فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد

By شهروز کبیریEducationArtsHistory
Download on the App Store

فروغ فرخزاد episodes

  • فروغ فرخزاد | هدیه | صدای پردیس رحیمی‌نصر

    ▨ نام شعر: هدیه

    ▨ شاعر: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ با صدای: پردیس رحیمی‌نصر

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    من از نهایت شب حرف می‌زنم

    من از نهایت تاریکی

    و از نهایت شب حرف می‌زنم


    اگر به خانه‌ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار

    و یک دریچه که از آن

    به ازدحام کوچه‌ی خوشبخت بنگرم.

    ▨ 

    فروغ فرخ‌زاد

    از دفتر شعر «تولدی دیگر»

    (شامل شعرهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲)

    2 min
  • فروغ فرخزاد | پرواز را به خاطر بسپار

    ▨ نام شعر: پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنیست

    ▨ شاعر: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ با صدای: فریدون فرخ‌زاد

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    دلم گرفته‌است

    دلم گرفته‌است


    به ایوان می‌روم و انگشتانم را

    بر پوست کشیده‌ی شب می‌کشم

    چراغ‌های رابطه تاریک‌اند

    چراغ‌های رابطه تاریک‌اند


    کسی مرا به آفتاب

    معرّفی نخواهدکرد

    کسی مرا به میهمانیِ گنجشک‌ها نخواهدبرد

    پرواز را به‌خاطر بسپار

    پرنده مُردنی‌ست

    ▨ 

    فروغ فرخ‌زاد

    از دفتر شعر تولدی دیگر (شامل شعرهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲)

    ـــــ

    پی‌نوشت: این شعر، آخرین شعر فروغ فرخزاد است.

    2 min
  • فروغ فرخزاد | آیه های زمینی

    ▨ نام شعر: آیه های زمینی

    ▨ شاعر: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ با صدای: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ موسیقی: برف روی کاج‌ها از کارن همایونفر

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    تذکر: چند سطر از شعر اصلی، در این خوانش موجود نیست. انگار پس از این خوانش، شعر کامل تر شده و بعد منتشر شده است

    ــــــــــــــــــــــــ

    آنگاه

    خورشید سرد شد

    و برکت از زمین‌ها رفت

    و سبزه‌ها به صحراها خشکیدند

    و ماهیان به دریاها خشکیدند

    و خاک مردگانش را

    زان پس به خود نپذیرفت

    شب در تمام پنجره‌های پریده رنگ

    مانند یک تصور مشکوک

    پیوسته در تراکم و طغیان بود

    و راه‌ها ادامه‌ی خود را

    در تیرگی رها کردند

    دیگر کسی به عشق نیندیشید

    دیگر کسی به فتح نیندیشید

    و هیچکس

    دیگر به هیچ‌چیز نیندیشید

    در غارهای تنهایی

    بیهودگی به دنیا آمد

    خون بوی بنگ و افیون میداد

    زن‌های باردار

    نوزادهای بی‌سر زاییدند

    و گاهواره‌ها از شرم

    به گورها پناه آوردند

    چه روزگار تلخ و سیاهی

    نان، نیروی شگفت رسالت را

    مغلوب کرده بود

    پیغمبران گرسنه و مفلوک

    از وعده‌گاه‌های الهی گریختند

    و بره‌های گمشده‌ی عیسی

    دیگر صدای هی‌هی چوپانی را

    در بهت دشت‌ها نشنیدند

    در دیدگان آینه‌ها گویی

    حرکات و رنگ‌ها و تصاویر

    وارونه منعکس می‌گشت

    و برفراز سر دلقکان پست

    و چهره‌ی وقیح فواحش

    یک هاله‌ی مقدس نورانی

    مانند چتر مشتعلی می‌سوخت

    مرداب‌های الکل

    با آن بخارهای گس ِمسموم

    انبوه بی‌تحرک روشنفکران را

    به ژرفنای خویش کشیدند

    و موش‌های موذی

    اوراق زرنگار کتب را

    در گنجه‌های کهنه جویدند

    خورشید مرده بود

    خورشید مرده بود و فردا

    در ذهن کودکان

    مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت

    آ

    7 min
  • فروغ فرخزاد | در هاویه کیست؟

    ▨ نام قطعه: در هاویه کیست؟

    ▨ شاعر: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ با صدای: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    در هاویه كیست كه تو را حمد می‌گوید ای خداوند؟


    در هاویه كیست؟

    نام تو را ای متعال خواهم سرایید

    نام تو را با عود ده تار خواهم سراييد

    زيرا كه به شكلی مهيب و عجيب ساخته شده‌ام

    استخوان‌هایم از تو پنهان نبود، وقتی كه در نهان به وجود می‌آمدم

    و در اسفل ِ زمين نقش‌بندی می‌گشتم


    در دفتر تو همگی اعضای من نوشته شده  

    و چشمان تو ای متعال، جنين مرا دیده است

    چشمان تو جنين مرا ديده است

    ▨

    فروغ فرخ‌زاد

    ـــــــــــــ

    پی‌نوشت اول: این قطعه، شعر و دکلمه فروغ فرخ‌زاد است در فیلم مستند «خانه سیاه است». فروغ در توضیح گفته که این شعر/تک‌گویی‌ها با الهام از عهد عتیق، سروده است.

    پی‌نوشت دوم: در معنی «هاویه» باید گفت که دوزخ را گویند و هفتمین و پایین‌ترین طبقه از جهنم را

    2 min
  • فروغ فرخزاد | گنجشک منفرد

    ▨ نام قطعه: گنجشک منفرد

    ▨ شاعر: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ با صدای: فروغ فرخ‌زاد

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    _________

    گفتم كاش مرا بال‌ها مثل كبوتر می‌بود

    تا پرواز كرده راحتی می‌يافتم

    هر آيينه به جايی دور می‌رفتم

    و در صحرا مأوا مي‌گزيدم

    می‌شتافتم به پناهگاهی از باد تند و طوفان شديد

    زيرا كه در زمين مشقت و شرارت ديده‌ام


    دنيا به بطالت آبستن شده و ظلم را زاييده است

    از روح تو به کجا بگریزم و از حضور تو کجا بروم؟

    اگر بال‌های باد سحر را بگیرم و در اقصای دریا ساکن شوم

    در آنجا نیز سنگینی دست تو بر من است

    مرا باده‌ی سرگردانی نوشانده‌ای

    چه مهیب است کارهای تو

    چه مهیب است کارهای تو


    از تلخی روح خود سخن می‌رانم

    از تلخی روح خود سخن می‌رانم


    هنگامی كه خاموش بودم

    جانم پوسيده می‌شد از نعره‌ای كه تمامی روز می‌زدم


    به ياد آور كه زندگي من باد است

    مانند مرغ سقای صحرا و بوم خرابه‌ها گردیده‌ام

    و چون گنجشگ بر پشت بام، منفرد نشسته‌ام

    مثل آب ریخته شده‌ام

    و مثل آنانی که از قدیم مرده‌اند

    و بر مژگانم سایه‌ی موت است

    بر مژگانم سایه‌ی موت است


    مرا ترک کن

    مرا ترک کن

    زیرا روزهایم نفسی است

    مرا ترک کن پیش از آنکه به جایی روم که از آن برگشتن نیست

    به سرزمین تاریکی غلیظ

    آه، ای خداوند، جان فاخته‌ی خود را به جانور وحشی مسپار

    به یاد آور که زندگی من باد است

    و ایام بطالت را نصیب من کرده‌ای

    و در گرداگردم آواز شادمانی و صدای آسیاب و روشنایی چراغ نابود شده است

    خوشا به حال دروگرانی که اکنون کشت را جمع می‌کنند

    و دست‌های ایشان سنبله‌ها را می‌چیند


    بیایید به آواز کسی که در بیابان ِ بیراه می‌خواند گوش دهید

    آواز کسی که آه می‌کشد و دست‌های خود را دراز کرده می‌گوید: وای بر من

    زیرا که جان من به سبب جراحاتم در من بیهوش شده است

    ▨

    فروغ فرخ‌زاد

    ـــــــــــــ

    پی‌نوشت: این قطعه، شعر و دکلمه فروغ فرخ‌زاد است در فیلم مستند «خانه سیاه است». فروغ در توضیح گفته که این شعر/تک‌گویی‌ها با الهام از عهد عتیق، سروده

    5 min

About فروغ فرخزاد

From the publisher's feed

اینجا شعرهای فروغ فرخ‌زاد را با صدای خودش خواهیم شنید.

این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.

برای دانلود شعرها به کانال…