خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
به دو نقش و به دو صورت؛ به یکی جان، من و تو
instagram: Neda_hangami_coach
☀️
به نیت عدد ۲۰۳ این اپیزود
غزل ۲۰۳ از غزلیات شمس رو اینجا میذارم:
آمد بهار خرم آمد نگار ما
چون صد هزار تنگ شکر در کنار ما ✨
آمد مهی که مجلس جان زو منورست
تا بشکند ز باده گلگون خمار ما ✨
شاد آمدی بیا و ملوکانه آمدی
ای سرو گلستان چمن و لاله زار ما✨
پاینده باش ای مه و پاینده عمر باش
در بیشه جهان ز برای شکار ما✨
دریا به جوش از تو که بیمثل گوهری
کهسار در خروش که ای یار غار ما✨
در روز بزم ساقی دریاعطای ما
در روز رزم شیر نر و ذوالفقار ما✨
چونی در این غریبی و چونی در این سفر
برخیز تا رویم به سوی دیار ما✨
ما را به مشک و خم و سبوها قرار نیست
ما را کشان کنید سوی جویبار ما✨
سوی پری رخی که بر آن چشمها نشست
آرام عقل مست و دل بیقرار ما✨
شد ماه در گدازش سوداش همچو ما
شد آفتاب از رخ او یادگار ما✨
ای رونق صباح و صبوح ظریف ما
وی دولت پیاپی بیش از شمار ما✨
هر چند سخت مستی سستی مکن بگیر
کارزد به هر چه گویی خمر و خمار ما✨
جامی چو آفتاب پرآتش بگیر زود
درکش به روی چون قمر شهریار ما✨
این نیم کاره ماند و دل من ز کار شد
کار او کند که هست خداوندگار ما✨