بخش ۱۵ - حکایت روزه در حال طفولیت از (سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت) را با خوانش امیر اثنی عشری بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 12.60 مگابایت) دریافت کنید.
به طفلی درم رغبت روزه خاست
ندانستمی چپ کدام است و راست
همی شستن آموختم دست و روی
که بسم الله اول به سنت بگوی
پس آن گه دهن شوی و بینی سه بار
به سبابه دندان پیشین بمال
که نهی است در روزه بعد از زوال
وز آن پس سه مشت آب بر روی زن
دگر دستها تا به مرفق بشوی
ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی
دگر مسح سر، بعد از آن غسل پای
همین است و ختمش به نام خدای
کس از من نداند در این شیوه به
نبینی که فرتوت شد پیر ده؟
بگفتند با دهخدای آنچه گفت
نخست آنچه گویی به مردم بکن
نه مسواک در روزه گفتی خطاست
بنی آدم مرده خوردن رواست؟
بشوی آن که از خوردنیها بشست
کسی را که نام آمد اندر میان
به نیکوترین نام و نعتش بخوان
چو همواره گویی که مردم خرند
مبر ظن که نامت چو مردم برند
چنان گوی سیرت به کوی اندرم
که گفتن توانی به روی اندرم
وگر شرمت از دیدهٔ ناظر است
نه ای بیبصر، غیب دان حاضر است؟
کز او فارغ و شرم داری ز من؟