
Sign up to save your podcasts
Or


بیشتر برنامههای ورزشی باشگاهها روی یک چیز حساب باز میکنن: اینکه آدمها تصمیمهای سال نوی خودشون رو چند هفته بیشتر ادامه نمیدن. تحقیقات هم همین رو نشون میده—بیشتر تصمیمهای سال نو، کمتر از یک ماه دووم میارن. باشگاهها کارتهای سالانه میفروشن، اما ظرفیتشون برای نصف اون جمعیت هم کافی نیست… چون خوب میدونن بیشترمون چند هفته بیشتر روی تردمیل نمیدویم.
آموزش یکی از بزرگترین لذتها و تسلیهای زندگیه. به ما چارچوبی میده برای فهمیدن دنیایی که دوروبرمونه و راهی برای اینکه در گذر زمان و فاصله، به افکار و احساسات دیگران دست پیدا کنیم. اما آموزش فقط درسخوندن نیست. یک نوع نگاهه، یک آمادگی برای دیدن جهان با کنجکاوی و حیرت بیپایان. اگر میخوای واقعاً انسانِ آموزشدیدهای باشی، باید این نگاه رو در خودت پرورش بدی. باید خودت رو به غنای تجربههای روزمرهات باز کنی، به احساساتت، به حرکت ستارهها و زبان پرندهها، به سختیها و موفقیتهای آدمها در سرزمینها و زمانهای مختلف، به هنر در دستان مکانیک و تایپیست و کودک
دکتر آنا لمبکه روانپزشک دانشگاه استنفورده.
سالها با بیماران معتاد کار کرده، ولی چیزی که توی این کتاب نشون میده، شگفتانگیزه:
تقریباً همهی ما یک جورایی معتادیم.
نه فقط به مواد یا الکل، بلکه به هر چیزی که باعث ترشح دوپامین تو مغز بشه:
گوشی، شبکههای اجتماعی، خرید، سریال، حتی کار و موفقیت.
او میگه مغز ما مثل یه ترازو با دو کفهست: کفهی لذت و کفهی درد.
وقتی کفهی لذت سنگین میشه، مغز برای تعادل، کفهی درد رو بالا میبره.
به همین خاطر بعد از یه روز پر از لذت، حس خستگی، پوچی یا بیحوصلگی سراغمون میاد.
این نه ضعف شخصیتی است، نه اتفاق تصادفی —
این عملکرد طبیعی مغزه برای حفظ تعادله.
From the publisher's feed
توسعه ی فردی با همراه کست