موشک‌پرانی به اسرائیل؛ شکاف در پایگاه اجتماعی حزب‌الله
    ارتش لبنان در ژانویه اعلام کرده بود مرحله نخست خلع سلاح حزب‌الله در منطقه میان رود لیتانی و مرز اسرائیل انجام شده است. با آغاز جنگ ایران در ۲۸ فوریه، تنش میان اسرائیل و حزب‌الله بار دیگر شدت گرفته است.
    درخواست لبنان برای میانجی‌گری
    در همین حال جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، اعلام کرد به اسرائیل پیشنهاد داده است برای پایان دادن به درگیری‌ها از میانجیگران بین‌المللی استفاده شود، اما تاکنون پاسخی از سوی اسرائیل دریافت نشده است. او گفت لبنان در این شرایط دشوار به حمایت جامعه جهانی امید دارد.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز خواستار آتش‌بس شد و گفت اسرائیل و حزب‌الله باید به جنگ پایان دهند.
    بر اساس آمار مقام‌های محلی لبنان، از ۲۸ فوریه تاکنون حدود ۷۰۰ نفر در این کشور کشته شده‌اند. ارتش اسرائیل نیز از کشته شدن دو سرباز خود خبر داده است.
    0 min
  • اروپا و مشکل ایران؛ از میانجی تا نظاره‌گر
    اروپا زمانی نقشی محوری در دیپلماسی با ایران داشت و یکی از شرکای توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با تهران بود. اما بحران کنونی اتحادیه اروپا را کم‌نفوذتر از پیش می‌نمایاند. آیا اروپا به حاشیه رانده شده یا هنوز می‌تواند اثرگذار باشد؟بحثی که این هفته در پارلمان اروپا درگرفت یک نکته را روشن کرد: وقتی پای ایران در میان باشد، اروپا برای تبدیل نگرانی به نفوذ با دشواری روبه‌روست.
    بحث‌های نمایندگان پارلمان در این باره که اتحادیه اروپا چگونه باید به حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران واکنش نشان دهد، نشانه‌ای از شکاف‌های عمیقی بود که در سراسر این بلوک و در نهادهای خود اتحادیه اروپا آشکار شده است.
    تصویری که در استراسبورگ پدیدار شد، اروپایی بود که به‌شدت تحت تأثیر این بحران قرار گرفته، اما بسیار کمتر از آنچه می‌خواهد قادر به شکل دادن به آن است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    جولین بارنز-دیسی، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای روابط خارجی اروپا، می‌گوید: «اتحادیه اروپا در حال حاضر مطلقاً هیچ نقش معناداری ندارد. همین. اروپایی‌ها بی‌اهمیت شده‌اند.»
    زمانی میانجی
    اتحادیه اروپا زمانی خود را یک بازیگر مهم دیپلماتیک در قبال ایران می‌دانست. از سال ۲۰۰۶، نماینده عالی اتحادیه اروپا یعنی مسئول رسیدگی به روابط خارجی این اتحادیه، گفت‌وگوها میان واشنگتن و تهران را هماهنگ می‌کرد؛ روندی که به توافق جامع اقدام مشترک در سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، انجامید.
    هدف از این توافق، محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در ازای کاهش تحریم‌ها بود. پس از امضای توافق نیز اتحادیه اروپا کماکان هماهنگ‌کننده و مدافع اصلی آن باقی ماند.
    اکنون نظاره‌گر
    از آن زمان تاکنون خیلی چیزها تغییر کرده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در سال ۲۰۱۸ واشنگتن را از توافق خارج کرد و ضربه‌ای بزرگ به چارچوب دیپلماتیکی زد که اروپا روی آن سرمایه‌گذاری کرده بود.
    اما بارنز-دیسی معتقد است کاهش نفوذ اروپا را نمی‌توان تنها با تصمیم ترامپ توضیح داد. به گفته او، این بلوک سال‌هاست خاورمیانه را در اولویت پایین‌تری قرار داده و هم واشنگتن و هم تهران نیز به تدریج دیگر اروپایی‌ها را بازیگران اصلی نمی‌بینند. او به دویچه وله می‌گوید: «نه آمریکا و نه ایران اروپا را یک میانجی دیپلماتیک جدی و معتبر نمی‌دانند.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    مانلی میرخان، تحلیلگر متولد تهران و ساکن پاریس، نیز باور دارد که اروپا جایگاه خود را از دست داده است. با این حال او به دویچه وله می‌گوید که اروپا برای مدتی طولانی بیش از حد ساده‌لوح بوده است. به گفته او، اتحادیه اروپا با تمرکز بر دیپلماسی و تحریم، نتوانست مانع پیشرفت توانایی‌های نظامی، هسته‌ای و فناوری ایران شود.
    مشکل همیشگی: اختلاف در اروپا
    هر دو کارشناس در یک نکته هم‌نظرند: اختلافات داخلی اروپا وضعیت را بدتر کرده است. سیاست خارجی اتحادیه اروپا همچنان تا حد زیادی به اجماع میان کشورهای عضو وابسته است و در یک بحران امنیتی شتابناک، دستیابی به چنین اجماعی بسیار دشوار است.
    اسپانیا سخت‌گیرانه‌ترین موضع را اتخاذ کرده و این حملات را نقض قوانین بین‌المللی دانسته است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، ابتدا به نظر می‌رسید از هدف آمریکا و اسرائیل برای تغییر رژیم حمایت می‌کند، اما بعداً از موضع خود عقب نشست. اکنون آلمان، فرانسه و بریتانیا با تأکید بر خویشتن‌داری و در عین حال انتقاد از ایران، خواستار خویشتن‌داری بیشتر شده‌اند.
    بروکسل نیز پیام‌های ضد و نقیضی ارسال کرده است. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بر کاهش تنش‌ها تمرکز داشته، در حالی که اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، از "گذار قابل اعتماد" و "امید تازه" برای ایرانیان سخن گفته است.
    تصویر بزرگتر
    به گفته بارنز-دیسی، پیامدهای این ناهماهنگی با ضعف راهبردی اروپا تشدید شده است. او می‌گوید اروپا انرژی ژئوپولیتیکی خود را بر اوکراین متمرکز کرده است. این بلوک از رویارویی با ترامپ در موضوع ایران نیز پرهیز کرده تا همکاری در زمینه تجارت میان آمریکا و اتحادیه اروپا و نیز همکاری‌های مرتبط با جنگ روسیه علیه اوکراین تضعیف نشود.
    او می‌گوید: «اروپایی‌ها همچنان از نظر راهبردی بیش از هر چیز بر حفظ روابط فراآتلانتیک متمرکزند، زیرا می‌خواهند مطمئن شوند آمریکایی‌ها در کنارشان می‌مانند.»
    این نوعی سازش تناقض‌آمیز است. در موضوع اوکراین، اتحادیه اروپا همچنان یک بازیگر ضروری بوده و هماهنگی تحریم‌ها، کمک‌ها و حمایت نظامی را بر عهده داشته است. اما در موضوع ایران، این اتحادیه بیشتر به حاشیه رانده شده است.
    بارنز-دیسی این مسئله را به جغرافیا و اولویت‌ها نسبت می‌دهد: اوکراین به عنوان مسئله‌ای حیاتی برای امنیت اروپا در همسایگی مستقیم آن تلقی می‌شود؛ در حالی که خاورمیانه، با وجود خطرهای آشکار سرایت آن، به جایگاهی پایین‌تر در فهرست اولویت‌ها سقوط کرده است. اما این امر، همچنین حقیقتی سخت‌تر را نیز نشان می‌دهد: اروپا هنوز در استفاده راهبردی از وزن اقتصادی خود با مشکل روبه‌روست.
    در حاشیه، اما تحت تأثیر
    با این حال کنار گذاشته شدن به معنای بی‌تأثیر ماندن نیست. میرخان هشدار می‌دهد اگر ایران به شدت تضعیف شود اما ساختار سیاسی آن دست‌نخورده بماند، اروپا ممکن است هزینه سنگینی بپردازد.
    یک جنگ طولانی می‌تواند قیمت انرژی را باز هم افزایش دهد، منطقه را بی‌ثبات کند و فشارهای مهاجرتی تازه‌ای بر اروپا وارد کند. او می‌گوید: «اگر نتوانیم شرایطی برای یک گذار نسبتاً پایدار ایجاد کنیم، خطرات برای اروپایی‌ها بسیار بسیار زیاد خواهد بود.»
    نقشی هنوز امکان‌پذیر
    در اینجا دیدگاه دو تحلیلگر به‌وضوح از هم فاصله می‌گیرد. بارنز-دیسی به شدت تردید دارد که اروپا بدون تغییری عمده در اراده سیاسی بتواند نفوذ معنادار خود را بازیابد.
    اما میرخان خوش‌بین‌تر است. او معتقد است هرچند اروپا دیگر در مرحله نظامی بحران نقش محوری ندارد، اما در صورت سقوط نظام جمهوری اسلامی، می‌تواند در مرحله بعدی نقش مهمی ایفا کند: حمایت از چهره‌های مخالف، تسهیل گفت‌وگو میان آنها و کمک به شکل‌دهی چارچوبی دموکراتیک برای یک گذار احتمالی.
    به گفته این تحلیلگر ساکن پاریس، اروپا باید از "اقدامات صرفاً لفظی و نمادین" به سمت تبدیل شدن به یک "نیروی محرک واقعی" حرکت کند.
    از نظر بارنز-دیسی وضعیت روشن است. اگر این بحران آزمونی برای سنجش این باشد که آیا اتحادیه اروپا یک بازیگر ژئوپولیتیکی معنادار است یا نه، "اروپا شکست خورده است". بحران ایران بار دیگر شکاف میان بلندپروازی‌های ژئوپولیتیکی اروپا و توانایی واقعی‌اش برای عملی کردن آن را آشکار کرده است.
    به گفته مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای روابط خارجی اروپا، در موضوع اوکراین، اتحادیه اروپا نشان داده است که وقتی با صدایی واحد سخن بگوید، می‌تواند همچنان تأثیر بگذارد. در موضوع ایران اما هنوز ثابت نکرده که می‌تواند چیزی بیش از یک تماشاگر باشد.
    0 min
  • یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی درگذشت
    یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی در سن ۹۶ سالگی در شهر اشتارنبرگ آلمان درگذشت. هابرماس از مهم‌ترین متفکران دوران معاصر جامعه‌شناس، فیلسوف، نظریه‌پرداز اجتماعی و وارث مکتب فرانکفورت است.یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی روز ۱۴ مارس (۲۳ اسفند) در شهر اشتارنبرگ، واقع در ایالت بایرن درگذشت.
    هابرماس در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۲۹ در شهر دوسلدورف زاده شد. پدرش که مدیرعامل اتاق صنایع و بازرگانی شهر کلن بود، در زمان رژیم نازی در آلمان، عضو حزب ناسیونال سوسیالیست بود.
    خود هابرماس هم در نوجوانی برای مدت کوتاهی به سازمان جوانان حزب نازی پیوست. این موضوع در سال ۲۰۰۶ انگیزه‌ انتقاد‌هایی علیه هابرماس از سوی یک مجله‌ی آلمانی شد که البته بعدها فروکش کرد. هابرماس فضای خانواده‌ی خود را از نظر سیاسی "غیرانتقادی" خوانده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    اندیشمند و وارث مکتب فرانکفورت
    یورگن هابرماس تحصیلات عالی خود را در رشته‌های فلسفه، روانشناسی و ادبیات آلمانی در دانشگاه‌های گوتینگن، زوریخ و بن گذراند.
    مهم‌ترین آثار او در شهر فرانکفورت شکل گرفتند؛ جایی که کار علمی‌اش در دههٔ ۱۹۵۰ در انستیتوی تحقیقات اجتماعی نزد تئودور آدورنو آغاز شد. او در سال ۱۹۶۱ در شهر ماربورگ با اثر معروفش "دگرگونی ساختاری حوزهٔ عمومی" داری کرسی استادی دانشگاه شد.
    در سال ۱۹۵۳ مقاله‌ای از هابرماس در یکی از روزنامه‌های معتبر آلمان انتشار یافت که بحث‌انگیز بود و نام او را بر سر زبان ها انداخت. هابرماس در این مقاله، به نقد کتاب "درآمدی بر متافیزیک" مارتین هایدگر پرداخت و بخش‌هایی از آن را به عنوان "اعاده‌ حیثیت از ناسیونال سوسیالیسم" به شدت محکوم کرد.
    هابرماس همچنین در سال ۱۹۵۴ به انتشار رساله‌ای دست زد به نام "دیالکتیک خردگرایی" که بسیاری از اندیشه‌های کانونی نظریه‌ بعدی او درباره‌ی "کنش ارتباطی" در آن به چشم می‌خورد. او در این رساله میان خردگرایی تکنیکی ـ اقتصادی و خردگرایی اجتماعی کار تفاوت قائل می‌شود.
    هابرماس در سال ۱۹۶۴ کرسی فلسفه و جامعه‌شناسی ماکس هورکهایمر را در دانشگاه گوته فرانکفورت بر عهده گرفت. سخنرانی آغاز به کار او بعدها به کتاب "شناخت و علاقه" در سال ۱۹۶۸ تبدیل شد. در جریان جنبش دانشجویی آن دوران، هابرماس ابتدا به‌عنوان حامی این حرکت دیده می‌شد، اما با رادیکال شدن آن مخالفت کرد.
    در سال ۱۹۷۱ او به اشتارنبرگ در نزدیکی مونیخ رفت و تا سال ۱۹۸۱ مدیریت مؤسسه تحقیقات ماکس پلانک در اشتارنبرگ را بر عهده گرفت. هابرماس در سال ۱۹۸۱ نیز اثر مهم خود، "نظریهٔ کنش ارتباطی" را منتشر کرد.
    او در سال ۱۹۸۳ به فرانکفورت بازگشت و تا زمان بازنشستگی‌اش در سال ۱۹۹۴ دوباره استاد فلسفه در دانشگاه فرانکفورت بود.
    بیشتر بخوانید: هابرماس: واکنش اسرائیل به ترور حماس به لحاظ اصولی موجه است
    آوازه‌ جهانی او نتیجه‌ی سال‌ها استادی افتخاری در دانشگاه‌های معتبر آمریکا چون هاروارد است.
    او در سال‌های پایانی عمر نیز دربارهٔ مسائل سیاسی و اجتماعی اظهار نظر می‌کرد؛ از جمله دربارهٔ جنگ کوزوو، پژوهش‌های علوم اعصاب و همچنین تنش‌ها و منازعات دینی.
    0 min
  • درخواست چند کشور اروپایی برای بررسی ممنوعیت ورود سربازان روس
    صدراعظم آلمان به همراه هفت رئیس دیگر از دولت‌های اروپایی خواستار ممنوعیت ورود سربازان روسی به اتحادیه اروپا شده‌اند. این طرح شامل سربازانی که در جنگ علیه اوکراین شرکت داشته‌اند یا در آن مشارکت دارند، می‌شود.ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، صدها هزار سرباز را به جنگ علیه اوکراین فرستاده است. این اقدام در اتحادیه اروپا نیز به‌عنوان تهدیدی امنیتی تلقی می‌شود. اکنون چندین کشور اروپایی خواستار بررسی پیامدهای آن شده‌اند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، به همراه هفت رئیس دیگر از دولت‌های اروپایی خواستار بررسی امکان ممنوعیت ورود سربازان روسی به اتحادیه اروپا شده‌اند؛ این طرح شامل سربازانی که در جنگ علیه اوکراین شرکت داشته‌اند یا در آن مشارکت دارند، می‌شود.
    به گزارش خبرگراری آلمان، در نامه‌ای که این سیاستمداران به اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا و آنتونیو کوستا، رئیس شورای اروپا، ارسال کرده‌اند آمده است ورود احتمالی این افراد به منطقه شنگن می‌تواند خطری جدی برای امنیت داخلی باشد.
    در این نامه گفته شده است این افراد ممکن است مرتکب جرایم خشونت‌آمیز شوند، به شبکه‌های جنایی یا جنبش‌های افراطی بپیوندند یا از فعالیت‌های خصمانه روسیه حمایت کنند.
    بیشتر بخوانید: پوتین تهدید کرد عرضه گاز به اتحادیه اروپا را متوقف می‌کند
    به گفته امضاکنندگان نامه، خطر به‌ویژه از آن جهت بالا است که در میان نیروهای روسی شرکت‌کننده در جنگ اوکراین بیش از ۱۸۰ هزار محکوم کیفری حضور دارند. این افراد از زندان‌های روسیه جذب شده و به جبهه فرستاده شده‌اند.
    موضوعی برای نشست سران اتحادیه اروپا
    به باور امضاکنندگان این نامه، موضوع به‌قدری جدی است که نیازمند توجه در بالاترین سطح سیاسی و واکنشی هماهنگ در سطح اروپا است.
    به همین دلیل مرتس و رهبران استونی، فنلاند، لتونی، لیتوانی، لهستان، رومانی و سوئد قصد دارند این مسئله را در نشست سران اتحادیه اروپا که پنجشنبه آینده برگزار می‌شود، مطرح کنند.
    بیشتر بخوانید: مکرون می‌خواهد با پوتین گفت‌وگو کند؛ کرملین آماده است
    استونی چند هفته پیش نیز ابتکار اولیه‌ای برای بررسی ممنوعیت ورود این افراد ارائه کرده بود.
    در پیش نویس یک سند مربوط به ماه ژانویه که در اختیار خبرگزاری آلمان قرار گرفته، آمده است از سال ۲۰۲۲ تاکنون حدود ۱٫۵ میلیون شهروند روسیه در عملیات جنگی شرکت کرده‌اند و حدود ۶۴۰ هزار نفر از آن‌ها همچنان در میدان نبرد فعال هستند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    در این سند تأکید شده است ویژگی مشترک بسیاری از این افراد تجربه جنگی و استفاده از خشونت است، از جمله احتمال مشارکت در جنایات جنگی و دیگر اقدامات خشونت‌آمیز علیه غیرنظامیان اوکراینی.
    بر اساس این پیشنهاد، همه کشورهای اتحادیه اروپا و منطقه شنگن باید برای شهروندان روسی که در جنگ علیه اوکراین شرکت داشته‌اند ممنوعیت ورود اعمال کنند و از صدور ویزا یا اجازه اقامت برای آنان خودداری کنند.
    0 min
  • فولکس‌واگن دوباره پرفروش‌ترین خودرو در چین شد
    خودروسازی فولکس واگن آلمان در مهم‌ترین بازار خود یعنی چین، جایگاه نخست را دوباره از رقیب چینی‌اش، بی‌وای‌دی، پس گرفت. با این حال اولیور بلوم مدیرعامل شرکت فولکس واگن انتظار ندارد این وضعیت تا پایان سال ادامه داشته باشد.بازار خودرو در چین برای کمپانی فولکس‌واگن سال‌ها منبع سودهای میلیاردی بود، اما در چند سال اخیر فروش و سود این خودروساز آلمانی در آنجا کاهش یافته است.
    برند فولکس واگن در اوایل سال ۲۰۲۳، عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده خودرو در چین را به کمپانی چینی بی‌وای‌دی (BYD) واگذار کرد. یک سال بعد، در سه‌ماهه اول ۲۰۲۴، حتی کل گروه فولکس‌واگن که برندهایی مانند آئودی و پورشه را نیز شامل می‌شود، جایگاه اول را به رقیب چینی خود واگذار کرد.
    این اتفاق نوعی تغییر تاریخی محسوب می‌شد؛ زیرا از دهه ۱۹۷۰ فولکس‌واگن بازار خودروی پرجمعیت‌ترین کشور جهان را در اختیار داشت.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    به همین دلیل بازپس‌گیری رتبه اول در آمار ثبت خودروها در دو ماه نخست سال ۲۰۲۶ تا حدی غافلگیرکننده است. طبق آمار انجمن خودروسازان چین " CAAM"، شرکت‌های مشترک فولکس‌واگن با خودروسازان دولتی چین یعنی FAW Group و SAIC Motor در مجموع به سهم بازار ۱۳٫۹ درصدی رسیده‌اند.
    بیشتر بخوانید: ارزش سهام پورشه از بنز و ب‌ام‌و سبقت گرفت
    BYD به رتبه چهارم سقوط کرد
    با این سهم، فولکس‌واگن کمی جلوتر از گروه خصوصی Geely با ۱۳٫۸ درصد قرار گرفته است. پس از آن، شرکت‌های مشترک تویوتا با GAC Group و FAW با مجموع ۷٫۸ درصد در رتبه بعدی قرار دارند. شرکت چینی BYD نیز با ۷٫۱ درصد به رتبه چهارم سقوط کرده است.
    مدیرعامل فولکس‌واگن، اولیور بلومه در هنگام ارائه گزارش سالانه شرکت، قرار گرفتن در جایگاه اول بازار چین در آغاز سال را "وضعیتی غیرمعمول و موقتی" توصیف کرد و گفت احتمالاً این وضعیت تا پایان سال ادامه نخواهد داشت. به گفته او دلیل این موضوع، ضعف فعلی بازار خودروهای برقی در چین است که به‌ویژه به BYD آسیب زده است. از ابتدای سال نیز برخی یارانه‌ها و تخفیف‌های مالیاتی برای مصرف‌کنندگان پایان یافته‌اند.
    انتظار سود کمتر از فروش خودرو در چین در سال ۲۰۲۶
    اینکه فولکس‌واگن توانسته از خودروسازان داخلی چین جلو بزند، تا حدی به ساختار یک‌جانبه بازار این شرکت در چین مربوط می‌شود. بازار خودرو در چین اخیراً تقریباً به دو بخش مساوی تقسیم شده است: خودروهای احتراق داخلی (بنزینی/دیزلی) و خودروهای برقی یا برقی‌شده.
    در حالی که فولکس‌واگن در بازار خودروهای احتراقی با ۲۲ درصد سهم همچنان پیشتاز بازار است، در بخش خودروهای برقی سهمی بسیار کم و تک‌رقمی دارد.
    بنابراین، در حالی که فولکس‌واگن از رکود بازار خودروهای برقی تا حدی سود می‌برد، BYD از این موضوع آسیب می‌بیند. این شرکت که در سال ۲۰۰۳ در شهر شنژن، یکی از مراکز برتر جهانی فناوری، تأسیس شد، فقط خودروهای برقی یا پلاگین هیبریدی تولید می‌کند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    با این حال مدیران فولکس‌واگن انتظار بازگشت پایدار بازار چین به خودروهای احتراقی را ندارند. این شرکت در سال جاری قصد دارد چندین خودروی برقی جدید را که کاملاً در چین توسعه یافته‌اند، عرضه کند تا در نهایت بتواند در بازار خودروهای برقی با BYD و Geely رقابت کند.
    بیشتر بخوانید: فولکس‌واگن تولید خودروی برقی در چین را به شدت افزایش می‌دهد
    با توجه به هزینه‌های این برنامه گسترده عرضه مدل‌های جدید، آرنو آنتلیتز، مدیر مالی فولکس‌واگن پیش‌بینی می‌کند که سود این شرکت از بازار چین در سال ۲۰۲۶ حتی از سال گذشته نیز کمتر باشد.
    0 min

About دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

From the publisher's feed

Persian Homepage