https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی

https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی

By محمد مصدقFictionDrama
Download on the App Store

https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی episodes

  • پشت رُل، ساعت حدودا پنج، شاید پنج و نیم داشتم یک عصر بر‌می‌گشتم از عبدالعظیم 💖 کاطم بهمنی 💖 مصدق
    پشت رُل، ساعت حدودا پنج، شاید پنج و نیم
    داشتم یک عصر بر‌می‌گشتم از عبدالعظیم
    از همان بن‌بستِ باران‌خورده پیچیدم به چپ
    از کنارت رد شدم آرام؛ گفتی: مستقیم
    زل زدی در آینه، اما مرا نشناختی
    این منم که روزگارم کرده با پیری، گریم
    رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند
    رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم
    بخت بد، برنامه، موضوعش، تغزل بود و عشق
    گفت مجری بعد بسم الله الرحمن الرحیم
    یک غزل می‌خوانم از یک شاعر خوب و جوان
    خواند تا این بیت که من گفته بودم آن قدیم
    سعی من در سر به زیری، بی‌گُمان، بی‌فایده است
    تا تو بوی زلف‌ها را می‌فرستی با نسیم
    شیشه را پایین کشیدی، رند بودی از نخست
    زیر لب گفتی خوشم می‌آید از شعر فخیم
    موج را تغییر دادم این میان، گفتی به طنز
    با تشکر از شما، راننده‌ی خوب و فهیم
    گفتم:آخِر، شعر تلخی بود؛ با یک پوزخند
    گفتی:اصلا شعر می‌فهمید؟؛ گفتم: بگذریم
    #کاظم_بهمنی
    #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    3 min
  • «صبر کن» دل چنگ میزند به تنم، صبر کن نرو تن پاره میکند کفنم، صبر کن نرو 💖 شعر و صدا امیر نجفی
    «صبر کن»
    دل چنگ میزند به تنم، صبر کن نرو
    تن پاره میکند کفنم، صبر کن نرو
    بنشین شکوفه ها همه از شاخه سرزدند
    این بار من پُر از سخنم، صبر کن نرو
    هی ها، امیدِ پَرپَرِ دلسوخته بمان
    در لحظه های آمدنم، صبر کن نرو
    صد سدِّ بوسه بر سَرِ راهت کشیده ام
    ای نوبهارِ سَد شکنم، صبر کن نرو
    سردی این قفس نفسم را بریده است
    در اضطرابِ لبم زدنم، صبر کن نرو
    حتی اگر مسافرِ راهِ قیامتی
    تا لحظه ای که جان بِکَنَم، صبر کن نرو
    شعر؛امیرنجفی 💖 #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    2 min
  • تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را 💖 کاطم بهمنی 💖 آیلار غفرانی
    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او که هرگز نتوان یافت همانندش را
    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
    غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
    از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
    هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
    مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
    مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد
    مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
    عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
    به تو اصرار نکرده است فرایندش را
    قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
    حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
    بفرستند رفیقان به تو این بندش را
    منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
    لای موهای تو گم کرد خداوندش را
    شاعر: #کاظم_بهمنی 💖 خوانش : #آیلار_غفرانی 💖 #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    4 min
  • از دو چشمت قلب من انگار چیزی خواست، نه؟ تو نباشی باز هم این قلب پابرجاست، نه؟ 💖 امیر نجفی
    . یاد
    از دو چشمت قلب من انگار چیزی خواست، نه؟
    تو نباشی باز هم این قلب پابرجاست، نه؟
    تو نباشی سینه ام تنگ است، تنگ از اضطراب
    عادتِ پروانه با بوسیدنِ گلهاست، نه؟
    دخترِ گلبرگ و شبنم، نازکن، ناز تو چون
    عشقبازی كردنِ امواج با دریاست، نه؟
    پَرسه هایم راهروهای دلت را تنگ کرد
    گفتی این بیچاره حتماً مثل شب تنهاست، نه؟
    شب که من باشم تو ماهی، ماه یعنی روشنی
    روشنی در تیرگیها همچنان زیباست، نه؟
    من مسافر میشوم یک روز، یک شب،در دلت
    بعد از آن هرجا که رفتی، یاد من آنجاست، نه؟
    شعر:#امیر_نجفی 💖 #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    2 min
  • در مجالي که برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم 💖مجتبی کاشانی 💖 محمد مصدق
    در مجالي که برايم باقيست
    باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
    که در آن همواره اول صبح
    به زباني ساده
    مهر تدريس کنند
    و بگويند خدا
    خالق زيبايي
    و سراينده ي عشق
    آفريننده ماست
     
    مهربانيست که ما را به نکويي
    دانايي
    زيبايي
    و به خود مي خواند
    جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
    دوزخي دارد – به گمانم -
    کوچک و بعيد
    در پي سودايي ست
    که ببخشد ما را
    و بفهماندمان
    ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست
    
    در مجالي که برايم باقيست
    باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
    که خرد را با عشق
    علم را با احساس
    و رياضي را با شعر
    دين را با عرفان
    همه را با تشويق تدريس کنند
    لاي انگشت کسي
    قلمي نگذارند
    و نخوانند کسي را حيوان
    و نگويند کسي را کودن
    و معلم هر روز
    روح را حاضر و غايب بکند
    
    و به جز از ايمانش
    هيچ کس چيزي را حفظ نبايد بکند
    مغز ها پر نشود چون انبار
    قلب خالي نشود از احساس
    درس هايي بدهند
    که به جاي مغز ، دل ها را تسخير کند
    از کتاب تاريخ
    جنگ را بردارند
    در کلاس انشا
    هر کسي حرف دلش را بزند
    
    غير ممکن را از خاطره ها محو کنند
    تا ، کسي بعد از اين
    باز همواره نگويد: "هرگز"
    و به آساني هم رنگ جماعت نشود
    زنگ نقاشي تکرار شود
    رنگ را در پاييز تعليم دهند
    قطره را در باران
    موج را در ساحل
    زندگي را در رفتن و برگشتن از قله کوه
    و عبادت را در خلقت خلق
    
    کار را در کندو
    و طبيعت را در جنگل و دشت
    مشق شب اين باشد
    که شبي چندين بار
    همه تکرار کنيم :
    عدل
    آزادي
    قانون
    شادي
    امتحاني بشود
    که بسنجد ما را
    تا بفهمند چقدر
    عاشق و آگه و آدم شده ايم
    
    در مجالي که برايم باقيست
    باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
    که در آن آخر وقت
    به زباني ساده شعر تدريس کنند
    و بگويند که تا فردا صبح 
    خالق عشق نگهدار شما
    💖 #مجتبی_کاشانی #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    5 min
  • باز کن در را دو چشم پر شراب آورده ام از سر کوه بلند تاک آب آورده ام 💖 مهدی فرجی 💖 آیلار غفرانی
    باز کن در را دو چشم پر شراب آورده ام
    از سر کوه بلند تاک آب آورده ام
    آنقَدَر داغم که آتش نيست….نورم را ببين!
    شعله را پايين بکش من آفتاب آورده ام
    ميزهايت را به چای تيره نازيبا نکن
    خمره ای آبستنِ سرخيٌ ناب آورده ام
    پلک ها را میپراند، چشمها را می بَرد
    داروی بيداری و جادوی خواب آورده ام
    سوره هايم جام ها و آيه هايم جرعه هاست
    وحی نازل از ازل دارم کتاب آورده ام
    قهوه چی! ديوانه ميگويی به من اما مگر ـ
    حال تو خوب است و من حال خراب آورده ام
    بد حسابی کرده ام ،دستم ولی امشب پُر است
    صبر کن لب تر کنم حرف حساب آورده ام
    من سرم داغ است و مستی در دلم قُل ميزند
    جام آتش روی قليان شراب آورده ام
    باز کن…من خنده های مشتريهای تو را
    پشت در با گريه ساعت هاست تاب آورده ام…
    شعر#مهدی_فرجی
    خوانش:آیلار غفرانی
    @ailar__ghofrani. 💖 #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    4 min
  • بشر در گوشه ی محراب خواهش های جان افروز 💖 فریدون مشیری 💖 محمد مصدق
    بشر در گوشه ی محراب خواهش های جان افروز
    نشسته در پس سجاده ی صد نقش حسرت های هستی سوز
    به دستی خوشه ی پربار تسبیح تمناهای رنگارنگ
    نگاهی می کند سوی خدا از آروز لبریز-
    به زاری از ته دل : یک دلم میخواست می گوید
    شب و روزش دریغ رفته و ایکاش آینده است
    من امشب هفت شهر آرزوهایم چراغان است
    زمین آسمانم نور باران است
    کبوترهای رنگین بال خواهش ها
    بهشت پر گل اندیشه هام را زیر پر دارند
    صفای معبد هستی تماشائی ست:
    زهر سو نوشخند اختران در چلچراغ ماه می ریزد
    جهان در خواب
    تنها من در این معبد در این محراب:
    دلم می خواست:بند از پای جانم باز می کردند
    که من تا روی بام ابرها پرواز می کردم
    از آنجا با کمند کهکشان تا آسمان عرش می رفتم
    در آن درگاه درد خویش را فریاد می کردم
    که کاخ صدستون کبریا لرزد
    مگر یک شب از این شب های بی فرجام
    زیک فریاد بی هنگام
    به روی پرنیان آسمان-خواب در چشم خدا لرزد
    دلم میخواست: دنیا رنگ دیگر بود
    خدا با بنده هایش مهربان تر بود
    ازین بیچاره مردم یاد می فرمود
    دلم میخواست زنجیری گران از بارگاه خویش می آویخت
    که مظلومان خدا را پای آن زنجیر
    زدرد خویشتن آگاه می کردند
    چه شیرین است:وقتی بیگناهی داد خود را از خدای خویش می گیرد
    چه شیرین است اما من
    دلم میخواست:اهل زور وزر ناآگاه
    زهر سو راه مردم را نمی بستند و زنجیر خدا را نمی چیدند
    دلم میخواست:دنیا خانه ی مهر و محبت بود
    دلم میخواست:مردم در همه احوال با هم آشتی بودند
    طمع در مال یکدیگر نمی کردند
    کمر بر قتل یکدیگر نمی بستند
    مراد خویش را در نامرادیهای یکدیگر نمی جستند
    از این خون ریختن ها فتنه ها پرهیز می کردند
    چو کفتاران خون آشام کمتر چنگ و دندان تیز می کردند
    چه شیرین است وقتی سینه ها از مهر آکنده است
    چه شیرین است وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابنده است
    چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است
    دلم میخواست: دست مرگ را از دامن امید ما کوتاه می کردند
    در این دنیای بی آغاز و بی پایان
    در این صحرا که جز گرد و غبار از ما نمی ماند
    خدا زین تلخکامی های بی هنگام بس می کرد
    نمی گویم پرستوی زمان را در قفس می کرد
    نمی گویم به هرکس عمر جاودان می داد
    نمی گویم به هرکس عیش و نوش رایگان میداد
    همین ده روز هستی را امان می داد!!
    دلش را ناله ی تلخ سیه روزان تکان می داد
    دلم میخواست:عشقم را نمی کشتند
    صفای آروزیم را-که چون خورشید تابان بود-می دیدند
    چنین از شاخسار هستیم آسان نمی چیدند
    گل عشقی چنان شاداب را پرپر نمی کردند
    به باد نامرادی ها نمیدادند
    به صد یاری نمی خواندند
    به صد خواری نمی راندند
    چنین تنها به صحراهای بی پایان اندوهم نمی بردند
    دلم میخواست:یک بار دیگر او را در کنار خویش
    به یاد اولین دیدار در چشم سیاهش خیره می ماندم
    دلم یکبار دیگر همچو دیدار نخستین پیش پایش دست و پا می زد
    شراب اولین لبخند در جام وجودم   های و هو می کرد
    غم گرمش نهانگاه دلم را جستجو می کرد
    دلم میخواست:دست عشق-چون روز نخستین-مستی ام را زیر و رو می کرد
    دلم میخواست:سقف معبد هستی فرو می ریخت
    پلیدی ها و زشتی ها به زیر خاک می ماندند
     
    بهاری جاودان آغوش وامی کرد
    جهان در موجی از زیبایی و خوبی آشنا می کرد
    بهشت عشق می خندید
    به روی آسمان آبی آرام
    پرستو های مهرو دوستی پرواز می کردند.
    به روی بام ها ناقوس ازادی صدا می کرد...
    مگو:(این آرزو خام است)
    مگو:(روح بشر همواره سرگردان و ناکام است)
    اگر این کهکشان از هم نمی پاشد
    وگر این آسمان در هم نمی ریزد
    بیا تا ما:(فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم)
    به شادی:(گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم)
     
    #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    6 min
  • شهره شدیم از برکات ستم چشم خدایان زمین کور شد بر تن این شهرِ پُراز آبله💖 مریم ناطمی💖آیلار غفرانی
    شهره شدیم از برکات ستم
    چشم خدایان زمین کور شد
    بر تن این شهرِ پُراز آبله
    صافیِ ما وصله ی ناجور شد
    سفره ی ماخالی و دلها پُراست
    حرف عدالت شده جرمی بزرگ
    برّه نبودیم که سازش کنیم
    با سگ و با گله و چوپان و گرگ
    جانِ پدر در گروِ نان شب
    حاصلِ عمرش ،همه بر باد رفت
    سوخته شد مهره ی اقبال او
    قرعه به نامش که نیفتاد... رفت
    مزرعه ی یاد پدر سبز شد
    بعد پدر وارثِ دردش منم
    اهل توافق ابداً نیستم
    زخم عمیقیست به روی تنم
    زخم من از دشمنِ بیگانه نیست
    زخم من از خونِ پدر خوردن است
    علتِ تدفینِ تنِ زنده ام
    از عرقِ شرمِ پدر ..مردن است
    در سر من فکرِ عقاب است وبس
    خسته ام از پچ پچِ لالِ کلاغ !
    قاعده ی صلحِ من اینگونه نیست
    خواندنِ یاسین.. درِ گوشِ الاغ
    فلسفه ی جنگ، مرامِ من است
    جنگ برای عرقِ کارگر
    شعله وراست آتش این دشمنی
    تا که بسوزد طمع خشک وتر
    شاعر: #مریم_ناظمی
    خوانش:#آیلار غفرانی 💖 #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    3 min
  • خدایا ! پر از کینه شد سینه ام چو شب رنگ درد و دریغا گرفت 💖 مهدی اخوان ثالت 💖 امیر نجفی
    خدایا ! پر از کینه شد سینه ام
    چو شب رنگ درد و دریغا گرفت
    دل پاکروتر از آیینه ام
    ...
     مگر پشت این پرده ی آبگون
    تو ننشسته ای بر سریر سپهر
    به دست اندرت رشته ی چند و چون ؟
    ...
    فرود آی از آن بارگاه بلند
    رها کرده ی خویشتن را ببین
    ...
    گزارشگران تو گویا دگر
    زبانشان فسرده ست ، یا روز و شب
    دروغ و دروغ آورندت خبر
    کسی دیگر اینجا تو را بنده نیست
    درین کهنه محراب تاریک ، بس
     فریبنده هست و پرستنده نیست
     علی رفت ، زردشت فرمند خفت
    شبان تو گم گشت ، و بودای پاک
     رخ اندر شبی جاودانی نهفت
    نمانده ست جز من کسی بر زمین
    دگر ناکسانند و نامردمان
    بلند آستان و پلید آستین
    همه باغها پیر و پژمرده اند
    همه راهها مانده بی رهگذر
    همه شمع و قندیلها مرده اند
    اگر مرده ای ، جانشین تو کیست ؟
    که پرسد ؟ که جوید ؟ که فرمان دهد ؟
    وگر زنده ای ، کاین پسندیده نیست!
    مگر صخره های سپهر بلند
    که بودند روزی به فرمان تو
    سر از امر و نهی تو پیچیده اند ؟
    مگر مهر و توفان و آب ، ای خدا
    دگر نیست در پنجه ی پیر تو ؟
    که گویی : بسوز و بروب و برآی
    گذشت ، آی پیر پریشان ! بس است
     بمیران ، که دونند ، و کمتر ز دون
    بسوزان ، که پستند ، و ز آن سوی پست
    یکی بشنو این نعره ی خشم را
    برای که بر پا نگه داشتی
    زمینی چنین بی حیا چشم را ؟
    گر این بردباری برای من است
    نخواهم من این صبر و سنگ تو را
    نبینی که دیگر نه جای من است ؟
    ....
    خدایا ! غم آلوده شد خانه ام
    پر از خشم و خون است و درد و دریغ
    دل خسته ی پیر دیوانه ام
     
    #مهدی_اخوان_ثالث ثالث#رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    3 min
  • «علی اسفندیاری» مشهور به «نیما یوشیج»💖💖 ( ۲۱ آبان ۱۲۷۶ – درگذشتهٔ ۱۳ دی ۱۳۳۸) بنیان‌ گذار شعر نو
    «علی اسفندیاری» مشهور به «نیما یوشیج» (زادهٔ ۲۱ آبان ۱۲۷۶ – درگذشتهٔ ۱۳ دی ۱۳۳۸) شاعر معاصر و بنیان‌گذار شعر نو، ملقب به «پدر شعر نو» فارسی است. #ایران_صدا#رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
    1 hr 46 min

About https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی

From the publisher's feed

سلام دوستان همراه.......شاعران پارسی زحمات زیادی جهت خلق اشعار بی نظیر و بی بدیل پارسی نمودند اما به دلایل مختلف از جمله ضیق وقت در جهان مدرن امروز بسیاری از این آثار خارج از دسترس دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی قرار گرفته است . در این پادکست سعی براین است تا بقدر بضاعت از این سرچشمه ی عسل نوشیده به دوستداران شعر و غرل بنیوشانم .💖💖 محمد مصدق فروردین ۹۹

More shows like https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,891 Listeners

پادکست آرامش by arameshpodcast.com

پادکست آرامش

303 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

488 Listeners