بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را از (مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 5.53 مگابایت) دریافت کنید.
شه چو عجز آن حکیمان را بدید
سجدهگاه از اشکِ شه پُر آب شد
چون به خویش آمد ز غَرقاب فنا
خوش زبان بگشاد در مدح و دعا
کای کمینه بخشِشَت مُلک جهان
من چه گویم چون تو میدانی نهان
بار دیگر ما غلط کردیم راه
لیک گفتی گرچه میدانم سِرَت
زود هم پیدا کُنَش بر ظاهرت
چون برآورد از میانِ جان خروش
اندر آمد بحرِ بخشایش به جوش
درمیان گریه خوابش دَر رُبود
دید در خواب او که پیری رو نمود
گفت ای شه مژده، حاجاتت رواست
گر غریبی آیدت فردا، ز ماست
چونکه آید او حکیمی حاذقست
صادقش دان کو امین و صادقست
در علاجَش سِحرِ مطلق را ببین
در مزاجش قدرتِ حق را ببین
چون رسید آن وعدهگاه و روز شد
تا ببیند آنچه بنمودند سِر
دید شخصی کاملی پُر مایهای
میرسید از دور مانند هلال
نیست بود و هست بر شکلِ خیال
نیستوش باشد خیال اندر روان
تو جهانی بر خیالی بین روان
آن خیالاتی که دام اولیاست
عکسِ مهرویانِ بُستانِ خداست
آن خیالی که شه اندر خواب دید
شه به جای حاجبان فا پیش رفت
پیش آن مهمانِ غیبِ خویش رفت
هر دو جان بیدوختن بردوخته
گفت معشوقم تو بودستی نه آن
لیک کار از کار خیزد در جهان
ای مرا تو مصطفی من چو عُمَر