بخش ۱ از (ایرج میرزا » مثنویها » زهره و منوچهر) را با خوانش سبحان بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 1.48 مگابایت) دریافت کنید.
تازه گُلِ آتَشیِ مُشک بوی
شُسته ز شبنم به چمن دست و روی
تا که کند خشک بدان رویِ تر
نایب اوّل به وِجاهت چو ماه
صاحبِ شمشیر و نشان در جمال
نَیِّر و رَخَشان چو شَبه چَکمهاش
خفته یکی شیر به هر تُکمهاش
وان لبه بر شکلِ مَهِ یک شبه
بافته بر گردنِ جانها کمند
نامِ کمندش شده واکسیل بند
تازهتر از شاخِ گل اندامِ او
چشم بمالید و برآمد ز خواب
با رخِ تابندهتر از آفتاب
روز چو روزِ خوشِ آدینه بود
خواست به میلِ دل و وفقِ مرام
روزِ خوشِ خویش رسانَد به شام
چون ز هوسهایِ فزون از شمار
اسب طلب کرد و تفنگ و فشنگ
تاخت به صحرا پیِ نخجیر و رنگ
رفت کند هرچه مَرال است و میش
برخیِ بازویِ توانایِ خویش