
Sign up to save your podcasts
Or


در موسم گل خاموشیم - اجرای خصوصی مجتبی عسگری و سامان صادقیان
اجرای خصوصی در ماهور
فروردین ماه ۱۳۹۹
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
نیست در کس کرم و وقت طرب میگذرد
چاره آن است که سجاده به می بفروشیم
خوش هواییست فرح بخش خدایا بفرست
نازنینی که به رویش می گلگون نوشیم
گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی
لاجرم ز آتش حرمان و هوس میجوشیم
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره نه به خود میپویم
در پس آینه طوطی صفتم داشتهاند
آن چه استاد ازل گفت بگو میگویم
من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست
که از آن دست که او میپروردم میرویم
دوستان عیب من بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است
میسرایم به شب و وقت سحر میمویم
حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی
گو مکن عیب که من مشک ختن میبویم
https://khosousi.com/?p=17549
دلبرانه
اجرای خصوصی در ماهور | ۶ آبان ۱۳۶۷
آواز: محمدرضا شجریان
تار: حمید طاهرزاده
نی: جمشید عندلیبی
تنبک: مرتضی اعیان
نسخهای که از این اجرا داشتیم نویز فراوانی دارد. هر دو فایل پالایش شده و فایل اصلی رو در زیر قرار دادهایم. دوستان اگر نسخهی بهتری ازین اجرا در اختیار دارید لطفا با ما به اشتراک بگذارید.
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
******
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت
نیست چون آینهام روی ز آهن چه کنم
مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم
******
حال خونین دلان که گوید باز
وز فلک خون خم که جوید باز
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
دانلود از سایت خصوصی:
Khosousi.com/?p=17490
هنر بداههنوازی در بیات اصفهان
سهتار و آواز: محمدرضا لطفی
تنبک و دف: هومان پورمهدی
اجرای مینیاپلیس، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۰
سپاس فراوان از جناب پورمهدی عزیز که این اجرای منتشر نشده را برای ما ارسال کردند.قبلا بخش همایون این کنسرت را قرار داده بودیم. حالا بخش بیات اصفهان این اجرا را میشنویم.
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینهها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
که چون شکنج ورقهای غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
خدا را کم نشین با خرقه پوشان
رخ از رندان بیسامان مپوشان
در این خرقه بسی آلودگی هست
خوشا وقت قبای می فروشان
در این صوفی وشان دردی ندیدم
که صافی باد عیش دردنوشان
چو مستم کردهای مستور منشین
چو نوشم دادهای زهرم منوشان
ز دلگرمی حافظ بر حذر باش
که دارد سینهای چون دیگ جوشان
حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل
شعله نور آن قمر میزد از شکاف در
بر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل
موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دل
کوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل
عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند
گردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل
رفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغله
خلق گسسته سلسله از طرف پیام دل
نور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرش
روح نشسته بر درش مینگرد به بام دل
جمله کون مست دل گشته زبون به دست دل
مرحلههای نه فلک هست یقین دو گام دل
https://khosousi.com/the-art-of-improvisation-in-esfahan-lotfi-pourmehdi/
شبگرد – اجرای خصوصی محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر
بداههنوازی و بداههخوانی در افشاری و بیات زند
با سپاس فراوان از کانال تلگرام آوای دوست برای ارسال این اجراها
فراقنامه - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان، هوشنگ بهشتی، حسن کسایی و محمد موسوی
اجرای خصوصی در منزل شاطر رمضان
نوازندهی نی این اجرا جناب حسن کسایی هستند و نوازندهی سهتار هم جناب محمد موسوی
ابیات ابتدایی را هم جناب هوشنگ بهشتی میخوانند
از آرشیو جناب گلشن ابراهیمی
خواستم از دلبری دو بوسه و گفتم
تربیتی کن به آب لطف خسی را
گفت یکی بس بود و گر دو ستانی
فتنه شود، آزمودهایم بسی را
عمر دوبارهست بوسهی من و هرگز
عمر دوباره ندادهاند کسی را
*****
بیا که نوبت صلحست و دوستی و عنایت
به شرط آن که نگوییم از آن چه رفت حکایت
بر این یکی شده بودم که گرد عشق نگردم
قضای عشق درآمد بدوخت چشم درایت
ملامت من مسکین کسی کند که نداند
که عشق تا به چه حدست و حسن تا به چه غایت
مرا به دست تو خوشتر هلاک جان گرامی
هزار باره که رفتن به دیگری به حمایت
کمال حسن وجودت به وصف راست نیاید
مگر هم آینه گوید چنان که هست حکایت
مرا سخن به نهایت رسید و فکر به پایان
هنوز وصف جمالت نمیرسد به نهایت
گلهای ایرج - برگ سبز شمارهی ۲۴۱
در دستگاه ماهور
ایرج
نی: حسن کسایی
تار: جلیل شهناز
کمانچه: علیاصغر بهاری
تمبک: امیرناصر افتتاح
گوینده: فیروزه امیرمعز
شعر آواز: توحید شیرازی
بازی زلف تو امشب به سر شانه ز چیست
خانه بر هم زدن این دل دیوانه ز چیست
حالت سوخته را سوخته دل داند و بس
شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست
اجرای خصوصی در شور
خوانندگان: مهستی و محمدرضا شجریان
ویولن: حبیبالله بدیعی
سنتور: منصور صارمی
تنبک: جهانگیر ملک
سخنان محمدجلیل عندلیبی دربارهی این اجرا:
دوستان این اجرای خصوصی استاد شجریان از این لحاظ اهمیت داره که باتمام آوازهای قبلی ایشان هم از جهت چپ کوک خواندن و هم سبک آوازی کاملا متمایز است.
از تو ای بلای جان گذشتم
از تو ای نامهربان گذشتم
قصه شیرین دل تموم شد
عمر من به پای تو حروم شد
قصه شیرین دل تموم شد
عمر من به پای تو حروم شد
چه کردم و تو با دلم چه کردی
به گریه هام چه خنده ها نکردی
رها کن این دلی که از تو سیره
بذار دیگه به درد خود بمیره
این دل هرزه گردتو
قلب سیاه و سردتو
بردار از این خونه برو
از دل دیوونه برو
من این دلو به هر کسی نبستم
غرورمو به زیر پا شکستم
به پای اون شکسته ها نشستم
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی
مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که تو خوانی
تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت
ز پردهها به درافتاد رازهای نهانی
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
خوشهچین - اجرای خصوصی شجریان، موسوی، شهناز، پازوکی و ساغری
اجرای خصوصی به تاریخ ۱۲ دی ماه سال ۱۳۶۱
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
بجز صبا و شمالم نمیشناسد کس
عزیز من که بجز باد نیست دمسازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز با صنمی طفل عشق میبازم
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگیست غمازم
سحرگه رهروی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی
درون ها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکند خلوت نشینی
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشهچینی
مو که افسرده حالم چون ننالم
شکسته پر و بالم چون ننالم
همه گویند فلانی ناله کم کن
ته آیی در خیالم چون ننالم
دلی دیرم که بهبودش نمی بو
نصیحت میکرم سودش نمی بو
به بادش میدهم نش می بره باد
بر آتش مینهم دودش نمی بو
نمیدونم دلم دیوانهی کیست
اسیر نرگس مستانهی کیست
نمیدونم دل سر گشتهی مو
کجا میگردد و در خونهی کیست
دانلود از سایت خصوصی:
Khosousi.com/?p=4020
گلهای ایرج - برگ سبز شمارهی ۲۲۵
در مایه بیات ترک
ایرج
نی: حسن کسایی
تار: جلیل شهناز
تنبک: امیرناصر افتتاح
گوینده: روشنک
شعر آواز: بابا فغانی
زلف بتان - اجرای خصوصی محمودی خوانساری و رسول بزرگزاد
اجرای خصوصی در سهگاه، اواخر دی ماه ۱۳۴۳
در منزل سید جواد ذبیحی
ای خوش به یاد روی تو تنها گریستن
از شوق همچو شمع ، سراپا گریستن
آنجا که جهل مایه تمکین و سروریست
باید به روز مردم دانا گریستن
هر گریهای نشانهی طوفان شوق نیست
فرق است بین گریه من تا گریستن
زاهد به داغ مُهر تو این شرط مهر نیست
پنهان قرین عشرت و پیدا گریستن
بس در سر زلف بتان جا کردی ای دل
ما را میان خلق رسوا کردی ای دل
غافل مرا از فکر فردا کری ای دل
تا از کجا ما را تو پیدا کردی ای دل
روزم سیه حالم تبه کردی تو کردی
ای دل بسوزی هر گنه کردی تو کردی
ای دل بلا ای دل بلا ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دایم مبتلایی
مجنون شوی دیوانه ام کردی تو کردی
دیوانه جان آخر چهای کار کجایی
ای آشنا طریقه بیگانه پروریست
با غیر خنده کردن و با ما گریستن
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند
پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ
کاین همه نمیارزد شغل عالم فانی
یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی
کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی
باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد
گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی
دانلود از سایت خصوصی:
Khosousi.com/?p=17255
From the publisher's feed

850 Listeners

7,892 Listeners

27 Listeners

4,227 Listeners

62 Listeners