شمارهٔ ۱۲۶ - گل بی عیب از (پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 4.63 مگابایت) دریافت کنید.
کاینهمه خار به گرد تو چراست
همنشین بودن با خار، خطاست
هر که پیوند تو جوید، خوار است
هر که نزدیک تو آید، رسواست
حاجب قصر تو، هر روز خسی است
به سر کوی تو هر شب، غوغاست
خار دیدیم همی از چپ و راست
خلوت انس و وثاق تو کجاست؟
خار گاهم سر و گه پای بخسب
همنشین تو عجب بی سر و پاست!
خار در مهد تو در نشو و نماست؟
زانکه یک ره خوش و یکدم زیباست
"آن خوشی کز تو گریزد، چه خوشیست؟
آن صفائی که نماند، چه صفاست؟
"ناگریز است گل از صحبت خار
"ما شکفتیم که پژمرده شویم
گل سرخی که دو شب ماند، گیاست
"عاقبت، خوارتر از خار شود
این گل تازه که محبوب شماست
"رو، گلی جوی که همواره خوشست
"این چنین خواستهٔ بیغش را
"ما چو رفتیم، گل دیگر هست
ذات حق، بیخلل و بیهمتاست
"همه را کشتی نسیان، کشتیست
همه را راه به دریای فناست
"چه توان داشت جز این چشم ز دهر؟
چه توان کرد؟ فلک بیپرواست
که ز وزن همه کس، خواهد کاست
"ره آن پوی که پیدایش ازوست
لیک با اینهمه، خود ناپیداست
"نتوان گفت که خار از چه دمید
خار را نیز درین باغ، بهاست
"چرخ با هر که نشاندت، بنشین
هر چه را خواجه روا دید، رواست
"بنده، شایستهٔ تنهایی نیست
وانچه برجاست، شبه یا میناست
"خلوتی خواه، کز اغیار تهیست
دولتی جوی، که بیچون و چراست
گل بی علت و بی عیب، خداست"